پاسخ به شبهات

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (4)

نویسنده: داکتر محمدالله صخره

قسمت ششم

گفتیم در راستای اثباتِ اینکه تلازمِ شرعی وعقلی وعرفی میان مردم سالاری و حکومتداری مبتنی بر اصول اسلامی نهفته است مواجه سؤالِ معروفی میشویم و آن اینکه اعتباری به مردم نیست. مردم ممکن بد ترین ها را انتخاب کنند و درنتیجهء چنین انتخاب ممکن بدترین قانون ها تصویب شوند پس چگونه چنین وضعیت را از نظر آموزه های اسلامی مخصوصاً امر به معروف و نهی از منکر میتوان پذیرفت؟

 درجواب باید گفت وقتی مردمی که با اکثریتِ آراء انتخابِ غیر شرعی نموده اند و رأی به تصویب قوانینِ متضاد با اصول شرع دادند متصف به کدام قبحِ شرعی اند؟ مرتد اند یا عاصی اند؟ اگرگفتید مرتد اند قبولِ ارتدادِ ایشان موقوف به انعدامِ شبههء جهل از آنان میشود چون چه بسا قوانینی که رعیت مسلمان به آن رای میدهد ولی از بطنِ آن آگاه نیست.برفرضِ اینکه گیریم چنین مردمی مرتد شده اند این واقعیت مطرح میگردد که سرزمین به دار الکفر بدل شده است وکفارهم کفارِ بومی اند یعنی ساکنین اصلی همان سرزمین اند واکثریت اند وشما دراقلیت هستید پس آنچه شما را حفظ میدارد رضایت به انتخابات است تا قانونی فراهم اید که شما مصون باشید وآن کفار انچه دلشان میخواهد کنند وبگذاردرآخرت برایشان گفته شود (ذق انک انت العزیزالکریم)و یا گفته شود(هذاما قدَّمَت أیدِیکم) اما اگرمیگویید ان اکثریت,اکثریتِ عاصی اند پس برمبنای کدام حکم نقلی وعقلی برعلیه عُصاة میجنگید؟ درحالیکه آنان حاکم اندوبیش ازشمایند ومعنای (ولاتلقوا بِأیدیکم الی التهلکة) کدام وقت مصداق میابد؟ فقط انچه بر شما است دعوتِ عُصاة از انحراف وتشویقِ آنان بسوی انسجام است چون با تحولِ عصاة ازعصیان شما اکثریت میشوید.مخصوصاً که چانسِ دعوتِ اسلامی در تناسب با دعوتِ غیراسلامی در میان عصاة افزون تراست.نمیبینی چه بسا عاصیانی که دریک عرصه عصیان میکنند و درعرصه های دیگر خواهان احتکام به اصولِ اسلام اند.بلکه چه بسا عاصیانی که درمعاملاتِ ذات البینی شان به کمتراز سخت گیرانه ترین فروعات فقهی راضی نمیشوند. چه بسا عاصیانی که إشغال بیگانه راهضم نمیتوانند همانطورکه چه بسا “روشنفکرانی” که بدون خوابیدن زیرِسینهء إشغال,راحتی نمیابند.پس معنای حدیث نبوی“لینصرنّ الله هذا الدین علی ید الرجل الفاجر“درهمین سیاق میچرخد.

این سؤال پیش میآید که چه بسا اکثریتِ مردمیی که اقلیتی بردوشِ آنان حکومت میکند مگرحکومتِ ظاهراً بعثی باطناً علوی سوریه را ندیدید؟

 میگوییم این را میپذیریم ولی استثناءات قاعده نمیشوند ومقصودِ ما اثباتِ اصلِیّتِ مردم سالاری درحکومتداری اسلامی است واگرواقعیت های تلخی درحاکمیتِ اقلیت ها براکثریت ها ظاهر گشت بحثی دیگری دارد و وسائل برخورد به آن باید ازطریق وادارسازی حاکمیتِ استبدادیِ اقلیت به قانونِ مردم سالاری باشد نه برهم زدنِ مجموعِ قوانین واعراف ولغوِمرددم سالاری که توخود دانی ازاسبابِ مُهلکِ مصیبتِ مسلمانانِ سوریه همین ترک مردم سالاری ازسوی بعضی گروه ها بودکه نامهای پیشین را زنده ساختند ومرزهارا شکستند وفروعات را درمقامِ اصل نشاندندو حجتِ آشکاری برای درندگانِ اقلیمی وجهانی شدند.

فلهذا به این نتیجه میرسیم که اگر اکثریت درجامعه حکومتداری مبتنی بر اصول اسلامی را پذیرفتند و یا از طریق ریفراندم ها مصوبه های مبتنی بر اصول اسلامی را خواستند برای سکولاریزم حجتِ عقلیی باقی نمیماند که چالش هارا دراین مسیر ایجاد کند. اما بیایید این عنوان را مطرح کنیم که داعیه داران سکولاریزم در ادعای مردم سالاری صادق اند؟.در قسمت بعدی جواب خواهیم داد

قسمت هفتم

سکولاریزمِ شرقی= حکومتِ أقلّیت

 البته ازآنجائیکه حاکمیتِ أفکارمتوقف برپیروانِ آن است همزمان با إحتکام به مردم سالاری درجوامع اسلامی داعیه دارانِ سکولاریزم به اقلیتی بدل میشوند چه رسد به اینکه در جوامعی به مشت محدودی هم نرسند.وصدقِ این مدّعا را از صندوق های رأی سراغ گیرید وازاین سراغ گیرید که سالیانی درازیست دربسا جوامع اسلامی “تعریف اتاتورکی دمکراسی” حاکم بوده است وصد قید وقیودات برفعالیتِ سیاسی اسلامیان إعمال شده است ولی با بازشدنِ نیمِ روزنه کبوترانِ محبوسِ جامعهء مسلمان میپریدند وباهمه گرسنگی بر دان های که از زمین دیانت نروئیده بود نمینشستند.چنین بود وچنین است که داعیه دارانِ سکولاریزم خود را در چهرهء موسیِ سامری میدیدند و ازهر سو صدایِ“لامرحبا ” میشنیدند.موسیانی دربارِ فرعون دیده را میدیدند که میخواندند(وانظرإلی إلهک اللّذی ظَلتَ علیه عاکفا.لنُحرِّقنَّه ثم لنَنسِفنَّه فی الیمِّ نسفا) اینجاست که دیگر شعار های مساوات و مردم سالاری و حق پسندی از داعیه داران سکولاریزم رخت میبندد.اینجا پیروانِ موسی سامری دیگر بسانِ پیروانِ آن پیامبران نیستند که وقتی خود را اقلیت میدیدند کنجِ عزلتی را میگزیدند وهمان میشدند که مولانا گفت: این بگفت و خیر بادی کرد و رفت.

اینجاهوس باختگانِ (خلقتنی من نار وخلقته من طین) به رسمِ موسیِ سامری سوی مؤمنین میغرّند که(هذاإلهکم وإلهُ موسی فنسی)”این است خدای شما وخدای موسی او فراموش کرده است” و موسیِ فرعون دیده به تعبیرِ مولانا میگفت

 کوریِ تو حق مرا خود بر گزید ..سر نگون کرد آنچه نفست میپزید .

به هرحال.بیاییم اندکی ازشکوه به تحلیل برگردیم وترنِّم (إنّما أشکو بثّی وحُزنی إلی الله) را برای یعقوب ها گذاریم که به تعبیرِ ابوالمعانی

 همه جا دیدهء یعقوب غبار انگیز است…یا رب اقلیمِ محبت چقدر کنعان داشت

 وچنین سؤال کنیم آیا سکولاریزم تبدیل شدنِ خود به چنین اقلیتی را تبدیل مشروع میانگارد؟ سؤالی است که جوابِ آن را زیرِ عنوانِ سکولاریزم شرقی یعنی حکومت اقلیت اشاره دادم

 برای آن سکولاریزم شرقی گفتم که شاخهء شرقیی آن درتناسب با اصل ومنبعِ غربیِ آن فاقدِ بزرگترین شرطی بوده است که وجود خودرا مشروط بر وجودِ آن میداند.یعنی فاقدِ شرطِ مردم سالاری که در سکولاریزم غربی ان را میابید.

نیزبرای آن سکولاریزم شرقی گفتم تا به شاخصه های هرکدام سکولاریزم شرقی وغربی حدِّ اقل در داعیه ها توجه کرده باشیم .اوّلِ این شاخصه ها این است که اگرهمان فهمِ رائج از نشأتِ سکولاریزم را بگیریم که گویا میگوید سکولاریزم عبارت است ازعکس العملِ عقلانیتِ سیاسی درقبالِ عملِ سیاسیِ دین وبناءً مُسخَّر ساختن قانون برای تصویبِ چنین نتیجه که دین از دولت جدا باشد. لابد نیاز مند میشویم تا شاخصهء دینی را که سکولاریزم بر کنشِ آن واکنش نشان داد رد یابی کنیم. با چنین رد یابی میتوان گفت سکولاریزم میتواند درمانی برای بیماریی خاصی بوده باشد نه درمانی برای هر نوع بیماریی .صلبِ بعضی نوشته های مرحوم سید قطب هم درهمین مدار میچرخد وی ازخلالِ عنوان سازی عدالت اجتماعی در اسلام و اسلام وصلح جهانی به انفکاک داشته های عقیدهء اسلام از داشته های عقیدهء تثلیث میپردازد.نه تنها وی بلکه ازدواج میان کلیسا وحاکمیت ارستکراسی محورِ اصلیی اعتراضِ کارل مارکس بر کلیسا را شکل میداد تا جایی که در“سرمایه” نوشت کلیسای انگلیس حاضر است تا هزاران پیرو را از دست دهد ولی یک پوند را ازدست ندهد.دو شاخصهء دیگری نیز هست.که در قسمت بعدی بیان خواهیم کرد.

ادامه دارد…

بخشهای دیگری این مقاله

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (1)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (2)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (3)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (4)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (5)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (6)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (7)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (8)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (9)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (10)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (11)

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی