Uncategorized

روحِ نماز، خیلی لطیف و خوش آیند است، و این روح در کالبد هر نمازگذار داخل نمیشود

(بخش هژدهم):
نماز، عبادت بیمانندیست که تمام انسانها و جنیات روی زمین قیمت آن را پرداخته نمیتوانند. اما آدمی زاد را چی میشود که اهمیت نماز را درک نمیکند؟
گروهی از نماز گذاران، نماز میخوانند، ولی بنابر دلایلی، فاقدِ روحِ نمازاند.
هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روحِ عبادت برخوردار است نهی از فحشا و منکر می کند گاه نهی کُلِّی و جامع و گاه نهی جزئی و محدود.
بر همین دلیل است که بعضی ها نماز هم میخوانند، ولی چشم چرانی، چرندیات، دروغ، بدزبانی، و ده ها گناه دیگر را مرتکب میشوند،
بعضی نماز گذاران، حتی در بالای سجاده (جای نماز) در دماغ افکار شوم و پلان های فردا و پس فردای خود را میسنجند.
نهی از فحشاء و منکر سلسله ی مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایتِ شرایطِ نماز، دارای بعضی از این درجات است.
وقتی نماز گذار، این سلسله ی مراتب، حضور دل، خشوع و خضوع را در ادای نمازش مراعات میکند، الله سبحانه و تعالی او را توفیق بیشتری به جنبه های معنوی و روحانی این عبادت نصیب میکند، و افکارِ غیر در نماز، از او ساقط میشود.
روحِ نماز، خیلی لطیف و خوش آیند است، و این روح در کالبد هر نمازگذار داخل نمیشود.
این توفیق به کسی اعطأ میگردد که او خودش در این راستا میکوشد، و سعی جسمی، فکری، معنوی و عبادی اش را بخرج میدهد، و در تلاش بدست آوردن این مزایا است.
آنچه از سیاق بر می آید این است که اگر دستور داده اند به این که مردم نماز بخوانند برای این بوده که نماز، آنان را از فسق و فجور باز می دارد،
و این تعلیل می فهماند که نماز عملی است عبودی، که به جا آوردن شان صفتی در روح آدمی پدید می آورد، که صاحبش را از فحشاء و منکرات باز می دارد و در نتیجه جان و دلش از قذارت های گناهان و آلودگی هایی که از اعمال زشت پیدا می شود پاک می ماند.
فرق میان این دو نماز گذار، روحِ نماز را خوب تر معرفی میکند،
نماز گذار حقیقی و راستین، و نماز گذارِ سمبولیک و خود فریب.
نماز گذاری است که بطور مستمر مرتکب گناهان کبیره و صغیره میشود، این دلیل بر آنست که نمازهایش قبول نمیشود، چون او خودش خواهانِ توفیقِ الهی نیست و در بدست آوردنِ این توفیق همانند نمازگذارِ پیشین، سعی نکرده است،
بدنیا تمایلاتِ لایتناهی دارد، و زمانیکه نمازش را ادأ میکند، فکر و هوش و ذکرش بسوی دیگریست.
و یا اینکه بدون خشوع و خضوع نماز میخواند و فقط حرکات بی جان و روح انجام میدهد که فقط فرضیت نماز از او ساقط میشود،
و شاید هیچ ثوابی نصیبش نشود، و فرد صرف چند حرکات بیجان فزیکی را انجام میدهد،
زیرا در روایتی که پیامبر صلی الله علیه و سلم نقل فرموده است ثواب نماز یک شخص بر اساس خشوعش زیاد و کم میشود.
و در حدیث صحیح قدسی پیامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است که:

«إِنَّ اللَّه تعالی قال:

منْ عادی لی ولیًّاً. فقدْ آذنتهُ بالْحرْب. وما تقرَّبَ إِلَیَ عبْدِی بِشْیءٍ أَحبَّ إِلَیَ مِمَّا افْتَرَضْت علیْهِ: وما یَزالُ عبدی یتقرَّبُ إِلی بالنَّوافِل حَتَّی أُحِبَّه، فَإِذا أَحبَبْتُه کُنْتُ سمعهُ الَّذی یسْمعُ به، وبَصره الذی یُبصِرُ بِهِ، ویدَهُ التی یَبْطِش بِهَا، ورِجلَهُ التی یمْشِی بها، وَإِنْ سأَلنِی أَعْطیْتَه، ولَئِنِ اسْتَعَاذَنِی لأُعِیذَّنه» (روایت بخاری)
” الله تعالی می فرماید:
کسی که با دوستم دشمنی کند با او اعلان جنگ می کنم.
از وسائلی که بنده ام به من تقرب و نزدیکی می جوید، آنچه بر وی فرض کرده ام به من محبوب تر است.
بنده ام همیشه بوسیله ی نوافل به من تقرب می جوید، تا اینکه او را دوست می دارم.
چون وی را دوست داشتم من شنوائی اش می شوم که بدان می شنود، و بینائی اش که بدان می بیند،و دستی که بدان چنگ می زند،و پاییکه بدان می رود واگر از من چیزی بطلبد به وی می دهم و اگر به من پناه جوید، به وی پناه می دهم.
حافظ بن حجر در فتح الباری می گوید:
” اینها مثلهایٔست و معنایش این است که خداوند برای بنده اش در اعمالی که بوسیلهء این اعضاء انجام می دهد توفیق عنایت می کند،
و او را به اعمال علاقمند می سازد، بنحوی که اعضای او را برایش حفظ نموده گوش او را از شنیدن لهو، چشمش را از دیدن منهیات، و دست او را از چنگ زدن به معاصی، و پای او را از دویدن بدنبال باطل باز میدارد “.
و حال نماز گذارِ راستین و مخلص:
نمازگذاری است که از شدت محبت، خوف و رجأ آوازش به لرزه می آید،
با قرائت کلامِ خالقش در نماز، چشمانش نم میشود، قطرات اشک، ذکر گویان، از گونه هایش پائین می آیند،
نَفَسش کوتاهی میکند، تپش های قلبش سریع میشود، دلش دلهره دارد، که قبل از سجود میمیرم، و این آخرین نمازم است.
او کسیست که ارتباطش را از دنیا قطع کرده است، و بخودش فهمانده است که در مقابل خالق جهانیان ایستاده است، خالق یکتا و بی نیاز که همه چیزش بدست اوست.
او این را درک کرده است، میداند، و بدان یقین کامل دارد، که نمازش، تمام عباداتش، زندگی اش، مرگش، همه و همه، صرف برای پروردگار مهربانش است.
إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (انعام ۱۶۲)
نماز و تمام عبادات من، و زندگی و مرگ من، همه برای پروردگار جهانیان است.
این عقیده ی راسخِ او در مورد نماز، باعث میشود تا با یقین کامل، قلبش او را از اوامر دیگر برهاند، و او را با کمالِ محبت بسوی نماز سوق دهد،
چون او مسلمانِ لفظی و ریائی نیست، برای تظاهر و نشان دادن نماز نمیخواند، بلکه، او برای رسیدن به خالقش، با عجز و نیاز، مانند یک فقیرِ شکسته نفس، با کمال احترام و عزت، در مقابل پروردگارش می ایستد،
سرِ تعظیم را به خالقش، با نهایت مسکینی و عجز خم میکند، دانه دانه، مجزأ، و با محبتِ خاصی تسبیح میگوید، چنانچه، اگر سنگ و خاشاکی آن را بشنود، آب میشود.
او سرش را با چنان محبتِ خالصانه بر زمین میگذارد، که ذراتِ خاکِ مصلی، با یکدیگر دعوای میکنند تا در زیر جبین او قرار گیرند و از سجود او لذت برند،
با زیبائی و عطوفت خاصی زبانش را به حرکت می آورد، و تسبیح و عظمت اوتعالی را از اعماق قلبش بیان میکند، آنچنان که، آواز (سبحان رب الاعلی) اط زبانش، بگوش خودش میرسد، و گوشهایش از شنیدن آن مجذوبِ ذکر خالق یکتا میشوند.
او در سجود است، و صدایش با مخلوطی از محبت، ترس، و تقوای میلرزد، و چنان صدا میکند گویا داخل سینه اش دیگی میجوشد،
این همان سینه ایست که صاحبش، روز ها و شب ها، خواهانِ این توفیق از بارگاه او تعالی بوده است، برخلافِ سینه و گوشی  که آواز موسیقی و منکرات، و افکارِ لذاتِ زود گذرِ دنیا را در قفسه ی استخوانی اش جا داده است.
او نمازگذاریست که هیچ امری از امور دنیا، نمیتواند او را مشغول و وسوسه ی تلک ها و دام های جاگذاری شده ی نفس و شیطان کند.
چون، او به این حقیقت پی برده است که نماز و عبادتِ شبانه برای او، نسبت به همه چیز دیگر پابرجا تر، و با استقامت تر است، و هیچ چیز دیگری را با ارزش تر از آن نمیداند.
إِنَّ نَاشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِیلًا (مزمل ۶)
مسلّماً نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت‌تر است!

بلی، خواهر و برادر مسلمان!

تا زمانیکه نماز گذار، روحِ نماز را در خودش پیدا نکند، نفس و شیطان، دو دشمن آشکارِ وی، همیشه او را وسوسه و دست و پاچه میکند.
افکارش پریشان میشود، تمرکزش ناچیز، و لذتِ حقیقی نماز به او دست نمیدهد.
در اخیر، دعا میکنیم، تا الله سبحانه و تعالی ما را در ادای نماز های مان توفیق بیشتر دهد، تا لذتِ بی انتهای نماز و روحِ نماز را حاصل کنیم، و توان پیکارِ مؤثر بر علیه نفس و شیاطین را در خود و دیگران، احیأ کنیم.
اللهم ربنا آمین، یا رب العلمین!
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن