پاسخ به شبهات

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (5)

نویسنده: داکتر محمدالله صخره

قسمت هشتم

 از اینکه هر بخش این مقاله از دریچهء فیسبوک نشر میگردید راقم سطور گهی پیامی نیز دریافت میکرد . برای من دوستی پیام داده است به این محتوی که عنوان سکولاریزم شرقی که در جزوهء قبلی از این دریچه نشر کردید همخوانی با حقیقتِ نام ندارد- انطباقِ اسم بر مسمّی- چون شرق فرا تر ازجوامع اسلامی است ومسلمان نشینان فرا تر از شرق.

ملاحظهء این دوست را میپذیرم و تذکر میدهم که آنچه این فقیر را به این وا داشته است نه فقط اتکا بردلالتِ های تاریخی است بلکه نیز مَعِیتِ رکابِ آن عارفِ فیلسوف است که گفت “پس چه باید کرد ای اقوام شرق” شود که حدِّ اقل آن شرقیانِ جوامعِ ما که اگر ازاسلام بریده اند با شاخصه های شرق انقدر ره ستیزهم نگیرند. جوامعِ ما تنور بی صاحبی اند که هر که در آن آتش افروخت و به دود لعنتی فرستاد کلچه ها و فتیر ها از ان خورد و با خود برد

 علی کل حال برمیگردم به اصل مطلب و سخن از شاخصه های دیگر….

 .شاخصهء دوم سکولاریزم غربی را که بسیاری از ما ازکنارِ ان خاموش میگذریم در قرار گرفتن ان به حیث پلِ استحکام برای عبورِ مجددِ غرب به شرق و جنوب شرقِ مسلمان نشین میتوان سراغ جست .از فراز چنین پلی بطور تدریجی از سپاهیان سفید پوست تا مبشرین کلیسایی گذشتند که اینک نوبت عبور سپاه مارمولک های نیو لیبرالیزم رسیده است.

بیوه ی را گفتند که ای فلاکت پیر گشتی و همه بر سرت جهیدند گفت همه ان دم جهیدند که درب را بی رویه گشودم.از قدیم گفتند .

خشت اول گر نهد معمار کج..تا ثریا میرود دیوار کج

 بلی. از فرازِ چنین پلی مرحلهء بار بستن غنیمت ها و به زنجیر کشیدن سیاهان افریقا و سوق دادن هندی ها برای کشتی سازی و خط اهن کشی اهسته جای خود را برای نوعی دیگری از غنیمت گیری گشود. غنیمت گیریی که کارگرش هم شرقی, مواد خامِ صنعتش هم شرقی, ودست مزدش هم نا کافی به یک بخور ونمیرِ شرقی, ولی مارکِ کمپنی از آن غربی .

شاخصهء دیگری که در ان شاید انقدر خلافی نباشد برخورداری سکولاریزم غربی از رأی اکثریت است وبرای حفظِ “آئینِ مقدس” نفع برندگان قدرت درغرب به انواع شستشوی مغزی روی آورده اند تا سرحدی که درک وذهنیتِ جنبهء عریضی از غربیان درقبالِ حوادث جهانی ودخالت های نظامی و درقبالِ خوب و زشت تلقی دهی ادیان و مکاتب فکری به چند ژورنالیست و چند سرخط روز نامه وهفته نامه وابسته است بلکه از بخش عظیمی که نسل جوان را تشکیل میدهند شوق وعلاقهء خواندن و درکِ حوادث جهانی چنان زیر بار فلسفهء فردگرایی قرار گرفته است که توجهی به موضوعات انسانی ننگ و نقض حریم خصوصی فرد شمرده میشود.به هرحال بازهم اکثریت,اکثریت است.چنین انسان های شستشو شده حرف اول و اخیر را درصندوق های رأی و در رفراندم ها میزنند. با این همه داشته های سکولاریزم غربی ثابت نیست انچه که مخالف موروث مردمی آنان باشد ازمصونیت آزادی بیان وآزادی عقیده وآزادی فردی میافتد

 اما سکولاریزم شرقی برعکسِ این سه شاخصه قرار داشته است ومیان داشته های اسلامی وداشته های کلیسایی مساوات قائل شده است درحالیکه امروزه زعامت های سکولار ترین جوامع غربی میان داشته های اسلامی و داشته های کلیسایی زیرِعنوان دفاع کلتوری مساوات قائل نمیشوند. بلکه بقول یک نویسنده درنسخهء سکولاریزم امریکایی سکولاریزم وکلیسا درصنف های درسی با سرود های مذهبی ازدواج هم میکنند ومن اضافه میکنم که در نسخهء فرانسوی ان سکولاریزم بسان افیسر های افلام پولیود میماند که پتلون تنگ بر عقب وچوب زیرِ بغل و یک انگشت گوشهء بروت هارا میتابد و با دستی ازکسی رشوت میگیرد وکسی دیگری را به جیل – زندان-میفرستد.

البته کاتب این سطور نقدی بر اینکه جوامع غربی چه نحوهء از طرز العمل سیاسی و اجتماعی را گزیده اند ندارد.اما نقد بر چرا صادر کردن انچه شایان اکثریت جوامع دیگر نیست دارد.همانطور که کاتب این سطورهیچ تحسینی درقبالِ طرز العمل سیاسی و اجتماعی سائد درجوامع اسلامی نیز ندارد اما باور بر بارور بودنِ مفاهیم عقیدتی جوامع اسلامی دارد.

چند شاخصهء دیگر و یک اعتراض باشد به قسمت بعدی

 ممنوم ازعزیزی که پیام داده است که از ادامه دارد ها ملالتی عائد حال ما نمیگردد

 الحق.

چون چنین خواهی خدا خواهد چنین…میدهد حق,آرزوی متقین

قسمت نهم

شاخصه سوم سکولاریزم شرقی این است که این مکتب را به این جهت انتخاب نکرده است که از ان ابزارِ متقابلی برای حفظ منافع بسازد واینسوی پل صف بندد تا مانع عبور تاراج گران منابع و غارتگران اقتصاد و دخالت گران بی مرز گردد بر عکس خودرا تریبیونی برای نسخهء غربی در بخش کلتور و شعبه وزارت خارجه در بخش سیاست و پولیس وزارت داخلهء غرب در بخش نظامی گری و بندری و معدنی برای وزارت تجارت و صنعت غربی در بابت اقتصاد ساخته است.این حرفیست که ظاهرا نا متعارف جلوه میکند ولی وقتی یاد داشت ها و مصاحبه های شخصیت های که زمانی متصدی اموری بودند مطالعه میشود به چنین “نا متعارفی” قناعت حاصل میشود اما مشکل این است که“بیسوادها”میخوانند و“با سوادها” نمیخوانند

 شاخصهء چهارم سکولاریزم شرقی اصرار بر حذف داشته های عقیدتی جوامع مسلمان است .تیوریسن های این فکر وارداتی برخوردار از حس استعلایی بِلاحدود در مقابل مردمی اند که بِلااختیار شهروند بی ارزش حکوماتِ استبدادی و اختلاسیی انان شده اند .بطور نمونه مثالی ازمقالهء شخصیتی که در اغاز این پاره نوشته ها از وی نام بردم میاورم .دکتر فرج فوده در اواخر دهه هشتاد قرن گذشته بعد از اینکه بعضی اسلامیان در قالب کاندیداتوریی مستقل به پارلمان یکی ازکشورها راه یافتند شعار معروفی سر داد که اجازت دادن به اسلامیان درعرصهء سیاست مانند اجازت دادن به نازیسم درغرب است همانطور که نازیسم از قیدِ قبولِ سیاسی واجتماعی افتیده است هر نوع داعیه اسلامیت چه در قالبِ کاندیداتوری مستقل چه در قالب مشورت به شعبه های تقنین باید بیرون از قید قبول باشد. او اذعان میکرد که جامعهء مسلمان در مقابل صندوق رآی داوریی خود را دارد فلهذا باید هیچ ارجی به اکثریت انان گذاشته نشود .

چنین دید استعلایی در شعار تیوریسن های سکولاریزم شرق علی السویه وجود داشته است.غبارِ تجاوزِ گام های متجبرانهء انان به هر مشامی رسیده است. چه بسا دکتاتور های درهمین جوامع اسلامی که با تفنگچه بر سرِمیزِ پارلمان کشورهایشان کوبیدند و فریاد زدند که برای حاکمیت دو ملیون انسان مترقی هیچچ باکی نداریم که ده ملیون را نابود کنم.چنین حس استعلایی در زبان بعضی این طائفه چنان به شد و مد درج است که بر ساکنین بومی منت میگذارند که نهراسید ما برای شما این اجازه را میدهیم که مسلمان باشید..واااه چه سخاوتی.. .پس چه گلایه ی از آقای خیرت فیلدرز باقی میماند؟

 فلهذا حکومتِ سکولاریزم در جوامع اسلامی همواره دور از مردم سالاری بوده است وهمواره درمحور اقلیت چرخیده است و برای استحکام چنین سنگرِ استبداد و درتبانی با اربابان خارجی همواره کوشیده اند تا اقلیت های نژادی یا اقلیت های مذهبی را در جوامع اسلامی مالکِ دستگاه های اطلاع رسانی از قبیل رسانه ها و مالک کمپنی های بزرگ اقتصادی از قبیل کمپنی های فعال درعرصهء تماس و مالکین سهامِ بانکداری سازند.وچنین زعامت های اقلیتی در سایهءعقده مندی اکثریت فقیر و بیکارِ جامعه بیم وهراس همتباران و هم کیشان خود را بیش میسازند که “هله نمانیدغنیمتیست که روزگار اورده است ودست از کنترل نبرداری“. اکثریت جنگ ها و فلاکت ها ی جوامع شرقی که اکنون برملا گردیده است ریشه در چنین ساختار مصنوعی دارد . اینجا در صددِ رفعِ کاملِ حقانیتِ بیم وهراس اقلیت ها در جوامع شرقی نیستم. چه بسا اقلیت های غیر مسلمانی که در جوامع اسلامی حقوقشان تلف میگردد بلکه چه بسا فرقه های اسلامی که به جرم اقلیت بودن مذهبی در جوامع اسلامی حقوقشان تلف میگردد همانطور که چه بسا مسلمانانی که در کشور هند حقوقشان تلف میشود چه تامیل های که در سریلانکا حقوقشان تلف میشود از سرنوشت مسلمانان بورما و اریتره و اتیپوی و بعضی دولت های دیگر نپرس.در حالیکه در قوانین این کشور ها سکولاریزم به تعبیر هایی درج است.پس تکاپو برای تلافیی قربانی شدن توسط اکثریت ظالم کار نا مشروعی نیست ولی سخن بر اساس است سخن بر این است که چرا بنیاد ها چنین ساخته شوند چرا بسوی مردم سالاری حقیقی روی اورده نشود که هویت ها ی تباری مذهبی لسانی محفوظ باقی بمانند عبادتگاه های کثیر المذهبی مصون باقی بمانند و اکثریت اقلیت را ارج گذارد و اقلیت برشانه اکثریت چمبر نزند

 اینجا سؤالی یا اعتراضی پیش میاید و ان اینکه انچه از شاخصه ها شما بیان داشتید فی المجموع غیر قابل قبول اند و پاسخ این سوال را به فرصت بعدی میگذاریم..باشد تا رگِ تأمل در ما سر زند به تعبیر ابو المعانی

 ز ما تا کلاه تأمل شکست… حقیقت به معراج پستی نشست

ادامه دارد…

بخشهای دیگری این مقاله

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (1)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (2)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (3)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (4)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (5)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (6)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (7)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (8)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (9)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (10)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (11)

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی