دین یا کیش

دین یا کیش

دین

دین واژه عربی بوده و معانی زیادی داشته از جمله ملک پادشاهی طاعت و انقیاد. عدی از عُلما میگویند: که دین واژه فارسی بوده که وارد لسان عربی شده و در کتاب های کهن چون اوستا،گاتها و دیگر بخش های سانسکریت می نویسد که دین یک واژه فارسی بوده که به عربی را یافته واژه دئنا در اوستا آمده دین در گاتها به معانی مختلف چون کیش، خصایص روحی، تشخص معنوی و وجدان بکار رفته است و دئنا ریشه میگیرد از خود اوستا و واژه دین بمعنی اخیر دین یکی از قوای پنجگانه باطن انسان به قول اوستا است و همچنان دئنا بمعنی اندیشیدن و شناختن در این کتاب آمده است و نظریه دیگری نیز میگوید:که واژه دئنا که واژه دین از آن گرفته شده به معنی وجدان آمده و میگوید که دین در اصل همان وجدان انسان ها است.

تعریف دین

عُلما تعاریف متعددی در مورد دین داشته و نیز دین را یک ضرورت بشر خوانده اند دین بانی تمدن بشریت بوده در ایجاد تمدن بشریت نقش عمده ای داشــــته است دین یا کـــیش یا طریقت یا شریعـــت مجموعه از معارف، عقاید، باورها، قانون ها و دسطور های برای راهنمائی و رستگاری بشر است. دین عبـــارت است از دسته‌ای همبسته از باورهـا و اعمال مربوط به امور لاهوتـی (مجزا از امور ناسوتی) که این باور ها و عقاید همه کسانی را که پیرو آنها هستند در یک اجتمــاع اخلاقی واحد به نام اُمت متحد میکند.

دین یاکیش

 دین یاکیش یا طریقت یا شریعت مجموعه‌ای از معارف، عقاید، باور ها و قانون‌ ها و دستور های برای راهنمائی بشر و پاسخ برای معمای هستی و تشخیص جایگای انسان در این جهان لایتناهی و شناختن هدف از خلقت انسان و دانستن از کجا آمدن و به کجا رفتن چون بدون شک این هستی اسرار اَمیز بیهوده خلق نشده و بدون شک ذات قدرت مند وجود دارد که اَن را خلق کرده و اداره میکند. ماکس مولر روی جنبه عقلانی دین تاکید کرده میگوید: دین قوه یا تمایلی فکری است که مستقل از حس و عقل و نه الزاما به رغم آن دو بشر را قادر میسازد. تا بی نهایت را به اسامی و اشکال گوناگون درک کند. الن منزیس میگوید: که دین عبارت است از پرستش قدرتهای بالا به دلیل نیاز است.

مولانا جلال الدین بلخی میفرمایند:

چون زخود رستی همه برهان شدی    چون که گفتی بنده ام سلطان شدی

و علامه اقبال لاهوری هم میگوید:

چیست؟دین برخاستن از روی خاک   تاکه اگه گردد از خود جان پاک

دین پل ارتباط بین انسان و خالق است و انسان اولیه بخاطر ترس و هراس از ماحول خود به ذات قدرتمندی از خود پــناه میبرد و میخواهد با ماورای طبعیت ارتباط برقرار نمـــوده و بخاطر بقـای خود تلاش میکند. و ما دو نوع ارتباط را می بینیم ارتباط این ســوی با خدا و ارتباط آن سوی با خدا به این معنا که انسان با تراشیدن بت ها و یا اشیا و اشکال در سدد رابطه باخدا از این سو شده و این بت و یا شــــکل را وسیله برای رسیـــدن به خدا دانسته و در سدد رضایت وی میباشد. و ارتباط آن سوی انسان با خدا همانا پیغمبران الهــی و کتاب های آسمانی است که انسان با استـفاده از راهنمود های آن که از آن سوی یعنــی از طرف خداوند(ج) نازل شده در سدد ارتباط و رضایت آن تلاش میکند.

و مذهب گاه به همان معنی دین و گاه به معنی زیر شاخه‌ های از یک دین بکار میرود. مذهب به معنای احترام از روی و جدان و با کمال توجه به عوامل غیر عقلانی روان و سر نوشت فرد یا به عنوان رعایت دقیق و به حساب آوردن برخی عوامل نا دیدنی و غیر قابل کنترل یک نگرش غریزی خاص انسان است.

پیوند دین و انسان پیوندی دیرین و پایدار بوده اما در گذر زمان چه در بُعد فردی و اجتماعی آن همواره دستخوش تغیرات چشمگیری شده است هر چنـد دین نقش و عملــــکردی همواره یکسان نداشته امـــــا از نخستین جوامع انسانی تا امروز عنصری اساسی و بنیادین از هر اجتماع انسانی را تشکیل داده و یکی از اصلی ‌ترین محور های صف بندی‌ ها و دسته بندی ‌ها در درون جوامع با تمایز ملل از یکدیگر بوده ‌است. در جهان امروز نیز به رغم همه اختلاف نظرها مجادلات و مبارزات، مباحث و تفسیر های متفاوتی که از ماهیت و وظایف دین به دست داده شده به نظر نمی‌رسد که از اهمیت و میزان گسترش و حضور آن در حوزه ‌های خصوصی و عمومی زندگی بشری کاسته شده باشد.

مذهب بر اساس پژوهشی که موسسه بین المللی نظر سنجی گالوپ، انجام داده پس از ملیت دومین عامل احساس هویت در جهان به شمار می‌رود. اما دین چیست؟ و آیا با و جود آئین‌ ها و مذاهب گوناگونی که هر یک قصد دارند پیروان خود را به شکلی ویژه به مقصدی خاص رهنمون شوند نمی‌توان تعریفی واحد از آن ارایه کرد؟ ارایه تعریفی جامع و مانع از مفهومی به گستردگی دین چه از منظری درون دینی و چه از چشم اندازی بیرون دینی دشوار به نظرمی ‌رسد. با این همه در تعریفی حد اقلی شاید دین مجموعه‌ای از آموزه ‌های باشد که در ذات خود معطوف به امر قدسی اند. از سوی دیگر مشکل تنها ارایه تعریفی فرا گیر و مقبول از مفهوم دین نیست. آنچه در عمل مشاهده شده آن است که در بسیاری از موارد ادیان به رغم آموزه ‌هایشان در مورد وحدت و مهربانی خود یکی از عوامل جدائی تفرقه، جنگ و دشمنی بوده‌اند. بسیاری از پژوهشگران در پاسخ به این سوال که در چنین و ضعیتی رسالت و نقش دین را چگونه باید تبین کرد؟ می‌گویند که آنچه باید بیش از هر چیز دیگر مورد توجه قرار گیرد ذات و جوهره ادیان و صبغه معنوی و فرهنگی آنها ست. فارغ از چنین مباحثی به نظر می‌رسد که در جهان امروز در این نکته نمی‌ توان تردید کرد که نقش و اهمیت سیاسی و اجتماعی دین از چند دهه پیش به این سو به صورت فزاینده‌ای افزایش یافته‌ است. در این قبال مجدداً به نظر میرسد که بر داشت‌ های بنیادگرایانه از دین با سرعت بیشتری گسترش یافته ‌اند و اکنون به عنصری مهم در مناسبات و معادلات سیاسی و اجتماعی بدل شده‌ اند.

در جهان امروز به همان اندازه که دین مهم است و عاملی هویت بخش به شمار میرود رهبران و مراجع دینی نیز از موقعیت و اهمیتی قابل توجه بر خوردارند. بر اساس پژوهش موسسه گالوپ مردم جهان امروز بیش از هر مرجع دیگری به رهبران و مراجع مذهبی اعتماد دارند. قدرت یابی مجدد دین به عنوان عاملی تعئین کننده در حوزه زندگی عمومی پیامد های ویژه نیز به همراه خواهد داشت و از جمله میتواند به گسترش و تعمیق اختلاف ‌ها در برداشت ‌ها و تفسیر های پیروان ادیان و مراجع مذهبی به انجامد.

 

جریان های ضد اسلامی مسیحیت، نوشته: فقیر الله صمیم

منبع: سایت اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

مسیحیت و تخریب دنیای باستان!

عصر ظلمت: تخریب دنیای باستان به دست مسیحیت، نویسنده: کاترین نیکسی، انتشارات مک‌میلان، 2018. ادوارد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *