یادداشت

روزی سراسر خستگی با پایانی نیکو

نویسنده: کتایون محمودی

نمایشگاه دیگری در پارک شاهد کرمانشاه ، راه افتاده بود و من هم با اطلاع رسانی دوستانی ، نسبت به واگذاری آن برای زنان
توانمند مناطق زلزله زده ، از چند روز قبل اقدام کردم .

از بد حادثه ؛ شماره تماس یک بنیاد خیریه را به من دادند که مطلقا نمی دانستم که خارج از محوطه و در پیاده رو بیرون پارک قرار است که سازه هایشان را برقرار کنند .

مبلغ دویست هزارتومان را پرداخت و روز اول نمایشگاه منتظر شدم تا اول وقت برای تجهیز غرفه ؛ آن را به ما واگذار کنند .

ساعت به ده صبح نزدیک می شد که دوست پر تلاشم خانم بابلی تماس گرفت و خبر داد که گروه قلعه شاهین در راه هستند .

تماس من با بنیاد خیریه به نتیجه نرسید و خبر دادند که کار احداث هنوز تمام نشده و باید کمی صبر کنیم . به ساعت دو ظهر نزدیک می شدیم و من نگران بودم که چرا اینقدر کار به درازا کشید !

وقتی به محل پارک شاهد رسیدیم ؛ از دوستان خبری نبود . فکر کردم شاید آدرس را اشتباه آمده ایم ؛ چند بار تماس گرفتم و با گرفتن آدرس محل غرفه ها ، حسابی غافلگیر شدیم .

درست کنار پیاده رو !!!

به ما قول غرفه داده بودند . احساس بدی داشتم . وقتی معترض شدیم ، با کمال ناباوری توی چشمم نگاه کردند و گفتند : ما گفته بودیم !

حالم از این همه دروغ بهم می خورد.

چند ساعتی را با اکراه ، کنارگروه ایستادیم . خبری از بازدید کننده نبود .

هوا هر لحظه تاریک و سردتر می شد .

ساعت شش به ما صندلی دادند و در تاریکی مطلق فرو رفتیم .

چشم چشم را نمی دید ؛ وای بحال زیور آلات و صنایع دستی !

وسایل مان را جمع کردیم و به نشانه ی اعتراض ، غرفه را تحویل دادیم .

قرار شد پول مان را عودت دهند ..

به قسمت اصلی نمایشگاه رفتیم و با مدیر اجرایی که از مردم خوش لهجه ی آذری هم بود صحبت کردیم ، تمام وضعیت را برایشان توضیح دادیم ؛ قول دادند که روز بعد و در همان مکان ؛ به ما غرفه بدهند . زیبایی کار آقای نوروزی برای کمک به استقرار ما در نمایشگاه ، بقدری ما را خوشحال کرد که با گفتن : یاشاسین آذربایجان و یاشاسین کوردستان راهی خانه هایمان شدیم ، تا خاطره ی روز سراسر درگیری را به انتهایی نیکو برسانیم .

همیشه قلب هایی هست که مهربان است و ادعایی ندارد و با سخاوت می بخشد.

در این اثنا به آخرین پناهگاه همیشگی هم پناه بردیم که وقتی به بن بست می رسیم ، دری به رویمان باز می کند . خانم حق شناس ، معاون استاندار در امور زنان که همیشه آنلاین است و هرگز از او جواب رد نگرفتیم .

خدایا ! خوبان را حفظ کن که وجودشان بوی بهشت می دهد .

سی مهر نود و هفت

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن