خانه / اخبار / تحلیل اوضاع / درسهایی از وضعیّت کنونیِ فلسطین و سکوتِ مرگبار حاکمان عرب

درسهایی از وضعیّت کنونیِ فلسطین و سکوتِ مرگبار حاکمان عرب

نویسنده: ابو بصیر طرطوسی؛

مترجم: انعام الله رحمانی؛

آن‌چه که امروز در فلسطین رخ می‌دهد، از تجاوز به “بیت‌المقدس” و پای‌مال‌کردنِ آن شروع؛ تا به مسلخ‌گاه‌کشانیدنِ مسلمین، حقائقِ ذیل را فرا روی‌مان قرار می‌دهد:

یهودیان نه خواهانِ صلح و آشتی‌اند و نه گرایشی بدان دارند، و اگر گاهی هم نعره‌ی صلح و آشتی را سر دهند، هدف‌شان از برقراریِ آن، ایجادِ صلح و آشتی میانِ برده و بادار است و بس؛ آن‌هم صلحی که، بهره‌ی حق‌تلف‌شدگان را، از حق‌تلفان باز نمی‌ستاند؛ مگر اندکی از استخوان‌های درهم‌کوبیده‌شده‌ی تُهی از گوشت و خون را..!!

یهودیان به‌اثبات رسانیدند که، نه غم و اندوهِ دیگران را اهمیتی قایل‌اند و نه قطع‌نامه‌ها و محکوم‌کردن‌ها را به رسمیت می‌شناسند و این‌چنین چیزها دگرگونی‌ای را در روحیه‌ی آن‌ها پدید نخواهد آورد؛ زیرا در عقبِ آن‌ها، تروریزمِ جِهانی به رهبری و قیادتِ آمریکا قرار دارد که، در برابر هر نوع قطع‌نامه‌ها باز می‌ایستد و به دفاع از اسرائیل می‌پردازد؛ به این اساس، آن‌ها به‌جز منطق زور و قدرت با همه منطق‌های دیگر نا آشنایند، پس آن‌ها را توسّط زور و قدرت به زانو بباید نشاند و طردشان کرد؛

آن‌چه که در فلسطین جریان دارد، مؤکِّد این است که، برای حل قضیه‌ی “فلسطین” هیچ راهی به جز جِهاد مسلحانه وجود ندارد و نصوص ثابت و متعددی از قرآن و سنت دالّ بر این است که، اگر به محرمات مسلمانان تعرض صورت گرفت و حقوق‌شان پامال گشت بایستی در راه خدا [ و بازستانیدنِ حقوق مسلَّم‌شان] وارد معرکه‌ی کارزار شوند، و عقل سلیم و حالت کنونیِ مسلمانان تماماً تأکید می‌ورزند که، اگر امت خیال زندگی آبرومندانه و عزت‌مندانه را در سر می‌پروراند، می‌باید در راه خدا [ و سرنگونی کاخ‌های آسمان‌خراشِ استبداد و استعمار تا پای جان] برزمند؛

راه‌پیمایی‌هایِ گسترده و وسیعی‌که توسّط مسلمانان در اکناف و اطرافِ گیتی راه‌اندازی می‌شود و مردمان را – به کوریِ چشم دشمنان – به جادّه‌ها می‌کشاند، اعلانِ انزجار مسلمانان را از جنایت‌های یهود مورد تعبیر قرار می‌دهد و رغبت و گرایش مردمان را به جِهاد و مبارزه بر علیه صهیونست‌های اشغال‌گر بر ملا می‌سازد و در پهلوی این، پرده از فرمان‌صادرکردن‌های ذلت‌بار طواغیت بر می‌کشد و روشنی می‌اندازد که، حاکمانِ طاغوت و سرکش

روشنی می‌اندازد که، حاکمانِ طاغوت و سرکش از تریبیونِ رسمی دیگران به صدور فرمان می‌پردازند و نمایندگانِ خود و پای‌کوبانِ محفل خیانت‌اند، نه مُمَثّلانِ مردم و امت؛

آن‌چه که در فلسطین می‌گذرد، از جمله دلایلِ گوناگون و متعددی‌ست که، دلالت بر خائن‌بودن حاکمانِ اجیر، خودفروخته و سرکش‌ می‌کند؛ حاکمانی‌که، هرازگاهی به‌اثبات می‌رسانند که، پاسبانانِ ثَبات و آرامش یهودیان‌اند… وظیفه‌ی اصلی و اساسی‌شان این است که، ملت‌ها را از مبارزه‌ی آزادی‌خواهانه و عزت‌جویانه باز دارند، نه‌تنها این؛ بل در صدد آن‌اند تا ملت‌ها را حتی از اندیشیدن در مورد چگونگی باز ستانیدنِ حقوق فلسطینیان از چنگال یهودیانِ غاصب باز دارند؛

رویدادهای فلسطین، مؤکِّد این است که، ارتِش و سربازانِ ممالک عربی و کشورهای – به‌نام – اسلامی، برای حمایت امت در برابر دشمنان امت ساخته نشده‌اند؛ [آری] ساخته نشدند؛ تا سرزمین مسلمین را از خطراتِ تهدیدگر نجات بخشند و یا کدام رسالتِ سترگی را [برای رَهایی امت از چنگالِ غول‌پیکرِ کُهنِ استعمار] به‌سر رسانند؛

بلکه ایجاد شدند؛ تا کاخ‌های آسمان‌خراشِ سرکشان را در مقابل خطراتِ تهدیدگر پاس دارند و امت را به جادّه‌ی ذلت سوق دهند.

ساخته شدند؛ تا دست‌آوردهای طاغوتیان را ارج نهند و پاسبانِ پالیسی‌های دشمنان امت باشند.

این سربازان و سپاهیان جهت به‌ذلت‌کشانیدن و به گودال‌انداختنِ امت، محروم‌ساختنِ آنان از زندگی در زیر سقفِ ایدئولوژی و عقیده‌‌ی اسلامی و سدّ واقع شدن در مسیرِ دفاعِ امت از حقوق و مقدسات‌شان ساخته شدند؛

چه فرقی وجود دارد، میانِ سرباز اسرائیلی‌که، راه‌پیمایان را در فلسطین اشغالی به رگبار می‌بندند و آن سربازِ عربی که، مظاهره‌چیانِ عرب را آماج قرار می‌دهد؟!!

چه فرقی وجود دارد، میانِ سرباز اسرائیلی که، بالای راه‌پیمایانِ فلسطینی آذر می‌افروزد و بین سرباز عربی که، بالای آنان سرب می‌اندازد و بدتر از آن را در حقّ خانواده و فرزندان‌اش – آن‌هم برای تنفیذ دستورات و دل‌خواسته‌های طواغیت و استبدادگران- انجام می‌دهد.

یک‌بار به عرب‌هایی نظر اندازید که، در زندان‌های یهودیانِ صهیونست افگنده شدند و با آن‌ها چه‌نوع برخوردی صورت می‌گیرد و نگاهی اندازید به جوانانِ مسلمانی‌که، در دلِ تاریکِ سیه‌چال‌های بسیاری از نظام‌های حاکمِ عرب؛ امثالِ مصر، سوریه، لیبیا، تونس و … افگنده شدند، و نوعِ معامله و برخورد با آن‌ها را به نظّاره بنشینید؛ تا ببنید که، تفاوتِ ره ز کجا تا به کجاست؟! و بنگرید که، این حاکمانِ اجیرو مزدور در اذلال امت و به پرتگاه سوق‌دادنِ آن، چه نقشی را بازی می‌کنند.

واپسین‌سخن!

در واپسین‌گفته‌های‌مان، برای تمام عالم و به ویژه، برای سرفروشانِ [دلیر و انقلاب‌گرانِ عدالت‌خواه جِهان] داد سخن می‌دهیم که:

توان‌مندی‌ها و قوت‌اندوزی‌های‌تان را افزون کنید و مساعی‌تان را به خرج دهید؛ زیرا که پیکار و مبارَزه بر علیه یهودیانِ صهیونست در فلسطین ادامه داشت، ادامه دارد و ادامه خواهد داشت… نه صدور فرمان‌های خائنانه آن را توقف می‌دهد و نه تازیانه‌های استبداد و به سیه‌چال انداختن‌ها و از میان‌برداشتن‌ها آن را راکد می‌سازد و نه هم صیّادانِ خون‌آشام و پاسبانانِ آرمان‌های دشمن از قوت و حدّت آن می‌کاهند.

این امت، امت بذل و بخشش است… خیر و نیکی از میانِ این امت هرگز رخت بر نخواهد بست… ناموس و آبروی این امت هرگز و هرگز به تاراج نخواهد رفت؛ زیرا در میانِ آن، نستوه‌مجاهدانِ نام‌آور و قهرمانی وجود دارند که، خداوند متعال برای نصرت دین و بُلندی نام‌اش از آن‌ها کار خواهد گرفت.

این امت، امتی‌ست که خداوند متعال آن‌ها را از گردآیی در گمراهی و خیانت مصئون داشته‌است… خیر و نیکی در این امت وجود داشت، وجود دارد و تا رستاخیز عظیم باقی خواهد ماند؛ چنان‌چه در حدیث صحیح از پیامبر – صلی الله علیه وسلم – آمده‌است:

((لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ))

طائفه‌ای از امتم بدون انفصال تا روز قيامت ظاهر هستند و در راه حق صف می‌آرایند.

و فرموده‌است:

((لا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ عَلَى مَنْ نَاوَأَهُمْ حَتَّى يُقَاتِلَ آخِرُهُمُ الْمَسِيحَ الدَّجَّالَ))

گروهی از امتِ من پیوسته در راه حق می‌رزمند و بر دشمنان‌شان غالب می‌آیند؛ تا این‌که آخرینِ آن‌ها دجال را از پای در می‌آورد.

هان ای مردم!

نبرد و صف‌آرایی با یهودیان پایان‌نیاب و توقف‌ناپذیر است و پیوسته ادامه خواهد داشت؛ تا این‌که، سنگان و درختان به امرِ خداوند متعال به سخن در می‌آیند و می‌گویند:

ای مسلمان! ای بنده‌ی خدا!

در عقب‌ام یهودیِ پنهان است؛ بیا و او را از پای در

روشنی می‌اندازد که، حاکمانِ طاغوت و سرکش از تریبیونِ رسمی دیگران به صدور فرمان می‌پردازند و نمایندگانِ خود و پای‌کوبانِ محفل خیانت‌اند، نه مُمَثّلانِ مردم و امت؛

آن‌چه که در فلسطین می‌گذرد، از جمله دلایلِ گوناگون و متعددی‌ست که، دلالت بر خائن‌بودن حاکمانِ اجیر، خودفروخته و سرکش‌ می‌کند؛ حاکمانی‌که، هرازگاهی به‌اثبات می‌رسانند که، پاسبانانِ ثَبات و آرامش یهودیان‌اند… وظیفه‌ی اصلی و اساسی‌شان این است که، ملت‌ها را از مبارزه‌ی آزادی‌خواهانه و عزت‌جویانه باز دارند، نه‌تنها این؛ بل در صدد آن‌اند تا ملت‌ها را حتی از اندیشیدن در مورد چگونگی باز ستانیدنِ حقوق فلسطینیان از چنگال یهودیانِ غاصب باز دارند؛

رویدادهای فلسطین، مؤکِّد این است که، ارتِش و سربازانِ ممالک عربی و کشورهای – به‌نام – اسلامی، برای حمایت امت در برابر دشمنان امت ساخته نشده‌اند؛ [آری] ساخته نشدند؛ تا سرزمین مسلمین را از خطراتِ تهدیدگر نجات بخشند و یا کدام رسالتِ سترگی را [برای رَهایی امت از چنگالِ غول‌پیکرِ کُهنِ استعمار] به‌سر رسانند؛

بلکه ایجاد شدند؛ تا کاخ‌های آسمان‌خراشِ سرکشان را در مقابل خطراتِ تهدیدگر پاس دارند و امت را به جادّه‌ی ذلت سوق دهند؛

ساخته شدند؛ تا دست‌آوردهای طاغوتیان را ارج نهند و پاسبانِ پالیسی‌های دشمنان امت باشند؛

این سربازان و سپاهیان جهت به‌ذلت‌کشانیدن و به گودال‌انداختنِ امت، محروم‌ساختنِ آنان از زندگی در زیر سقفِ ایدئولوژی و عقیده‌‌ی اسلامی و سدّ واقع شدن در مسیرِ دفاعِ امت از حقوق و مقدسات‌شان ساخته شدند؛

چه فرقی وجود دارد، میانِ سرباز اسرائیلی‌که، راه‌پیمایان را در فلسطین اشغالی به رگبار می‌بندند و آن سربازِ عربی که، مظاهره‌چیانِ عرب را آماج قرار می‌دهد؟!!

چه فرقی وجود دارد، میانِ سرباز اسرائیلی که، بالای راه‌پیمایانِ فلسطینی آذر می‌افروزد و بین سرباز عربی که، بالای آنان سرب می‌اندازد و بدتر از آن را در حقّ خانواده و فرزندان‌اش – آن‌هم برای تنفیذ دستورات و دل‌خواسته‌های طواغیت و استبدادگران- انجام می‌دهد؛

یک‌بار به عرب‌هایی نظر اندازید که، در زندان‌های یهودیانِ صهیونست افگنده شدند و با آن‌ها چه‌نوع برخوردی صورت می‌گیرد و نگاهی اندازید به جوانانِ مسلمانی‌که، در دلِ تاریکِ سیه‌چال‌های بسیاری از نظام‌های حاکمِ عرب؛ امثالِ مصر، سوریه، لیبیا، تونس و … افگنده شدند

روشنی می‌اندازد که، حاکمانِ طاغوت و سرکش از تریبیونِ رسمی دیگران به صدور فرمان می‌پردازند و نمایندگانِ خود و پای‌کوبانِ محفل خیانت‌اند، نه مُمَثّلانِ مردم و امت؛

آن‌چه که در فلسطین می‌گذرد، از جمله دلایلِ گوناگون و متعددی‌ست که، دلالت بر خائن‌بودن حاکمانِ اجیر، خودفروخته و سرکش‌ می‌کند؛ حاکمانی‌که، هرازگاهی به‌اثبات می‌رسانند که، پاسبانانِ ثَبات و آرامش یهودیان‌اند… وظیفه‌ی اصلی و اساسی‌شان این است که، ملت‌ها را از مبارزه‌ی آزادی‌خواهانه و عزت‌جویانه باز دارند، نه‌تنها این؛ بل در صدد آن‌اند تا ملت‌ها را حتی از اندیشیدن در مورد چگونگی باز ستانیدنِ حقوق فلسطینیان از چنگال یهودیانِ غاصب باز دارند؛

رویدادهای فلسطین، مؤکِّد این است که، ارتِش و سربازانِ ممالک عربی و کشورهای – به‌نام – اسلامی، برای حمایت امت در برابر دشمنان امت ساخته نشده‌اند؛ [آری] ساخته نشدند؛ تا سرزمین مسلمین را از خطراتِ تهدیدگر نجات بخشند و یا کدام رسالتِ سترگی را [برای رَهایی امت از چنگالِ غول‌پیکرِ کُهنِ استعمار] به‌سر رسانند؛

بلکه ایجاد شدند؛ تا کاخ‌های آسمان‌خراشِ سرکشان را در مقابل خطراتِ تهدیدگر پاس دارند و امت را به جادّه‌ی ذلت سوق دهند؛

ساخته شدند؛ تا دست‌آوردهای طاغوتیان را ارج نهند و پاسبانِ پالیسی‌های دشمنان امت باشند؛

این سربازان و سپاهیان جهت به‌ذلت‌کشانیدن و به گودال‌انداختنِ امت، محروم‌ساختنِ آنان از زندگی در زیر سقفِ ایدئولوژی و عقیده‌‌ی اسلامی و سدّ واقع شدن در مسیرِ دفاعِ امت از حقوق و مقدسات‌شان ساخته شدند؛

چه فرقی وجود دارد، میانِ سرباز اسرائیلی‌که، راه‌پیمایان را در فلسطین اشغالی به رگبار می‌بندند و آن سربازِ عربی که، مظاهره‌چیانِ عرب را آماج قرار می‌دهد؟!!

چه فرقی وجود دارد، میانِ سرباز اسرائیلی که، بالای راه‌پیمایانِ فلسطینی آذر می‌افروزد و بین سرباز عربی که، بالای آنان سرب می‌اندازد و بدتر از آن را در حقّ خانواده و فرزندان‌اش – آن‌هم برای تنفیذ دستورات و دل‌خواسته‌های طواغیت و استبدادگران- انجام می‌دهد؛

یک‌بار به عرب‌هایی نظر اندازید که، در زندان‌های یهودیانِ صهیونست افگنده شدند و با آن‌ها چه‌نوع برخوردی صورت می‌گیرد و نگاهی اندازید به جوانانِ مسلمانی‌که، در دلِ تاریکِ سیه‌چال‌های بسیاری از نظام‌های حاکمِ عرب؛ امثالِ مصر، سوریه، لیبیا، تونس و … افگنده شدند

تونس و … افگنده شدند و نوعِ معامله و برخورد با آن‌ها را به نظّاره بنشینید؛ تا ببنید که، تفاوتِ ره ز کجا تا به کجاست؟! و بنگرید که، این حاکمانِ اجیرو مزدور در اذلال امت و به پرتگاه سوق‌دادنِ آن، چه نقشی را بازی می‌کنند.

واپسین‌سخن!

در واپسین‌گفته‌های‌مان، برای تمام عالم و به ویژه، برای سرفروشانِ [دلیر و انقلاب‌گرانِ عدالت‌خواه جِهان] داد سخن می‌دهیم که:

توان‌مندی‌ها و قوت‌اندوزی‌های‌تان را افزون کنید و مساعی‌تان را به خرج دهید؛ زیرا که پیکار و مبارَزه بر علیه یهودیانِ صهیونست در فلسطین ادامه داشت، ادامه دارد و ادامه خواهد داشت… نه صدور فرمان‌های خائنانه آن را توقف می‌دهد و نه تازیانه‌های استبداد و به سیه‌چال انداختن‌ها و از میان‌برداشتن‌ها آن را راکد می‌سازد و نه هم صیّادانِ خون‌آشام و پاسبانانِ آرمان‌های دشمن از قوت و حدّت آن می‌کاهند؛

این امت، امت بذل و بخشش است… خیر و نیکی از میانِ این امت هرگز رخت بر نخواهد بست… ناموس و آبروی این امت هرگز و هرگز به تاراج نخواهد رفت؛ زیرا در میانِ آن، نستوه‌مجاهدانِ نام‌آور و قهرمانی وجود دارند که، خداوند متعال برای نصرت دین و بُلندی نام‌اش از آن‌ها کار خواهد گرفت؛

این امت، امتی‌ست که خداوند متعال آن‌ها را از گردآیی در گمراهی و خیانت مصئون داشته‌است… خیر و نیکی در این امت وجود داشت، وجود دارد و تا رستاخیز عظیم باقی خواهد ماند؛ چنان‌چه در حدیث صحیح از پیامبر – صلی الله علیه وسلم – آمده‌است:

((لَا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ))

طائفه‌ای از امتم بدون انفصال تا روز قيامت ظاهر هستند و در راه حق صف می‌آرایند.

و فرموده‌است:

((لا تَزَالُ طَائِفَةٌ مِنْ أُمَّتِي يُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِينَ عَلَى مَنْ نَاوَأَهُمْ حَتَّى يُقَاتِلَ آخِرُهُمُ الْمَسِيحَ الدَّجَّالَ))

گروهی از امتِ من پیوسته در راه حق می‌رزمند و بر دشمنان‌شان غالب می‌آیند؛ تا این‌که آخرینِ آن‌ها دجال را از پای در می‌آورد.

هان ای مردم!

نبرد و صف‌آرایی با یهودیان پایان‌نیاب و توقف‌ناپذیر است و پیوسته ادامه خواهد داشت؛ تا این‌که، سنگان و درختان به امرِ خداوند متعال به سخن در می‌آیند و می‌گویند:

ای مسلمان! ای بنده‌ی خدا!

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

این قرن، زوال مسلمانان خواهد بود اگر…

به دنبال اقدام اخیر امریکا در به رسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت فلسطین اشغالی، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *