داستان صالح مري و مهدي

مهدي كسي را فرستاد و صالح مري دانشمند وقت را طلبيد. ايشان مي گويد:

وقتي من وارد مجلس خليفه شدم گفتم: بخاطر خدا سخنان مرا امروز تحمل كنيد.

زيرا محبوبترين بنده نزد خدا كسي است كه نصيحت را در مورد حق خدا تحمل نمايد.

خصوصا براي كسي كه با آنحضرت ص پيوند خويشاوندي دارد، شايسته است كه وارث اخلاق و سيرت ايشان باشد.

خداوند از علم و دانش ميراث بزرگي براي شما گذاشته و عذر باقي نگذاشته است.

شما براي كارهايتان هيچگونه برهان و حجتي از طرف خدا نداريد.

خشم خدا به مقدار دوري شما از علم و شناخت مسايل و اقدام به باطل متوجه شما خواهد بود.و اينرا بدان كه فرداي قيامت، رسول خدا طرف حساب كسي خواهد بود كه بعد از او زمام امور امتش را بدست گرفته و آنها را از احكام دين محروم سازد.

و كسي كه محمد خصم طرف حساب او باشد يقينا خداوند نيز خصم اوست.

پس براي مخاصمه با خدا و رسولش خود را آماده كن يا اينكه دليل و حجت قوي در دست خواهي داشت و نجات پيدا خواهي كرد يا اينكه سرانجام به هلاكت ابدي گرفتار خواهي شد.

و بدان كه بدست هوا و هوس خويش به زمين بخورد، به مشكل اگر بتواند برخيزد و قدمهاي كسي روز قيامت ثابت و پابرجا خواهد ماند كه به كتاب خدا و سنت پيامبرش چنگ زده باشد.

طبعا كسي مانند شما دست به معصيت نخواهد زد، مگر اينكه گناهان در ديدگانش نيك جلوه مي كندو ملاهاي خاين و درباري نيز او را تاييد نمايند.

و با اين دام دنيا امثال تو را شكار مي كند.سعي كن سخنانم را بخاطر بسپاري و به آن زيبا عمل كن. من كه زيبا رساندم.

آنگاه اشك از چشمان مهدي سرازير شد. سپس دستور داد به او مقداري مال بدهند ولي ايشان نپذيرفت.

بعضي ها گفته اند: بعدها اين سخن را در ديوان مهدي، نوشته ديده اند.

===============================

علما و حكام

تاليف: وحيد عبدالسلام بالی

Islahnet.com

 

یک دیدگاه