Uncategorized

خلاصه ای زیبا از زندگی امام بخاری رحمه الله

نویسنده: استاد معتصم بالله اکرامی

زندگی امام بخاری، سیرت، شمائل و فضائل و جوانب مختلف شخصیت او را نمی توان در چند ‏صفحه به بحث گرفت، بلکه آن، نیاز به نگاشتن کتاب ضخیمی دارد، ولی به صورت بسیار فشرده، معلوماتی را در مورد ایشان خدمت ‏خوانندگان عرضه میداریم.‏

نام و زادگاه امام بخاری رحمه الله:

نامش محمد پسر اسماعیل پسر ابراهیم پسر مغیره پسر “بردزبه” جعفی، و کنیه اش ابوعبدالله ‏و لقبش بخاری است. او در شب جمعه سیزده شوال سال ۱۹۹هـ در شهر بخارا تولد یافت. امام ‏بخاری را “جعفی” بدان سبب گویند که جد بزرگش، مغیره به دست الیمان الجعفی به اسلام ‏گرائید، ازان سبب نسبت او به سوی قبیله یمان شد. البته در مورد جدش، یعنی ابراهیم معلومات ‏کافی در دست نیست، اما پدرش، اسماعیل از عالمان بزرگوار و پرهیزگار و شخص متمول و ‏ثروتمند، و ازشاگردان امام مالک و حماد بن زید بوده است، او بهنگام مرگش گفته است که در ‏سرمایه او مال حرام و مشتبه وجود ندارد. بخاری کودکی بود که پدرش وفات یافت، ازان رو ‏مادرش به تربیت و تعلیم فرزندش همت گماشت، وثروت فراوانی را که از پدرش به ارث مانده ‏بود، وقف تعلیم وتربیت او نمود.‏

سفر حج ‏امام بخاری رحمه الله:

‏ بخاری بعد از خواندن مقدمات و کسب معارف آن دوره در بخارا، در همراهی مادر و برادر ‏بزرگش، احمد به قصد ادای حج عازم مکه مکرمه گردید، چنانچه پس از ادای فریضه حج ‏مادرش و برادرش دوباره به وطن بر گشتند، و امام بخاری به قصد یادگیری و حفظ حدیث در همانجا ‏باقی ماند. ‏

رحلت در طلب حدیث:

چنانکه قبلا یاد آور شدیم، بخاری قبل از سفر حجش به فراگیری علوم به ویژه احادیث نبوی ‏از علمای بخارا پرداخت، وسپس به مکه مکرمه رفت، و مدتی آنجا ماند، پس ازان عازم ‏مدینه منوره گردید، وسپس به اکثر شهرهای جهان وسیع اسلام، برای استماع حدیث و تکمیل ‏معلومات خود، مسافرت نمود. او چه در حضر و چه در سفر از اساتید بیشماری استماع ‏احادیث نموده است، وخودش آنان را بیشتر از یکهزار نفر به شمار آورده است، وما به طور ‏مثال از بعضی از استادان او نام می بریم:‏

در بخارا، محمد بن سلام البیکندی، و عبدالله بن جعفر المسندی، ومحمد بن یوسف ‏ومحمد بن عروه. در بلخ، مکی بن ابراهیم، قتیبه بن سعید بغلانی، یحیی بن بشر. در بغداد، ‏عفان، محمد بن عیسی، و سریج بن نعمان، علی بن المدینی، احمدبن حنبل. در مکه: ‏ابوعبدالرحمن المقرئ ، وحسان بن حسان البصری. در بصره، ابو عاصم النبیل، وانصاری. در ‏کوفه، عبیدالله بن موسی، و ابونعیم. در شام، ابو مسهر، ومحمد بن یوسف فریابی. در عسقلان، ‏آدم. در حمص، ابوالیمان. در دمشق، ابو مسهر. و…‏

بهمین ترتیب شاگردان بیشماری را هم تربیت کرد، به عنوان نمونه برخی از ایشان را نام می بریم: ‏امام مسلم، امام ترمذی، امام نسائی، محمد بن نصر مروزی، صالح بن محمد، مطین، ابن ‏خزیمه، ابوقریش، ابن صاعد، ابن ابی داود، ابوعبدالله فریری، ابوعبدالله محاملی، ابوزرعه، ‏ابوحاتم، ابراهیم بن اسحاق، محمدبن یوسف، منصور بن محمد، حماد بن شاکر وغیره. ‏

خطیب بغدادی از فربری شاگرد بخاری نقل کرده که گفته است:

افراد حلقه های استماع احادیث ‏صحیح بخاری که هم درس من بودند، هفتاد هزار نفر بودند، که به جز من احدی ازآنان در حال ‏حیات نیست.‏

ذکاوت و نبوغ امام بخاری رحمه الله:‏

آثار نجابت و باهوشی از خردسالی در سیمای او هویدا بود، چنانچه هنوز به بلوغ نرسیده بود که ‏راجع به مذاهب فقهی و مسائل حدیث و علم اسماء الرجال معلومات کافی فراهم نموده بود، و ‏در همین دوران برخی مشایخ خود را متوجه اشتباهات علمی شان می ساخت. ودر شانزده ‏سالگی کتابهای معروفی را خوانده و احادیث زیادی را استماع نموده بود، او خود گفته است که ‏در نوجوانی هفتاد هزار حدیث در حفظ داشته ام. و امام ذهبیدرباره این برهه از عمر او می گوید: ‏‏

” صنف وحدث وما فی وجهه من شعر”

یعنی: او به تصنیف و روایت احادیث در حالی پرداخت ‏که هنوز مویی در چهره او دیده نمی شد.‏

امام بخاری از حیث قدرت ضبط و قوت حافظه از نوابغ روزگار بود، هر گاه کتابی را یک بار ‏مطالعه می کرد، آن کتاب در حافظه اش می ماند. باری، همدرسانش که هنوز از قدرت حافظه ‏او آگاهی نیافته بودند، هنگامی که احادیثی را استماع می نمودند وآنها را یاد داشت می کردند، ‏می دیدند که بخاری احادیث را یاد داشت نمی کند، لذا او را به تنبلی متهم کرده و ملامت می ‏نمودند که چرا وقت خود را بیهوده صرف می نمایی. امام بخاری به آنان گفت: جمع احادیثی ‏را که یاد داشت کرده اید، پیش روی خود بگذارید که جمعا یازده هزار حدیث هستند، ومن آنها ‏را از حفظ برایتان می خوانم، بخاری تمام آن تمام احادیث را در حفظ داشت، و همانگونه که ‏آنان یاد داشت کرده بودند، آنها را بیان نمود، و تمام همدرسانش را در شگفتی و تعجب ‏انداخت.‏
بخاری مدتی زیادی در مدینه منوره به فراگیر حدیث شریف پرداخت، ودر همانجا به تألیف دو ‏کتاب مهمش همت گماشت، چنانچه او خود گفته است:

“در هجده سالگی در روضه مطهر ‏نبوی، در شبهای مهتابی کتاب “قضایا الصحابه” و کتاب “التاریخ الکبیر” را تألیف نمودم”.‏

آنچه محدثان معاصر بخاری را در حیرت انداخته بود، اوج قوت حافظه و ثبت و ضبط بخاری نه ‏تنها در متن احادیث، بلکه در اسناد متعدد تمام احادیث وحتی تقدم و تأخر نام راویان آن اسناد، ‏بود. وهنگامی که قدرت ضبط و حافظه او در جهان اسلام انتشار یافت، برخی به آن احساس ‏سرفرازی می کردند و برخی هم از روی حسادت، چنین قدرتی را برای حافظه بخاری یک مبالغه ‏اغراق آمیز و غیر قابل قبول می دانستند. لذا برای تحقیق این مطلب دو مرتبه او را امتحان کردند، ‏یک بار در بغداد، ویک بار در شهر سمرقند که ما یک واقعه آنرا طور نمونه در اینجا ذکر ‏میکنیم.‏

در سمرقند که چهار صد نفر اساتید و طلاب حدیث بعد از شنیدن خبر ورود بخاری بهمان شهر ‏یک هفته دور هم جمع شدند، وبرای اینکه بخاری را از حیث روایت در اشتباه بیندازند ‏مشورت هایی کردند، و نقشه ای سنجیدند به این طور که در مجموعه ای از احادیث، سلسله سندهای ‏شام را در سلسله سندهای عراق و سلسله سندهای عراق را در سلسله اسناد شام وارد کردند، ‏وبه همین ترتیب در اسناد و متون یک سلسله احادیث دیگر، رد وبدلهای را وارد کردند، و وقتی ‏بخاری را از صحت آن احادیث پرسیدند، بخاری بعد از آنکه تمام اسناد تبدیل شده را به ‏صورت اصلی و واقعی خود برگرداند، صحت آنها را تأیید کرد، و آن چهار صد نفر نتوانستند در ‏تصحیح اسناد تبدیل شده این مجموعه از احادیث اشتباهی از او مشاهده نمایند.‏

بخاری به همان اندازه که در حفظ متون واسناد آنها، اهتمام و توجه داشت، به استنباط احکام ‏ومسائل نیز توجه جدی داشت، و برای ثبت و ضبط آن به قلم دست می برد، به همین جهت شب ها ‏ناگاه لحاف را کنار می زد و چراغ را روشن می کرد، مطلبی را که به ذهنش رسیده بود، یاد ‏داشت می نمود، و چراغ را خاموش می کرد، و بار دیگر این کنار زدن لحاف و روشن کردن ‏چراغ و یاد داشت کردن مطلب و خاموش کردن چراغ تکرار می گردید، و گاهی بیست مرتبه ‏تکرار می شد، و این به ما می رساند که هوش و حواس بخاری همواره متوجه استنباط احکام از ‏احادیث و فهمیدن معنی واقعی آنها بوده است.‏

صفات وخصوصیات امام بخاری رحمه الله:‏

بخاری علاوه بر آن همه تبحر در حدیث و فقه و تفسیر به فضائل اخلاق اسلامی هم آراسته بود، ‏و بینهایت بردبار، واهل حیا و دارای شجاعت وسخاوت وورع، پرهیزگاری، زهد، و تقوا بود، ‏هر سحرگاه سیزده رکعت نماز می خواند، و در ماه رمضان در هر سه شب ختمی را تلاوت می ‏کرد، و همواره بر فقرا و مستمندان انفاق می کرد. او از غیبت سخت اجتناب می کرد، چنانچه او ‏خود میگوید:

امیدوارم به ملاقات خداوند بروم، و به سبب غیبت کسی، مرا مؤاخذه نکند.‏

باری او در نماز ایستاده بود، زنبوری به لباسش داخل شد، و از هفده جای بدنش او را نیش زد، ‏ولی نمازش را قطع نکرد، هنگامیکه از نماز فارغ شد، گفت: ببینید که چیزی مرا در نماز اذیت ‏کرد، دیدند که زنبوری است واز هفده جای او را گزیده است.‏

عبدالله بن محمد صیار میگوید: من نزد امام بخاری در منزلش بودم که کنیزش آمد، ومی ‏خواست داخل خانه شود، ناگهان پایش بر دوات سیاهی امام بخاری لغزید، امام به او گفت: ‏چگونه راه میروی؟ کنیز در جواب گفت: هنگامیکه راهی برای رفتن نباشد، پس چگونه راه بروم؟! امام ‏بخاری هردو دستانش را بلند کرد، و گفت: برو ، تو را آزاد ساختم. به بخاری گفته شد که تو را ‏ناراحت ساخت! او در جواب گفت: با آزاد ساختن او خودم را راضی کردم.‏

امام بخاری از دیدگاه استادان و معاصرانش:


بدون مبالغه تمام اساتید، معاصران، و شاگردان و علمای که بعدا آمده اند، همه به فضل، کمال، ‏تقوا خدا ترسی، وجایگاه ویژه علمی امام بخاری در حدیث، فقه، تفسیر، و تاریخ ، نه تنها ‏معترف بودند، بلکه او را در موارد یاد شده یکتای روزگارش می دانستند، که ما در اینجا چند ‏نمونه از سخنان اساتید، معاصران، وشاگردانش را نقل میکنیم: ‏

۱-‏ ابو مصعب احمدبن ابوبکر زهری می گوید: محمدبن اسماعیل از نظر ما نسبت به ‏احمد بن حنبل از مهارت بیشتر در فقه وحدیث برخوردار است. شخصی از حاضرین او را ‏سرزنش نموده گفت: از حد تجاوز نمودی؟ ابو مصعب در جواب گفت: هرگاه امام مالک را می ‏دیدی و سپس به سیمای محمدبن اسماعیل، و سیمای مالک می نگریستی ، البته هردو را در فقه ‏و حدیث همسان می یافتی.‏

۲-‏ امام قتیبه بن سعید بغلانی استاد امام بخاری، می گوید: با فقهاء، زاهدان و عابدان ‏نشستم، و از هنگامی که خود را به هوش یافتم، همانند محمد بن اسماعیل را ندیدم. او در ‏عصرش همانند عمر در عصر صحابه بود. او میگوید: از شرق و غرب طالبان علم نزدم آمدند، ‏اما کسی را به سان محمد بن اسماعیل نیافتم.‏

۳-‏ امام احمد بن حنبل گفته است: از خراسان زمین (عالمی) همانند محمدبن اسماعیل ‏بخاری ظهور ننموده است.‏

۴-‏ محمدبن بشار، او را سردار فقهیان می نامید.‏

۵-‏ عبدالله بن محمد مسندی میگوید: محمدبن اسماعیل، امام است، هرکه او را امام ‏نداند، اورا متهم کن.‏

۶-‏ احمدبن اسحاق سرماری میگوید: اگر کسی خواسته باشد، فقیه واقعی و راستین را ‏ببیند، باید بسوی محمدبن اسماعیل نگاه کند.‏

۷-‏ امام اسحاق بن راهویهکه از استادان بلند پایه امام بخاری نیز هست، به شاگردانش ‏می گفت: این جوان (بخاری) را ببینید ، و از او حدیث بنویسید، زیرا اگر او در عصر حسن بصری می ‏بود، بر اساس معرفتی که درحدیث و فقه دارد، حسن بصری نیازمند او می شد.‏

۸-‏ امام عبدالله بن عبدالرحمن دارمی گفته است: من در حرمین، حجاز، شام، و عراق علمای ‏زیادی را دیده ام، ولی همانند محمدبن اسماعیل عالم جامع را ندیده ام.‏

۹-‏ ابوسهل محمودبن النضر الفقیه می گوید: من از سی تن از علمای مصر شنیدم که ‏میگفتند: ما در دنیا آرزویی جز این نداریم که محمد بن اسماعیل را ببنیم.‏

بازگشت به بخارا:

‏او در جریان برگشتش به بخارا با مشکلات زیادی روبرو گردید، که از ان جمله حسد ورزی یک عده ‏مغرضین در نیشابور، بهنگام اقامتش درانجا، و سپس هنگامیکه به بخارا رسید، بازهم با ‏مشکلاتی روبرو گردید، و ازانجاکه او واقعا اهل عزت نفس بود، و هرگز در مقابل زر و زور ‏سر فرود نیاورد، از جمله خالد بن احمد ذهلی فرماندار شهر بخارا و نماینده تام الاختیار خلیفه ‏عباسی توسط شخصی از امام بخاری دعوت کرد تا در قصر او به فرزندانش “الجامع صحیح، ‏والتاریخ الکبیر” را بخواند، بخاری دعوت او را نپذیرفت، و برای آنکس گفت: به فرماندار شهر ‏بگو: من علم را خوار و ذلیل نمی کنم، ونه آنرا به دروازه های سلاطین حمل می کنم، اگر والی ‏نیازی به علم داشته باشد، باید به مسجدم و یا به خانه ام حاضر شود، ومقوله مشهوری گفت:

” ‏فی بیته، العلمُ یؤتی”

یعنی برای فراگیری علم و حلم به کانون آن مراجعه می شود.

آن حکمران ‏حقیر تحمل عزت نفس آن محدث بزرگ را نداشت، و همین جواب او را به دل گرفت، و بعد به ‏بهانه واهی و از جمله گزارش محمدبن یحیی ذهلی که بخاری گفته است: “تلفظ کردن آیه های ‏قرآن مخلوق است” آن محدث کبیر را از شهر بخاری اخراج نمود، و بخاری ناچار به قریه ‏خرتنگ در دو فرسخی سمرقند نزد اقوام وخویشاوندان خود سکونت گزید، ولی دیری نپایید که ‏تازیانه انتقام بر سرو کله آن حکمران هواپرست فرود آمد، و یک ماه از اخراج بخاری نگذشته ‏بود که آن حکمران مورد خشم و غضب خلیفه عباسی قرار گرفت، و به حکم خلیفه به زندان ‏افتاد، ودر همانجا جان داد. و بخاری بعد از اخراجش از بخارا و سکونت در خرتنگ طولی ‏نکشید که بیمار گردید، و در شب شنبه مصادف عید رمضان سال ۲۵۶هـ ازین جهان رحلت ‏نمود.‏

مذهب وعقیده امام بخاری:‏

شکی نیست که امام بخاری به شهادت تمام اساتید و معاصرانش، و همچنان به شهادت کسانیکه ‏از جمله شاگردانش و کسانی پس از ایشان آمدند، در پهلوی آنکه او یک محدث چیره دست و ‏بی نظیر بود، یک مجتهد و فقیه بی مثال نیز بود، چنانچه کتابش “الجامع الصحیح” شاهد این ‏مدعا است، لذا مقلد دانستن چنین یک امام، محدث و مجتهد بزرگ، تنقیص به شأن وجایگاه ‏علمی اوست. و به همین ترتیب عقیده اش، همان عقیده ناب و خالصی است که از صحابه و تابعین ‏و اتباع ایشان نقل شده است. چنانچه محمدبن نعیم می گوید: از محمدبن اسماعیل در مورد ‏سخنانی که در باره ایمان از وی حکایت شده بود، پرسیدم: در جواب چنین گفت: ایمان عبارت ‏است از قول وعمل، زیادت ونقصان را میپذیرد، و قرآن کلام الله و غیر مخلوق است، بهترین ‏اصحاب محمد ابوبکر و سپس عمر و سپس عثمان و سپس علی – رضی الله عنهم – هستند، ‏عقیده ام در زندگی و به هنگام مرگ همین است، وامیدوارم که برهمین عقیده دوباره زنده شوم.‏

اساتیدی که بخاری از ایشان حدیث روایت می کرد، صحت اعتقادی شان را در نظر میگرفت، و ‏از محدثی که دارای عقیده فاسد می بود حدیث روایت نمی کرد، چنانچه او خود گفته است: از یک ‏هزار و هشتاد استادی که حدیث نوشتم، همه محدث، و همه به این عقیده بودند که ایمان عبارت از ‏قول و عمل است، و زیادت و نقصان را می پذیرد.‏

تأکید امام بخاری به صحت عقیده و به ویژه به قضیه ایمان بدان سبب بود که فرقه مرجئه که ‏یکی از فرقه های کلامی است، و دران عصر سخت فعالیت داشتند به این عقیده بودند که ایمان ‏تنها عبارت از قول است، یا به عبارت دیگر ایمان عبارت از تصدیق به قلب و اقرار به زبان ‏است. ایشان عمل را در مفهوم ایمان داخل نمی دانستند، همچنان به کمی و زیادتی ایمان قائل ‏نبودند، واین عقیده با آیات صریح قرآن و عقیده صحابه وتابعین و اتباع ایشان متصادم است، به ‏این اساس محدثین کرام در برابر این فرقه وهمچنین سایر فرق موضع سرسختانه داشتند.‏

مؤلفات امام بخاری و ” الجامع الصحیح “‏

بخاری کتابهای بسیار مفیدی را تألیف نموده است، ازجمله تاریخ کبیر، تاریخ اوسط، و تاریخ ‏صغیر، الادب المفرد، جزء قراءه خلف الإمام، جزء احادیث رفع الیدین و.. و مهم ترین ‏تألیفش همان کتاب صحیح بخاری است که دراینجا به گونه فشرده ازان بحث می کنیم:‏

صحیح بخاری، که اصل نامش: “الجامع الصحیح المسند من حدیث ‏ ‏وسننه و ایامه” است، و اختصارا ازان به “الجامع الصحیح” و یا صحیح بخاری نیز یاد می شود، ‏از مهمترین تآلیفات بخاری و همچنین از معتبر ترین کتابهای حدیث در محافل اهل سنت به شمار ‏می آید.‏

‏ سبب تألیف: اسبابی که باعث شد تا امام بخاری به چنین یک کارنامه بی سابقه ‏دست یازد، شاید زیاد باشد، ولی اساسی ترین آن دو امر است: ‏

نخست: امام بخاری میگوید: روزی نزد اسحاق بن راهویه بودیم پس به ما (شاگردانش) گفت: ‏ای کاش کتاب مختصر و صحیحی را در حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم تألیف کنید، ‏بخاری میگوید: سخن او به دلم نشست، و از همان لحظه به تألیف “الجامع الصحیح ” عزم ‏نمودم.‏

امام بخاری میگوید پیغمبر صلی الله علیه وسلم را در خواب دیدم که او می گوید: گویا من پیش روی ایشان ایستاده ام، و در ‏دست بادبانی است که مگس ها از ایشان می رانم. پس درباره این رؤیا از برخی کسانیکه به ‏تعبیر آشنائی داشتند جویا شدم، ‎‏‏پس این امر سبب شد تا برایم گفتند: تو دروغ را از حدیث رسول الله دور می کنی، به تألیف “الجامع الصحیح” بپردازم.‏

میان این دو سبب منافاتی نیست، زیرا نخست استادش او را به این کار تشویق نمود، و در همین ‏جریان او این رؤیا را دید که همتش را مزید تقویت بخشید، وبه تألیف “الجامع الصحیح” عملا ‏اقدام نمود. ‏

اما راجع به چگونگی و مقام تألیف این کتاب، و برای آگاهی از نهایت اهتمام ‏بخاری به تألیف این کتاب، سر نخ بحث را به دست خودش می دهیم که راجع به آن می فرماید: ‏‏” تألیف این کتاب را در مسجد الحرام و در کنار بیت الله آغاز نمودم، و احادیث صحیح این ‏کتاب را از ششصد هزار حدیث انتخاب کرده ام، و جز حدیث صحیح دران ننوشته ام، و قبل از نوشتن ‏هر حدیثی غسل کرده ام و دو رکعت نماز خوانده ام، وبعد از نماز و استخاره از خدا و حصول یقین به ‏صحت حدیث، آن را در کتاب نوشته ام، ودر مدت شانزده سال تألیف این کتاب را به اتمام رسانیدم، و ‏آن را دربین خودم و خدای خودم حجت قرار دادم. ‏

‏ تعداد احادیث این کتاب برحسب توضیحات ابن الصلاح همراه با مکررات (۷۲۷۵)، ‏و بشمارش ابن خلدون (۷۲۰۰) که سه هزار آن مکرر، وبشمارش حافظ ابوالفضل ابن حجر ‏عسقلانی با مکررات (۷۳۹۷) که یکصدو بیست و دو حدیث از شمارش ابن الصلاح بیشتر است، ‏و بدون مکررات (۲۶۰۲) حدیث و اگر متون معلقه مرفوعه را که در جای دیگر آن را وصل نکرده که جمعا ‏‏(۱۵۹) مورد هستند، به آن اضافه شود، مجموع احادیث بدون تکرار به (۲۷۶۱) حدیث بالغ میگردد، ‏ومجموع تعلیق های موجود در آن بالغ بر (۱۳۴۱) که اکثر آنها مکرر و متن آنها در جمع احادیث کتاب ‏آمده است، وتنها (۱۶۰) متن در میان احادیث کتاب نیامده اند، ومجموع احادیث متابع و تنبیه بر ‏اختلاف روایات بالغ بر (۳۴۴) حدیث است، بنا بر این تمام آنچه در آن کتاب وجود دارد، با مکررات ‏بالغ بر (۹۰۸۲) حدیث می باشد، جدا از احادیث موقوف بر اصحاب، واحادیث مقطوع بر تابعین و ‏مابعد آنان. ‏

تعداد کتابهای مندرج در این کتاب، یکصدواندی، ومجموع ابواب این کتاب بالغ بر(۳۴۵۰) ‏ومجموع مشایخ حدیث که در حال روایت از ایشان نام برده است (۲۸۹) استاد، و اساتیدی که ‏تنها امام بخاری از آنها روایت کرده نه امام مسلم، بالغ بر (۱۳۴) استاد می باشد، و (۲۵) حدیث ‏ثلاثی یعنی احادیثی که میان بخاری وصحابی تنها سه راوی قرار دارد، در ان وجود دارد.‏

اهمیت وجایگاه این کتاب:‏

طوریکه قبلا یاد آور شدیم، صحیح بخاری نه تنها کتاب حدیث بلکه کتاب فقه نیز هست، ‏و بخاری در تراجم ابوابش استنباطات دقیق و جالب فقهی را ذکر نموده است، وبه همین سبب ‏دانشمندان اسلامی گفته اند: ” فقه البخاری فی تراجم ابوابه” یعنی فقه بخاری در تراجم ابواب ‏کتابش نهفته است. در پهلوی صحیح بودن تمام احادیث این کتاب، همین آمیختگی حدیثی و فقهی ‏که به آن آراسته است، به این کتاب منزلت و مقام خاص وبی مانندی را بخشیده است. وهمه را ‏به فضل و مکانت خویش معترف ساخته است. چنانچه ابن خلدون، درباره اهمیت این کتاب ‏در مقدمه گفته است: بخاری در تألیف این کتاب، تنها بر احادیثی اعتماد نموده که محدثین بر ‏صحت آنها اجماع نموده اند، وکسی مخالف صحت آنها نبوده است. ابوجعفر عقیلی میگوید: ‏هنگامیکه بخاری کتابش ” الجامع الصحیح” را تألیف کرد، آنرا به امام احمدبن حنبل، یحیی بن ‏معین، وعلی بن المدینی (که همه از جمله مشایخش بودند) عرضه کرد، آنان کتاب بخاری را ‏خیلی پسندیدند، و جز چهار حدیث به صحت سایر احادیث آن گواهی دادند. عقیلی گوید: قول ‏راجح درآن چهار حدیث، نیز قول بخاری است، وآن چهار حدیث نیز صحیح اند. همچنان ابن ‏کثیر در البدایه والنهایه گفته است: تمام علما بر صحت و قبول احادیث بخاری اتفاق نظر دارند. ‏وامام ذهبی در تاریخ اسلام گفته است: صحیح بخاری اجلّ کتب اسلامی وبرترین آنها بعد از ‏کلام الله است. امام نووی در مقدمه شرحش بر مسلم از امام الحرمین ابوالمعالی الجوینی نقل ‏کرده که گفته است: اگر کسی طلاق واقع نماید که آنچه بخاری و مسلم در کتابشان حدیث صحیح ‏شمرده اند، بدون تردید حدیث پیامبر است، طلاقش واقع نمی شود، و راست گفته است، چون ‏علمای اسلام بر صحت احادیث آنها اجماع کرده اند.‏

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی