در کهکشان نبوت (۴)

پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم)؛ همسری نمونه والگویی بی‫مانند

  • د/ امراء

اساسنامه‫ی روابط اجتماعی بر مبنای میثاق رابطه شوهر و همسری در خانه برقرار می‫شود. و در واقع هرچند این رابطه‫ی مقدس قویتر و پایدارتر باشد، بهمان اندازه استحکام جامعه پایدارتر و تزلزلهای اخلاقی از آن دورتر خواهد بود.

پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) در سن ۲۵ سالگی با خدیجه دختر خویلد که بیوه زنی ۴۰ ساله بود ازدواج کردند. این ازدواج مبارک ۲۵ سال دوام داشت، که پس از آن خدیجه در سن ۶۵ سالگی، رسول خدا را که مردی ۵۰ ساله بود تنها گذاشته، به پیک حق لبیک گفت و بدیار باقی شتافت.

خدیجه پا به پا همراه و همگام پیامبر خدا در دعوت و تلاش او شریک بود. و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) برای او احترام ومکانت شایانی قائل بودند، و او را بسیار دوست داشتند. و هرگز در زندگی خدیجه با خانمی دیگر ـ هر چند عرف و تقالید چند زنی جامعه‫ی آنروز بدو فشار می‫آورد ـ ازدواج نکردند.

و در شرافت و بی‫مثالی و نمونگی این ازدواج همین بس که خدیجه اولین کسی بودند که به رسالت پیام آور توحید حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) ایمان آوردند.

چه ابلهند و نادان آن کوردلان و بیمار ضمیرانی که پیامبر خدا را به خاطر ازدواجهای متعددشان زیر سؤال می‫برند!..

در حقیقت محمد جوان تنها با یک بیوه‫ی ۴۰ ساله ازداوج کردند. و آن کسی که ازدواجهای متعدد کرد پیامبری است ۵۰ ساله!!..

این کوردلان حقود و کینه توز تاکنون درک نکرده‫اند که سن ۵۰ سالگی سن ازدواجهای شهوت نیست! عمری است که انسان دیگر تمایل زیادی به ازدواج و تجدید فراش ندارد. ولی پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) هدفی بسیار عظیم و بزرگ برای ساختن جامعه‫ی بشریت را دنبال می‫کرد. و ازدواجهای او در آن جامعه‫ی نوسازی که پیامبر خشت اصلاح آن را بدوش گرفته بود، هر یک از برای رسیدن به مقصدی خاص چون؛ دعوت قبایل مختلف عرب به اسلام، اصلاح و همبستگی و برقراری وحدت اجتماعی در بین قبائل مختلف، تربیت دعوتگرانی که مسائل دینی مربوط به خانمها را همراه با تصویری از الگوی زندگی خانوادگی به آیندگان منتقل سازند، در کنار ترسیخ معانی تکافل اجتماعی و سرپرستی بیوه‫زنان و خانمهای بی‫سرپرست و… را به مؤمنان و به بشریت، بوده است.

در زندگی خانوادگی پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) آیت وفاست!

محبت و دوستی و وفا رنگ و بو، و ساز و برگ خانه‫ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) بود. ورق زدن زندگی شخصی این نمونه و الگوی بی‫مانند انسانیت نیاز به سالها وقت دارد. چرا که هر لمحه‫ی او درسی است عمیق، و هر درس او مدرسه‫ی است از اخلاق و سازندگی، که در فهم آن کتابها می‫توان نگاشت.

تنها در این چند خط به یک نشانه از وفای او با همسر اولشان خدیجه کبری اشاره می‫کنیم:

عائشه تنها دختری است که پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) برای قدرشناسی از بهترین یار و وزیر و مستشار خود ابوبکر صدیق ، آن کسی که خداوند از بالای عرش عزت و شرف خویش او را به عنوان دوست و همراه پیامبر به تاریخ معرفی نمود (سوره مبارکه توبه ـ آیه‫ی/۴۰) ، با دختر او ازدواج کرد تا او مسئولیت نقل مباشر مسائل فقهی و شرعی خانه و خانواده را به مسلمانان به عهده گیرد. و این بانوی بزرگوار به بهترین وجه در زمان آن حضرت و پس از رحلتشان ادای واجب نمودند، و مسلمانان از این مادر خود به نام “بانوی دانشمند اسلام” یاد می‫کنند.

با وجودی که عائشه در پیش پیامبر بسیار عزیز و گرامی بود، و آن حضرت او را با عشق وعلاقه‫ی خاصی با نامها و صفتهایی دلربا چون؛ “سرخ گونه” صدا می‫کردند، و آخرین لحظات عمر مبارکشان را نیز در کنار او سپری نمودند، از وفای آن حضرت به خدیجه رشک می‫بردند.

همین عائشه که در قلب پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) از چنین جایگاه ویژه‫ای برخوردار بودند، تصاویری بسیار گویای محبت و عشق و علاقه از وفای آن حضرت منعکس می‫فرمایند:

عائشه می‫گوید: مرا به حال هیچ کس رشک نمی‫آمد، مگر خدیجه که پیامبر همیشه از او یاد می‫کرد.

توجه داشته باشید، که از وفات خدیجه سالها می‫گذرد، و هنوز پیامبر آنگونه از او نام می‫برد که همسران آن مقام به حالش رشک می‫برند!…

در روایتی از عائشه آمده است: از هیچ زنی آنقدر غیرتم نیامد که از خدیجه! کسی که سالها قبل از ازدواجم با پیامبر (صلی الله علیه وسلم) وفات کرده بود. چونکه رسول الله بسیار از او یاد می‫کردند، و خداوند به پیامبرش دستور داده بود تا به او مژده‫ی قصری از جواهرات در بهشت بدهد. و هرگاه گوسفندی سرمی‫بریدیم رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) به همه‫ی دوستان خدیجه تا نیازشان برآورده می‫شد گوشت هدیه می‫کردند. (بخاری ۴/ ۲۳۰)

شاگرد با وفای رسول خدا؛ عائشه می‫گوید، احیانا از شدت اظهار محبت رسول خدا به خدیجه کمی دلخور می‫شدم و می‫گفتم:… انگار در دنیا هیچ زنی جز خدیجه نبود! آن حضرت شروع می‫کردند به تعریف کردن از خدیجه، و اینکه ایشان چنین و چنان بودند، وفرزندان من از او هستند. (بخاری ۴ /۲۳۱)

مادر مؤمنان؛ عائشه‫ روایت می‫کند: روزی هاله دختر خویلد ـ خواهر خدیجه ـ اجازه خواست. پیامبر با شادی از جایشان برخواستند و گفتند: خدای من هاله است! من از این برخورد پیامبر بسیار غیرتم آمد. گفتم: چقدر اسم همین پیره زن قریشی که سالهاست مرده را می‫بری، خداوند بهتر از او را به شما داده است! (مسلم ۷ /۱۳۴)

پیامبر این اعتراضها و پرخاشهای غیرت همسرانش را با لبخند جواب ‫داده می‫فرمودند: روزی که همه به من کفر ورزیدند خدیجه به من ایمان آورد. روزی که همه مرا دروغگو خواندند، خدیجه بود که حرفم را پذیرفت. روزی که مردم از همه چیز مرا منع کردند، خدیجه بود که مرا شریک مالش کرد. (استیعاب ۴/ ۲۷۹ و الاصابه ۴ / ۲۷۵).

روزی پیرزنی به نام “حسانه المزنیه” به دیدنمان آمد. پیامبر با خوشروئی از او پذیرائی کرد، و با او نشست و مشغول گفت و شنود شد. از رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) پرسیدم: این پیرزن کیست؟ فرمودند: ایشان از دوستان خدیجه بودند!!..

آیا وفاء و محبت و دوستی بیشتری سراغ دارید؟!.. ( روح و روان و جان و مالمان فدای تو ای پیامبر محبت و وفا. و ای نمونه و الگوی انسانیت)

بشنو این قصه را و دریاب عمق حکایت وفا و انسانیت الگوی والای بشریت را:

ابوالعاص داماد پیامبر خدا ـ شوهر دخترشان زینب ـ که در صف کافران در معرکه “بدر” شرکت کرده بود به اسارت مسلمانان درآمد. همسر او زینب که در آن هنگام هنوز در مکه بود مبلغی مال همراه با گردنبندی که مادرش “خدیجه” در شب ازدواجش به او هدیه کرده بود را برای رهائی شوهرش به مدینه فرستاد. پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) پس از دیدن آن گردنبندی که پس از سالها هنوز آنرا به خاطر داشت، زندگی ۲۵ سال سعادت و خوشبختی در کنار خدیجه بیادش آمده، بی اختیار شروع کرد به گریستن. سپس از یاران باوفایش که چون پروانه دور شمع نبوت او جان می‫دادند اجازه خواست تا گردنبند را برگرداند. همه‫ی آن پروانه‫های محبت با کمال سعادت رضایت دادند. و آن حضرت گردنبند ـ یادگار خدیجه کبری ـ را به دخترشان بازگرداندند. ( الاصابه ۴ /۳۰۶ ، الاستیعاب ۴/ ۳۰۵).

از تصاویر پرفروغ وفای این شوهر نمونه و الگو همین بس که او در حالی چشم از جهان فرو بست و به پیک حق لبیک گفت که سرش در آغوش همسرش مادر مؤمنان؛ عائشه صدیقه ـ بانوی دانشمند اسلام ـ بود. و در کلبه‫ی درویشی همسرش نیز دفن گردید.

وفا در زندگی… و وفا در وفات… و وفا پس از وفات…

الهی .. بار الها.. جان ما در راه آن انسان کامل؛ الگوی وفا از ما بستان، و در رکاب او ما را برانگیز، و در کنار او در بهشت برین جایمان ده…

از جمله اساسنامه‫های این دین برای استحکام روابط خانوادگی:

خداوند متعال به مؤمنان دستور می‫دهد:” وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ” (سوره نساء آیه  ۱۹) { و با زنان خود بطور شایسته ( در گفتار و در کردار ) معاشرت کنید }

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: بهترین شما کسی است که برای خانواده‫اش بهترین باشد. ومن از تمامی شما برای خانواده‫ام بهترینم. (ترمذی ۵/ ۷۰۹، ابن ماجه ۱/ ۶۳۹)

و همچنین فرمودند: از کاملترین مؤمنان در درجه‫ی ایمان خوش اخلاقترین آنها، و مهربانترینشان برای خانوادهایشان هستند. (ترمذی ۵ /۹)

و همچنین می‫فرمودند: خوش اخلاقترین مؤمنان و بهترین و خوش برخوردترین آنها با همسرانشان، کاملترین آنها در ایمانند. (ابن ماجه ۱/ ۶۳۶، ترمذی ۳/ ۴۶۶)

در این باره همین بس که بشنویم عبدالله فرزند عمر چگونه جایگاه و مکانت زن و همسر را در جامعه‫ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) برای ما به تصویر می‫کشد.

ایشان می‫گویند: در زمان پیامبر خدا (صلی الله علیه و سلم) از تند سخن گفتن و کمترین حرکتی که احیانا باعث رنجش خانمهایمان شود بشدت هراس داشتیم. تا مبادا آیاتی از قرآن نازل شود و ما را مورد بازخواست قرار دهد. (بخاری ۶ / ۱۴۶)

 

به نقل از سایت: اهل سنت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

شفقت پیامبر صلی الله علیه وسلم به امتش (۲)

همانطور که اشاره شد اقیانوس مهر و عطوفت و رأفت آقا و سرورم؛ رسول پاک …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *