یادداشت

رونمایی کتاب در نمایشگاه کتاب کرمانشاه

نویسنده: کتایون محمودی

با پایان یافتن نمایشگاه توانمندی زنان در سرپل ذهاب ، برای گرفتن لیست فروش و احتساب حق غرفه به دیدن مدیر نمایشگاه رفتم و بعد از پایان حساب و کتاب ها ؛ همراه خواهران رستمی و خانم جعفری ، راهی کوییک ها شدیم تا ماموستا عظیم را ببینیم و همراه ایشان برای خواندن فاتحه و گرامیداشت خاطره قربانیان حادثه زلزله ، به گورستان روبروی کوییک عزیز برویم .

بین مسیر خواهر کوچکترم شیما ؛ خبر مرگ دختر دایی ام را به من داد که نتوانستم خودم را کنترل کنم و همه چیز همرنگ شد تا من غلیان روز دفن قربانیان زلزله و مرگ عزیزم را بهانه و یک دل سیر ، گریه کنم .

با خانواده ماموستا آزادی ، راهی کرمانشاه شدیم و انگار خبرهای بد ؛ تمامی نداشت .

نوه ام باران با فشار دادن یک مهره مرواریدبه بینی اش و گیر کردنش ؛ به بیمارستان منتقل شده بود . انگار دنیا دور سرم چرخید.

ولی خدا رحم کرد و پزشکان توانسته بودند مروارید گردن بند را از انتهای دماغ اش خارج کنند و کمی خیال من راحت شد ..

در این اثنا خانم محمدی ، معاون مطبوعاتی ارشاد تماس گرفت و تعدادی کتاب برای هدیه به حاضران مراسم رونمایی از کتاب ” روز شمار حادثه ” درخواست کرد و باید سریع خودم را به نمایشگاه می رساندم .

همراه دوست هنرمندم که ویترین توانمندی زنان و نمایشگاه سرپل ذهاب ، به سر انگشت او آراسته شده بود ؛ به نمایشگاه رفتیم .

وقتی مجبور شدم  تا درباره ی حادثه صحبت کنم ؛ همه چیز مثل یک سناریو ، جلو چشمانم ظاهر شد و صدایم را لرزاند .

دو کتاب ، من و ماموستا رونمایی شد و یادگار تلخی از روزهای آینده گشت تا سالیان دور دیگر ، بخوانند و بر انچه بر ما گذشت ؛ آگاه شوند .

اندوه ام را در باغچه ی کتابم کاشتم تا جوانه بزند و سندی برای اثبات صبوری مان باشد . خواستم جنگ هشت ساله و زلزله ی هفت ریشتری را به تصویر نگارش بکشم و جاودان کنم تا فراموش نشویم و از یاد نرویم .

بیست و دوم آبان نود و هفت

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن