خانه / مطالب ویژه / ردِ پای درآمد دینی – 1

ردِ پای درآمد دینی – 1

لازم است  مداح ، روضه خوان ، عالم دینی وهمه کسانی که ازدین و خداسخن می ‏گویند  بدانند که  آنچه در کتاب دین  آمده تکلیف و قانون خدا است که مربوط به ‏روح و عقیده انسان  است که به هیچ عنوان درقالب معامله و کسب و تجارت قرار نمی ‏گیرد.‏

پیامبران اصل دین راآوردند و گفتند:ما برای آوردن پیام خدا، چیزی ازشما نمی خواهیم ‏، اجرما با خداست. علمای مذهب هم آمدند و گفتند : ما همان حرفها را وارونه برای شما ‏تکرار می کنیم و مخارج زندگی ما برعهده شماست، تازه بر سر قیمت چانه زدن هم رسم شد! ‏

مَن کَانَ یُرِیدُ الْحَیَوهَ الدُّنْیَا وَ زِینَتَهَا نُوَفِّ إِلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِیَها وَ هُمْ لَا یُبْخَسُون

یعنی:کسی که طالب تجارت وتجمّل زندگانی دنیاست ما هم پاداش کارهایشان را در اینجا ‏کامل می دهیم و هیچ از زحمتشان کم نکنیم.(چون خیلی زحمت کشیدند و عرق ریختند)‏

أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْأَخِرَهِ إِلَّاالنَّارُ وَ حَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِیهَا وَ بَاطِلٌ مَّا کَانُواْ یَعْمَلُون ‏‏(هود/15و16)‏

یعنی:اینان درآخرت نصیبی جزآتش ندارندوآنچه دردنیا کردندبرباد رفته وآنچه راکه ‏انجام می دهندباطل است. ‏

خمس ، روضه ، خریدو فروش نماز، روزه ، حج ، قبرو کفن و دفن ، وجوهات ، موقوفات ‏، سهم امام ، سهم سادات ، ازدواج ، طلاق ، خواندن زیارت نامه ، دعای توسل،زیارت ‏عاشورا ! پاک کردن مال ، و هزاران نعمت دیگر این سفره از ناکجا آمده را پرکرده ، ‏همه منبع درآمد و اقتصاد است نه هدایت ، همه برگرد سفره تجارت دینی حلقه زده ‏اند که درکوچکترین مأخذی درکتاب و سنت ندارد.‏

من أرَادَ الحَدیثَ لِمَنْفَعهِ الدُّنیا لَمْ یَکُن لَهُ فِی الأَخِرَهِ نَصیبٌ(اصول کافی ـ جزء اوّل ـ ‏ص46) ‏

کسی که در دنیا به دنبال حدیث  برای منافع باشددر عالم آخرت نصیبی ندارد . ‏

امام «علی بن الحسین» فرمودند:‏

إیّاکَ أن تَسْتَأکِلَ بِنا( رجال الکشی،ص114 ،چاپ کربلا)

‏ به اسم ما نان نخورید . ‏

و باز امام صادق (علیه السلام) فرمودند:‏

فِرْقَهٌ أحَبُّونا و سَمِعُوا کَلامَنا=گروهی مارادوست دارند و حرفهای ما را شنیده اند.‏

و لَمْ یُقْصَّرُوا عَن فِعْلِنا= و درکار ما کوتاهی نکردند(حرف ما را رساندند)‏

امّا ما مقدمه ای بودیم برای آنان که

لِیَسْتَأکِلُوا النَّاسَ بِنا فَیَمْلأُ اللهُ بُطُونَهُم ناراً (تحف العقول، اثر ابن شعبه حرّانی،چاپ تهران ‏ص554) ‏

تا به دستاویز(نامِ)مااموال مردم را بخورند !پس خداوند شکم های آنان را از آتش ‏پرخواهدکرد .‏

نـــکته:اگرما دربخش هایی ازکتاب به احادیث استناد می کنیم ، می خواهیم نشان ‏دهیم که رد احادیث کارتازه و نویی نیست ، بزرگان دین همواره درطول تاریخ ‏اسلام گله ازعدم محوریت کتاب خدا درمیان مردم ودکانداری دین کرده ‏اند.

می خواهیم با بررسی قرآن کریم وسنت نبوی و تاریخ دریابیم این نوع  منابع ‏درآمد ردِ پایی در دین دارد یا نه؟  ‏

چیزی که بالا منبری  باور ندارد رازق بودن خالق است.(اقتصاد بشر را خدا قبول کرده) که می ‏فرماید: با فعالیّت تو، من آن رابه دستت می رسانم،ولی مقدارلازم و حلال آن را من مقدر می ‏کنم، بر مبنای حکمت من ، نه خواسته تو .‏

اللَّهُ یُبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَیَقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ ‏‏(رعد/26)=‏

خداوند برای هر کس بخواهد روزی را فراخ می گرداند ( برای هر کس که بخواهد) ‏تنگ می گرداند و (بعضی) به زندگانی دنیا شادمان شدند و زندگانی دنیا نسبتِ به آخرت ‏جزبهره ای(بی مقدار)نیست.‏

وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَهُ مَخْرَجاً ، وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِب (طلاق/2و 3)

‏ کسی که از خدا پروا بدارد ، خداوند برایش راه رهایی قرار خواهد داد ، و به آواز جایی ‏که نمی پندارد ، روزی خواهد داد .‏

وبازمی فرماید: اختلاف اقتصادی و طبقاتی شما هم حکمت من است .‏

نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُم مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضاً ‏سُخْرِیّاً وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ (زخرف/32)‏

یعنی : ما مایه زندگی دنیا را بین شما تقسیم کرده ایم و درمرتبت، برخی از شما را ‏بـــه برخی ازدیگربرتری داده ایم تا برخی برخی دیگر را به خدمت گیرند ، ولی رحمت ‏پروردگارت از آنچه فراهم می کنند بهتر است .‏

متأسفانه عالم مذهبی امروز نمی تواند باور کند که هدف دستگاه آفرینش روزی معنوی ‏است نه مادی ، از این جهت خودش و پیروانش پنجاه سال است در مقابل خدا زانو زده و ‏می گویند:« اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ »باز هم به راه مستقیم نرسیده اند! چون رزق مادی در ‏افکارشان بر رزق معنوی غلبه داشته است.‏

حضرت شعیب درآموزش به قومش می گوید: رزق مادی شما را خالق می دهد آنرا آغشته ‏به حرام نکنید که «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِن کُنتُم مُؤْمِنِینَ » (هود/86) = باقی مانده این رزق ‏حلال برای شما بهتر است ، اگر ایمان دارید . ‏

وچرا خداوند برای انبیا شغلی قائل نشده و کسب درآمد از راه دین را برای آنان ‏حرام کرده ؟!‏

وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَی‏ رَبِّ الْعَالَمِین(شعرا/127)‏

‏(ای مردم)وبرای آن (تبلیغ کردنم)از شما مزد و پاداش نمی خواهم ، پاداش من ‏جزبر(عهده) پروردگار جهانیان نیست .‏

و این حرام بودن گرفتن مزد برای تبلیغ دین خدا برای همه انبیا بوده {به آیات ‏آن درسوره های : یونس/72  ـ هود/29 ـ  هود/ 51 ـ الشعرا/109 ـ 145 ـ 164 ـ180 و سبا/47توجه ‏فرمائید}اگرروزگاری یک جامعه اسلامی پدید بیاید  مخارج زندگی مبلغ دینی را ‏دولت باید تأمین کند .‏

تاریخ نشان می دهدکه پیامبرخدا”معاذ جبل“رابه عنوان معلّم دین انتخاب کرد‌‌و‌ او را به سوی ‏یمن فرستاددر حالی که  مخارج زندگیش را از بیت المال پرداخت کرد .‏

یعنی پیامبرخدا نشان دادکه زندگی مبلغ دین را دولت از بیت الــمال تأمین می کندنه ‏مردم به طور مستقیم(همانند معلّمان امروز،مگرزندگی معلّمان رامردم تأمین می کنند؟)‏

آیات زیادی در رابطه با تجارت و اقتصاد نازل شده چرا خداوند یک آیه در مورد تأمین ‏اقتصاد جیب عالم و روضه خوان ، مداح و مدعیان هدایتی مردم نازل نکرده!؟ ‏

مداح می گوید: نگران نباشیدمااهل بیت راداریم اگر گناهانمان به اندازه ریگهای ‏بیابان هم باشدباقطره ای اشک درمصائب آنان پاک می شوند! (این مطلب را علی بن ‏ابراهیم قمی ازقول امام صادق درتفسیرش آورده است).‏

مستمعی که جفنگ های این تاجرمذهبی را می شنود که بهره ای بسیار از این راه ‏اندوخته ،نمی خواهد بفهمد او این مردم را برای سواری گرفتن می خواهد، نه ‏هدایت و مردم هم تن به استثمارسپرده اند . وقتی یک قطره اشک همه گناهان را پاک ‏می کند دیگرکسی به دنبال خواسته خدا نمی آید، و کسی ازخــــدا اطاعت نمی کند، ‏حدیث سهل الوصول تر از پیام خدامی شود،دیگرکسی اطاعت امرو نهی الهی نمی ‏کند،تمایل به ترک گناه ازبین می رود ، توبه مفهومش را ازدست می دهد . ‏

عالم و فقیه با آنکه حقیقت را می دانند سکوت کرده اند! کم هستند عالمانی که ‏فریاد برآورند که مگر دین خدا بازیچه است ! ‏

مداح می گوید:چشم من به دست توست و کرم تومرا دلگرم می کند ، روضه خوان هم ‏که به امیدپاکت حاضرشده مرتب کاغذ تشکرو چابلوسی را می خواند که فلانی زحمت ‏کشید به مجلس ختم آمد ! اگرمتوفی زن باشد مداح و روضه خوان ، روضه پهلوی ‏شکسته را در آستین آماده دارد! واگرمرد باشد روضه یتیمی حسن و حسین ! می ‏گوید شغل من این است به شما روضه تحویل دهم و گریه تحویل بگیرم و وجه.‏

درکلیسای غرب قبوض «آمرزش گناهان» و« فروش بهشت» که «لوتر» مصلح بزرگ ‏مسیحی از بین کشیشان در آلمان برخاست و فریاد بر آورد که

ای مسیحیان آگاه باشید که کلیسای امروز منحرف شده وبه دکان دین فروشی تبدیل ‏شده است ! مردم را به جای هدایتِ به سوی انجیل(کتاب خدا)  به خرافات و ‏موهومات می برند . لوتر با گناه بخشی ها ، ‌بـهشت  فروشی ها و خرافات کلیسا به مقابله ‏پرداخت .‏

اینجا هم روضه خوان و مداح به مردم یاد می دهند که  بر سر و سینه بکوبید که ‏این عبادت است ، یعنی بازی دادن مردم و رقص های خاص را نـوعی عبادت جلوه ‏می دهند،که همـه بازیچه قرار دادن دین است همان که قــــرآن می فرماید :‌ ‏

وَ ذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیوهُ الدُّنْیا(‌انعام/ 70) ‏

یعنی :کسانی را که دین خویش  به بازیچه و سرگرمی گرفته اند و زندگانی دنیا فریبشان ‏داده ، رها کن. فَتَقْطَّعُوا اَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُراً کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحوُنْ(مؤمنون / 53 ) ‏

یعنی :‌ دینشان را بین خود قطعه قطعه کرده اند و هر دسته ای به آنچه پسندیده اند ‏دلشادند.‏

نکته : شاید کسی بگویدمداحی و روضه عبادت نیست ولی وسیله تقرب است واگر ‏ما پایان مراسم ختم و محرم روضه می خوانیم به قصد تقرب است ! و خداوند هم پاسخ ‏می دهد که

ألاَ لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِص=بدان که پرستش ناب(عبادت واقعی) از آن خداست

وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاءَ = و کسانی که به جای خدا دوستانی گرفتند(روضه و ‏مداحی  حسن و حسین و فاطمه که غیرالله هستند می خوانند!)  ‏

مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی = (می گویند) آنان را نمی پرستیم(عبادت نمی ‏کنیم) جز برای آنکه مارا به خدا نزدیک کنند .‏

‏ إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُون = بــی گمان خداوند بین آنان در(باره) آنچه ‏آنــــان درآن اختلاف می ورزند داوری می کند .‏

إِنَّ اللَّهَ لاَ یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّار (الزمر/3) خــــداوند دروغگوی ناسپاس را هدایت ‏نمی کند(یعنی این ها دروغ می گویند و هدایت نمی شوند) ‏

خداوند عبادات را درقرآن مشخص می کند، روضه خوان هم مراسم خـود را می آورد و ‏معتقد است این هم عبادت است !‌‏

وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّن دَعَا إِلَی اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِین (فصلت/33)‏

چه کسی خوش سخن تراست ازکسی که به(سوی) خدا دعوت کندوکارِ شایسته انجام ‏دهد و گوید من ازمسلمانانم. ‏

‏(تسلیم پیام خدا شده ام)‏

خودشان مدرسه ای تأسیس کرده اند بنام حوزه عــلمیه ، یعنی حرفهای مامبنای ‏علمی دارد،ولی اکثرآنــچه تحویل مردم می دهند،حرفهایی ضد عقل و علم وقرآن ‏است( در کتاب خدا و سنت رسول نه تنها روضه و مداحی نبوده بلکه فقط تعلیم قرآن ‏بوده که هنوز هم ادامه دارد)ونتیجه آن: ‏

یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَاب

 «پیامبرخدا» آیات رابرآنان می خواندو ‏آنـان را تزکیه می کندوبه آنان تعلیم کتاب می دهد(سوره جمعه /2)یعنی: اوّل تزکیه ‏شدن وپاک زندگی کردن رامی آموزد بعدعلم دین را ازقرآن، نه حدیث،آن امت ‏برهان ودلیل تحویل می دادند کـــه خداوندبـــه شاگردان کتابش می گویدبه ‏مخالفان بگویید (فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِن مِثْلِهِ«بقره/23» اگرمی توانید  یک سوره مانند آن ‏بیاورید) ودرباره مخالفان می فرماید:‏

وَمِنَ النَّاسِ مَن یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَلاَ هُدیً وَلاَ کِتَابٍ مُنِیر (حج/8)‏

وازمردم کسی هست که در(باره) خداوند بدون (هیچ) دانش و هدایتی وبه غیرکتابی ‏روشن مجادله می کند.‏

مگرکتابی روشن ترازقرآن سراغ دارید؟کدام بهتراست ؟! تربیت قرآنی سخت است،با ‏خدا بایدطرف شدکه زره ای رافرونمی گذارد !دیــن عقلی و علمی مربوط به ‏اکثریت جوامع نیست. لَکِنَّ أکْثَرَ النَّاسِ لَا یُوْمِنُون (هود/17)=امّا اکثر مردم  به آن ‏ایمان نمی آورند .‏

وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ الله (انعام / 116)‏

‏ یعنی :اگر بخواهی از اکثریت مردم روی زمین پیروی کنی تـو را از راه خـدا گمراه ‏می کنند .‏

اگربخواهیم میزان حقّ وباطل،هدایت وگمراهی،راه یافته وبه بیراهه ‏گرفتارشده را به کثرت جمعیت بسنجیم بیشترمردم درراه مخالف قرآن ، سنت رسول ‏خدا گام برمی دارند.‏

آیا مداح و خطیبی تا کنون دیده شده که عمرش را به تعلیم و تدبّر قرآن به کار ‏برده باشد ؟ زیرا در«کتابِ دین» درآمد و پول نیست ، برعکس در مصائب و روضه و ‏مداحی پول زیاد است و آنان هم مجبور هستند سلیقه مستمع رابپذیرند،ازاین ‏جهت مرحوم«مرتضی مطهری»در کتاب«ده گفتار» در مشکل اساسی سازمان ‏روحــانیت می  گوید : برخی ازمراجع تقلید آنقدر از هرج ومرج و بی نظمی های ‏بودجه روحانیت اختلاس،وسالهای متمادی درکمال اسراف خرج می کنندکـــــه تمام ‏نمی شود. ‏

نکته : «مرتضی مطهری» ازجمله روحانیانی بود که دربسیاری موارد به ‏شناخت دین معرف قرآن رسیده بود ، این مطلب دربسیاری ازآثاربدون ‏سانسورایشان مشهود است ، به طوری که ایشان صریحاً درکتاب «اصل تضاد درفلسفه ‏اسلامی» که توسط انجمن دانشجویان «مدرسه عالی ساختمان» چاپ شده درچاپ اوّل ‏ودوّم دربخش «درجستجوی حقیقت»درص32 با استناد به آیات قرآن  تقلید را رد ‏می کند ومی فرماید: … قرآن وقتی که  دعوت می کند به اینکه رشته،یعنی  ‏تقلید را ازگردن دوربیاندازید ، دعوت به شکّ می کند ، یعنی تردید کنید ‏درآنچه ازپدران و مادران و اسلاف و ازمحیط خودتان فراگرفته اید.امّا قرآن می ‏گوید تردید بکنید ، منطورقرآن این نیست که خوب تردید بکنید، تردید ‏خوب است، تردید بکنید تا بتوانید تحقیق بکنید… ‏

مداح و روضه خوان امروزی خیال می کنندکه  معلّم دین هستند، میگویند: ماراه ‏پیامبران را می رویم ! ما راه سعادت را به مردم نشان می دهیم ! ما دوره دیده ایم ! ‏ما ازحوزه مداح ریز و خطیب ریزفارق التحصیل شده ایم ! ولــی نمی گوید: ‏این لباس را برتن گرفته ام به عنوان یک شغل! اگرافتخارمی کنند نمی توانند بفهمندکه ‏دستشان را در سفره و جیب این و آن فرو کرده است!‏ و هیچ وقت از خود نپرسیده چرا این نوع شغل ها درزمان رسول خدا (ص)و خلفای ‏راشدین نبود!‏

مادربزرگ هاو پدربزرگ ها معمولاً شب برای بچه ها قصه می گفتندکه بخوابند ، که آن ‏قصه ها رویا  بود و خیال ، تصوّر بود و دروغ ، ولی امروز هم آقا بازقصه و حدیث ‏راتکرارمی کندکه مستمع اش بیدارنشودودرخواب بماند، درهراس است  اگرعقل مستمع ‏به کاربیفتداقتصاد می رود و آقا هم دیگراصل دین نخواهد بود و خودش  تابع دین ‏می شود . امّا قرآن می گوید من «احسن القصص» هستم ، واقعیت های زندگی  را ‏برای شما می گویم که شایدپندگیرید ، کسی از آقا باید بپرسد مگر حدیث های ‏بشری هم لازم است  که چراغ وحی  را روشن کنند تا نظمی برای ”وحی“ پدید آورند ، ‏اگرقرار باشد حدیث وحی را توضیح بدهد آیا این قائل شدن نقص برای فرستنده ‏وحی نیست که چنین ضعفی را برای او قائل شدیم ،یاآنکه خود  قرآن میزان است و ‏می تواند هر حدیث مخالفی  را تصفیه و کنار بزند .؟

یکی از خصوصیات گرگ ها اینست که اگرگرسنگی زمستان آنان را به زحمت ‏اندازد حلقه وار دورهم جمع می شوند، چشم برهم نمی زنند که اگر چشم برهم زنند و ‏گرگی جرأت کند به او حمله و رشود همه برسرش ریخته و ازاوتغذیه می کنند.دل ‏شیرمی خواهداز کناراین سفره چرب به خاطر رضای خدابرخیزد، واگر برخیزد ‏طبعاٌ در مرحله بعد،توبه و سپس اعتراض لازم می شود. او اندیشه این سفره را در ذهن ‏دارد، واین حرف من و امثال من نیست که حرف خداست .‏

یُرِیدُونَ أَن یُطْفِئُوا نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَی اللّهُ إِلَّا أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ ‏‏(توبه/32)‏

‏(این قشر)می خواهندنورخدا(پیام خدا)رابا دهانهایشان (تبلیغاتشان) خاموش کنند ‏و خدا جز این نخواهد بود که نورخودراکامل گرداند ، هرچند کافران را ناپسند افتد.‏

خداوند هم می فرماید با آنکه پیام مرا بازیچه گرفته اند و دین حقّ  را بی آبرو ‏می سازند، من دینم را نه تنها حفظ بلکه رفعت هم می دهم هرچند ادیان و فرق و ‏دکانداران دینی نپسندند . سرانجام می فرماید با این همه جبهه گیری ها و ‏تبلیغات ،دین و آئین مورد رضای خداوند دین غالب خواهد بود   ‏

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی‏ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون ‏‏(توبه/33)‏

او کسی است  که رسولش را با هدایت  وآئین راستین فرستاد تا دینش را برهمه ‏ادیان پیروز گرداند و اگرچه مشرکان را ناخوش آید. ‏

نکته : أحبار جمع حِبر به معنی «عالم» است و رهبان جمع راهب به معنی «ترسا» ‏‏(خداترس) احبار به جهت علمی قضیه و رهبان به جهت زهد آنان اشاره می کند ‏،یعنی اکثراً این عالم نمایان زهد فروش هستند، یعنی چون ما عالم و زاهد شدیم ‏مال مردم را می خوریم که خداوند عمل آنان را باطل اعلام کرده ،که این گروه نه ‏تنها نفعی برای مردم و اجتماع ندارند بلکه ضرر هم می رسانند ، چون مانع هستند که ‏مردم به دین واقعی دست یابند. ‏

خطاب آیه مؤمنین هم هست که مبادا شما هم برده و بنده علمای دینی شوید ‏‏(مطابق آیه 31 سوره توبه)‏

یعنی آنچه خداوند برای یهود ونصاری بد اعلام کرده برای شما مسلمانان هم بدتر ‏است . ‏

یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیراً مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَیَصُدُّونَ ‏عَن سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ ‏أَلِیمٍ (توبه/34)‏

ای مؤمنان ، همانا  بسیاری از علما وترسایان  اموال مردم را به باطل می خورند و ‏‏(مردم را) ازراه خدا بازمی دارند و کسانی که زرو سیم می اندوزند و آن را درراه خدا ‏انفاق نمی کنند ، آنان را به عذابی دردناک خبرده . ‏

و این آیه هم نشان می دهد تنها یک عالم مذهبی جهت ارتزاق خود به وجوهات ‏اکتفا نمی کند،بلکه  وجوهات شرعیه وصد ها درآمد دیگر می سازد تا ذخائر و ثروتش ‏بالا و بالاتر برود که خبر از عذاب آنان می دهد ،  ‏

دراین آیه چند نکته مهم به چشم می خورد یکی اینکه خداوندمی گویدکثیری ‏ازعلمابرسرسفره دینی نشسته اند (کثیرقرآن را بگذارید در مقابل قلیل تا نتیجه را ‏خود بدست آورید)، موضوع دیگر اینکه می فرماید اموال مردم را می ‏خورند،درحالی که کسی ندیده آخوندی دست در جیب مردم کند،قضیه خیلی ‏روشن است یعنی آنچه به عنوان درآمدکسب می کنند و به آن جنبه شرعی و قــانونی ‏داده انددر قرآن و درتاریخ و عقل جایگاهی ندارند ، مانند پیش نمازی که برای ‏خواندن نمازپول می گیرد (یعنی تکلیف خودش را انجام میدهد حقوق می ‏گیرد!کاری که رسول خدا«ص» نکرد) ،آیا عمل به واجباتِ خدا مزد دنیائی دارد؟! ‏برای لباسش حقوق می گیرد. متولی امام زاده شدن ، جایگاهی بنام خدا بسازند وکسب ‏درآمد ایجاد کنند، روضه خوانی ، مداحی ، آخوند اکو در گورستان ها  ، درهر مراسمی ‏از دین خدا حرف زدن و برای آن حرفش وجهی دریافت کردن، خمس ، سهم امام و ‏سادات گرفتن ، قرآن خوادن و پول گرفتن!(دعوت قاریان قرآنی داخلی و خارجی که ‏سازمان اوقاف صورت می دهد) ، و هزاران هزار اصل و فرع اقتصادی دیگرکه نه ‏تاریخ ازرسول خداو اصحاب او نقل کرده  و نه طبیعت زندگی بشرآن را تأیید ‏

می  کند. و اینکه مردم یک جامعه کارکنندو دسترنجشان را در اشکال گوناگون و به ‏حیل مختلف عده ای خاص به نام خدا بربایند جایگاهی در عقل و دانش بشری ندارد ‏‏!‏

ای کاش یک گزارش تاریخی یا وحی به دست می آمد که مثلاً رسول ‏خدا(صلی الله علیه وسلم)یاحضرت علی(علیه السلام)روضه ای،خمسی  یا یکی ازموار فوق را درپرونده ‏زندگیشان داشتند،ولی در نقطه مخالف چون به زندگی  پیامبران درقرآن می رسیم   ‏بدون استثنا می گوید دست هیچ پیام آوری درسفره دینی دراز نبوده : ‏

وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَی‏ رَبِّ الْعَالَمِین(شعرا/127)‏

‏(ای مردم) و برای آن (تبلیغ کردنم)از شما مزد و پـــاداش نمی خواهم ، پاداش من جزبر(عهده) ‏پروردگار جهانیان نیست .‏

از این جهت می فرماید این قشر اموال مردم را به باطل می خورند، در ادامه آیه ‏هم می فرماید اصولاً صد راه دین خدا هستند ، یعنی مـردم را از پیام دورمی کنند، ‏این قسمت هم نیازی به توضیح ندارد چون قرآن یا کلام خدا را انتقال نمی دهند ‏، حدیث و روایات و قصه و شعر پیام خداوند نیست .‏

حضرت هادی روح وباطن علمای درویش وصوفی را چنین توصیف می کند،که ‏حرفهایی می زنندواعمالی انجام می دهندکه درکتاب و سنت جائی ندارد، عده ای ‏برای خـــــــالی کردن جیب مردمی که فکرنمی کنند، آمده اند وبه نام مدافعان حقوق اهل بیت آنان را استثمارکرده اند( از محمّد بن حسین ‏ابی الخطاب از امام هادی توسط :محدث قمی درسفینه البحار2 ،ص58 و علامه خوئی ‏درشرح نهج البلاغه ،ج6 ، ص304)که این دسته ذکرنمی گویند مگربرای فریب ‏مردم و خوراک را کم نمی کنند ، مگربرای پرکردن قدح وربودن دل احمقان ، با مردم ‏دم ازدوستی زنند ، تا ایشان را به چاه گمراهی اندازند،و ورد ایشان رقص و کف زدن ‏وذکرایشان زمزمه و آوازخوانی است، درحالی که ذکرو ‏دعای با معنا شایسته یک ذات است که آن هم الله است ، دنبال ایشان نروند ‏مگرسفیهان، به ایشان معتقد نباشند مگراحمقان، پس هرکس به دیدار ایشان رود ‏درحیات وممات مانند آنست که به دیدارشیطان وبت پرستان رفته …

وخداوند نمونه از این گونه عالمان دینی را نشان می دهد، عالم بدون عمل ، عالم وجه ‏و دینار، عالم حدیث و شعار، عالم بی کتاب !‏

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِین(اعراف/175) ‏

‏(ای پیامبر)برآنان بخوان خبرکسی راکه(دانش)آیات خویش رابه اودادیم(عالم ‏شده بود)آنگاه از آن (آیات) جداشد، سپس شیطان درپی اوافتاد،آنگاه ازگمراهان ‏شد. ‏

وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ ‏یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون ‏‏(اعراف/176) ‏

و اگرمی خواستیم با آن آیات اورا رفعت می بخشیدیم ، ولی او به زمین(دنیا) ‏گرایش یافت (به دنبال نعمت های دنیا می رفت)و از هوای نفسش پیروی کرد ، ‏پس وصف او(وصف چنین عالمی)همچون وصف سگی است،اگربر اوحمله بری،زبان ‏ازکام بیرون آورد(پارس کند)، واگر

 

منبع: سايت نوار اسلام

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

برای تقویت حافظه این 7 کار را انجام دهید

میان بالا رفتن سن و کاهش کارایی حافظه رابطه مستقیمی وجود دارد و دانشمندان ثابت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *