مطالب ویژه

دواء، معالجه، پرهيز

رسول الله صلی الله عليه وسلم می فرمايد: {لكل داء دواء فإذا أصاب دواء الداء برأ بإذن الله} (مسلم السلام (2204)، أحمد (3/335).)

ترجمه: اصولاً هر درد دواء دارد. در اثر خوردن دواء مريض از آن بيماری باحسان خداوند شفا ياب می شود، همچنين فواحش در نتيجهء استعمال ادويه قابل معالجه اند.

فرمان رسول الله صلی الله عليه وسلم: {إن الله لم ينزل داء إلا أنزل له شفاء علمه من علمه وجهله من جهله} ابن ماجه الطب (3438)، أحمد (1/443).)

ترجمه: خداوند هيچ بيماری را نه آفريده که بدون معالجه باشد، بلکه دوای هر درد را نشان دهی نموده است، البته شناختن دواء چيزی ديگريست. اهل دانش آن را در می يابند و جاهلان  عقب می مانند.

دواء دو نوع است:

يکی بطور پرهيز، ديگری بطور معالجه. انتاج اول الذکر در اثر حفظ شرمگاه ظاهر می گردد و دومين را بعد از پديدار شدنش مداوا می کنند.

نخست قسم اول را مورد بحث قرار می دهيم:

اسلام وقايه از هر نوع فواحش

قبل از علاج پرهيز نمودن بهترين مسير کاميابيست. در گنجينهء اسلام آن آموزش والای درج است که در اثر فرا گرفتن آنها از يورش هر نوع فواحش انسان محفوظ می ماند.

چنانچه در 24 (بيست و چهار عنوان ذيل روند پرهيزها را اينگونه می خوانيم:

 

استيذان هنگام ملاقات:

اين يک حقيقت تسليم شده است که نظر نمودن جاده را برای زنا هموار می سازد، هنگاميکه چشم بر چهرهء نا محرم بر خورد می کند، تأثير عجيبی در دل جايگزين می گردد.

خداوند نظر به اسلوب حکيمانهء خود استيذان را هنگام ملاقات مشروع قرار داد که در خانهء کسی بدون اجازهء آن داخل مشويد، تا نشايد که ديدارها فتنهء عريضی را در دل جايگزين سازد، چنانکه قصهء مؤذن را قبلاً خوانديد.

قول پيامبر صلی الله عليه وسلم: {إنما جعل الاستئذان من أجل البصر} (البخاري الاستئذان (5887)، مسلم الآداب (2156)، الترمذي الاستئذان والآداب (2709)، النسائي القسامة (4859)، أحمد (5/330)، الدارمي الديات (2384).)

ترجمه: اذن خواهی را برای حفظ نظر مشروع قرار داده شده است.

بايد اذن را سه بار تکرار کرده شود، در صورت اجازت داخل خانه شود، در غير آن مراجعت کند، چنانچه پيامبر صلی الله عليه وسلم می فرمايد: {الاستئذان ثلاث فإن أُذن لك وإلا فارجع} متفق عليه.

ترجمه: اجازت سه بار است، بعد از آن مراجعت نمودن.

فرمان آفريدگار عالم:

{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ{27}فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَداً فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ} {87}النور 27 – 28

ترجمه: ای اهل ايمان در خانهء کسی بدون استيذان و بدون تقديم سلام داخل نشويد، اين بهتر است بر ايشان و انتباه نمودن شما برای حصول پند است. اگر کسی را در خانه نيابيد، داخل خانه مشويد، تا اينکه برايتان اجازه داده نشود، اگر برايتان گفته شد که بر گرديد، پس بر گرديد. برگشتن تان سبب پاکی تان خواهد گشت و خداوند اعمالتان را خوب می داند. نور.

خداوند زن و مرد مؤمن را حکم فرموده است که چشمان خود را حفظ کنند و حفاظت چشمان ار مقدم بر حفاظت شرمگاه نموده است، زيرا که نگاه کليد شرمگاه می باشيد، ترجمهء چند اشعار را تحت نظارت قرار می دهيم:

نظر همه معاصی را قيادت می کند و از ترکيب شعله ها آتش مهيبی بوجود می آيد، بعضی از انظار دل را چنان مجروح می سازند که همچو تير هدف را.

فرمان پيغمبر صلی الله عليه و سلم: {النظرة سهم مسموم من سهام إبليس، فمن غض بصره عن محاسن امرأة لله؛ أورث الله قلبه حلاوة إلى يوم يلقاه} (أبو داود والترمذي وأحمد (5/ 315) وهو في صحيح الجامع برقم (7830).)

نگاه تيری از تيرهای ابليس است، هر آنکس زن زيبا را ديد و نگه خود را پايين گرفت، خداوند در دل آن شخص چنان حلاوت پديد آرد که تا روز لقاء باقی خواهد ماند.

فرمان پيامبر صلی الله عليه وسلم: {يا علي لا تتبع النظرة، فإنما لك الأولى وليست لك الثانية} (الترمذي الأدب (2777)، أبو داود النكاح (2149).)

ای علی رضی الله عنه! نگاه اول معفو و بخشيده شده است، اما نظر ثانی آلوده از گناه است، پس بار دوم نگاه خود را بند کن.

حرمت نظر بر پسر زيبا:

از ديدار نمودن به پسر زيبا نفس انسانی لذت می برد و قوت شهوانی حمله ور می گرد. امرد عبارتست از آن پسری که تا هنوز ريش نياورده باشد و چهرهء نرم و ملايم داشته باشد، بدون ضرورت نظر افگندن بر چنين پسر عند الاشتهاء و عدم اشتهاء حرام است. اغماض نظر يگانه مسير هست که انسان را از وقوع فتنه مصئون می دارد.

امام شافعی رحمه الله و عدّهء ديگری از علماء در حرمت ديدار امرد، آيهء زير را بطور دليل پيش کرده اند:

{قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ }النور30

ترجمه: مردان مؤمن را فرمان ده که چشمان خود را فرو کشند. نور.

منظر امرد و زن حکم مساوی دارند، بلکه گاه عدّهء از پسران رخساره زيباتر و جذّاب و مليح تر از زنان دارند، گفتگو و قيام روابط با پسران امرد نظر به زنان آسان تر است، پس بايست حرمت ديدار به امردان افزون تر از حرمت ديدار با زنان باشد، البته از اين حکم آن ديداری مستثنی است که طبق ضرورت هنگام خريد و فروش، تعليم و تعلّم، آموزش و پرورش صورت می گيرد.

بطور آگاهی آموزگاران را توصيه کرده می شود که زائد از ضرورت رخ زيبای مردان را مورد حملات چشم قرار ندهند، ليکن محققاً اين روش بقوت و ضعف ايمان آموزنده مربوط می شود، به استثنای مواضع استثنای چرانيدن چشمان در مراتع رخسار پسران حرام است.

تحريم نظر نه تنها در باب آن پسرانی است که در عنفوان عمر قرار دارند، بلکه اين حرمت مربوط می شود به هر ذی شهوتيکه در اثر تصادم ديدار به اضطراب قلبی مبتلا می گردد، تا جايی که محرم خويش را بقصد شهوت مورد شعاع چشمان قرار دادن حرام قطعی است، بلی ديدار زن و کنيز خود بمقصد شهوت مأذون می باشد.

امام نووی رحمه الله می فرمايد: چشم دوختن بمحارم خود از قبيل مادر، خواهر، دختر خويش بقصد شهوت حرام است، گويا شريعت همگی جاده های فواحش را مسدود ساخته است.

ابن تيميه رحمه الله می فرمايد: بايد که همگی ذرايع معصيت و فساد را مسدود ساخته شود و هر پلی که انسان را بمزارع گناه ها راه می نمايد، تخريب کرده شود. از همين جهت بود که پيامبر صلی الله عليه وسلم بطور سد ذرايع نشستن با زن اجنبی را در خلوتگاه ممنوع قرار داد، برابر است اين خلوت نشينی در سفر باشد و يا در حضر، زيرا که سبب برای فحشاء می گردد.

باری عمر رضی الله عنه در کوچه های مدينه گشت و گذار می نمود، ناگهان آواز آهنگ زنی را شنيد، اشعاری که ترجمهء آن قرار ذيل است، می سرود:

ای کاش با خود شراب می داشتم تا بنوشم

ای کاش راه وصول بسوی نصر بن حجاج پيدا می کردم.

عمر رضی الله عنه نصر بن حجاج را احضار نمود تا ببيند که چه کسيست؟

عمر رضی الله عنه نصر بن حجاج را جوان خوبرو و زيبا يافت، حکم داد که سرش را بتراشند، خوشبختانه بعد از تراشيدن سر، حسن آن افزايش يافت. عمر رضی الله عنه از ترس اينکه زنان گرفتار شبکهء حسن نگردند، نصر را بسوی بصره تبعيد نمود. نيز باری به عمر رضی الله عنه اطلاع رسيد که پسران برای شنيدن داستان نزد فلان شخص اجتماع می کنند، عمر رضی الله عنه ويرا از چنين روش منع ساخت، زيرا که حضور طبقهء نسوان و اصناف پسران در محفل سبب ايقاع فتنه می گردند.

برای پرستار پسران زيبنده نيست که پسران خود را با آرايش دل ربا مزين کنند، و يا بدون معذرت شرعی پسرانشان خارج منزل بشوند و يا در محل تجمع مردم مثلاً کنسرت و حمام بروند و در صورت وقوع اين فعل بايد از قبل سرپرست مورد تعزير قرار گيرد.

اين بيماری مهلک بطور عموم دامنگير طبقهء جوان می باشد، سبب اصلی اش اينکه چشم خود را از ديدن پسران خوشگل نمی دوزند.

طالب علمی که صاحب جمال است، نبايد بر چهرهء استاد خود نگرد، باشد که موج کرامات شيخ در حرکت در آيد، همچنين اساتيد نبايد بر رخسار شاگردان زيبای خود نگرند، و بلا اعتذار آنان را با خود نزديک کنند، زيرا که اين روش ها فتنهء باريک در عقب دارد.

حسن بن ذکوان رحمه الله می فرمايد: با پسران ثروتمندان و سرمايه داران نشست و برخواست نکنيد، زيرا که رخسارهء آن پسران در حسن وجمال و زيبائی بر دختران باکره فوقيت دارد، پس فتنهء آنها بزرگتر از فتنهء زنان است.

يکی از تابعين می گويد: آن خطری که در نشستن با امرد محسوس می کنم، چنين خطر را در نشست با دختر جوان احساس نخواهم کرد، گويا صحبت پسر زيان دهنده تر از صحبت زن است، و نيز می فرمايد: هيچ انسان نبايد با امرد در يک خانه و يا اتاق  شب گذراند، در حقيقت مستدل اين تابعی رحمه الله همان حديث پيامبر صلی الله عليه وسلم است که می فرمايد: هر کسيکه با زن اجنبی خلوت نشيند سوم آن دو کس شيطان خواهد بود، چه بسا پسران خوش قد و اندام خوبرو و دلکش اند که ملاحت آنها بر زنان غالب می آيد، پس انعقاد هر نوع ارتباط با امرد موجب رسوائی و موجد فتنه است. در اين رابطه اقوال تابعين از حد احصاء بيرون می باشد.

ممانعت از جلوس در مسير راه:

رسول اکرم صلی الله عليه وسلم از نشستن در مسير راه ها ممانعت فرمود. اصحاب پيامبر صلی الله عليه وسلم دريافت نمودند که حوائج فراوانی استکه انسان را بر ايستادن در مسير راه محتاج می سازد.

آنجناب صلی الله عليه وسلم فرمود: در صورت لزوم حق راه را اداء نمايد.

دريافت نمودند که حق راه چيست؟

پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: فرو کشيدن چشمان، اذيت نکردن راه گذر، امر بمعروف و نهی از منکر کردن. {إياكم والجلوس في الطرقات قالوا: يا رسول الله ما لنا من مجالسنا من بد نتحدث فيها، فقال رسول الله r فإذا أبيتم إلا المجلس فأعطوا الطريق حقه، قالوا: وما حق الطريق يا رسول الله؟ قال: غض البصر وكف الأذى ورد السلام والأمر بالمعروف والنهي عن المنكر} (متفق عليه.)

متأسفانه در عصر حاضر آن عده جوانانی که معتاد نشستن در مسير راه استند، هيچ کدام حق مزبور را اداء نمی کنند.

در اسلام حجاب زن لازم است:

تفصيل اين مطلب:

فرمان پيغمبر صلی الله عليه وسلم: {ما تركت بعدي فتنة أضر على الرجال من النساء} متفق عليه.

ترجمه: من در عقب خود چيزی زيان دهنده تر برای مردان از فتنهء زنان نگذاشتم.

چونکه زن يک موجود فتنه برانگيز است، اسلام معالجهء آن را در حجاب ديده.

فرمان آفريدگار گيتی:

{يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ}الأحزاب59

ترجمه: بگو ای پيامبر زنان و دختران خود و نيز زنان و مردان مسلمان را که هنگام خروج از خانه هايشان بر خود چادر باندازند، (بی  حجابانه و يا رخ عريان بيرون نشوند) اين روشتان سبب شناسائی آنان می گردد واز هر نوع ايذاء محفوظ می مانند. احزاب

قاعدهء اسلام همين است که زن نبايد آرايش و زينت خود را در اجنبی ظاهر کند، ابراز آرايش تنها در مجلس محرم قابل برداشت و جنبهء جواز دارد، محارم عبارتند از آن تعدادی که نکاح با آنان بطور دايم ممنوع است و نيز تظاهر آرايش در نزد آن طفليکه معمولاً از عورات زنان بی اطلاع است، حرج ندارد. حجاب برای آن پير زنانيکه شهوتشان منقرض گرديده ديگر خواهش ازدواج را ندارند، و از اولاد مأيوس گرديدند، فرض نيست، و يا چهرهء عريان اجازهء خروج دارند، اگر چه حجاب بر ايشان افضل است، باشد که پير زن در چنگال پيرمردی بيفتد.

فرمان ايزد متعال:

{وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ}النور60

ترجمه: پير زنانيکه ميلان نکاح کردن را ندارند، اگر چهرهء خود را لخت کنند، و بدون چادر راه بروند، گناه ندارد، مشروط بدينکه آرايش خود را ظاهر نکنند، اگر اين پير زنان حجاب را التزام کنند بر ايشان بهتر خواهد بود.

حدود ستر مرد و زن:

ستر مرد از ناف تا زانو را شامل می شود، بايست که اعضای مزبور را بپوشانند، زنان نيز در ميان خود از ناف تا زانو را از همديگر مستور دارند، باستثنای حدود ناف تا زانو. يکزن تمام اعضای زن  ديگر را ديده می تواند، مشروط به اينکه خوف فتنه نباشد، اگر انديشهء فتنه باشد سائر اعضاء را ديده نمی تواند.

انکشاف بعض اعضاء در حضور محارم:

علامه آلوسی می فرمايد: ديدن مواضع آرايش جائز نيست، اما آن اعضای را که قرآن مستثنی قرار داده است، مشمول اين حکم نمی شود، از قبيل بازو، ساق، گردن، سر، سينه وگوش.

الوحيان اندلسی می فرمايد: خداوند در بيان محارم ترتيب مخصوصی را لحاظ نموده اشاره بسوی اينکه درجات محارم متفاوت است، شوهر را درجهء اولی داده، بعداً از پدر و خسر (پدر زن و پدر شوهر) ياد آور می شود، زيرا که درجهء پدر و خسر فوق درجهء پسر اندر يا ربيب می باشد.

علامه قرطبی رحمه الله می فرمايد: بايد مردان در محضر زنان اجنبی و يا غير اجنبی از ناف تا زانوی خود را بپوشانند، در مسلک شافعيه و حنبليه زن بايد سر تا قدم از مرد اجنبی حجاب نمايد و همين مسلک اقوا و صحيح است. امام احمد بن حنبل رحمه الله می فرمايد: زنان بايد ناخن خود را نيز به کس نشان ندهند.

شيرين زبانی زن ممنوع است:

عدهء که دچار امراض قلبی اند از شنيدن آواز پر تلطّف زنان مفتون می گردند.

فرمان رسول الله صلی الله عليه وسلم: زنای گوش شنيدن است.

آواز زن طبعاً نرم و پر کشش می باشد، بايد زنان قهر خداوندی را بخاطر داشته باشند، در هنگام گفتگو با اجنبی به لهجهء خوش و با جاذبين صحبت نکنند، در حقيقت صحبت با اجنبی رفع نمودن اسرار نسوانيت است و عند الضروره حدود شرع رعايت گردد. بيش از قدر ضرورت گفتار را ادامه ندهد.

علامه آلوسی رحمه الله می فرمايد: در نزد شافعيه آواز زن ستر نيست، اگر هراس از فتنه نباشد، شنيدن آن جواز دارد، اما لگام عصمت در دست خود زن می باشد.

تحريم هر نوع اختلاط زن با مرد و تقرر زنان در خانه:

اختلاط زن و مرد نتايج ناگوار در پيش دارد، مثلاً هنگاميکه زنان مردان را نظر می کنند، غريزهء جنسی آنان جوش می خورد و کار خانهء طبعی ايشان شهوت چشم گير توليد می کند.

و مرد وقتيکه بسوی زن می نگرد، همگی خصايل زن را در جهاز فکری خود جای می دهد از قبيل آواز وی و قد رعنای آن و رفتار و مزاح و خرامش و همه حرکات و سکنات وی را.

عموماً اين داغ حسرت در اماکن اجتماعی از قبيل مکاتب و آموزشگاه های بزرگ چون دانشگاه ها، شفاخانه ها (بيمارستان) بکثرت وقوع می يابد وخصوصاً در دوران سفر در اين همه مواضع با زنان گفت و شنودهای پر لطف و مشاورت های پر اسرار و لب خندهای غريزه افزا و چشم پرانيهای دلربا صورت می گيرد، که شاهراه مفاسد از اينجا باز می شود.

شيخ عبد العزيز بن باز رحمه الله می فرمايد: نشستن با زن اجنبی در خلوتگاه با دلايل روشنی حرام است و هر آنچه که سبب اين فعل گردد حرمت شرعی دارد. دلايل فراوانی در رابطه در دسترسمان قرار دارد.

فرمان خداوند:

{وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى}الأحزاب33

ترجمه: در خانه های خود بنشينيد، چنانکه در دور جاهليت با آرايش مخصوص اظهار تجمل می نموديد، آن روش را ترک نمايد. احزاب

تنها نشستن مرد با زن حرام است:

فرمان رسول الله صلی الله عليه وسلم: { إياكم والدخول على النساء، فقال رجل من الأنصار: أفرأيت الحمو؟ قال: الحمو الموت } متفق عليه

ترجمه: نزد زنان مرويد؛ مردی از انصار دريافت نمود که برادر شوهر چگونه است؟ فرمود: برادر شوهر موت است.

چونکه آمد و رفت آن در خانه بدون مزاحمت و بلا حجاب صورت می گيرد، پديدار شدن فتنه احتمال قوی دارد، پس گشت و گذار متعدد آن در خانه موجب زيان و هلاکت است. در حديث ديگری تذکر داده شده است که: در عدم موجوديت محرم با زن اجنبی مجلس نکنيد. ({ لا يخلون أحدكم بامرأة إلا مع ذي محرم }  متفق عليه.

امتناع مصافحهء زن با اجنبی:

شيخ ابن عثيمين رحمه الله می فرمايد: مصافحهء زن با مرد اجنبی حرام است، اگر چه در ميان لباس حايل باشد، زيرا که اين کردار فتنه انگيز است. شيخ بن جبرين حفظه الله می فرمايد: مصافحه با زنان اجنبی حرام است؛ زيرا که اين فعل فتنه آور است و شهوت را بر می انگيزد. عائشهء صديقه رضی الله عنها در بارهء پيغمبر صلی الله عليه وسلم می گويد که: و الله ما مسّت يده يد امرأة قط فی المبايعة. متفق عليه

ترجمه: پيامبر صلی الله عليه وسلم هيچ وقت با زن اجنبی دست نداده است.

ابن کثير اين مسئله را در تفسير سورهء ممتحنه تشريح نموده است، در ديگر روايت تذکر داده شده است که اگر سر يکی از شما را به ميخ آهنی مجروح کرده شود، بهتر از آنست که با زن نامحرم دست دهيد.{لأن يُطعن في رأس أحدكم بمخيط من حديد خير له من أن يمس امرأة لا تحل له} (رواه الطبراني، 20 / 212 وهو في صحيح الجامع برقم (4921).)

خروج با جسم معطر:

حديث: {أيما امرأة استعطرت ثم مرت على القوم ليجدوا ريحها فهي زانية} (الترمذي الأدب (2786)، النسائي الزينة (5126)، أبو داود الترجل (4173)، أحمد (4/418)، الدارمي الاستئذان (2646).)

ترجمه: هر زنيکه بعد از استعمال عطر از خانه به نيت اين بيرون می شود که مردم از وی خوشبوی را احساس کنند، آن زن در زمرهء زنان زنا کار شمار می رود.

بعضی زنان در مورد اين روش از تغافل کار می گيرند و اين فعل را اهميت نمی دهند، با اندام معطّر خود گاه نزد راننده و گاه پيش دکاندار و گاه در کنار نگهبان قرار می گيرند. شريعت در اين باب نهايت تشديد نموده که بايد زنان از استعمال خوشبوی اندام خود را غسل دهند. طوريکه از جنابت غسل می کنند. اگر به نيت مسجد خارج شده باشند، فرمان رسول الله صلی الله عليه وسلم: {أيما امرأة تطيبت ثم خرجت إلى المسجد ليوجد ريحها لم يقبل منها صلاة حتى تغتسل اغتسالها من الجنابة}(رواه الإمام أحمد، 2/ 444 و وانظر صحيح الجامع برقم (2703).)

ترجمه: هر زنيکه بعد از استعمال خوشبوی بسوی مسجد رود و چون غسل جنابت غسل نکند خداوند نماز وی را قبول نخواهد کرد.

می بينيم زنانی معاصر از خوشبوی های ممتاز مانند بخور وعود استفاده نموده در محافل عروسی و اجتماعات حضور می يابند، و اين عمل در دوران سفر افزايش چشم گير دارد، خصوصاً در ماه مبارک رمضان که ماه استغفار و اعتذار است، زنان در مساجد با اندام معطر و خوشبوی حاضر می شوند. شريعت برای زن استعمال خوشبوی را اجازت نداده است، بلکه برای زينت حنا و غيره که رنگ دارند، و نه بو، جواز داده.

حرمت سفر بدون محرم و بدون اجازهء شوهر از خانه برون رفتن

حديث: {لا تسافر المرأة إلا مع ذي محرم}(البخاري الحج (1763)، مسلم الحج (1341)، أحمد (1/222).)

سفر زن ممنوع نيست مشروط به اينکه با محرم خود صورت گيرد. هر سفر به شمول سفر حج همين حکم را دارد.

پيامبر صلی الله عليه وسلم يک مجاهد را از غزوه حکم مراجعت داد تا با زن خود بحج برود، زيرا که تنها سفر نمودن زن ممنوع است. زن هنگاميکه تنها عزم سفر کند، فساق و فجار به سراغ وی ميآيند و در صدد صيد آن می شوند، چون زن ضعيف و ناتوان است با سير سريع مورد آزمون قرار می گيرد و در دام فتنه می پيچد.

قطع نظر از گفتار مزبور حمل سامان در سفر از توان زن نيست، حتی هواپيما از اين حکم مستثنی نمی شود، باشد که در مسير راه هواپيما عوارض پيدا کند و نبود محرم بار آرندهء مشقت گردد. اصلاً حکمت های که اهل علم بيان می کنند، حتمی نيست که در هدف بخورد. اصولا ما تابع شريعت هستيم، چگونه که شريعت ما را فرمان می دهد، طبق آن رفتار خواهيم نمود و از محظورات شرعی خويشتن را نگاه می داريم، راه های شريعت همه پيش خداوند است. ضروری نيست که هر کس آن را بداند.

حافظ شيرازی مفهوم را خوب اداء نموده است:

حديث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

که کس نگشود نگشايد بحکمت اين معما را                                  (مترجم)

سفر با آن محرمی صورت گيرد که مسلمان عاقل بالغ باشد. چنانچه در حديث مذکور است که همسفر زن پدر، پسر، شوهر، برادر و يا خويشاوند ديگرش باشد.

مفتيان در جواب اين سؤال که آيا خروج زن بسوی بازار بدون اجازهء شوهر خود جائز است؟

گفتند: وقتيکه زن قصد خروج از خانه را دارد بايد به شوهر خود اطلاع بدهد و بدون اجازه خارج نشود تا کدام فساد رخ ندهد.

شوهر نيکو، مصالح همسر خود را خوبتر می داند، و قرآن حکيم مردان را بر نان فضيلت داده است:

{ وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ 228}  البقرة: 228

ترجمه: و زنان را هست آنچه بر زنان است بوجه پسنديده و مردان را هست بر ايشان بلندی.

{الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء}النساء34

ترجمه: مرد حکمرای زن است. نساء

ناروا بودن توصيف زن اجنبيه در نزد مرد اجنبی:

پيغمبر صلی الله عليه وسلم می فرمايد: {لا تباشر المرأة المرأة فتصفها لزوجها كأنه ينظر إليها} متفق عليه.

ترجمه: نبايد همسر در نزد شوهر خود محاسن زن اجنبی را بيان نمايد، چنان توصيف که گويا مرد بالفعل بسوی آن زن اجنبی نظر دارد.

چونکه شيطان در مجرای خون به آسانی سير می کند، پس از داخل کارخانه انفجار دادن انسان کار سهل و ساده است، باشد که در اثر توصيف و پرده گشای زن اجنبی رغبت شوهر از همسر خود کم شود و زنش را بديدهء حقارت نگرد (زنان اگر خواهش تحقير نمودن خود را در نزد شوهرانشان دارند، بايد زنان خوشگل و زيبای اجنبی را بکثرت در نزد شوهرانشان توصيف نمايند. مترجم)

خوابيدن دو کس در يک بستر جواز ندارد:

اسلام مکشوف ساختن بستر و خوابيدن دو کس را در يک بستر ممنوع اعلام نموده است.

حديث: {لا ينظر الرجل إلى عورة الرجل، ولا المرأة إلى عورة المرأة، ولا يفضي الرجل إلى الرجل في ثوب واحد، ولا تفضي المرأة إلى المرأة في الثوب الواحد}  رواه مسلم.

ترجمه: نبايد يکمرد شرمگاه مرد ديگر را ببيند و نه زن شرمگاه ديگر زن را ديده می تواند و دو مرد در يک لحاف نخوابند و نه دو زن در يک بستر خوابيده می توانند.

نهی گفتگو با زن اجنبی در خلوت:

پيامبر صلی الله عليه وسلم می فرمايد: {ألا تحدثن الرجال لا أن تكون ذات محرم، فإن الرجل لا يزال يحدث المرأة حتى يمذي بين فخذيه} رواه ابن أبي حاتم

ترجمه: منتبه باشيد ای زنان که در عدم موجوديت محرمتان با هيچ مرد بيگانه داخل صحبت مشويد، زيرا وقتيکه مرد با زن داخل صحبت می شود بسا اوقات از ميان دوران وی مذی خارج می گردد.

مذی: مايعی که هنگام ملاعبت با زن از مجرای تناسلی مرد بيرون می آيد، و نيز هنگام تصور جماع و خيالات خارج می شود. عين حالت در زن يافت می شود. مذی باتفاق تمام اهل علم ناپاک، ولی موجب غسل نيست، و از بدن و يا لباس بايد شسته شود.

انتخاب بستر جداگانه برای اولاد:

حديث: {مروا أولادكم بالصلاة وهم أبناء سبع سنين واضربوهم عليها وهم أبناء عشر وفرقوا بينهم في المضاجع} رواه أبو داود بإسناد حسن.

ترجمه: فرزندانتان را در عمر هفت سالگی بسوی نماز ترغيب دهيد و مأمور شان سازيد که نماز بخوانند و در عمر ده سالگی در صورت ترک نماز مورد ضرب قرار شان دهيد و نيز در همين سن ده سالگی بستر اولاد تان را عليحده کنيد.

در اين فرمان پيامبر بزرگوار صلی الله عليه وسلم، حکمت گوهر سا می درخشد، و آن حکمت از اين قرار است، فرزند که پا در سن ده می گذارد، آثار شهوت در آن ظهور می کند، باشد که در اثر مداخل شيطان اختلاط بستر سبب فساد گردد.

اسلام حرمت موسيقی و ديدن فيلمها را با طنين بلند اعلام داشت:

از شيخ عبد العزيز بن باز رحمه الله پرسان شد که شنيدن موسيقی و ديدن زنهای که با آرايش دلنشين در پردهء تلويزيون و فيلمها ظهور می کنند، از نگاه اسلام چه حکم دارد؟

ابن باز رحمه الله فرمود: همگی اين اعمال حرام و ممنوع، و منحرف شدن از راه راست، و موجد امراض قلبی و جادهء هموار بسوی خرمن فواحش اند، و نيز مانع پيمودن راه خداوندی.

آيهء کريمه:

{وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُواً أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ {6} وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ} {7} لقمان 6 – 7

ترجمه: از زمرهء مردمان کسانی اند که افسانه های پاره را خريداری می کنند، تا که مخلوق را گمراه سازند و راه خداوند را مورد استهزاء قرار می دهند. بر اين طبقهء از مردم عذاب ذليل کنندهء مسلط خواهد شد، وقتيکه آيات الله را می شنوند، متکبرانه اعراض می کنند، گويا آيات را نشنيده اند، گويا گوش آنها سنگين شده نمی شنوند، مژدهء عذاب دردناک را بر ايشان ابلاغ کن. لقمان.

از آيه های فوق روشن گرديد که لهو و لعب و موسيقی و آهنگ ها علی التمام ذرايع گمراهی و استهزاء با کلام خداوند و موجد کبر و غرور اند.

حديث: {ليكونن أقوام من أمتي يستحلون الحر والحرير والخمر والمعازف} (أبو داود اللباس (4039). )

ترجمه: در امت من گروهی پديد خواهد آمد که، ابريشم، شراب، موسيقی را حلال خواهند دانست.

جرايد فاسد مملوء از تصاوير عريان و قضاوت اسلام:

در ارتباط با جرائد و روزنامه های که حامل تصاوير برهنه زنان که از ديدن آن شهوت انسانی برانگيخته می شود، و تصاوير برهنه و لخت زنان که از غرب تقليد دارد و از ناشر و طبع کنندهء اينگونه جرايد از ابن باز رحمه الله پرسان شد که چه حکم دارد؟

جواب: هر نوع رسايل و روزنامهء که با خود تصوير نسوان دارد، و مشوّق زنا و لواط و فواحش و نشوء و محرّک قوهء شهوانی باشد، ماموريت در آن مطبعه (Press) و کتابت(Composing)  و اشاعت (Publishing) علی التمام حرام اند، زيرا که اينگونه افعال مرادف انتشار فساد در روی زمين است.

قرآنکريم:

{وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ }المائدة2

ترجمه: يکديگر را در کارهای نکو ياری دهيد، و در کارهای زشت ياری ندهيد، از الله بترسيد، عذاب الله سخت است. مائده

فرمان رهبر بشريت صلی الله عليه وسلم: {من دعا إلى هدى كان له من الأجر مثل أجور من تبعه لا ينقص ذلك من أجورهم شيئا، ومن دعا إلى ضلالة كان عليه من الإثم مثل آثام من تبعه لا ينقص ذلك من آثامهم شيئا}أخرجه مسلم في صحيحه

کسيکه مردم را بسوی رشد و فلاح خواند مانند عمل کننده برايش اجر داده می شود و از ثواب عامل هيچ نوع کمی کرده نخواهد شد و کسيکه مردم را بسوی گمراهی خواند، همچو مرتکب ضلالت، داعی نيز گنهگار است، بدون اينکه از گناه عمل کننده چيزی کم کرده شود.

از مفتيان عظام دريافت شد کسيکه چنين جرايد فساد انگيز را می خواند چه حکم دارد؟

اهل علم در جواب عرض نمودند که خواندن هر نوع کتابيکه برای انتشار بدعت و گمراهی و اکاذيب زخرفه طبع گرديده برای هر مرد و زن مکلف حرام است، بلی کسی اگر بفرض امر بمعروف و نهی از منکر و برای افشاء نمودن اسرار آنها می خواند اجازه دارد تا که بعد از مطالعه بر آنان رد نمايد.

عروسی امر مرغوب در اسلام:

نکاح يگانه چيزيست که در قلب انسان مصنع عفت می سازد و شرمگاه را از حملات شيطانی مخلوط می دارد.

فرمان نبی کريم صلی الله عليه وسلم: {يا معشر الشباب من استطاع منكم الباءة فليتزوج فإنه أغض للبصر وأحصن للفرج..}متفق عليه

ترجمه: ای معشر جوانان کسيکه از شما توان عروسی را داشته باشد، بايد که عروسی کند، زيرا که نکاح چشم انسان را از محرم مصئون و فرجش را از زنان محفوظ می دارد.

علاج مردی که توان عروسی را ندارد:

حديث: {فمن لم يستطع فعليه بالصوم فإنه له وجاء} (البخاري الصوم (1806)، مسلم النكاح (1400)، الترمذي النكاح (1081)، النسائي الصيام (2240)، أبو داود النكاح (2046)، ابن ماجه النكاح (1845)، أحمد (1/378)، الدارمي النكاح (2166).)

ترجمه: شخصيکه توان ازدواج را نداشته باشد (عاجز از اعطای مهر و مصارف نفقه است) لزوماً روزه بگيرد، زيرا که روزه کمر شهوت را می شکند. در ضمن اينکه روزه می گيرد، پاکدامنی را نيز شيوهء خود گرداند، تا که خداوند راه نکاح را بر وی آسان گرداند.

فرمان کار آفرين متعال:

{وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ }النور33

ترجمه: عدهء که ازدواج از قدرتشان نيست، پاکدامنی را همسفر خود سازند تا که خداوند از خزانهء غيبی خود ثروت مند شان گرداند. نور

(از اشارهء آيهء کريمه دانسته می شود که عفت و نکوسرشتی، پاکدامنی و تزکيهء نفس سبب وسعت رزق و جلب ثروت و مال است، هرکس که تجربه کند اين حقيقت را در خواهد يافت. {وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً{2} وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ} {3} الطلاق: 2 – 3 . رزق زهاد و خائفين بيگمان انتظام می شود و از بحران دامنگير رهايی می يابند.

بعد از بلوغ ازدواج ضروريست:

ارشاد قادر مطلق:

{وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ}  النور32

ترجمه: عروسی کنيد کسانيرا که مجرد اند (برابر است که مجرد زن باشد و يا مرد، زن بی شوهر و مرد بی زن) و آن غلامانيکه نيکو اند، اگر مذکورين مفلس باشند، خداوند از کار خانهء فضلش اوشان را توانگر خواهد گردانيد. نور

روز محشر پدر و مادر را در صحرای قيامت ايستاد کرده می شود و از او شان پرسان و حساب گرفته خواهد شد که بخاطر منافع دنيويتان چرا اولاد خود را (پسر باشد يا دختر) عروسی نکرديد؟ فرضاً در صورت تأخير پسر و يا دختر در زنا واقع شوند، بار اين گناه بدوش پدر و مادر هم خواهد افتيد.

بطور عموم عروسی را بسبب مقاصد دنيايي و رياکاری ها و کسب شهرت تأخير کرده می شود، بر والدين لازم است که در مهر تخفيف کنند تا وقت نکاح نگذرد و برای دامادی شخصيت ديانتداری را جستجو کنند.

آموزش فرزند:

اولاد را از خوردی بايد با آموزش شايسته و درست آراسته نمود، از کودکی اين سخن را در سرشت اطفال مطبوع گردانيده شود که در صورت خارج شدن از منزل از پدر اجازه بخواهند، و آداب راه رفتن و حفظ چشم و شرمگاه را بدانند، طفل بنحوهء مذکور اگر تربيت يابد ناگزير آن فرزند خوش آيند خواهد بود، پدر در مجلس فرزندان خود نبايد خويش را برهنه سازد و نيز اولاد را از استعمال الفاظ زشت باز دارد. با فرزندان خويش ياوه گويی و بيهوده سرايی نکند و نه فرزندانش را اجازه بدهد که ياوه گو و اوباش باشند. و در گفتگو با اولاد خود روش محتاطانه را بايست که اختيار نمود و بيان اسرار پوشيدهء ديگران در نزد اولاد اشتباه فاحش است.

در صورت ديدن سينماء تلويزيون، فيلمهای سکسی اولاد بايد مورد تهديد قرار گيرند. تلويزيون، مفاسد غرب و بی حيايی ها و رسوايي را در خانهء مسلمانان می گنجاند.

گوش فرو نهيد برای طنين صادق

من برادرانه خدمت آن شخصيکه مسئوليت خانه را بدوش دارد و از جانب ديگر شايق تلويزيون و فيلمهای فاحش است، و اين فواحش شرمگين را در منزل خود جای می دهد، عارض هستم که اشيای مزبور شبيه شراب و قمار اند. گناه اين اشياء برتر از منافع و فوايد آنها می باشد. والدين بحيث دو فرد مسلمان مسئوليت شرعی خود را اداء نمايند.

يکی از اساتيد مدرسه برايم واقعهء شگفت برانگيزی را بيان کرد: گفت روزی نشسته بودم که يک طالب علم خورد سال با رفقای هم صنف (هم کلاس) اش نزدم آمد و عارض شد که ديشب يکتن از رفقاء تلفون را برايم داد، کسی می گفت ای فلانی، فلان چينل (مرکز فرستنده) تلويزيون را فوراً در همين فرصت روشن کن، زن کاملاً برهنه بدون تنبان (شلوار) را خواهی ديد. استاد گفت: من متفکر شدم که آيا خانهء مسلمانان هم با چنين بی حيايی ها آلوده گرديده اند؟

من از اينکه نهايت متحير گرديدم و اينک مأيوسی بر سرم خيمه افگنده در يک فضای افسردگی و آگنده از حزن خدمت والدين عرض دارم که، آيا ما همان امتی هستيم که قرآن با نظم دلکش و روح افزای خود گفته بود که شما بهترين امتها هستيد، که مردم را بسوی نکويی می خوانيد و از بدی ها باز می داريد و شيوهء شما داناندن حق و تلقين صبر است و مردم را بسوی زهد، تقوا و خدا ترسی می خوانيد”. آيا اصحاب رسول الله صلی الله عليه وسلم و تابعين، فرزندان خود را چنين می آموختند که ما می آموزيم؟ آيا اينها اند که مسجد اقصی را از سلطهء يهود می رهانند؟ و اينهاا اندکه پرچم توحيد را در اهتزاز خواهند در آورد؟!! و اينها اند که کرهء ارضی را از عدل و نکويی و محاسن لبريز خواهند نمود و اعداء اسلام را منقرض کرد؟ حاشا و کلا.

آيا حميت مسلمانان را اژدهای فرنگيان فرود برده که اولادشان را سپرد غرب می کند، تا اروپائيان هر چه دلشان خواست طبق ميل خود فرزندان اهل ايمان را فحشاء و بی حيايی و بغاوت و گناه بياموزند، هر کس که ذوق خدا شناسی دارد، شمايل اصحاب پيامبر صلی الله عليه وسلم را مورد مطالعه قرار دهد، حقيقت را خواهد يافت که آنان اولاد خود را چنان تعليم جهاد می کردند که تو گويی سورهء قرآنی را آموزش می دهند. همين بود که پسرانشان در عنفوان جوانی همچو شيران بلاد کفار را بتصرف خود در می آوردند. متأسفانه مسلمانان امروزی فرزندان خود را در آموزشگاه های رقاصی شامل می کنند تا رقص بياموزند که محفل ملحدين و فساق و فجار گرم، با رونق باشد، و در خدمت آهنگساز می گذارند تا با پرده های موسيقی آشنا گردند و سرود های فاحش و غريزه افزا را فرا گيرند. بعبارت ديگر گويا فرزندان خود را بطور دايم در خدمت شيطان قرار می دهند، تا دم مرگ از همه احسانات خداوندی نامراد بمانند. إنا لله و إنا إليه راجعون

ترجمهء چند اشعار:

کودکان شير خوار را در کنار خود شير حرام می نوشانند، قبل از اينکه اطفال قادر به سخن گفتن شوند، بی حيايی را فرا می گيرند، در نزد طفلان سرودهای فاحش سراييده می شود. در وقت خوابيدن مرتکب گناه می شوند بعد از بزرگ شدن اين کودکان چه خواهند کرد؟ ناگزير خواهند گفت که: در نهاد خود تهذيب فرنگ داريم.

فرمان مدبر عالم:

{وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ}البقرة217

ترجمه: کفر همواره با شما می جنگد، اگر توان داشته باشند، از دين شما را بر می گردانند.

متأسفانه نظر به ضعف اخلاقی مان اگر کفار امروز با ما بجنگند نه توان دفاع را داريم و نه حمله را از ما تصور برده می شود.

از اسلام نام می برند، ليکن محمد صلی الله عليه وسلم و اصحاب رسول را نمی شناسند بر عکس فهرست نامهای فساق و فجار و عشاق و هر داعی بسوی گناه را خوب حفظ دارند (اگر از سرگذشت احمد ظاهر و گوگوش و مهوش پرسان شوند روند فضيحت زای اين چند پيکر نا مبارک را شمار خواهند کرد، پرده های موسيقی و تعداد آهنگسازان را بياد دارند، و انسانان بی ارزش و بيهوده شغل را بنامهای قهرمان اسم می برند، کسی را بنام قهرمان کشتی، فردی را بنام قهرمان فوتبال، شخصی را بنام قهرمان واليبال، مردی را بنام قهرمان ژيمناستيک، احدی را باسم قهرمان بسکتبال، ديگری را باسم قهرمان دو ميدانی. هيکلی را باسم قهرمان وزنه بردار، و جانوری را بنام قهرمان بزکش، و غيره، اختصاراً اينکه از همه ابواب عصيان و اوباشی اطلاع دارند، ليکن معلومات در بارهء محسن انسانيت رسول الله صلی الله عليه وسلم و اصحاب او ندارند، در صورت مثبت بودن بسيار مختصر. مترجم).

چنين اولاد نه بيرق اسلام را در اهتزاز خواهند در آورد و نه از مقصود اصلی خلقت بشر اطلاعی دارند، اينها اند که قرآن کريم در شأن ايشان می فرمايد:

{يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ }محمد12

ترجمه: می خورند و می نوشند و از خوراک خود لذت می برند، چنانکه جانور می خورد و از آن لذّت حاصل می کند، آتش آرامگاه ايشان خواهد بود. محمد

هر مسئول خانه بايد ندای حق را بشنود، خداوند متعال می فرمايد:

{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ }التحريم6

ترجمه: ای اهل ايمان جانهای خود و خانوادهء خود را از آتش نجات دهيد، آتشيکه فروزينهء [1] آن انسان و سنگ است، و نگهبانان وی ملائکی اند که طبايع خشن دارند و از فرمان الله سرکشی نمی کند، برای تعميل حکم خداوند ايستاد اند (شغل آنان اجرای فرمان الله است). تحريم

زيان سفر بکشور های خارج:

معاصرين در – آز – ثروت و تکثير اموال وسرمايه جرايمی را مرتکب می شوند که زيان جبران ناپذير دارد، مثلاً سفر بکشورهای اقتصادی برای بدست آوردن ثروت يکسال و دو سال و چند سال را در آن کشورها سپری می کنند، دور از زن و فرزند خود اينکه حقوق زن تلف می شود و از خدمت پدر و مادر دور می مانند، در حقيقت منافع ثمر بخش همين خدمت والدين است که متضمّن نجات انسان می شود، کسانيکه در خدمت والدين خود افتيدند، ابواب جنت ايشان را صدا می زند که اينکه ماييم باغهای سر سبز و مملوء از ميوه و انواع خوراک و مشروبات که انتظار شما را داريم، بر عکس، والدين از کسيکه چشم گريان دارند، و جگر مجروح ودلريش و آسايش دنيا را بر عطش آخرت ترجيح دادند، دروازه های دوزخ آنان را بسوی خود می خوانند که اينجا منزل و مسکن شما است، عزم آتش کنيد. إنا لله و إنا إليه راجعون

اين گروه از مردم، خود وزنان خويش را در فتنه می اندازند، و طبق قانون اسلام شوهر بيش از چهار ماه نبايد از زن خود غائب بماند.

فرمان ذات حکيم:

{لِّلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِن نِّسَآئِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَآؤُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }البقرة226

ترجمه: کسانيکه در بارهء زنان خود قسم ياد می کنند، تا چهار ماه انتظار کنند، اگر درين مدت از قسم شان رجوع کنند، خداوند بخشنده و مهربان است. بقره

(زنان را قربت کرده شود و يا طلاق داده شود) يکبار عمر رضی الله عنه برای ديدن اوضاع در مدينهء منوره گشت و گذار داشت، ناگهان آواز زنی را از داخل خانه شنيد که اشعار ذيل را با سوز و شور می خواند:

شب دراز شد و اطراف و کنار را ظلمت شب فرا گرفت

کجاست عاشق (شوهر) من که با او بازی ميکردم

قسم بوحدانيت الله اگر ترس خداوند نمی بود

می دانستم که چه کنم (يعنی خواهش خود را از جای ديگر قضا می کردم)

ليکن از خداوند می ترسم و احترام شوهرم و حياء آن من را از گناه باز می دارد

اميدوارم که روزی شوهرم سوار خواهد آمد.

از شنيدن اين واقعه تعجب هنگفت بر عمر رضی الله عنه طاری شد، فوراً نزد دختر خود حفصه رضی الله عنها رفت از او پرسيد که يکزن تا چه مدت بدون شوهر می تواند، بگذارد؟

حفصه رضی الله عنها فرمود: شش ماه و يا چهار ماه.

عمر رضی الله عنه فرمان داد که هيچ سپاهی بيش از چهار ماه در لشکر و اردوگاه نماند و بعد از طی نمودن چهار ماه نزد فاميل خود بيايد. عمر رضی الله عنه در رابطه با ديگران چه اندازه متفکر است، ليکن تعداد کثيری از مردم بدون اينکه از الله هراس داشته باشند، از زن و فرزند خود مدتها دور می مانند، شوهر اين زن را عمر رضی الله عنه به جهاد فرستاده بود.

پيوسته ياد خداوند نفس را از ارتکاب جرايم باز می دارد:

در شهر بصره شخصی بنام “مشکی” شهرت داشت، از چهرهء آنکس بوی مشک مترشح می شد. کسی از وی پرسيد که چرا از رخسارهء تو خوشبويی بر می آيد؟

جواب داد، من بيحد زيبا و حسين بودم، ليکن از فرط حيا دائما چشمانم را فرو می کشيدم، کسی پدرم را گفت: اين پسر را در بازار بنشان تا طبعش خوش گذرد. پدرم من را در دکان بزازی نشاند. روزی پير زنی آمد، سودا گرفت و مرا با خود بخانه اش برد تا قيمت سودا را حاصل کنم. با عجوز داخل قصر بزرگی شدم نا گاه در زير گنبدی سريری نهاده شده بود و دختر زيبايی بالای آن تخت تشريف داشت. پير زن مرا بسوی آن دختر دعوت کرد، برايش گفتم: از پروردگار خود بترس . گفت: هيچ نوع مضايقه نيست، ديگر چارهء نيافتم، به بهانهء قضای حاجت بيت الخلاء رفتم و در تمام بدنم بشمول چهره مواد غائط را ماليدم، بعد از خروج مرا که در چنين حالت يافتند، پنداشتند که ديوانه است، ديگر مزاحمت نکردند و از آن حادثه نجات يافتم. شب بعدی شخصی را در خواب ديدم که برايم می گفت: تو شبيه يوسف بن يعقوب هستی. گفتم: تو کيستی؟ پاسخ داد جبرئيل، و بر چهره و بدن من دست کشيد. از آن بدين سو چهره و بدنم معطر گرديده (و الله اعلم بحيققة القصة) از ذکر الله اطمينان قلبی حاصل می گردد وسيله برای تقويت ايمان و تجنب عصيان می شود.

ترجمهء چند اشعار:

وقتيکه با تو زمانه بی وفايی کرد و تنها و بی کَسَت گذاشت، نگوی که تنها شدم، بلکه بايد گفت که دوستانم تقليل يافته، زيرا که الله تعالی لحظهء از تو غافل نيست و تنهايت نخواهد گذاشت.

[1]  فروزينه چيزی که بر آن آتش روشن کنند مانند هيزم ريز و غيره

===============

إنسان و کردار ناشايست او.

مؤلف: جمال بن عبد الرحمن اسماعيل

مترجم: عبد البصير امين بدخشاني

منبع: islahnet.com

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی