Uncategorized

خوف از عالمان و امامانِ گمراه کننده و پیوستن آنها با مشرکان

همچون هر باغبان دلسوز و زحمت کشیده‌اى که عمر خود را پاى نهال‌ها و بذرهایش گذاشته و در سال‌هاى اخیر، نگران باغ پس از خویش است، پیامبر رحمت و معلم بشریت حضرت رسول کریم، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم نیز، در سال‌هاى آخر عمر، نگران وضع امت پس از رحلت خویش بود.
نگرانى‌هاى پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم، در زمینه‌هاى مختلف بود، چرا که آفت‌ها و عارضه‌هایى که دامنگیر انسان میگردد، متفاوت است.
رسول کریم صلی الله علیه و آله و اصحابه وسلم در آن سال‌ها، نگرانى خویش را نسبت به وقوع این حوادثِ پس از خویش، ابراز داشته و آنها را پیش بینى کرده بود.
برخى از این موضوعات نگران کننده، حاکى از نوعى”رجعت” در امت مسلمان است، یعنى کمرنگ شدن ارزش‌هاى الهى و اسلامى و احیاى دوباره ی معیارهاى جاهلى و سر برآوردن خوى و خصلت‌هاى غیر انسانى، که به برکت اسلام،قطع شده بود و در عصر پس از رسول کریم صلی الله علیه وسلم ، بار دیگر جان گرفت و معیارها را برهم زد.
این نوع رجعت به جاهلیت، که از نگرانى‌هاى عمده ی رسول کریم صلی الله علیه وسلم بود، براى هر مصلحى که با رهبرى خویش، امتى و فرهنگى و نظامى پدید آورده باشد، وجود دارد، چرا که نسل دوم و سوم در یک نهضت اصلاحى، اغلب داراى آن روحیات، باورها، انگیزه‌ها، شناخت‌هاى عینى و تجربه‌هاى محسوس صحابه ی کرام نیستند و زمینه ی سیر قهقرایى و بازگشت به شرایط پیش از تحول و نهضت، در آنان فراهم‌تر است و دشمنان هم از همین”زمینه”ها بهره میگیرند و به دگرگون سازى نهضت اسلامی می پردازند.
به هم آمیختن حق و باطل و آشفته ساختن مرزها و معیارها و زیر پاگذاشتن اصول و انکار مسلّمات دین، موجب می شود عده ای از هدایت دست بشویند و گمراه شوند.
در این جا نقش آنان که کار فکری می کنند و با افکار و اندیشه های مردم سروکار دارند، حسّاس تر است.
دانایان و دانشمندان، همچنین زمامداران و مسئولان نیز درگمراه شدن مردم نقش دارند و اگر بلغزند، جامعه را به اشتباه و لغزش می اندازند.
در بزرگان، عالمان، امامان و رهبران امت، گمراهی پس از هدایت، فتنه های گمراه کننده، غرور و تکبر، شهرت و منزلت، از عوامل دیگر نگرانی رسول کریم صلی الله علیه وسلم به شمار آمده است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم می فرماید:
«وإنّما أخافُ على أمتی الأئمه المُضلین وإذا وقعَ علیهم السیفُ لم یُرفع إلى یومِ القیامه ولا تقومُ الساعه حتى یلحَقَ حیٌّ مِن أمّتی بالمشرکین وحتى تعبُدَ فئام من أمّتی الأوثانَ وإنّه سیکونُ من أمّتی کذّابون ثلاثونَ کلُّهم یزعم أنه نبیٌّ وأنا خاتم النبیین لا نبیَّ بعدی…»
نسبت به امتم از امامان گمراه کننده بیم دارم که چون شمشیری به روی آنان کشیده شود، تا روز قیامت غلاف نخواهد شد.
و قیامت برپا نخواهد شد تا اینکه گروهى از امتم به گروه مشرکان بپیوندد و دسته هایی از ایشان به پرستش بُت ها روی بیاورند،
و اینکه از میان امتم سی تن کذّاب و دروغگو ظهور خواهند کرد که هر کدام از آنها خود را پیامبر می داند حال آنکه من خاتم انبیاء هستم و پیامبری پس از من نخواهد بود.
[  این حدیث بخشی از روایتی است که اصل آن نزد مسلم (۲۸۸۹) و ابوداود (۴۲۵۲) و ترمذی (۲۱۷۶) می باشد و امام احمد نیز آن را در المسند به شماره (۲۲۹۵) آورده است. مصححان می گویند: اسناد آن به شرط مسلم صحیح است].
عزیزانِ گرانقدر:
لطفاً این احادیث زیبا و گرانبهای حضرت رسول کریم صلی الله وعلیه وسلم را بخوانید، بدانید، عمل کنید و بدیگران رسانید تا ان شأ الله اجر دنیوی واخروی نصیب تان گردد.
جزاک الله وخیراً!
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن