خانه / مطالب ویژه / حکم خروج بر حاکم کشوری (مسلمان و یا غیر مسلمان)‏ – 9

حکم خروج بر حاکم کشوری (مسلمان و یا غیر مسلمان)‏ – 9

جايگاه حاكم در نظام هستي

 

دسته ديگر از رواياتي كه در باره حاكم آمده، جايگاه و موقعيت او را در نظام هستي بيان مي‌كنند:

حاكمان سپر بلا هستند:

 طبراني در كتاب «المعجم الكبير»، از عمر بن خطاب رضی الله عنه روايت كرده است:

عن الْمِقْدَامُ بن مَعَدِي كَرِبَ وأبو أمامة أَنَّ رَجُلا أتى رَسُولَ اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وَسَلَّمْ فقال يا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا هذا الأَمْرُ إِلا في قَوْمِكَ قال بَلَى قال فَوَصِّهِمْ بنا فقال لِقُرَيْشٍ إني أُحَذِّرُكُمِ اللَّهَ أَنْ تَشُقُّوا على أُمَّتِي من بَعْدِي ثُمَّ قال لِلنَّاسِ سَيَكُونُ من بَعْدِي أُمَرَاءُ فَأَدُّوا إِلَيْهِمْ طَاعَتَهُمْ فإن الأَمِيرَ مِثْلُ الْمِجَنِّ يُتَّقَى بِهِ فَإِنْ صَلَحُوا وتقوا (واتقوا) وَأَمَرُوكُمْ بِخَيْرٍ فَلَكُمْ وَلَهُمْ وَإِنْ أَسَاؤُوا وَأَمَرُوكُمْ فَعَلَيْهِمْ وَأَنْتُمْ منهم براءة (براء) وَإِنَّ الأَمْرَ إذا ابْتَغَى الرِّيبَةَ في أَفْسَدَهُمْ.

الطبراني، ابوالقاسم سليمان بن أحمد بن أيوب (متوفاى360هـ)، المعجم الكبير، ج 8، ص 108، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء – الموصل، الطبعة: الثانية، 1404هـ – 1983م

مردي خدمت رسول خدا صلي الله عليه وسلم آمد و گفت اي رسول خدا ! آيا امر جانشيني و خلافت در ميان قومت هست؟ فرمود:‌ بلي، عرض كرد: پس در باره آنها براي توصيه كن. رسول خدا فرمود: اين امر مال قريش است، همانا من به شما هشدار مي‌دهم از اين كه بعد از من در ميان امت من اختلاف كنيد.پس از آن براي مردم فرمود: بعد از من به زودي اميراني ميايند؛ از آنان اطاعت كنيد؛ چرا كه امير همانند سپري است كه انسان را نگهميدارد. اگر آنها صالح  و با تقوا بودند و شما را به خوبي‌ها دستور دادند به نفع شما و آنها است. و اگر بد بودند و به شما دستور دادند بر ضرر آنها است و شما گناهي نداريد….

 

اطاعت از حاكمان ظالم واجب است

در روايت صحيح مسلم آمده است كه رسول خدا صلي الله عليه و سلّم فرمود: از حاكماني كه حقوق مردم را پايمال كند و در حق آنان ظلم روا دارند نيز اطاعت كنيد و سخنان شان را بشنويد:

عن سَلَمَةُ بن يَزِيدَ الْجُعْفِيُّ عَن رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فقال يا نَبِيَّ اللَّهِ أَرَأَيْتَ إن قَامَتْ عَلَيْنَا أُمَرَاءُ يَسْأَلُونَا حَقَّهُمْ وَيَمْنَعُونَا حَقَّنَا فما تَأْمُرُنَا فَأَعْرَضَ عنه ثُمَّ سَأَلَهُ فَأَعْرَضَ عنه ثُمَّ سَأَلَهُ في الثَّانِيَةِ أو في الثَّالِثَةِ فَجَذَبَهُ الْأَشْعَثُ بن قَيْسٍ وقال اسْمَعُوا وَأَطِيعُوا فَإِنَّمَا عليهم ما حُمِّلُوا وَعَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ. صحيح مسلم

سلمه بن يزيد جعفي مي‌گويد: از رسول خدا سؤال كردم: اى پيامبر! اگر اميرانى بر ما حاكم شدند كه حق خودشان را از ما بگيرند، ولى حقى را كه ما مى‏خواهيم، به ما ندهند، تكليف ما چيست؟ پيامبر رويش را برگرداند و اعتناء نكرد. باز سؤال كردم و پيامبر اعتنايى نكرد. باز سؤال خود را تكرار كردم، در اين حال اشعث بن قيس او را به طرفى كشيد كه ديگر سخن نگويد. در اين حال رسول خدا فرمود: بشنويد و اطاعت كنيد؛ زيرا وظيفه آنان بر عهده خود آنهاست و شما هم تكليف خودتان را داريد.

مضمون اين روايت، در روايت فوق هم آمده است كه فرمود:

تَسْمَعُ وَتُطِيعُ لِلْأَمِيرِ وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُكَ وَأُخِذَ مَالُكَ فَاسْمَعْ وَأَطِعْ.

و هردو روايت هم در صحيح مسلم، صحيح ترين كتابهاي اهل سنت آمده است..

 

آثار وضعي مخالفت با حاكم در دنيا و آخرت

حال اگر كسي با حاكم زمانش مخالفت كرد و عليه او خروج نمود، در اين دنيا آثار وضعي نيز در پي دارد. دسته‌اي از روايات باب، اين آثار را بيان مي‌كنند.

1. خداوند خروج گنندگان بر حاكم را در دنيا ذليل مي‌كند:

يكي از آثار خروج بر حاكم اين است كه فرد خروج كننده قبل از اين كه از دنيا برود، خداوند او را ذليل و خوار مي ‌كند.

روايت حذيفه:

عبد الرزاق صنعاني در كتاب «المصنف»، از حذيفه نقل كرده است:

قَالَ حُذَيْفَةُ: «مَا مَشَى قَوْمٌ إِلَى سُلْطَانِ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ لِيُذِلُّوهُ، إِلَّا أَذَلَّهُمُ اللَّهُ قَبْلَ أَنْ يَمُوتُوا»

حذيفه مي‌گويد: هيچ گروهي در اين زمين عليه حاكم الهي به قصد ذلت او قيام نكرد، مگر اين كه خداوند او را قبل از اين كه بميرد، ذليل ساخت.

الصنعاني، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، المصنف، ج11، ص344، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، دار النشر: المكتب الإسلامي –بيروت، الطبعة: الثانية 1403

روايت حذيفه در جاي ديگر با اين سند نقل شده است:

عن حذيفة قال ما مشي قوما شبرا إلي السلطان ليذلوه إلا أذلهم الله.

هيچ گروهي به اندازه يك وجب براي ذليل كردن حاكم قدم بر نداشت مگر اين كه خداوند او را ذليل ساخت.

المقرئ الداني، أبو عمرو عثمان بن سعيد (متوفاي444هـ)، السنن الواردة في الفتن وغوائلها والساعة وأشراطها، ج 2، ص 387، تحقيق: د. ضاء الله بن محمد إدريس المباركفوري، دار النشر: دار العاصمة – الرياض، الطبعة: الأولى 1416

سيوطي و متقي هندي روايت را با اين عبارت آورده اند:

مَا مِنْ قَوْمٍ سَعَوْا إِلَى السُّلْطَانِ لِيُذِلُّوهُ إِلاَّ أَذَلَّهُمُ اللَّهُ قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى911هـ)، جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)، ج6، ص392، طبق برنامه الجامع الكبير.

تصحيح سند اين روايت از سوي هيثمي:

هيثمي پس از نقل متن، این روايت را تصحيح كرده است:

وعن حذيفة عن النبي صلى الله عليه وسلم قال ما من قوم مشوا إلى سلطان الله ليذلوه إلا اذلهم الله قبل يوم القيامة. رواه البزار ورجاله رجال الصحيح خلا كثير بن أبي كثير التيمي وهو ثقة.

الهيثمي، ابوالحسن علي بن أبي بكر (متوفاى807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 5، ص216، ناشر: دار الريان للتراث/‏ دار الكتاب العربي – القاهرة، بيروت – 1407هـ.

اين روايت را بزار روايت كرده و رجال سندش رجال صحيح بخاري است جز كثير بن ابي كثير كه وي نيز ثقه است.

2. خروج گنندگان بر امام،‌ بدون سؤال وارد دوزخ مي‌شوند:

روايت ديگري نقل شده است كه اگر كسي‌ بر امام و حاكم وقتش خروج كند و پرچم مخالفت را بلند كند، بدون سؤال وارد آتش خواهند شد.

احمد بن حنبل در مسند آورده است:

عَن فَضَالَّةُ بن عُبَيْدٍ عن رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم انه قال ثَلاَثَةٌ لاَ تَسْأَلْ عَنْهُمْ رَجُلٌ فَارَقَ الْجَمَاعَةَ وَعَصَى أمامه وَمَاتَ عَاصِياً وَأَمَةٌ أو عَبْدٌ أَبَقَ فَمَاتَ وَامْرَأَةٌ غَابَ عنها زَوْجُهَا قد كَفَاهَا مُؤْنَةَ الدُّنْيَا فَتَبَرَّجَتْ بَعْدَهُ فَلاَ تَسْأَلْ عَنْهُمْ.

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج6، ص19، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر.

رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمود: سه شخص هستند كه مورد سؤال قرار نمي‌گيرند:

شخصي كه از جماعت جدا شود و از امامش سر پيچي كند و در اين حال از دنيا رود. كنيز يا برده اي فرار کنند و در اين حال بميرد. و زني كه….

بخاري نيز اين روايت را در كتاب «الادب المفرد» آورده است: { البخاري الجعفي،  ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاى256هـ)، الأدب المفرد، ج1، ص207، تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقي، ناشر: دار البشائر الإسلامية – بيروت، الطبعة: الثالثة، 1409هـ ـ 1989م.}

مناوي تك تك جملات روايت را معنا كرده و معناي جملات مورد استشهاد ما اين است:

(ثلاثة لا تسأل عنهم) أي فإنهم من الهالكين (رجل فارق) بقلبه ولسانه واعتقاده أو ببدنه (الجماعة) المعهودين وهم جماعة المسلمين (وعصى امامه) إما بنحو بدعة كالخوارج أو بنحو بغي أو حرابة أوصيال (ومات عاصيا) فميتته ميتة جاهلية… ورجاله ثقات.

المناوي، محمد عبد الرؤوف بن علي بن زين العابدين (متوفاى 1031هـ)، التيسير بشرح الجامع الصغير، ج1، ص477، ناشر: مكتبة الإمام الشافعي – الرياض، الطبعة: الثالثة، 1408هـ ـ 1988م.

(ثلاثة لا تسأل عنهم)؛ يعني آنها از جمله هلاك شده ها هستند. (رجل فارق)؛ يعني شخصي كه با دل و زبان، اعتقاد و عملا از جماعت جدا شود. (الجماعة)؛ مراد از جماعت، جماعت مسلمانان است. (وعصى امامه)؛ امامش را عصيان كند، يا از طريق بدعت همانند خوارج يا از راه سركشي، يا از راه جنگ (ومات عاصيا)؛ يعني مردن او همانند مردن جاهلي است. در پايان مي‌گويد: راوايان روايت موثق هستند.

حاكم نيشابوري نيز در «المستدرك على الصحيحين»، روايت را نقل كرده و در پايان به صحت سند آن تصريح كرده است:

عن فضالة بن عبيد عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه قال ثلاثة لا تسأل عنهم رجل فارق الجماعة وعصى إمامه فمات عاصيا.. هذا حديث صحيح على شرط الشيخين فقد احتجا بجميع رواته ولم يخرجاه ولا أعرف له علة.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج1، ص206، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية – بيروت الطبعة: الأولى، 1411هـ – 1990

غزالي در كتاب «إحياء علوم الدين»، تصحيح حاكم را نقل كرده و در رد آن چيزي ياد آور نشده است:

حديث فضالة بن عبيد ثلاثة لا يسأل عنهم رجل فارق الجماعة وعصى إمامه ومات عاصيا الحديث أخرجه الطبراني وصححه.

الغزالي، محمد بن محمد ابوحامد (متوفاى505هـ، إحياء علوم الدين، ج2، ص221، ناشر: دار االمعرفة – بيروت.

هيثمي نيز رجال اين روايت را موثق مي‌داند:

وعن فضالة بن عبيد عن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال ثلاثة لا يسأل عنهم رجل فارق الجماعة وعصى امامه ومات عاصيا… عنهم رواه الطبراني ورجاله ثقات.

الهيثمي، ابوالحسن علي بن أبي بكر (متوفاى807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج5، ص221، ناشر: دار الريان للتراث/‏ دار الكتاب العربي – القاهرة، بيروت – 1407هـ

 

3. خروج گنندگان بر حاكم نزد خدا در قيامت ارزشي ندارند:

در روايت ديگر، آمده است هنگامي‌كه مردم مي‌خواستند عليه عثمان قيام كنند و بر او هجوم ببرند؛ حذيفه گفت:

كساني‌كه مي‌خواهند حاكم و خليفه اي را ذليل كنند، در روز قيامت هيچگونه ازرش و جايگاهي در نزد خداوند ندارند:

وعن المجالد بن سعيد عن أبي السفر عن رجل من قيس عيلان قال لماخرج الناس إلى عثمان رض أخذنا نتجهز فقال لنا حذيفه ما تريدون قلنا نريد أن نخرج مع الناس قال إن أول من يذل السلطان لا يقوم له يوم القيامة عند الله وزن وما مشى قوم ولا ساروا مسيرا ليذلوا سلطانا ألا أذلهم الله فما خرج منا رجل.

المالقي الأندلسي، محمد بن يحيى بن أبي بكر (متوفاى741هـ)، التمهيد والبيان في مقتل الشهيد عثمان، ج1، ص344، تحقيق: د. محمود يوسف زايد، ناشر: دار الثقافة – الدوحة – قطر، الطبعة: الأولى، 1405هـ.

مردي از قبيله قيس عيلان گفت: وقتي مردم مي‌خواستند عليه عثمان خروج كنند، حذيفه گفت: مي‌خواهيد چه كار كنيد؟

گفتيم: مي‌خواهم همراه مردم خروج كنيم.

گفت: نخستين كسي كه حاكم را ذليل كند، در روز قيامت براي او هيچ ارزش نخواهد بود و هر گروهي كه بخواهد حاكم را ذليل كند،‌ خداوند او را ذليل كند؛ پس از اين سخن هيچ فردي از قبيله ما بيرون نرفت.

 

ادامه دارد….

جمع و ترتیب: سایت اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

درمان بیماری‌ها با سیاه‌دانه

نویسنده: حيدر رحمانپور ۱٫درمان سرگیجه ودردهای گوش: هر روز صبح یک قطره روغن سیاه دانه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *