پاسخ به شبهات

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (2)

نویسنده: داکتر محمدالله صخره

قسمت دوم

از آنجایکه عقیدهء ما اسلامیان جمع بین نقلانیت وعقلانیت است وچون اسلامیان مکلف برإلتزامِ نقلانیت وإتِّباعِ عقلانیت اند وچون ستونِ حکومتداری تحقیقِ منافعِ عامه است عرصهء عقلانیت وسیع میشود وعرصهء نقلانیت محصور در اصول کلّی عقیده میماند ومقاصد شریعت دربابت احکام سراغ جسته میشود تا با چنین حال هویت اسلامی مهرِ حکومت داری گردد و از سوی میان زهدِ متکی برفضائل وقدرتِ متکی برمصالح فرق آید.ودوطائفهء ظاهرگرا یا به عبارتِ عصری دگم اندیشان ازعرصهء حکومت داری اسلامی کنار روند. یکی ان گروه دگم اندیشی که مطلقِ عقل را خلافِ مطلقِ نقل میپندارد که اینان شاگردانِ مکتبِ فلسفهء مادی تاریخ اند چه از جنسِ ادم سمیث وماکس فیبرباشند چه ازجنس کارل مارکس. وطائفهء دیگری که فروعات فقهی را اصولِ شرع میانگارند ویا اصولِ شرع را ازطریقِ دلائلِ ظنی ثابت میکنند شاگردانِ نا کامِ مدرسه محمدصلی الله علیه وسلم اند که نه رأفت ابی بکر فهمیدد نه عدالت عمر و نه حلم عثمان نه فقر و زهادت علی.بلکه امتدادِ عبد الملک ابن مروانی گشتند که همزمان با خلیفه شدن گفت: خداحافظ ای مصحف. ولی زیر شعارِ مصحف مدینهء رسول را پا مال کرد. وامتدادِ ابی جعفرِ منصوراند که گفت:”انا ظِل الله“من سایهء خدا یم ولی امامی در مقام ابی حنیفه را برای ابای تصدّی قضاوتِ دولتِ ظلم تازیانه تا دم مرگ زد. ابی حعفری که هزار سال بعد برای لویسِ چهاردهم این مقوله را میراث گذاشت که گفت من یعنی دولت دولت یعنی من.چنین پنداشته نشود که عدالت ظلِّ الهی در زمین نیست بلکه هست که معنی (انّی جاعلٌ فی الارضِ خلیفة) همین است.اما قدسیتِ عدالت وقتی به شخصِ متصدیِ عدالت انتقال کند مرفوض است.وفرقِ ما با منتقدینِ تیوکراسی برهمین نکته است که مادی انگارانِ محض که واژهء تیوکراسی را انتخاب کردند هر نوع قدسیتِ فرا زمینی را درعدالت نپذیرفتند ولی بسیاری اینان مکتبِ خود را از راه قدسیتِ کلتوری “پوپولیزم“دارند نقض میکنند. وما بر این عقیده ایم که عدالت ظلِّ الهی در زمین است وقدسیت درعدالت,مفهومِ مجردی است که متصف به ان فضیلت میابد نه قدسیت.وبدینسان اورا هیچ معصومیتی نیست پس انتخابِ مؤبد یا مؤقت وی و کیفیتِ تنصیب والقابِ وی در قالبِ همین عدمِ عصمت میچرخند و قضیه فرا تر از قرار داد اجتماعی میانِ رعیت و راعی که در چوکاتِ اصول قدسی با اجتهادِ وسیع ,مصالحِ عباد را بپیش بَرَد و بسترِ عدالتِ خود را بر رعیتِ هر کیش و آئین گسترانَد, نیست..وجوهرِ فرقِ مذهبِ ماازمذهبِ قائل به ولایتِ فقیه نیز برگوشه های ازهمین است.به هر حال این طائفهء اخیر“شاگردانِ نا کامِ مدرسهء پیامبر” برای امتِ مُسلِمه آسیب رسان تر از طائفهء اول است. اینکه چگونه .در قسمت بعدی بیان میداریم ..

قسمت سوم

این طائفهء اخیر برای امّتِ مُسلِمه آسیب رسان تر ازطائفهء اول است چون طائفهء اول در دهانِ امّت بسانِ حنظلی میماند که صد رنگ زیبا ببر کند تلخ است. و استعمار هر چندعَلمدارانِ ان را از جنسِ دُم کج های پاسبان معرفی کند امتِ مسلمه به گرگ بودنِ انان پی میبرد ومیگوید: به هر رنگی که خواهی جامه میپوش.. من از طرز خرامت میشناسم . که معنای قولِ حق تعالی (کمثل الکلب إن تَحمل علیه یَلهث او تترکه یلهث) نیز درهمین سِیاق میچرخد.پس درکِ آسیبِ این طائفه سهل است مگر نمیبینی که برای تلافی همچو کشف وفرار ازهمچو درک گهی عمامه بر سر مینهند گهی سبحهء دراز به دست میگیرند وگهی شیخی را دست میبوسند که معنای حدیثِ نبوی (المؤمن غِرٌّ کریمٌ) در همین سیاق میچرخد

اما آسیبِ طائفهء دوم بسیار است ودفعِ ان سخت است وحکومتداری اسلامی از داعیهء ایشان اسیبِ تلخ دیده است.حکومتداریی که فرع را در مقامِ اصل بنشاند وفرع را از سلیقه وقبیله و سمت و سو,میراث ببرد وفرقی میانِ آیتِ (لا تَظلمون ولا تُظلمون)و فتوای شیخی متوفایی نگذارد دروزاهء ارتداد را به روی امت میگشاید وخلق را از دینِ خالق متنفر میسازد.

اندکی این طائفه سردرگریبان فرو کنند ودریاد آرند که اگر فَرعِیّت برکرسیِ اقتدارِ أصلِیَّت نمینشست بعد ازسقوط کابل در2001 هزاران مسلمان ریش اجباری را نمیتراشیدند وهزاران زنِ مسلمان نقاب فرعی را نمیدریدند ولی ضیقِ افقِ فقاهتِ ظاهرگرایی تا هنوزکه هنوز است نقابِ فرع را درمقامِ حجابِ اصل مینشاند وحکومتداری را محصور در همین وجنس همین میداند. چنین است که چنین طائفهء دوم تحفهء گرانبهایی برای طائفهء اول اند وچاکلیتی اند که درمجالسِ سفارت خانه های بیگانه که ارگِ حقیقی کشور ما بسانِ آیتِ کریمهء (نَکِّروا لَها عرشها) مدفون در ان است دردهان طائفهء اول میچرخند.

برمیگردیم به اصلِ مطلب که انچه شیخ محمد غزالی را وا داشت تا کتابی به عظمتِ فقه السیره بنویسد درکِ چنین توفیق میانِ نقلانیت وعقلانیت بود تا امتِ مسلمه سعادت دارین را کمائی کند نه فقط سعادتِ یک “دار” که ان هم از طریق“کاد الفقرُ أن یکونَ کُفراً“میسر نیست. و بنا برچنین مفهومی هیچ یک ازعلماءِ امت اصلِ حکمومتداری مبتنی بر اصول اسلامی را که دران رعیتِ مسلمان بر دیارِ خود حکومت کنند ترک نگفتند. اینکه “لیتَ ولَعَلّ ی” از انجا و اینجا خود را بر چسپِ عالم بزنند وبرای ترکِ حضورِ اسلام درقوانینِ جامعهء مسلمان دعوت کنند بسانِ آنی میماند که درعلن وضویش بشکند وبعد درصفِ نماز به قصدِ امامت هم بایستد.

فلهذا برای تحقیق داعیهء حکومتداری مبتنی براصول اسلامی چه راهی را انتخاب کرد؟و حکومتداری مبتنی بر اصول اسلامی چه نوع حکومت است؟. که در قسمت بعدی بیان میداریم .

ادامه دارد…

بخشهای دیگری این مقاله

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (1)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (2)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (3)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (4)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (5)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (6)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (7)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (8)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (9)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (10)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (11)

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی