دین و دعوتمطالعات اسلامی

روش‌های ایجاد و پرورش ربانیت در شخصیت مسلمان

روش‌های اسلام برای ایجاد و پرورش ربانیت در شخصیت و زندگی مسلمان:

اسلام برای کاشتن و پرورش نهال ربانیت در شخصیت و زندگی هر فرد مسلمان با ابزارهای متعدد و روش‌های گوناگون تلاش می‌نماید:

روش عبادات:

از راه عبادت‌های واجب و مستحب: به کمک نماز که در هر شبانه و روز پنج بار تکرار می‌گردد. برای تن و جسم، تفاوت چندانی با روح و جان ندارد، و مؤمن را همواره بر عهد و پیمانش با خداوند استوار می‌دارد. هرگاه انسان در ژرفانی زندگی روزانه و کارهای سرگرم‌کنندۀ آن غوطه‌ور می‌شود، مؤذن برخاسته و بانگ برمی‌آورد: الله اکبر، الله اکبر، حی علی الصلوۀ، حی علی الفلاح…، مسلمان با شنیدن این ندا خود را از دنیایش – دنیای رقابت و تجارت – بیرون می‌کشد تا دقایقی در پیشگاه پروردگارش بایستد و خوشتن خویش را بر وی عرضه کند، در حالی که برای خود و گروه همفکر و همدلش بهترین نیکویی را درخواست می‌نمایند و از چاه مادیت به سوی افق روحانیت و از خودخواهی به سوی دیگرخواهی، سبکبال و چابک اوج می‌گیرد، و همنوا و همزبان با تمامی افراد جماعت از تنها صاحب اختیار مهربانش می‌خواهد که:

﴿ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِیمَ ۶﴾ [الفاتحه: ۶].

«ما را بر راه هموار و مستقیم (ربانیت) استوار و ثابتقدم بدار!.  تا همیشه و در همه حال ربانی بمانیم و تغییرات دوران و دگرگونی حالات و موقعیت‌های شخصی ما را به ورطۀ حیوانیت یا شیطانیت نکشاند.

و از طریق روزه که هر سال یک ماه تکرار می‌شود، و مسلمان در آن یک ماه به منظور پرورش اراده تمرین تقوا و ورزیدگی در پارسایی، و تمرین نهایت فرمانبری و کمال محبت و اشتیاق نسبت به خداوند از آشکارشدن فروغ فجر تا غروب آفتاب نفس خود را از هر گونه خوراک و نوشیدنی و کامجوئی جنسی محروم می‌سازد. حدیث قدسی در مورد کمال عبودیت در روزه می‌گوید: «الصوم لی وأنا أجزی به، یدع طعامه من أجلی، ویدع شرابه من أجلی، ویدع زوجته من أجلی ویدع لذته من أجلی». @روزه برای من است و پاداش آن هم با خودم است (چرا که بنده‌ام) خوراک و نوشیدنی و همسرش را به خاطر رضای من فرو می‌گذارد و به خاطر من از لذت چشم می‌پوشد!.

و از طریق زکات که مسلمان با پرداختن آن بر تنگ‌نظری و بخل نفس پیروز می‌گردد و ثروت و روانش را به وسیلۀ آن پاکیزه و پیراسته می‌گرداند، و بدان وسیله نعمت‌هائی را که پروردگارش به او بخشیده است، سپاس می‌گذارد، در همین زمینه قرآن می‌فرماید:

﴿خُذۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ صَدَقَهٗ تُطَهِّرُهُمۡ وَتُزَکِّیهِم بِهَا﴾ [التوبه: ۱۰۳].

«از اموال‌شان زکات بگیر تا بدین وسیله ایشان را (از رذایل اخلاقی، و گناهان، و تنگ‌چشمی) پاک داری، و (در آنان نیروی خیرات و حسنات را رشد دهی و درجات) ایشان را بالا بری».

و به همین سبب «زکات» نامیده شده است که این کلمه به مفاهیم پاکی رشد و برکت اشاره دارد برعکس واژه «مالیات» که معانی قهر، زور و تاوان را به همراه دارد. از همین روست که از مسلمان خواسته می‌شود که زکات را به عنوان پاک‌کنندۀ شخصیت خویش بپردازد و از پروردگارش بخواهد که آن را از وی بپذیرد و بگوید: «اللَّـهُمَّ اجْعَلْهَا مَغْنَمًا، وَلَا تَجْعَلْهَا مَغْرَمًا» خداوندا! آن را مایۀ سود قرار بده نه زیان.

و از طریق حج که مسلمان به هنگام به جای‌آوردنش، هجرت‌کنان به سوی پروردگار جان و مال برکف و بار ناگواری‌ها و مشقت بر دوش از میهن و زادگاهش دور گشته و خانواده و خویشانش را به جا می‌گذارد، تا اینکه به سرزمین مقدس برسد، همانجا که نخستین خانه‌ای است که برای خداپرستی بر روی این کرۀ خاکی بنیان نهاده شد، سرزمین خاطرات ابراهیم، اسماعیل و هاجر† و یادگار محمد ج و دعوت او.

در آنجا مسلمان از لباس‌های عادی خویش بدر می‌آید – با هرآنچه از مظاهر تفاوت و طبقاتی و نژادی و میهنی به همراه دارند – تا پیراهنی بر تن کند که به کفن‌های مردگان بیشتر شبیه بوده و فراتر از مادیت و مظاهر آن می‌باشد، سپس با قلب و زبان روی به سوی خداوند نماید، در حالی که شعار و سرودش این است: «لَبَّیْکَ اللَّـهُمَّ لَبَّیْکَ، لَبَّیْکَ لاَ شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ، إِنَّ الحَمْدَ وَالنِّعْمَهَ لَکَ وَالمُلْکَ، لاَ شَرِیکَ لَکَ».

و گذشته از این فرایض بنیادی و ضروری که پایین‌ترین حد مقرر پیوند میان مسلمان با خداوند می‌باشند، اسلام دروازۀ خیرات داوطلبانه و نزدیک‌شدن به خداوند با نوافل و مستحبات: اعم از نمازهای پس از فرایض پنجگانه، روزه در غیر ماه رمضان صدقات غیر از زکات واجب و حج عمره… را باز گذاشته است. و مسابقه‌دهندگان باید در این زمینه با همدیگر به مسابقه پرداخته و پارسایان پاکدل در این میدان باید باهم رقابت نمایند.

در حدیث قدسی که امام بخاری/ روایت نموده است، چنین آمده است:

«ما تقرب إلى عبدی بمثل أداء ما افترضته علیه، ولا یزال عبدی یتقرب إلی بالنوافل حتى أحبه، فإذا أحببته کنت سمعه الذی یسمع به، وبصره الذی یبصربه، ویده التی یبطش بها…، ولئن استعاذنی لأعیذنه، ولئن سألنی لأعطیته».

«بنده‌ام با وسیله‌ای همچون به جای‌آوردن فرایض، به من تقرب نخواهد یافت. و بنده‌ام در صورت به جای‌آوردن نوافل پیوسته به من نزدیکتر خواهد شد، تا حدی که من وی را دوست خواهم داشت، و چون من دوستدار وی شدم، من آن گوش هستم که با آن می‌شنود، و چشمش که با آن می‌بیند و دستش که با آن فعالیت می‌پردازد… و اگر به من پناه آورد، قطعاً پناهش خواهم داد و اگر چیزی از من بخواهد به یقین خواسته‌اش را برآورده خواهم ساخت».

مقصود از این عبادات – چه واجب و چه مستحب – تنها این نیست که مسلمان فقط در زمان ادای آن‌ها با آفریدگارش در ارتباط بوده، و سپس آن ارتباط [آسمانی] را قطع نموده و به سوی زمین بازگردد و خواسته‌های خودمحورانه را دنبال نماید؛ هرگز! چرا که هدف و مأموریت این عبادت‌ها این است که روح خداترسی را در اندرون شخص انجام‌دهندۀ آن‌ها بکارد، و پاسبانی روحی و درونی بر او بگمارد که چون به دام نسیان گرفتار آمد، خدا را به یادش بازآورد، هرگاه به ناتوانی و سستی گرایید، به عزم و اراده‌اش نیرو ببخشد و هرگاه مشعل‌های فروزان پیرامونش خاموش شدند، مسیرش را روشن گرداند.

اسلام نمی‌پسندد که مسلمان در مسجد «ربانی» باشد، به رکوع و سجود برود، دینداری نماید و به زاری و مناجات بپردازد، اما همین که از مسجد بیرون رفت از ربانی به «حیوانی» یا «شیطانی» تغییر یابد.

و از مسلمان نمی‌پسندد که در «رمضان» «ربانی» باشد، اما با درهم پیچیده‌شدن طومار رمضان عبادت و اطاعت خداوند هم به همراه آن برچیده شود، گویی که رمضان را عبادت می‌کند نه خدای رمضان! و از همین روست که پیشینیان نیک‌سیرت می‌گفتند: ربانی باش نه رمضانی!

و از مسلمان نمی‌پسندد که تا هنگام اقامت در همسایگی بیت الحرام و مسجدالحرام و مسجد پیامبر و یا مشاعر مقدس، «ربانی» باشد اما با پایان‌یافتن مراسم قربانی و به سرامدن زمان حج و عمره و زیارت و آغاز بازگشت، «فضای ربانی» و «معنای ربانی» را به فراموشی سپرده و به مانند غفلت‌ورزان سهل‌انگار در اعماق زندگی مادی غوطه‌ور گردد.

آری، اسلام موارد فوق را برای مسلمان نمی‌پسندد، بلکه خواستار ارتباط همیشگی و پیوند ناگسستنی او با صاحب اختیارش می‌باشد، چه در مسجد، راه خانه و کارگاه و چه در رمضان و دیگر ماه‌ها، چه در فضای پاک مناسک حج در مکه و عرفات و مدینه و چه پس از بازگشت به میهن؛ در همۀ جاها و همۀ زمان‌ها و در همۀ حالات. و به همین دلیل است که پیامبر ج در سفارشی چنین می‌فرماید:

«اتَّقِ اللَّـهِ حَیْثُمَا کُنْتَ»

«هرکجا که بودی از خدا بترس».

و در قرآن آمده است:

﴿وَلِلَّهِ ٱلۡمَشۡرِقُ وَٱلۡمَغۡرِبُۚ فَأَیۡنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَّهِۚ﴾ [البقره: ۱۱۵].

«خاور و باختر (و همۀ جهات دیگر) از آن خداست، پس به هرسو رو کنید، خدا آنجاست».

و باز پیامبر خدا ج می‌فرماید:

«أَحَبَّ الأَعْمَالِ إِلَى اللَّـهِ أَدْوَمُهَا وَإِنْ قَلَّ»

«دوست‌داشتنی‌ترین کارها نزد خداوند با دوام‌ترین آن‌هاست اگرچه اندک هم باشد».

ادامه دارد…

برگرفته از کتاب : ویژگی‌های کُلّی اسلام

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی