پاسخ به شبهات

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (6)

نویسنده: داکتر محمدالله صخره

قسمت دهم

بعد ازذکر بعضی شاخصه ها گفتیم که اینجا سؤالی یا اعتراضی پیش میاید وآن اینکه انچه از شاخصه ها شما بیان داشتید فی المجموع موردِ قبول نیستند. سکولاریزمی که از ان زیرعنوان شرقی نام بردید وآنرا درمانِ اشتباه برای بیماری جوامع اسلامی توصیف کردید ارتباطی به موضوعِ غرب گرایی و درخدمت غرب قرار گرفتن ندارد.

بلکه چنین سکولاریزم تلاشی برای ایجادِ میکانیزمِ فعال درعرصهء فصلِ قوه های سه گانهء که بدنهء دولت را تشکیل میدهند و مفید برای تحقیق عدالت است. پس سکولاریست های چنین سکولاریزم ریشه درهمین جوامع دارند و آرمانِ رفاه همین ملت ها را در سینه دارند.بناءً سکولاریزم تلاشی برای برداشتنِ چالش ها ازمسیرِ عدالت است .واین حسِّ عدالت خواهی غرب و شرقی نمیشناسد .وسکولاریزم نسخهء از درکِ مترقیی بشر درعرصهء زمام داری است.واینکه حکومتداریی بالفعل توسط زوراگر صورت گرفته است بسانِ تزریقِ دارو در بدن بیماری بوده است که جز بستنِ دست و پا علاجی ندارد.

مگر عیب است اگر جوامعِ شرقی مانند جوامع غربی مترقی باشند؟مگرعیب است که جوامعِ ما بسانِ جوامع غربی قانومنند باشند؟مگرعیب است که آزادی های بیان جزوِ مسلم فرد باشند؟چه نیازی به داشته های که بار دوشی باشند؟مگر مفاسد عقیدتی در جوامعِ ما کمتر ازمفاسدِعقیدتی آوانِ حاکمیتِ کلیسا درغرب اند؟مگر چنین مفاسد اجازه نمیدهد تا“مولیر“های درجوامعِ ما عرضِ اندام کنند وبگویند اگرعقیده چنین است پس هرگز مباد؟

 این اعتراض لبُّ و لبابِ مدافعانِ سکولاریزم است که در جوابِ آن این فقیرچنین عرض میدارد.

ما درقبالِ داعیهء شما مقابلِ دو نوع تکلیف قرارمیگیریم.یکی تکلیف شرعی ودیگر تکلیفِ عقلی –غرض ازتکلیف دراینجا مکلفیت درقبال قضایا یا برمبنای عقیدت یا بر مبنای عقلانیت است که درمتون اسلامی بنامِ تکلیف نام برده شده است -تکلیف شرعی درعقیدهء ما عینِ عقل است چه اینکه چنین عقل مارا به قبولِ شرع کشانیده باشد چنانکه بعضی فرقه های ما میگویند وچه اینکه شرع دراصولیات عقلِ مارا تابعِ خود ساخته باشد چنانکه بعضی فرقه های دیگرِ ما میگویند .وبر مبنای چنین تکلیفِ شرعی عقیدهء ما در مقابلِ داعیهء شما قرارمیگیرد واصرارِ شما برقبولانیدنِ داعیهء خود برما درسرزمین آبائی ما بسانِ این میماند که بقالی متاع خود را به زور برمردم بفروشد

 اما از اینکه شما تکلیفِ شرعی را نمیشناسید و به الزامیتِ آن عقیده ندارید میرویم به نقطهء مشترک وآن إحتکام به تکلیفِ عقلی است. آنچه عقلِ مادی بیشتر آن را تجویز میکند منافع است پس در پذیرفتنِ مذهب شما یعنی سکولاریزم باید منفعتی برای ما نهفته باشد تا آن نشود که همان روستایی گفت“ماندم ازخیراتِ قزاق هم ازطوی عبدالرزاق” پس احتکام به عقل ایجاب میکند که ما زمانی سخن شمارا بپذیریم وترکِ عقیدتِ خود گوئیم و به کیش شما بگرویم که باغِ سرخ و سبزی از شما دیده باشیم حالا بفرمائیید بگوئید آن باغ های سرخ وسبز شما کجا بوده اند ؟

 وبرای اثباتِ اینکه باغ سرخ وسبزی نداشته اید شواهد بسیار است که در قسمت بعدی ان را تکمیل میکنیم …

قسمت یازدهم

ارزیابی صلاح وفسادِ سیاست ها متکی بر آمار است اگر قرار باشد که ازحکمرانی زورمندانهء شما دربعضی جوامع اسلامی آماری تهیه شود چه گل میابیم؟مگر اینکه جمجمه ها را گل بنامید که درحومهء پایتخت ها هرازگاهی کشف میشود.یا درکنار زندان های که هرشبی چند پیرهن سرخی را به چوبهء دار میبردند و میبرند .زندان های که یگانه صداقت خود را در دیوار پهن و بستن روزنه های ان نمایانیده اید یا در زیر سرداب های مأموریت های پلیس ونوشتنِ مکتوبِ “مرگ طبیعی“

پیداست که میگوئید درجمجمه کاریدن تنها نبوده ایم.

میگوئیم این را راست میگویید اما با دو فرق. یکی اینکه جرم را به جرم قیاس کردن برای اثبات برائت دلیل نمیشود.افزون بر اینکه شما مساوات خود با دیگران را نمیپذیرید. وفرق دوم اینکه جمجمه کاری های که محصول هرج مرج اند وصادراز فرقه ها وگروه های که تکلیفی درقبالِ قوانین اساسی, مواثیق جهانی, پیمان های اقلیمی نداشته اند ویا نتیجهء جنگ های کورکورانه اند متفاوت از جمجمه کاری نظام های است که تعهداتی دارند و برمبنای قانون ولوائح کشتارها ی جمعی واعدام های جمعی تخریب های جمعی تقلب های جمعی اختلاس های جمعی را مرتکب میشوند. با وصف این همه انچه به عدالت مخل باشد از هرآدرسی که باشد مرفوض است.اخلال به عدالت هر آدرس آسمانی را نیز بر زمین میزند و برهمین اساس مفاسدِ مدعیانِ حکومتِ اسلامی نیز در ارزیابی ایمانی فراموش نشده است

 عموماً درعرصهء ادعای رفاه کوشیده اید تا همواره عقیدهء اسلام را به ارتجاع گره بزنید پس بیائید تا چنین عنوانی را مطرح کنیم که آیا تلازمی میان حکومتداری اسلامی وارتجاع وجود دارد؟

 منظورم از ازتجاع در اینجا آن واژهء خاصی که زمانی ازاردوگاهِ مسکو بر اردوگاه واشنتگن حواله میشد نیست.معنای عمومی ارتجاع است.

بدون شک انسان ها در بعضی عرصه ها نمیتوانند از موروث ها دورمانند و ملت ها ی برای تزریق خون جدید در نسل هایشان به ان گذشته ها رجعت میکنند و از معجونِ قدیم و جدید هویتی میسازند و این معقول است.

و بدون شک ثباتِ محض برمسیر گذشته ها نیز ارتجاعِ مذموم ونا معقول است.و در میانهء چنین ثبات وتغییر, عقیدهء اسلامی میچرخد. پس ممانعتی عقیدتیی درقبال ترقی نیست.چطور ممانعتی باشد که آیتِ (واعدوا لهم ماستطعتم من قوة) در قرآن است.

و برای نمونه هم مثلاً در جوامع اسلامی بطور متفاوت روند مدرینتیهء صنعتی قبل از کودتا ها و حکمرانی های غیرمتکی بر اصول اسلامی نیز جریان داشت و مدرنیته محصول یکشبانه روز نیست وهیچ دلیلی وجود ندارد که اگرحکومت های غیرِمبتنی بر اصول اسلامی در میان نمی آمد روندِ ترقی بهتر از انچه هست- اگرهست- پیش میرفت.بطور مثال در مراحل اخیر خلافت عثمانی که مرد بیمار لقب گرفته بود و قدرت های بزرگ بسان گرگ درنده از هر سو اورا میدریدند صنعت خانه های خوبی در تناسب به همان زمان وجود داشت خطِ آهن که آن زمان مهم ترین دست اورد بود صحرا های جزیره عرب را از آستانه تا مکه از قاهره تا آستانه نوَردید.”جبهه خانه“های بزرگی برای تولیداتِ نظامی وجود داشت گرچند که درتناسب با ذرات خانه جنگی رقبا کمتر بود.کانالی به بزرگی کانال سویز کشیده شد .ممالکِ حوزهء خلیجِ فارس شاهد رشد صنعتی انچه که صنعت تعدینی نامیده میشود شدند.کشورهای در جنوب شرق اسیا به “ببرِ”اقتصادیی بدل شدند وکشوری مثل اندونیزی صنعتِ خود در عرصهء هواپیما سازی را به تصدیر اغاز کرده بود تا اینکه در اثر“کودتای بانکی” یعنی از طریق تسلط بر بانک ها که دکمهء ان آدرس معلومی داشت ببرها بی ناخن شدند.

برعلاوهء این حجم پیشرفت به اندازِ حجمِ ظرفیت است.اززمانی که جوامع اسلامی استقلال کاغذی خود را گرفته اند نود فیصد حکمرانانِ آن فارغینِ همین کیمبرج, هارفارد,برینستون ..و یا انستیتیوت های نظامی مسکو ..بوده اند پس چنین حکامی مسئولِ ظرفیت ها اند ومسئول فرارِ مغزهای اند که از کنارِ تخته های ریاضی به خارج سوق داده میشدند تا دیگر هرگز برنگردند . پس چنین ادعا که رفاه و ترقی را مخصوص خود بدانید و با پشتاره های مدیونیت که هر شهروند این جوامع را بی خبر در بانکهای سرمایه داری بحیث برده زنجیر زده است افتخار کنید بسان ادعای غنا مندی دست گدا میماند و چه تعبیر صادق تر از تعبیر ابو المعانی

 آبرو با عرض مطلب جمع نتوان ساختن …دست حاجت تا بلندی کرد استغنا نشست

 ودست حاجتِ شما جز به درگاه حق تعالی همواره به در و دریچهء هر استعمارگر دراز بوده است

 حالا کمی ازعمومیت به خصوصیت برگردیم واز سبوی کشور خودمان بچشیم و به این نکته توجه کنیم که بعد از زوالِ ظاهریی حکومتِ جریان های ماجرا جویی که دست های سازندهء آن بعد از اظهاراتِ “حاکم حقیقی” خلیل زاد مخفی هم نماند مزاجِ حاکمیت درافغانستان طوری شد که داعیه های ضد عقیدهء اسلامی به شکلِ شگفت آوری رشد کرد و در این مدت مدیریتِ منابعِ اقتصادی وبودجهء مالی و رشدِ انکشافی ومشاورتِ امنیت ملی ودها میکانیزم دیگر را همانانی در دست داشتند که در قبال عقیدهء اسلامی موضع گیری واضحی داشتند و در بعضی مجالسِ طرب به صرفِ بودجه در همچو کاری افتخار نیز ورزیدند.

پس سراغِ موفقیتِ همچومدیریت هارا از اوضاع امنیتی گیریم یا از شهکاری مکرر تونل سالنگ یا از دو سرکِ حلقوی کشور یا ازترمینل میدان هوای کابل که فقط دو سه توالیت دارد یا از محاکمِ معلوم الحال یا از نسلِ بیکارِ فارغ التحصیل یا از دیوِ واسطه بازی یا از فوج مردمی که در مسیر اروپا طعمهء نهنگ میشوند و فقط از فقر و بیکاری ره فرار جسته اند.یا ازحیف ومیلِ بودجه ها وفروشِ بورسیه ها و“چیدن پودینه ها یا از…..؟

 وجواب این همه نا کارآیی با این حل نمیشود که بگویید مارا کجا گذاشتند. زیرا چنین دلیل را حتی داعش هم میتواند ارایه کند و بگوید مارا کجا گذاشتند؟

 واینکه ترور بعضی رهبران وشخصیت های معروف جهادی قطع نظر از موافقت یا مخالفت با انها از قیدِ مشوره و اصرارِ شما گذشته است کسی پرده بر نمی دارد .جالب اینکه کسانی ساده میپندارند که حذفِ فیزیکی چنین افراد درنتیجهء تصمیمِ چند تروریستِ ما جرا جو و درتبانی بعضی حلقات متعصب نافذ شده است ولی تنها چنین نبوده است بلکه در نتیجهء عقده مندی در قبال بعض مفاهیمی بزرگ انجام گرفته است که تصویب کنندگان اوّلیی آن که بادران خارجی را قانع ساختند معروف اند

 هر که ناموخت از گذشت روزگار ..هیچ ناموزد زهیچ آموزگار

 متاسفانه هر یکی از جوامع اسلامی تا سرحدی چنین آماری ازمفاسد,و رذائل.واختلاس.وانحصار. را دارد و قشر حکومت کننده هم معروف اند.پس ای کاش حد اقل در ترک داشته ها,یافته های میبود که میگفتیم شیرتان و حلالتان .

اما اینجا اعتراض مهم دیگری مطرح میشود و از این اعتراض چندین اعتراضات فرعی بوجود میاید که هر کدام قابل مکث و لازم الجواب اند و نخستین این اعتراضات از این قرار است که در قسمت بعدی ذکر خواهیم کرد.

ادامه دارد…

بخشهای دیگری این مقاله

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (1)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (2)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (3)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (4)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (5)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (6)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (7)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (8)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (9)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (10)

سکولاریزم..شُبُهات و ردود (11)

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی