خانه / مقالات / رسول الله صلی الله علیه وسلم / اخلاق / در کهکشان نبوت ( قسمت پایانی۵)

در کهکشان نبوت ( قسمت پایانی۵)

  • د/ امراء

 

پیامبر نمونه و الگوی پدری مهربان!..

به جرأت می‫توانم بگویم که رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) روحیه پدری را به انسانیت آموخت. و امروز اگر اروپا گوشه‫ای از درس پدر بودن آن مقام والا را در جامعه‫ی خود به نمایش می‫گذاشت؛ نه با مشکل خانواده دچار می‫شد و نه با مشکلات بی‫حد و مرز جوانان. وبسیاری از بی‫بند وباریهای جامعه نیز حل می‫گشت!

محبت پدری پیامبر اکرم (پدر ومادر و جان و فرزندانم فدای او بادا!) الگو ونمونه‫ای است بی‫مانند. وقتی ابورافع مژده ولادت ابراهیم را به پیامبر داد، آن حضرت از شدت خوشحالی غلامی را بدو هدیه کردند، و سپس گوسفندی را به عنوان عقیه ذبح نمودند، در بین مردم تقسم کردند. و به وزن موهای نوزادشان نقره صدقه دادند. (طبقات ۱/ ۱۳۵)

حضرت جبرئیل نیز چون از شدت محبت ومهر و شفقت و علاقه پیامبر به فرزندانشان اطلاع داشت، پس از ولادت ابراهیم چون بر آن حضرت نازل شد، بدو با نام فرزندشان سلام گفت: سلام و درود خدا بر تو بادا، ای أبا ابراهیم! ( طبقات ۱/ ۱۳۵)

روز بعد پیامبر با خوشحالی به صحابه مژده دادند که: دیشب خداوند به من فرزندی عطا نمود، و من نام پدرم ابراهیم را بر او گذاشتم. (طبقات ۱ /۱۳۵)

وروزی که ابراهیم وفات کرد. پیامبر گریستند. عبدالرحمن بن عوف گفتند: یا رسول الله حتی شما نیز  گریه می‫کنید؟ آن حضرت در جواب فرمودند: یا ابن عوف، این رحمت و شفقت ومهر پدری است. وفرمودند: چشمها از اشک لبریز می‫شود. قلب غمگین و افسرده می‫گردد. ولی ما جز آنچه خدایمان را راضی و خشنود می‫کند هیچ نمی‫گوئیم. ای ابراهیم ما از دوری تو غمگینیم. ( بخاری ۲/۸۵)

آری.. این است پیامبر خدا، اسوه و نمونه و الگو و مدرسه‫ی اعتدال در دین خدا. جمع کردن بین مهر پدری و رضایت به خواست و قضای الهی. نه آن چیزی که برخی از تندروان با شدت ساختگی و دروغین، عواطف و احساسات فطری بشری وخدادادی خود را زیر پا خفه می‫کنند. ونه آن چیزی که در بسیاری از جامعه‫های پس‫‫مانده و متخلف رواج دارد، که سالهای سال بر مرگ کسی نوحه و نالا براه می‫اندازند! اگر قرار بود بشریت تا بروز قیامت اشک بریزد، می‫بایستی به داغ دوری رسول الله اشک می‫ریخت! و اگر قرار می‫بود؛ کسی تا ابد در دنیا بماند، رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) شایسته‫ی آن بود که تا ابد زنده بماند! ولی او نیز بنا به حکم خداوند برمخلوقاتش از این دیار فانی رخت بربست، و دیگران نیز باید به کوس رحیل لبیک گویند. پس گریه و فغان و زاری و شیون بر رفتگان شیوه‫ی مؤمنان نیست! مؤمن خشت اول بنا و سازندگی در جامعه است، و شایسته نیست که خاک دیروز بر سر ریخته، مرده پرستی را آئین خود سازد. بلکه او از برای ساختن فردا و آینده و گلشن نمودن زمین آفریده شده است.

همه‫ی فرزندان پیامبر خدا جز ابراهیم که از مادر مؤمنان ماریه مصری متولد شدند، قبل از اسلام از همسرشان؛ بانوی اول اسلام خدیجه‫ی کبری بدنیا آمده بودند. شاید بتوان گفت که؛ قرآن کریم این شدت محبت و علاقه‫ و احساس پدری او را چنین ارج نهاد که همسران او را به عنوان مادران مؤمنان معرفی نمود تا او سمت پدری برای همه‫ی مسلمانان را داشته باشد.

مادر مؤمنان عائشه صدیقه دست پرورده‫ی مکتب رسالت وشاگرد نمونه‫ی قسمت بانوان، چنین می‫فرمودند: خانمی فقیر با دو دخترش در خانه من آمدند. نزد من تنها یک دانه خرما بود که به ایشان دادم. آن زن گرسنه نیز دانه‫ی خرما را دونیم کرده بین دو دخترش تقسیم کرد. وقتی پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) تشریف فرما شدند، حکایت آن زن را برایش تعریف کردم. آن حضرت فرمودند: هر کس مسئولیت دختری به گردنش باشد، و به او نیکی کند. روز قیامت او را از آتش جهنم دور می‫سازد. ( بخاری ۷/ ۷۴).

و در روایتی دیگر از آن حضرت آمده: هر کس دو دختر را سرپرستی کرده، پرورش داد. من و او همراه و در کنار هم چون این دو انگشتان دستم خواهیم بود. ( مسلم۸ /۳۸-۳۹)

ابوسعید و ابن عباس آورده‫اند که پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: اگر خداوند به کسی فرزندی داد، نام زیبائی برایش انتخاب کند. و او را خوب تربیت کند. و چون بالغ شد ازدواجش دهد. و اگر چنانچه بالغ شد و او را ازدواج نداد تا اینکه مرتکب گناهی شد، گناهش بر گردن پدرش است! (مشکواه ۲/ ۱۷۰).

برخی کوته فکران گمان می‫کنند بخل ورزیدن در اظهار مهربانی و شفقت با فرزندان و نوه‫ها و بچه‫های فامیل و کودکان جامعه خلاف حشمت و بزرگی و هیبت است! این تصور در حقیقت پرده از بیماریهای نفسانی اینگونه افراد برمی‫کشد. آنها چون از نقص شخصیت رنج می‫برند گمان می‫کنند با این حرکتهای ساختگی و قلابی شخصیتی برای خود می‫سازند.

آیا آنها نمی‫دانند که بزرگترین شخصیت تاریخ بشریت با بچه‫ها بازی می‫کرد، و آنها را می‫بوسید و بر پشت خود سوار می‫کرد، وبا آنها شوخی می‫کرد. روزی پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) دو نوه‫اش؛ حسن و حسین را بوسید. کسی گفت: من ۱۰ فرزند دارم یکی از آنها را نبوسیده‫ام. رسول الله (درود وسلام خدا بر او بادا) فرمودند: چه کنم اگر در قلبت اثری از مهر و شفقت نیست!

آن حضرت دخترشان فاطمه را خیلی دوست داشتند، و او را سرور زنان بهشت می‫خواندند. ومی‫فرمودند: فاطمه جگر گوشه‫ی من است. کسی که او را به خشم آورد مرا بخشم آورده. (بخاری ۴/ ۲۱۰).

و وقتی فاطمه نزدشان می‫آمدند از جایشان بلند می‫شدند، و او را می‫بوسیدند و بر جای خود می‫نشاندند. و اگر به سفری می‫رفتند آخرین کسی که با او خداحافظی می‫کردند فاطمه بود. و چون بازمی‫گشتند اولین کسی که بخدمت آن حضرت می‫رسیدند فاطمه بود.

ایشان دخترانشان را به ازداوج افرادی نمونه و شایسته درآوردند. فاطمه را به ازدواج حضرت علی که دست پرورده و بزرگ شده‫ی خانه رسالت بود دادند.

دختر دیگرشان “رقیه” را به ازدواج حضرت عثمان دادند. حضرت عثمان نیز نمونه‫ی شوهری بی‫مانند و مؤمن و متعهد بود. و پس از حضرت ابراهیم (علیه السلام) اولین کسی بود که در راه خدا همراه با خانواده‫اش به حبشه هجرت نمود. وقتی همسرشان رقیه دختر رسول الله وفات کرد. پیامبر ( که روح و روانم فدای او بادا) دامادش عثمان را دلداری داده، دختر دیگرش “ام کلثوم” را به ازدواج او درآورد.

ووقتی ام کلثوم وفات کردند. عثمان که گمان می‫برد رابطه‫ی دامادیش با پیامبر خدا قطع شده بشدت ناراحت بود و می‫گریست. آن حضرت با مهر پدری او را به آغوش گرفته آرامش داد و فرمود: مرگ رابطه‫ی دامادی و خویشاوندی را قطع نمی‫کند. طلاق است که این رابطه را از بین می‫برد و اگر دختر سومی می‫داشتم او را به ازداوج تو درمی‫آوردم. (انساب الأشراف ۱/ ۴۰۱)

امروز که این اسوه و نمونه‫ و الگوی بشریت از میان ما رفته، خداوند برای ما سنت و رویه و روش او را حفظ نموده است. قرآن کریم که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) تصویر زنده و بشری و نمونه‫ی عملی و تطبیقی آن بود در بین ماست. سنت و رفتار و روش زندگی پیامبر خدا توسط شاگردان باوفا و دست پرورده‫های مکتب ملکوتی او برای تاریخ و آیندگان به ثبت رسیده است.

امروزه بشریت تصویری گویا و سه بعدی و تمام رخ از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و سلم) در اختیار دارد. و دوری و فراق آن حضرت هیچ جای عذری برای کسی باقی نگذاشته است!

و در حقیقت شایسته‫ی همه‫ی مؤمنان و تمامی بشریت و تاریخ است که بر ردپای آن حضرت قدم نهاده مو به مو تابع فرامین وارزشهای والایی باشند که آن حضرت برای سعادت و نیکبختی جهان به ارمغان آورده است. آن هنگام است که خورشید پر فروغ سعادت بر گیتی تابیدن خواهد گرفت. و بشریت طعم برادری و برابری و مهر و سعادت و رستگاری و رشادت و آزادی و انسانیت را خواهد چشید.

 

 به نقل از سایت: اهل سنت.

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

در کهکشان نبوت (۴)

پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم)؛ همسری نمونه والگویی بی‫مانند د/ امراء اساسنامه‫ی روابط اجتماعی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *