خانه / فقه و احکام / مطالب مختلف / حکم رنگ نمودن ریش و موی سر برای مردان

حکم رنگ نمودن ریش و موی سر برای مردان

خیلی وقت پیش می خواستم درباره حکم شرعی چند مورد خاص شخصیتی و اجتماعی و… مطمئن شوم و جواب درست را بیابم، ولی به خاطر بی توجهی خودم نتوانسته بودم این کار را انجام دهم و می خواستم از زبان دیگران آن را بشنوم و آن هم به خاطر سستی خودم و یا به خاطر مشغله ی زیادی که داشتم. تا اینکه در این اواخر از سرزمین‌های دور و نزدیک، در این مورد سؤالاتی مطرح شد. به همین خاطر بر آن شدم که مسأله را دنبال کنم تا به یقین برسم؛ امیدوارم که توانسته باشم حق مطلب را ادا نمایم.

این شما و این هم این مطالب تحقیقی و ناب.

در مناطق کوردنشین ما اگر مردی به خاطر سفید شدن سر و ریشش می خواست موهایش را رنگ نماید، با چشم تحقیر به وی می نگریستند. ولی این نوع نگاه و سؤالات برای خانمی که موی سرش سفید می شود و آن را رنگ می نماید، مطرح نبود و از دیرباز خانم ها موهایشان را با حنا و انواع دیگر رنگ می کردند و با این کار کسی آنها را سؤال پیچ نمی کند و از کارشان تعجب نمی کند. دراین جا این سؤال پیش می آید که چرا رنگ نمودن موی سر برای خانم ها اشکالی نداشته و جای سؤال نبوده ولی برای آقایان جای تعجب و سؤال می باشد؟ در حالی که جامعه ما با اسلام پیوند خورده چرا باید اینگونه باشد؟

بیشتر علمای مسلمان بر این باورند که این مسأله به دو چیز بر می گردد:

۱- خشونت و سختی جامعه ما و نگاه خاص آن نسبت به مردان که آنها باید خشن تر و مقاوم تر از زنان باشند و رنگ نمودن سر و ریش با وضعیت خشن مردان نمی گنجد، ولی از آنجا که زنان از لحاظ سرشت و طبیعت ظریف و نازک هستند، این کار را انجام می دهند!

با این دلیل و نگرش، مردان خود را با زنان هم طبیعت نمی دانند و چون زنان را دست کم می گیرند، پس خود را با آنان در رنگ نمودن موهایشان شریک نمی کنند و سعی می کنند متفاوت باشند.

۲- عدم آگاهی از حکم شرعی این مسأله.

من به نوبه خود دو دلیل فوق را بیشتر بهانه می دانم تا استدلال؛ چرا که در بهانه ی نخست می گویند: رنگ ننمودن ریش و سر برای مردان بخاطر این است که آنان از طبیعتی خشن برخوردار بوده و سختکوش هستند و جامعه ما نیز اینگونه آنان را می شناسد. در حالی که در جوامع قبل از ما حتی در عصور جاهلیت که مردان خود را خشن ترین افراد جامعه می دانستند، می بینیم که مردان موهای خوش را رنگ می زده اند!

این بخش نیز که مردان تفاوتی با زنان داشته باشند، بطلان آن واضح و آشکار است. زیرا زنان و مردان در بیشتر مسائل با هم شریک هستند، مثل خوردن و خوابیدن و کار کردن و… و کسی هم این مقوله را  به عنوان ایراد و اشکال مطرح ننموده است!

البته بهانه دوم را نیز به دور از عقل می دانم، زیرا چیزهای زیادی در شرع نامفهوم بوده و هرچند در مساجد از آنها بحث شده است، ولی هنوز نامفهوم باقی مانده است و سنت پیامبر(ص) را در این مورد می توانیم بنگریم و از آن پیروی نماییم. ولی جامعه ما چون آن را عیب و زشت می دانسته اند از انجام آن خودداری کرده اند و چیزهای دیگری نیز در بین مردان و زنان مشترک است که مردان از آن اباء دارند، مثل سیاه نمودن چشم ها با سرمه. به هر حال این مسأله هر چه باشد اسلام به آن اهمیت داده است و بایستی آن مسأله را روشن نمود و جای خود دارد که هر یک از ما مسلمانان حکم شرعی این مسأله را بداند.

عالمان دینی به اتفاق بر این باورند که رنگ کردن سر و ریش سپید، نه اینکه درست است، بلکه سنت نیز هست و بعضی از عالمان نیز آن را واجب شرعی دانسته اند، ولی در نوع رنگ نمودن رأی متفاوتی دارند.

ما هم در این بحث از فرموده های پیامبر خدا(ص) بحث می کنیم که در این مورد فرموده است:

فرموده های که رنگ نمودن را می رسانند:

۱- ابوهریره(رض) می فرماید: قال رسول الله(ص): «ان الیهود و النصاری فلا کتاب اللباس، باب مخالفه الیهود فی الصب» (ص:۹۳۷ برقم ۳۹۲۶) پیامبر(ص) فرموده است: یهود و نصاری موهای خود را رنگ نمی زنند، شما بر عکس آنها باشید… در شرح این حدیث ابن حجر می فرماید: این حدیث سندی است بر درست بودن رنگ موی سر و ریش مردان. ولی این فرموده شامل زدودن آثار پیری نمی شود. چون رنگ نشانه‌ی از بین بردن را نمی رساند، بلکه بحث رنگ کردن را نموده است، حال هر نوع رنگی.

۲- ولی در این حدیث که امام احمد از ابوامامه نقل می کند می فرماید: خرج رسول الله(ص) علی مشیخه من الانصار بیض لحاهم فقال: «یا معشر الانصار اِحمروا و صفروا و خالفوا اهل الکتاب.» (اخرجه احمد فی باقی مسند الانصار/فی مسند ابی امامه، برقم ۲۱۲۵۲)

پیامبر خدا(ص) در مورد جمع پیران انصار می فرماید: ای یاران انصار قرمز و زرد نماید، بر عکس اهل کتاب.

۳- طبرانی نقل می کند در کتاب اوسط که انس روایت می کند و در کتاب الکبیر نیز که عقبه روایت می کند، رسول خدا(ص) می فرماید: «یأمر بتغیر الشعر مخالفه للأعاجم.»

پیامبر خدا(ص) به ما دستور رنگ نمودن موی سر و ریش را داد که عکس غیر عرب ها و بت پرستان رنگ کنیم. (نقل فتح البخاری)

کسانی که رنگ سیاه را نیز فرمان داده اند و گفته اند که درست است، به این حدیث استناد کرده اند که تمام علما نیز جایز دانسته اند که در هنگام جنگ، همه ی مردان موهای خود را سیاه نمایند.

احادیثی که مخالف سیاه نمودن موی سر با رنگ سیاه هستند:

طبرانی با سندی ضعیف از ابن ابی عاصم و ابودرداء روایت می کند که پیامبر(ص) فرموده است: «من غضب بالسواد الله وجهه یوم القیامه». یعنی: کسی که با رنگ سیاه موی سر و ریش را سیاه می نماید، خداوند در روز قیامت روی وی را سیاه می گرداند. (حدیث ضعیف به نقل از فتح الباری بشرح صحیح البخاری فی کتاب اللباس/باب الخضاب۱۱/۵۴۷)

امام مسلم از جابر روایت می کند که در روز فتح مکه ابوقحافه، پدر حضرت ابوبکر را پیش پیامبر خدا(ص) آوردند که مثل کدوی سفیدی می ماند، پیامبر(ص) فرمود: «غیروا هذا بشیءٍ واجتنبوا السواد». (اخرجه مسلم فی کتاب اللباس و الزینه/باب استحباب خضاب الشیب بصفره أو حمره و تحریمه بالسواد ص: ۹۳۷،برقم ۳۶۲۶) یعنی: رنگ موهایش را به غیر سیاه تغییر دهید.

شیخ ابن الحجر به این سند استناد می کند و می گوید: رنگ کردن موی، به جز رنگ سیاه صحیح است و امام نووی نیز رنگ سیاه را جز در هنگام جنگ جایز نمی داند و به این حدیث نیز استناد می نماید که ابن جییان از ابن عباس روایت می کند: «یکون قوم یخضبون فی آخر الزمان بالسواد کحواصل الحمام لا یجدون ریح الخبه» (اخرجه ابوداود سند صالح فی کتاب الترجل/باب ما جاء فی حضاب السود، برقم:۳۶۷۹)

یعنی: در آخر زمان کسانی با رنگ سیاه موهای خود را مثل سنگدان کبوتر سیاه می کنند، آنها بوی بهشت را استشمام نمی کنند.

این حدیث صحیح می باشد و سندی قوی دارد، ولی در رفع و وقف فرق می کند که باید برسر موقوف گذاشته شود. چنین سخنی با استناد به نظر شخصی گفته نمی شود، به همین خاطر می گویم که حکم مرفوع دارد نه موقوف.

کسانی که فکر می کنند رنگ سیاه جایز است:

ابن حجر در الفتح می گوید: ابن ابی عاصم در کتاب(الخچاب) این را می پسندد که با رنگ سیاه رنگ نمودن جایز است و در مورد این روایت هم که ابن عباس می گوید: در آخر زمان کسانی موی خود را با رنگ سیاه مثل سنگدان کبوتر رنگ می زنند که اینها بوی بهشت را هم استشمام نمی کنند؛ می فرماید: این حدیث دلیلی بر ممنوعیت رنگ سیاه نیست، بلکه به ما خبر می دهد که تعدادی از افراد اینگونه هستند… نه اینکه محرومیت از بهشت به خاطر رنگ کردن موهای سفیدشان با رنگ سیاه باشد.

همچنین درباره این حدیث جابر هم می فرماید: (سعی کنید به رنگ سیاه متمایل نباشد) در مورد کسانی گفته می شود که موهایشان کاملاً سپید شده است و در مورد همه کس عنییت ندارد. این فرموده درباره ابی قحافه پدر پیر ابوبکر گفته شده‌ که با توجه به سن زیادشان، رنگ سیاه برایشان زیبا و پسندیده نیست. برای همین پیامبر(ص) فرموده که رنگ سیاه استفاده نکنید، چون ابوبکر در هنگام فتح مکه خودشان ۵۹ سال سن داشتند حال چه رسد به پدرش. برای اینگونه افراد پیر، به خاطر اینکه رنگ سیاه سن آنها را غیر واقعی نشان می دهد، زیبا نیست، رنگ سیاه نشان از جوانی فرد می باشد.

همچنان این حدیث که ابی عاصم از ابن شهاب روایت می کند، براساس نوع استفاده و سن و سال شخص استفاده کننده می باشد و می فرماید: «کنا نخصب بالسواد ذکان الوجه جدیداً» ما با رنگ سیاه موهایمان را رنگ می کردیم که صورتمان تازه می شد (انگار که نو شده بودیم). ولی هر گاه آدمی پیر باشد و صورتش چین و چروک زیادی داشته باشد، آنوقت رنگ سیاه برایش زیبا نیست و بایستی از رنگهای دیگری استفاده نماید، برای همین پیامبر(ص) به اطرافیان ابوقحافه دستور داد که رنگ سیاه برای رنگ نمودن موهایش استفاده نکنند.

همچنان سند دیگری وجود دارد که حضرت ابوبکر با رنگ سیاه موهای خویش را رنگ می نمود، همچنان که مسلم از انس روایت نموده است: «اختضب أبوبکر بالضاءِ و الکتم واختضب عمر بالحنا بحتا» {اخرجه مسلم فی کتاب الفضائل/باب شیبه ص: ۰۱۰۱۷ برقم: ۴۳۲۹} یعنی حضرت ابوبکر(رض) با حنا و کتم موهایش را رنگ می نمود و حضرت عمر(رض) تنها با حنا موهایش را رنگ می نمود.

این بدان معناست که ابوبکر(رض) با هر دو(حنا و کتم) رنگ می نمود. کتم (گیاهیست که در یمن می روید و رنگ سیاه از آن درست می شود) ولی رنگ حنا قرمز می باشد. ابن الاثیر در کتاب النهایه اینگونه در مورد حنا و کتم می گوید که کتم خود وسمه می باشد که بی گمان رنگ نمودن با کتم و حنا، رنگ سیاه از آن بوجود می آید (النهایه فی غریب الاحدیث و الأثر: ۴/۱۵۰)

آن دسته از اصحاب که از رنگ سیاه استفاده می کردند.

از جمله صحابی که رنگ سیاه را مجاز می دانند: سعد پسر ابی وقاص و عقبه پسر عامر و حسن و حسین و حریر و…

شوکانی می گوید: بعضی از اصحاب با رنگ سیاه موهایشان را رنگ می کردند، مثل حضرت عثمان(رض) و دو تا پسر حضرت علی؛ حسن و حسین و عقبه پسر عامر و ابن سیرین و ابی بورده و… {نیل الاوطار، جز اول باب تغیر}

ابن عربی می گوید: پیامبر از درآوردن و کشیدن موهای سفید و رنگ کردن نهی فرموده است و دلیل آن هم این است که کسی که وی را نگاه می کند، صورت اصلی اش را همچون خودش و بدون تغییر می بیند.

و در این باره صاحبان سُنَن با سندی درست و زیبا از ابوذر روایت می کنند که پیامبر(ص) می فرماید: «ان أحسن ما غیرتم به الشیب الحنا و الکتم» (اخرجه النسائی فی کتاب الزینه/باب الخضاب برقم: ۴۹۹۱، والترمذی فی الباس برقم ۱۶۷۵)

و ترمذی می گوید: حدیث حسن و حسین صحیح می باشد.

شیخ ابن حجر که این فرموده را در الفتح بحث می نماید می فرماید: اشکالی ندارد که هر دو رنگ حنا و کتم را با هم بزنیم و یا اینکه هر کدام را جداگانه زد، یعنی اول حناء بعد کتم، یا هر دو را قاطی کنیم و بعد از آن استفاده کنیم.

کسانی که رنگ سیاه را نمی پسندند:

کسانی که رنگ سیاه را نمی پسندند، معنی کتم را به سیاه مایل به قرمز تعبیر نموده اند، مثل ابن حجر که می فرماید: کتم گیاه یمنی است که رنگ سیاه مایل به قرمز دارد و رنگ حنا هم قرمز است و با هر دوی آنها رنگی سیاه مایل به قرمز به وجود می آید.

کلمه کتم با توجه به معنی اش، یعنی کتم نمودن و یا پنهان کردن، اگر به فرهنگ لغت مراجعه نماییم می بینیم که: {کتم الله أی أخفاه، ای بالغ فی الاخفاءِ} یعنی راز را پنهان نمود و در پنهان نمودن زیاده روی کرد. پنهان نمودن سفید هم به وسیله رنگ سیاه است نه قرمز. زیرا رنگ و نشانه ی اصلی، رنگ قرمز نیست. بلکه رنگ سیاه برای سر و ریش، نشانه‌ی اصلی است، برای همین است که هیچ نشانه ای برای سپیدی باقی نمی گذارد.

به همین خاطر شیخ ابن اثیر جزیری در کتاب (النهایه) در مورد معنی کلمه (کتم) می گوید: کتم گیاهی است که با وسمه قاطی می کنند و رنگ موی را سیاه می گرداند و بعضی ها هم می گویند: کتم خود وسمه است و در همین باره می فرماید: ابوبکر با حنا و وسمه موهایش را رنگ می نمود که این جمله در گفته هایش تکرار شده است. ممکن است به تنهایی از وسمه استفاده شده باشد که رنگی سیاه است و آن فرموده ای که از رنگ سیاه نهی فرموده است، درست و صحیح می باشد و ممکن است هر کدام از حنا و وسمه به تنهایی استفاده شده باشد و یا گاهی هم قاطی کرده باشند. (کتاب النهایه ۴/۱۵۰،۱۵)

در اینجا می بینیم که شیخ جزیری آن را درست می داند و در جایی دیگر نهی بودن سیاه را صحیح می داند. در جایی دیگر می گوید که ابوبکر از حنا و کتم استفاده می نمودند و در این میان راه توافقی انتخاب نکرده است و می گوید: روایتها با متفاوت بودن راوی ها با هم فرق می کنند. مثل اینکه بگوید اگر از رنگ سیاه نهی شده، درست است و در جایی دیگر رنگ سیاه که ابوبکر از آن استفاده نموده را جایز دانسته است و می گوید این فرموده نیز درست است. حال این ضد و نقیض ها چگونه با هم درست در می آیند؟! مجموع این دو رأی با هم این گونه است؛ کسانی که کاملاً پیر و ناتوانند، رنگ سیاه برای آنها نهی شده است، ولی کسانی که زیاد پیر و فرتوت نیستند، می توانند از رنگ سیاه استفاده نمایند و فرموده صحیحی از ترمذی روایت شده و ابوهریره درستی آن را تأیید می نماید و آنها تأیید کرده اند که پیامبر خدا(ص) فرموده است: (ان أحسن ما غیرتم به الشیب الحنا و الکتم) (اخرجه النسائی فی کتاب الزنیه باب/الحفناب برقم ۰۴۹۹۱ و ترمذی فی الباس برقم ۱۶۷۵ بلفظ ان احسن ما غیر به الشیب) بهترین چیزی که نشانه ی پیری موی سفید را تغییر می دهد، حنا و کتم می باشد.

نتیجه:

۱-عوض کردن نشانه ها و علامتهای پیری در سر و ریش با توجه به حدیث صحیح آمده است.

۲- عالمان در نوع رنگ کردن، رأی متفاوت و مختلفی دارند، بعضی از آنها رنگ نمودن با رنگ سیاه را حرام دانسته اند و بعضی مکروه و بعضی درست می دانند.

۳- تعداد زیادی از اصحاب پیامبر(ص) با رنگ سیاه موهای سر و ریش خود را رنگ می نمودند، مثل حضرت ابوبکر و عثمان و حسن و حسین.

رأی ما بدین شکل است:

۱-تغییر چهره‌ی پیری سنت است، حتی پیامبر(ص) آن را خواستار شده است.

۲- آنهایی که رنگ سیاه را حرام می دانند، به خاطر آن بوده که پیامبر(ص) ابوقحافه را از آن نهی نموده است.

۳- رنگ نمودن موی سر و ریش توسط تعداد زیادی از اصحاب و یاران سندی است که ثابت می کند رنگ سیاه برای افراد جایز است، مگر اینکه زیاد پیر و فرتوت شده باشد، مثل ابوقحافه. وگرنه اصحاب این کار را انجام داده اند و این کار جایز بوده است و اشکالی نداشته است.

۴- آن احادیثی که ناروابودن رنگ سیاه را روایت می کنند، احادیث ضعیفی هستند. جز حدیث ابوقحافه که علت ناروا بودن در آن روشن و بیان شده است.

و الله اعلم

نوشته: حسن پنجوینی
ترجمه: سه وزه حیدری
ویراستار: سوزی میحراب

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

درس هایی از رمضان (بخش دوم)

درس چهارم: رحمت بی کران خداوند آیا می دانید مطابق حدیث نبوی دهه نخست رمضان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *