تفسیر و علوم قرآن

روش قرآن در بیان احکام

کسی که در آیات قرآن تدبّر و تأمّل نماید، می­ تواند برخی از ویژگی ها را بیابد که به جز قرآن در هیچ کتاب و قانون دیگری در ارتباط با بیان احکام وجود ندارد. ما این ویژگی­ ها را « مسلک قرآن در بیان احکام » می­ نامیم که می­توان آنها را در موارد زیر خلاصه نمود:

اوّل: برخی از آیات با عباراتی روشن و قاطع، راجع به موضوع معیّنی سخن می ­گویند و هیچ مجالی را برای اجتهاد مجتهدین باقی نمی ­گذارند. مانند: آیات مربوط به وجوب نماز و زکات و آیات میراث که سهم هر یک از وارثان را معیّن نموده و همچنین آیات مربوط به حرام بودن زنا و تهمت و سوء استفاده از اموال مردم و قتل ناروا و دیگر مسایلی که در میان مسلمانان شهرت دارد و جزو احکام ضروری دین می­ باشند.

دوّم: برخی دیگر از آیات ساختارشان به گونه ­ای است که معنای معیّنی را بیان نمی­ کنند و به همین خاطر در معرض معرفت ­ها و برداشت­ های متعدّد و عرصه­ ی اجتهاد و بررسی مجتهدین قرار دارند. برای مثال: می­ توان به تعیین مقداری که در رضاع [شیرخوارگی] حرام می­ شود، و وجوب نفقه­ ی زنی که به صورت بائن طلاق داده شده است، و مقداری از سر که در وضو باید مسح گردد و دیگر احکامی که فقها در موردشان اختلاف نظر دارند، اشاره کرد.

تفاوت میان این دو نوع از آیات از این جهت است که نوع اوّل همچون عقاید هستند و انکار آنها سبب خروج از دین اسلام می­ گردد. امّا در مورد نوع دوّم موضوع به این صورت نیست، زیرا اگر کسی معرفت و برداشت خاصی را در مورد هر یک از آن آیات نپذیرد، سبب کفر و خروج او از اسلام نمی ­شود. نوع اوّل بر همه­ ی مسلمانان واجب و تکلیف عینی است. امّا در مورد نوع دوّم، هر مجتهدی با توجّه به برداشتی که برای او قابل قبول است، و همچنین هر مقلّدی می­ تواند از هر کس که می­ خواهد تقلید نماید.

در ارتباط با این نوع و بخش دوّم است که مذاهب فقهی اسلامی، به وجود آمده و فقها دیدگاه ­های مختلفی پیدا کرده ­اند و دامنه­ ی اختلاف به جایی رسیده که گاهی در مورد یک موضوع هفت، هشت رأی وجود دارد. برای مثال: در مورد حکم « عقد ازدواج بدون ولی » این موضوع به وضوح دیده می ­شود. حتّی کار به جایی رسیده که در مورد یک قضیه برای هر یک از احتمالات عقلی دیدگاه ­ها و آرائی توسط فقها اظهار شده است. برای مثال می ­توان به حکم « قتل از روی اجبار » اشاره کرد. برخی می­ گویند: اکراه کننده، بعضی اکراه شده، و گروهی هم بر هر دو، قصاص را واجب دانسته و عدّه ­ای هم هیچ کدام از آنها را مستحق قصاص نمی­ شمارند.

در این گونه موارد که نمونه­ ی آن در فقه اسلامی فراوان است نمی ­توان گفت: فلان برداشت و رأی عین دین بوده و پیروی از آن واجب است، زیرا معرفت ها و آراء متعدّد در بسیاری از موارد متناقض ­اند. هم چنین نمی ­توان مدّعی شد که تنها یک رأی از میان آراء، عین دین بوده و بقیه ­ی آنها باطل است. بدین معنا که هیچ کدام از آنها در ذات خود بر دیگری اولویت ندارند، زیرا اساساً موضوع مورد نظر به گونه ­ای است که نمی ­توان دقیقاً آن را مشخّص کرد.

تنها چیزی که در این گونه موارد می­ توان گفت این است که این برداشت­ ها آراء مختلفی می ­باشند، و حاکم و قاضی بنابر مصالح عمومی می ­توانند، یکی از آنها را برگزینند و به آن عمل نمایند. علّت و سرّ تسامح و گستردگی فقه اسلامی و توانایی آن برای حل مشکلات اجتماعی در هر گونه عصر و شرایطی و در برخورد با هر گونه حوادث و مشکلاتی و برآورده نمودن همه ­ی نیازهای قانونی همه­ ی جامعه ­های متمدن، در این جا نهفته است.

سوم: روش بیان احکام قرآنی با روش در پیش گرفته شده توسط قوانین وضعی متفاوت است، زیرا قرآن اوامر و نواهی و بایدها و نبایدها را مجرد از ترغیب و ترهیب [ترساندن] بیان نمی­ نماید، بلکه آنها را در لابلای مفاهیمی می­ گنجاند که در وجود مخاطبین سبب پیدایش انگیزه ­های احساس مسئولیت و بیم و امید شود و احساس کسب خیر و منفعت را در آینده ­ی دور و نزدیک می­ نمایند. همه­ ی این حالت ­ها آنها را به رغبت و شوق به تبعیت و التزام به اوامر و پرهیز از نواهی وا می­ دارد و بر اساس انگیزه­ ی ایمان و هراس از مجازات اخروی و امید به اجر و پاداش قیامت خود را به پیروی از احکام قرآن متعهد می ­سازد. یکی از امتیازات انگیزه­ ی دینی که ادیان آسمانی در درون انسان­ ها تقویت می­کنند، همین است و بدون شک مهم ترین عامل برای التزام به مسئولیّت های فردی و اجتماعی است.

با مراجعه به آیات مربوط به باطل نمودن فرزند خواندگی، و حکم ظِهار و دیگر آیات تشریعی، بهتر و بیشتر می ­توان به حقیقت این موضوع پی برد. برای مثال به این آیه از قرآن توجّه کنید. « ‏یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا‏: ‏ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دادگری پیشه سازید و در اقامه‌ی عدل و داد بکوشید، و به خاطر خدا شهادت دهید ( و از این سو و آن سو جانبداری نکنید ) هر چند که شهادتتان به زیان خودتان یا پدر و مادر و خویشاوندان بوده باشد. اگر کسی که به زیان او شهادت داده می‌شود دارا یا ندار باشد، ( رغبت به دارا، یا شفقت به ندار، شما را از ادای شهادت حق منصرف نکند ) چرا که ( رضای ) خداوند از ( رضای ) هردوی آنان بهتر است ( و خدا به مصلحت آن دو آگاه‌تر از شماست ) پس از هوا و هوس پیروی نکنید که ( اگر چنین کنید از حق ) منحرف می‌گردید ( و به باطل می‌افتید ). و اگر زبان از ادای شهادت حق بپیچانید یا از آن روی بگردانید، خداوند از آنچه می‌کنید آگاه است. ( و پاداش اعمال نیک و مجازات اعمال بدتان را می‌دهد ) [نساء/۱۳۵]

چهارم: قرآن در ارتباط با بیان احکام، مانند کتاب ­های تألیف شده ­ی بشری، همه­ ی احکام متعلق به یک موضوع را یکجا مورد بررسی قرار نمی­ دهد، بلکه آیات احکام مربوط به یک موضوع را در سوره ­های مختلف و به صورت متفرق آورده است. گاهی مسائل مربوط به طلاق و نکاح و رضاع [شیرخوارگی] را همراه با احکام مربوط به تحریم شراب و جنگ و امور یتیمان ذکر نموده است. برای مثال این آیه­ ی قرآن را ملاحظه نمایید: « حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاهِ الْوُسْطَى … : در انجام نمازها و ( به ویژه ) نماز میانه ( یعنی عصر، کوشا باشید و ) محافظت ورزید. » [بقره/۲۳۸] که در سوره­ ی بقره در میان آیات مربوط به طلاق و متعلقات آن بیان شده است. همچنین آیه­ ی « یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ… : درباره‌ی باده و قمار از تو سؤال می‌کنند… » [بقره/۲۱۹] در این سوره پیش از این آیه آیات مربوط به جنگ و ارتداد و پس از آن آیات مربوط به یتیمان و نکاح زنانِ مشرک آمده است.

همچنین برخی از آیات مربوط به حج در سوره­ ی بقره از آیه­ی ۱۹۶ تا ۲۰۳ و برخی دیگر از آن در سوره ­ی حج از آیه ی ۲۶ تا ۳۷ ذکر شده ­اند. آیات مربوط به احکام طلاق و ازدواج و رجعت [از طلاق]، برخی در سوره­ ی بقره، تعدادی در سوره ­ی نساء و بقیه در سوره ­ی طلاق ذکر شده­اند.

به این ترتیب می­ بینیم که قرآن به هنگام ذکر آیات احکام هم چون بوستانی است که گل ­ها و میوه ­های آن در گوشه و کنار آن پراکنده شده است و هر کس با توجّه به ذوق و علاقه ­ی خود هر رنگ و هر نوعی را می­ تواند در هر جای آن بچیند و از میوه­ های متعدد آن برای تغذیه­ ی روح خود برای رسیدن به خیر و منفعت و هدایت استفاده کند.

به نظر ما این روش دارای پیام ویژه­ ای است، به این صورت که، همه­ ی آنچه در قرآن آمده علی رغم تفاوت مکان و تعدد سوره­ ها و احکام، از وحدت و انسجام خاصی برخوردارند و نباید در عمل میان آنها جدایی افکند و به برخی عمل نمود و نسبت به برخی دیگر اهمال ورزید. برای مثال، هنگام سخن گفتن از امور مربوط به خانواده و احکام آن می ­خواهد به مکلّفین بگوید: امور خانواده و زن و فرزندان، تو را از احساس حضور و نظارت خداوند و ذکر و عبادت او غافل ننماید. شکی نیست که چنین پیام­ هایی دارای تأثیرات بسیار ارزشمندی در احساس مسئولیّت عمومی و عدم اشتغال به اموری و غفلت از امور دیگر می­ باشد. به همین خاطر روح انسان را مهذّب و به سوی کمال و رشد و صلاح، و عقل او را به جانب اندیشه و ادراک و جامعه را به سوی خیر و اصلاح پیش می­ برد.

پنجم: در رابطه با بیشتر احکام، قرآن وارد جزئیات و تفاصیل نمی شود و حوادث و ماجراها را به صورت مفصّل مورد بحث قرار نمی دهد، بلکه از روش کلّی گویی و اجمال استفاده می کند، و در بسیاری از موارد به مقاصد تشریع و قواعد کلّی اشاره می کند؛ سپس به مجتهدین مجال فهم و استنباط را در پرتو آن مقاصد و قواعد می دهد، و در اغلب موارد سنّت رسول خدا (ص)، هرچند آحاد هم باشد، کلیات و اجمال قرآن را توضیح می دهد، یا احکامی را که قرآن بیان نکرده تشریع می نماید.

امّا در ارتباط با برخی از مسایل مانند: عقاید و عبادات، که بحث و بررسی جزئیات آنها لازم بوده و عرصه­ی اختلاف و معرفت های متعدد نیستند، به طور مفصّل سخن گفته است، و یا اموری که می­ خواسته به همان صورتی که بیان می ­کند، محفوظ و دست نخورده باقی بمانند – از آن جهت که بر مبنای اصولی قرار دارند که تحولات زمان و مکان، سبب تغییر و تحول در آنها نمی­ شود. – برای مثال می ­توان به احکام تقسیم ارث و زنانی که ازدواج با آنها حرام است و مجازات پاره­ای از جرایم و … اشاره کرد. در غیر این دو نوع [قرآن] اجمال و کلّی گویی را ترجیح داده و برای اظهار نظر اهل رأی در چارچوب اهداف و قوانین و مقاصدی که معیّن نموده فرصت و عرصه­ ی گسترده­ای را باقی گذاشته است. در همین ارتباط است که می­ بینیم در مورد حلال بودن بیع و نوشتن قرض و معاملات و گرفتن وثیقه­ ی قرض، هیچ گونه مسایل فرعی و حاشیه ­ای آن را بیان ننموده است. و در ارتباط با قیام به قسط و عدالت در عرصه­ ی شهادت دادن و قضاوت نمودن و راه ­های حل و فصل منازعات، مطلبی را بیان نکرده است.

[البته] راجع به مجازات پاره­ای از جرایم احکامی را بیان نموده، امّا در مورد روش شهادت دادن و قضاوت نمودن و راه ­های حل و فصل منازعات مطلبی را بیان نکرده است.

همچنین در مورد پاره­ای از جرایم احکامی را بیان نموده، امّا در مورد مقدار مالی که شرط قطع کردن دست دزد باشد و یا مقدار دیه و … اشاره­ای نکرده است؛ امّا می­ بینیم که حقیقت و زمان رخصت ­های روزه و حج و ارکان و بسیاری از جزئیات آن را بیان نموده است. هم چنین در ارتباط با مبحث ارثیه، [به طور کلّی] سهم برخی از وارثان را در حالت ­های مختلف معیّن کرده است.

قرآن در ارتباط با اصول و قواعد کلّی نیز به اجمال و اختصار اکتفا نموده است. مانند: قاعده ­های « یسُر و حَرَج »، « دفع ضرر »، « مصالح و مفاسد »، « ذریعه » و دیگر قواعدی که علما در مورد هر یک از آنها سخن گفته و جزو مسایل ضروری و معلوم هستند.

خلاصه­ ی سخن اینکه: روش قرآن در بیان احکام بر اصل و قاعده­ ی « بیان تفصیلی مسایلی که تغییر ناپذیرند و بیان اجمالی اموری که تغییر پذیرند » قرار دارد، [این امر] عامل اصلی خلود و جاودانگی شریعت اسلامی به شمار می­ آید، زیرا معقول نیست شریعتی که برای خلود و ماندگاری و برای همه­ی بشریت آمده وارد بحث از جزئیات مسائلی شود که تحت تأثیر زمان و مکان و اوضاع و اشخاص قابل تغییرند. در نتیجه هیچ راهی جز کلّی گویی و اکتفا به قواعد عام و مقاصد مورد نظر همه­ ی انسان­ ها و جامعه­ ها نیست. امّا در مقابل، انسان­ ها را به اجتهاد و استنباط احکام جزئی مربوط به رویدادهایی که پیش می ­آیند، در پرتو قواعد کلّی و مقاصد عمومی فرا خوانده است.

قرآن برای اهل تخصّص و استنباط هم، منزلت بلندی قایل گردیده و مردم را به مراجعه به ایشان فرا خوانده است، و می­ فرماید: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ … : ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا ( با پیروی از قرآن ) و از پیامبر ( خدا محمّد مصطفی با تمسّک به سنّت او ) اطاعت کنید، و از کارداران و فرماندهان مسلمان خود فرمانبرداری نمائید » [نساء/۵۹] و « … فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ: … از آگاهان ( از کتاب های آسمانی همچون تورات و انجیل ) بپرسید، اگر ( این را ) نمی‌دانید. ( که پیامبران همه انسان بوده‌اند نه فرشته ) » [نحل/۴۳] نیز می­فرماید: « وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ … : و هنگامی که ( خبر ) کاری که موجب نترسیدن یا ترسیدن است ( از قبیل: قوّت و ضعف، و پیروزی و شکست، و پیمان بستن با این قبیله و گسستن از آن قبیله ) به آنان ( یعنی منافقان یا مسلمانان ضعیف‌الایمان ) می‌رسد، آن را ( میان مردم ) پخش و پراکنده می­کنند ( و اخبار را به گوش دشمنان می‌رسانند ). اگر این گونه افراد، سخن گفتن در این‌باره را به پیامبر و فرماندهان خود واگذارند ( و خبرهایی را که می‌شنوند فقط به مسؤولان امور گزارش دهند ) تنها کسانی از این خبر ایشان اطّلاع پیدا می‌کنند که اهل حلّ و عقدند و آنان نیز آنچه بایست از آن درک و فهم می‌نمایند … » [نساء/۸۳]

[خداوند] از طریق قرآن انسان­ ها را به اجتهاد و تحقیق و استنباط برای آگاهی از احکام و در صورت نیاز به پرسش از اهل علم و تخصّص فراخوانده است.

رسول خدا (ص) و اصحاب بزرگوار ایشان راه را برای اجتهاد و استنباط ائمّه و علمای اسلامی پس از خود هموار نموده ­اند. به این صورت میزان گستردگی و سازگاری شریعت اسلام با همه­ ی تحولات نوین زندگی معلوم می­شود، و در واقع شایستگی تنظیم و اداره­ ی همه­ ی امور اجتماعی و مردمی را تا پایان زندگی بشر داراست.

نویسنده: شیخ محمود شلتوت (کتاب آیین زندگی)
ترجمه: عبدالعزیز سلیمی
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی