خانه / مقالات / داستان / داستان جوانان و نوجوانان اسلام / درد دل و شکایت خود را کجا مطرح کنیم؟

درد دل و شکایت خود را کجا مطرح کنیم؟

دختر يتيمى با مادر پير خود زندگى مى كرد، پسر عمویش از وى خواستگارى كرد، مادر و دختر موافقت نمودند، بعد از اينكه عروس خانواده ى عمویش شد، دختران و زن عمو که خود را اختیار دار وی می دانستند انواع ظلم را بر او روا مى داشتند، دخترك هر بارى كه خانه نزد مادر مى آمد شكايت مى كرد و زار زار مى گريست مادر پير او را به صبر توصيه مى كرد و همرايش زار زار مى گريست، تنها همدردى كه با يگانه دخترش مى توانست بكند. مدت طويلى گذشت، تا اينكه مادر پير در بستر بيمارى مرگ قرار گرفت، دخترك بالاى سرش مى گريست كه من شكوه و شكايت و درد دل خود را به چه كسى بگويم!؟ مادرش وصيتى برايش كرد اينكه، هر وقت دلش تنگ شد به خانه ى او آمده وضو كند و دو ركعت نماز بخواند و تمام درد هاى خود را به الله قصه كند، دختر عهد كرد كه چنين مى كند، مادر از دنيا رفت و دختر هر وقتى كه دنيا برايش تنگ مى شد مى رفت در خانه مادرش و وضو نموده دو ركعت نماز مى خواند، بعد از مدتى خویشاوندان شوهر متوجه شدند، كه دختر غمگين مى رود و خوشحال و سرحال بر مى گردد، به شوهرش گفتند؛ زن تو كدام دوست پنهانى دارد در خانه ى مادرش با او ملاقات مى كند…

شوهر رفت و در پشت دیواری پنهان شد جایی که دیوار سوراخ بود و می توانست از انجا خانمش را زیر نظر بگیرد.

منتظر آمدن زن نشست، ديد زنش آمد دروازه را قفل كرد، رفت وضو كرد و نماز خواند و نشست در جاى نماز و دستان خود را بالا كرد و با گريه، مى گفت؛ الهى! من ناتوانى خود را در مقابل خویشاوندان شوهرم بتو شكايت مى كنم، اگر تو به همين وضع از من خوش هستى، من قبول دارم و ليكن اگر تو هم از من ناراضى باشى، چه كسى از من راضى باشد، شوهرم را هدايت كن، او آدم خوبى هست، ولى زير تأثير خواهران و مادر قرار دارد…
شوهر داشت در پشت دیوار مى گريست.

درب اتاق را تك تك زد. زن درب را باز كرد، شوهر او را در آغوش گرفت و پيشانيش را بوسيد و معذرت خواهى نمود و برد خانه همه را خواست و مشكل را حل ساخت همگى به اشتباه خود پى بردند و از او معذرت خواستند و قول دادند كه ديگر حتى نگويند كه بالاى چشمش آبرو هست.

دخترك در خواب ديد، كسى برايش مى گويد:
مدت ده سال به مادرت شكايت كردى، مشكل افزوده شد، يكماه به الله سبحانه و تعالى شكايت كردى تمام مشكلاتت حل شد، هميشه شكاياتت را به الله متعال بكن…
آرى خواهرم و برادر عزيزم، شرم هست كه ما شكايتى كه به خالق كنيم آنرا نزد مخلوق ببريم.

اللهم انى اشكو بثى و حزنى إليك. .

 از صفحات فیس بوک

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

اگر روزی خلیفه شوم …..(داستانی)

اگر روزی خلیفه شدم چه آرزویی داری تا برایت برآورده کنم؟ سه نفر با هم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *