خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / راهكارهاى معنوى دين براى حل مشكلات زندكى

راهكارهاى معنوى دين براى حل مشكلات زندكى

فرزان خاموشی

بى­مشكل زيستن خواسته و آرزوى هر انسانى است در حالى كه اين خواسته با حمكت خداوند هم­خوانى ندارد. زیرا اراده­ی خدا این نیست که انسان در این دنیا بدون مشکلات زندگی کند و فرموده است:

«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی‏ کَبَدٍ»

«ما انسان را براى سختى آفريديم»

بنابراین بى­مشكل زيستن خواسته­ایی است كه انسان را دچار بيمارى روح و روان مى­كند. يكى از عوامل مهم در سلامت روح و روان اين است كه از دنيا آن­چه انتظار داشته باشيم كه در آن وجود دارد و به تعبيرى سطح توقع ما با واقعيت موجود و اطراف ما هم­خوانى داشته باشد.

اگر هدف زندگى بى­مشكل زیستن بود، خداوند مشکلات را براى بهترين و برگزيده­ترين بندگان خود، (كه پيامبران باشند) در نظر نمى­گرفت. بنابراین خدا بر اساس حكمت خود، آن­ها را هم با سخت­ترين مشكلات روبرو کرد. اما آن­چه نگارنده در نظر دارد به آن بپردازد اين است كه وقتى خداوند مشكلات را پيش روى ما بندگان قرار مى­دهد چه راهكارهايى را براى برون رفت از آن مشكلات، به ما معرفى مى كند.

بر اساس قاعده (مَا أَنْزَلَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ دَاءً، إِلَّا أَنْزَلَ لَهُ دَوَاءً) خداوند هيچ دردى را نفرستاده، مگر اين كه دواء آن را هم نازل كرده است و نیز باید بدانیم خداوند  برای حل مشکلات زندگی، ما را مکلف کرده است، از اسباب استفاده کنیم که شامل اسباب مادی و معنوی است.

در این مقاله به ذکر ۵ راهکار معنوی برای برون­رفت از مشکلات زندگی می­پردازیم.

1- اولين راهكار معنوى دين تقوا مى­باشد.

خداوند در اين مورد مى­فرمايد:  

«وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً»

«وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا ً»       

در معنا و مفهوم تقوا تعاريف متعددى آمده است. از جمله­ی آن «ابن‌قیم جوزی» می‌گوید:

– حقیقت تقوا عبارت از اجرای دستورات خدا و اطاعت از او در اجرای دستورات و پرهیز از نواهی است.

– اطاعتی که ریشه در قبول و پذیرش و اخلاص دارد.

پس انسان باتقوا آن­چه خداوند به او امر کرده است، ‌را به اجرا می‌گذارد، در حالی که به آمر (الله) ایمان و وعده‌های خداوند را قبول دارد و نیز آن­چه خداوند نهی کرده، را انجام نمی­دهد. در حالی­که به نهی­کننده (الله) ایمان دارد و از وعید خداوند، در مورد عقاب و عذاب می‌ترسد.

«سيد قطب» در تعريف تقوا مى­گويد:

– تقوا يعنى حساسيت نسبت به گناه

– تقوا يعنى احساس مسؤوليت­كردن بدين معنا كه انسان در مقابل خدا خود را مسؤول بداند.

بنابراین در مسيرى حركت كند كه رضايت خدا در آن باشد كه علماء در ترك نواهى و انجام دستورها به آن اشاره كرده­اند و اين­كه انسان آماده­ی پاسخ­گویی در مقابل هر رفتار و عملکردش باشد و كسى كه آمادگى ترک چيزى را برای رضای خدا دارد و با خواهش­هاى نفسانى خود مبارزه كند، خداوند در مقابل آن جایگزین بهترى را به او عطاء مى­كند.

«ما ترك عبد شيئاً لله، إلا عوضه الله خيراً منه في دينه ودنيا»

و اين يكى از سنت­هاى خداوند در نظام و حيات انسان­ها مى­باشد.

2- راهكار دوم حل مشكلات ديگران:

خداوند بر اساس قانون خود، وقتى شخصى در راستاى حل مشكلات ديگران قدم بر مى­دارد، خداوند نیز مشكلات او را حل و برطرف مى­كند. توجه به نیاز دیگران و حرکت در راستای رفع نیاز نیازمندان، توصیەی اکید دین اسلام است.

پیامبر –صلّی الله علیه وسلّم- می‌فرماید: «گرامی‌ترین انسان‌ها نزد خدا، سودمند‌ترین آن­هاست و دوست داشتنی‌ترین کار‌ها نزد خدا این است که دل مسلمانان را پر از شادی نمایید و اندوه را از آن‌ها بزدایید و دینی که بر ذمەی اوست به جا آورید، یا گرسنگی او را برطرف نمایید. چه بسا نیاز مسلمانی را برطرف کردن، نزد خدا، محبوب‌تر از یک ماه اعتکاف در مسجد باشد.»

و در فرمایشی دیگر می‌فرمایند:

«و هل تنصرون و ترزقون إلا بضعفائکم»

«آیا جز به­خاطر کمک به مستضعفین یاری و روزی داده می‌شوید؟».

شیخ‌الاسلام «ابن تیمیه» می‌فرماید:

«اساس دین بر دو محور کلی می‌چرخد:

۱- اخلاص برای خدا

۲- رحمت و شفقت نسبت به خلق خدا

و در حديثى ديگر به اين اصل اشاره فرموده است.
«واللَّهُ فِي عَوْنِ الْعَبْدِ مَا كَانَ الْعَبْدُ فِي عَوْنِ أَخِيه»

«خداوند تا زمانى كه بنده­اش به ديگران كمك و يارى مى­رساند، او هم در مقابل به بنده­اش كمك مى­كند».

3- راهكار سوم استغفار كردن:

چه بسا مشكل و مصيبتى که به انسان مى­رسد به سبب گناهى باشد كه شخص مرتكب شده است. آن­چنان كه خداوند می­فرمايد:

(فما أصابكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم)

بنابراین دين اسلام ما را براى برون­رفت از آثار آن گناه به استغفار سفارش مى­كند  و حديثى كه از پيامبر (صلى الله عليه وسلم) روايت شده است به اين امر اشاره مى­فرمايد:

«مَنْ لَزِمَ الِاسْتِغْفَارَ جَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْ كُلِّ ضِيقٍ مَخْرَجًا ، وَمِنْ كُلِّ هَمٍّ فَرَجًا ، وَرَزَقَهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ»

كسى كه  بر استغفار مداومت كند، خداوند او را از هر تنگنايى  و سختى رهايى مى­بخشد، و از هر دغدغه­ایی  گشايشى ايجاد مى­كند و به او از جايى كه گمانش نمى­كند، روزى مى­دهد.

و در اين مورد شيخ الاسلام «ابن تيمية» (رحمة الله عليه) هم مى­فرمايند:

«إنه ليقف خاطري في المسألة التي تشكل عليّ فاستغفر الله ألف مرة حتى ينشرح الصدر و ينحل إشكال ما أشكل , و قد أكون في السوق أو المسجد أو المدرسة لا يمنعني ذلك من الذكر و الاستغفار إلى أن أنال مطلوبى»

«وقتى ذهنم مشغول و درگير مسأله و مشكلى مى­شود كه با آن مواجه بودم، هزار بار به سوى خدا استغفار مى­كنم، تا اين كه خداوند سينه­ام را براى حل آن مساله مى­گشود، و فرقى برايم ندارد  كه در بازار يا مسجد يا مدرسه باشم، تا حل آن مشكل و رسيدن به مطلوبم به استغفار  ادامه مى­دهم».

4- راهكار ديگر دعا كردن :

دعا روح بندگى و سلاح انسان مؤمن مى­باشد. دعا در ميان گذاشتن رازهاى زندگى و نيازهاى آن با خداوند است و خداوند در قرآن از حالت و وضعيت انسان هنگامی كه در سختى قرار گرفته باشد، بيان مى­فرمايد: چه كسى غير از خداست كه بتواند در هنگام سختى به درخواست انسان­ها پاسخ دهد.

در سوره­ی نمل به آن اشاره فرموده است:

«أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلا مَّا تَذَكَّرُون».

هم­چنين در قرآن خداوند داستان يكى از انبياى خود را که با انواع مشكلات روبرو شد، بیان می­کند و این که چگونه این فرستاده بعد از این همه سختی و مشکلات، با خدا این­ گونه راز و نیاز می­کند.

«وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ . فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِين».

يا در مورد حضرت يعقوب مى­فرمايد: براى حل و رفع اندوهش به سوى خدا روى مى­آورد.

«إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» (يوسف/۸۶).

5- بخشيدن :

قرآن براى حل مشكلات زندگى و آسان شدن امورات آن، راهکار دیگری را در قالب يك قانون براى ما بيان فرموده است:

فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى * وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى * فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى *

كسى كه مبناى زندگى خود را بر عطاء و بخشش قرار داده است و هرچه دارد به دیگران مى­بخشد (هرچيزى كه قابل بخشيدن باشد).

انسان مؤمن هر چه خدا به او داده است را مى­بخشد و به تعبير قرآن همه­ی چيزى را كه خدا به او داده است در راستاى به دست آوردن بهشت صرف مى­كند.

﴿ وَابْتَغِ فِيمَا آَتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآَخِرَةَ ﴾

در  نتيجه خداوند براى او همه چيز را آسان مى­گرداند.

«فسينسره لليسرى»

«همه چيز را براى او آسان مى­گرداند».

استاد مصطفی صادق رافعی می­فرماید:

ارزش ما  در این است که وسیله­ایی برای بخشش باشیم و کار کنیم برای بخشیدن ونه این که بگیریم و کار کنیم برای گرفتن. بخششی که ما از آن صحبت می­کنیم در بخشی از بخش­های زندگی خلاصه نمی­شود.

– پایداری و صبر در راه دعوت، بخشش است.

– حرکت درست و پیوسته در راه تحقق اهداف و اجرای برنامه­های آن بخشش است.

– صحبت خوب و هدفمند و هدایت کننده جهت اصلاح، بخشش است.

– همکاری، کمک و خیرخواهی به مردم بخشش است.

– نقد دلسوزانه جهت اصلاح، بخشش است.

– کمک کردن به دیگران و برادران خود، برای دوری از گناه، بخشش است.

– رساندن دين به کسانی که دين به آن­ها نرسیده است، بخشش است.

– از بین بردن و دور کردن شبهات و شایعاتی که اطراف دين را می­گیرد و باعث شده تا دين در نگاه ديگران تیره و بد جلوه داده شود، بخشش است.

– نزدیک کردن اشخاصی که از خداوند دور هستند و قانع کردن انسان متردد و یقین بخشیدن به انسانی که دچار شک و تردید شده و آرامش بخشیدن به کسی که ترس او را فرا گرفته، بخشش است

بنابراین روش­ها و راه­های بخشش زیاد است و انسان مسلمان ملزم است که برای دعوت، دین و امتش به اندازه­ایی که می­تواند ببخشد. خداوند گروهی را که کمتر از آن چیزی که در حد توانشان است، می­بخشند را ملامت می­کند. (سوره نجم 33-34).

سایت تابش

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

فتنهء سلاح برای حرکت اسلامی – 3‏

باید آماده سازی سالم و ریشه ای باشد: بدیهی است که در اسلام کیفیت بر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *