اخلاق و تربیت

سیری برآموزه‌های قرآن و سنت بر کذب و دروغ- بخش سوّم و پایانی

نویسنده: حمزه خان بیگی

ب ) اصلاح میان مردم (اصلاح ذات البین)
اگر در میان مسلمانان کشمکش و اختلافی رخ دهد و با دروغ گفتن ممکن است آتش فتنه و فساد خاموش گردد در این صورت دروغگوئی گناه نیست بلکه بر عکس ثواب نیز دارد.
لذا پسندیده است که هرگاه میان دو تن یا دو دسته، اختلافى باشد، باید کوشید که آن را برطرف ساخت. اسلام دوست مى‏دارد که پیروانش در آسایش و یگانگى به سر برند و جنگ و ستیزى در میان آن‏ها نباشد. رفع اختلاف میان دو تن یا دو دسته به سود دو طرف و به سود جامعه مى‏باشد؛ دروغ براى چنین مقصد مقدسى زیباست. چه قدر پسندیده است که کسى از دشمنى به سوى دشمنى خبر ببرد که دشمنى میان آن دو کاسته گردد، شاید کم‏کم دوست شوند و در آسایش و صمیمیت به سر برند.

وَعَنْ أُمِّ کُلْثُومٍ قَالَتْ: سَمِعَتْ رسول الله (ص) یَقُولُ: لَیْسَ الْکَذَّابُ الَّذِی یُصْلِحُ بَیْنَ النَّاسِ فَیَنْمِی خَیْرًا أَوْ یَقُولُ خَیْرًا. (متفق علیه).
از ام کلثوم همسر امام علی (ع) روایت شده که پیامبر خدا (ص) فرمود: «کسی که میان دو نفر آشتی دهد که کذاب نیست، پس به قصد اصلاح سخن خیر بگوید یا بر سخن خیر چیزی بیفزاید». (رواه البخاری ۵ / ۲۲۰ فی الصلح ، باب لیس الکاذب الذی یصلح بین الناس ، ومسلم رقم (۲۶۰۵) فی البر والصله ، باب تحریم الکذب وبیان المباح منه ، وأبو داود رقم (۴۹۲۱) فی الأدب ، باب فی إصلاح ذات البین ، والترمذی رقم (۱۹۳۹) فی البر والصله ، باب ما جاء فی إصلاح ذات البین..)
«اسماء» (اسماء بنت یزید: از زنان دلاور صدر اسلام.) دختر یزید گفت: «پیامبر (ص) فرمود:« هر دروغی برای پسر آدم نوشته می‌شود، مگر مردی که به قصد آشتی دادن دو نفر به آن دو دروغ بگوید». (أخرج الترمذی، رقم (۱۹۴۰) فی البر والصله ، باب ما جاء فی إصلاح ذات البین ، وهو حدیث حسن یشهد له الذی بعده؛ هی عند أحمد فی « المسند ( ۶ / ۴۵۴ ) با افزودن در آن و اختلاف در لفظ روایت کرده است.)
از «ابوکاهل» روایت شده که گوید: «میان دو مرد از یاران پیامبر سخنی در گرفت تا آن جا که با یکدیگر برخورد و نزاع کردند. من به یکی از آن‌ها برخوردم و گفتم: چرا با فلانی خوب نیستی؟ شنیدم که تو را به نیکی می‌ستود و دیگری را دیدم و به او نیز همان سخن را گفتم تا آشتی کردند. آن گاه گفتم: خود را هلاک کردم آن‌ها را آشتی دادم. پیامبر (ص) آگاه شد و فرمود: ای ابو کاهل! میان مردم آشتی برقرار کن. (این حدیث را طبرانی روایت کرده و آن را صحیح ندانسته چنان که در المغنی آمده است.) یعنی اگر چه با سخن دروغ باشد مردم را آشتی بده».

امام صادق (ع) فرمود: «(انّ اللَّه أحبّ الکذب فى الإصلاح… و أبغض الکذب فى غیر الاصلاح): خداوند دروغ گفتن را در مورد اصلاح بین مردم دوست دارد و مبغوص‌ترین دروغها در امور غیر اصلاحی است»( میزان الحکمه، عنوان ۳۴۶۶، ح ۱۷۴۷۴).
از ایشان توضیحى درباره اصلاح میان مردم خواسته شد. در جواب چنین فرمود: درباره کسى سخنى مى‏شنوى که اگر به او برسد، سخت ناراحت مى‏شود. به او مى‏گویى که از فلان درباره تو تعریف شنیدم که چنین گفت و چنان گفت. سخنى مى‏گویى که درست بر خلاف آن چه شنیده‏اى باشد.
از این کلام زرین، نکته‏اى استفاده مى‏شود و آن، این است که اصلاح، اختصاص به صورت اختلاف ندارد، بلکه مقصود از اصلاح، معنایى وسیع‏تر است و صورتى را مى‏گیرد که میان دو تن هیچ گونه اختلافى نباشد، ولى یکى از آن دو، چیزى درباره دیگرى بگوید که اگر به گوش او برسد، ایجاد شکرآبى کند؛ در این جا نیز اسلام اجازه مى‏دهد که سخنى بر خلاف واقع گفته شود تا از پیدایش اختلاف جلوگیرى کند.
آرى، دروغ هم در دفع اختلاف زیباست و هم در رفع آن.
دفع شر ظالم‏ یعنى: در صورتى که انسان براى ایجاد الفت و محبت و رفع کینه و کدورت دروغ بگوید و بدین وسیله میان آنها صلح و صفا و صمیمیت برقرار کند دروغ حرام نیست. مثلاً اگر دو نفر یا دو گروه با یکدیگر قهر باشند پیش یکى از آنها رفته و از قول دیگرى بگوید که فلانى تعریف و تمجید شما را می‌کرد و از اینکه با شما قهر کرده اظهار ناراحتى می‌نمود و به نظر من او مایل است که با شما آشتى کند، و همچنین نزد آن دیگرى رفته و از قول دوست اولى مشابه همین مطالب را بگوید، این گونه دروغها گذشته از اینکه حرام نیست، پسندیده نیز هست و رسول خدا (ص) و بزرگان دین آن را تحسین و بر آن تأکید کرده‌اند.
هر گاه عده ای از بشر با یکدیگر یک دل و یک جان شدند و هر یک نفع دیگری را نفع خود و ضرر دیگری را ضرر خود دانست و هر چه برای خود خواست برای دیگری هم خواست شکی نیست که هم حیات دنیوی ایشان به بهترین وجهی تأمین می‌شود و هم به سعادت جاودان اخروی و کمالات معنوی خواهند رسید زیرا اتحاد و اتصال قلوب برای خدا سبب تقویت آنها در برابر حملات و وسوسه‌های شیطانی است و گاه می‌شود که راه شیاطین بر قلوبشان به کلی مسدود می‌گردد.

ج ) خدعه و نیرنگ در جنگ
در میدان نبرد و جهاد اگر با دروغ گفتن و توریه امکان شکست دشمن و پیشرفت مسلمانان ممکن باشد، ‌در چنین حالات ناگوار و سر نوشت ساز دروغ جایز است؛ زیرا طبق فرمایش پیامبر گرامی ص (الحرب خدعه‌) جنگ یکنوع نیرنگ است.
شک نیست که جنگ یک ضرورت دینی و اجتماعی است که به دلایل مختلف عقیدتی، سیاسی و اقتصادی و… بر ملتها و جوامع بشری تحمیل می‌گردد و معمولا برای خروج از این تحمیل و رهایی از این مخمصه و سرعت بخشیدن به شکست دشمن از وسایلی استفاده می‌شود که در مواقع عادی جایز نیست. یکی از این موارد مهم غافلگیری دشمن است که در این راستا عنصر خدعه و نیرنگ می‌تواند وسیله خوبی باشد.
زیرا اگر بتوانیم با خدعه و فریب دشمن را غافلگیر کنیم و با یک حمله ضربتى و برق آسا به او یورش بریم می‌توانیم با کمترین تلفات دشمن را شکست دهیم. با توجه به این مقدمه می‌توان حدس زد که دین مقدس اسلام که با دروغ و خدعه و فریب شدیدا مخالف است چرا آن را در جنگ تجویز می‌کند. در وصایاى رسول خدا (ص) به علی (رض) آمده است: «یا على ثلاث یحسن فیهن الکذب: المکیده فی الحرب وعدتک زوجتک و الإصلاح بین الناس» « یا على سه چیز است که دروغ در آن نیکو است: خدعه و نیرنگ در جنگ، وعده به همسر، و اصلاح میان مردم. و از امام صادق (ع) روایت شده است: « کل کذب مسئول عنه یوما إلا کذبا فی ثلاثه: رجل کائد فی حربه فهو موضوع عنه و….: هر دروغى یک روز مورد بازخواست واقع می‌شود مگر در سه چیز: کسى که در جنگ با دشمن خدعه می‌کند و…
از «نواس بن سمعان کلابی» روایت شده که گوید: «پیامبر خدا (ص) فرمود: « شما را نتیجه شده که می‌بینیم خود را همانند پروانه‌ها در آتش می‌افکنید، تمام دروغ‌ها ناگزیر در نامه عمل نوشته می‌شود مگر این که شخص در جنگ دروغ بگوید، چرا که نیرنگ است، یا میان دو نفر کینه باشد و شخصی میانشان آشتی دهد، یا به زنش سخن دروغی بگوید که او را خشنود سازد». (راه روشن، ج ۵، ص ۳۳۲ و ۳۳۳)
– دفع شر ظالمان: امام صادق (ع) فرمود: «(الکذب مذموم الاّ فى امرین: دفع شر الظلمه و اصلاح ذات البین):
« کذب بد است مگر در دو مورد: با دروغ شر ظالمى را از خود یا از دیگران دفع کند، یا با دروغ، بین دو نفر اصلاح ایجاد کند»( میزان الحکمه، عنوان ۳۴۶۶، حدیث ۱۷۴۷۶).

د) وعده به خانواده و همسر
اسلام خواهان پایداری کاخ سعادت زناشویى است و براى حفظ این کاخ که خوشبختى دو تن یا بیش‏تر در آن مى‏باشد، وعده دادن دروغ را اجازه داده است. و از جمله مواردی است که در فرهنگ ما مجاز شمرده شده است.
همسر شریک حیات شوهر است لذا باید همچون یک روح در دو جسم باشند و نسبت به یکدیگر عشق و علاقه مهر و محبت صدق و صفا و رابطه تنگاتنگ داشته باشند و هرگز اعمالی را مرتکب نشوند که موجب دلسردی، ‌بدبینی و بی‌تفاوتی آنان نسبت به یکدیگر گردد و چون اکثر زنان خواسته‌های زیادی دارند و چه بسا بر آوردن آن از دست شوهر امکان پذیر نیست و نیز ممکن است پاسخ منفی اثرات و نتایج بد داشته باشد، ‌در چنین حالات استثنائی اگر شوهر وعده‌های دروغین بدهد تا موجب دلسردی و پاشیدگی خانوادگی آنان نگردد جایز است.
ملا احمد نراقی می‌نویسد: «هرگاه زن چیزی از شوهر بخواهد که قادر نباشد یا قادر باشد، اما بر او واجب نباشد، جایز است به او وعده دهد که می‌گیرم؛ اگر چه قصد او گرفتن آن نباشد و نگیرد».
شوهر اگر بتواند تقاضاى زن را انجام بدهد بهتر و اگر نتواند یا صلاح نداند، باز هم تلخى زندگى زن و شوهر را نخواست زن عواطفش لطیف است، نبایستى نومید گردد و شکرآبى میان دو همسر پیدا شود، پس این دروغ براى بشر سودمند است.
در دین مقدس اسلام نفقه(هزینه زندگی)زن و فرزند به عهده مرد است. البته نفقه به تناسب امکانات و در حدّ میانه روی است و بیش از آن لزومی ندارد ولی چون بسیاری از اوقات در اثر زیاده طلبی و چشم و هم چشمی تقاضای خانواده فراتر از امکانات مرد و بیش از حد کفایت است در چنین وضعی مرد بر سر دوراهی قرار می‌گیرد که یا باید با برخورد منفی و ردّ صریح در برابر خواسته‌های آنان موضع گیری کند و یا با برخورد امیدوار کننده و وعده‌های مصلحتی تا حدودی آنها را راضی و قانع نماید. اما باید در نظر داشت که اگر سرپرست خانواده بخواهد هر روز به بهانه‌های پوچ و بی اساس به خانواده اش دروغ بگوید علاوه بر آنکه از نظر تربیتی آثار بدی در پی دارد حسّ اعتماد و اطمینان را در اعضای خانواده از بین برده و جایگاه رفیع پدر و سرپرست خانواده را متزلزل ساخته و آنرا در معرض سقوط قرار می‌دهد و در نتیجه اساس خانواده از بین می‌رود.
«عطاء بن یسار» گوید: «مردی به پیامبر (ص) عرض کرد: به خانواده‌ام می‌توانم دروغ بگویم؟ فرمود: خیری در دروغ نیست، گفت: به خانواده‌ام وعده دروغ می‌دهم؟ فرمود: بر تو باکی نیست». (این حدیث را مالک در الموطا، ج ۲، ص ۲۵۴ از صفوان بن سلیم روایت کرده است.)
شایسته است که در مورد حالت اخیر یعنی دروغ گفتن به خاطر رضایت همسر توضیح بیشتری داده شود. بسیاری از آدم‌های باوقار و شخصیت بر این باورندکه، گفتن سخنان لطیف و مهربانه با همسر، با تقوا و پرهیزکاری سازگاری ندارد، هرچند چنان سخنانی یکی از اسباب تقویت روابط زناشویی باشد و هرچند از روی مجامله انجام بگیرد. غربی‌ها برای آن نوع از شوخی و نوازش ظاهری همسر اصطلاح «گریس‌کاری چرخ‌ها» را به کار برده‌اند.
ولى باید دانست با توجه به اینکه سه موضوع جنگ و اصلاح و وعده به همسر در احادیث با هم آورده شده، می‌فهمیم که وعده دروغ بدون قید و شرط تجویز نشده است. زیرا دروغ در دو مورد دیگر (جنگ و اصلاح) به منظور حفظ مصلحت مهمى است که ترک آن مفسده بزرگى را در پى دارد، چون در جنگ مسئله پیروزى و شکست مطرح است که به آسانى نمی‌توان از آن گذشت و همچنین مسئله اصلاح میان مؤمنان از مسائل با اهمیت اجتماعى و اخلاقى است که در مکتب اسلام به آن اهتمام فراوان ابراز شده است تا جایى که بیش از سه روز ادامه قهر را میان برادران ایمانى جایز ندانسته و آنها را موظف کرده است که حد اکثر توان خویش را در اصلاح و ائتلاف به کار برند. بنابر این، با بودن امکانات مالى، در هر موضوع جزئى نمی‌توان به خانواده دروغ گفت و اگر سر پرست خانواده بخواهد هر روز به بهانه‌هاى پوچ و بى اساس به خانواده اش دروغ بگوید علاوه بر آنکه از نظر تربیتى آثار بدى در پى دارد حس اعتماد و اطمینان را در اعضاى خانواده از بین می‌برد و جایگاه رفیع پدر و سرپرست خانواده را متزلزل ساخته و آن را در معرض سقوط قرار می‌دهد و در نتیجه اساس خانواده را نابود می‌کند.

چنانچه گفته شد؛ اسلام در چهار مورد به خصوص که با مصلحت و امنیت جامعه و مصونیت خانواده پیوندی نزدیک دارد، سخن گفتن خلاف واقع را اجازه می‌دهد:
۱٫ به خاطر نجات جان انسانی بی‌گناه.
۲٫ با دشمنان در حال جنگ و رویارویی.
۳٫ برای ایجاد مصالحه در میان مردم.
۴٫ برای جلب محبت و رضایت همسر.
این همان حدیثی است که رسول خدا (ص) در آن می‌فرماید:
وعن نواس (رض) عن النبی (ص): کُلُّ الْکَذِبِ یُکْتَبُ عَلَى ابْنِ آدَمَ إِلا ثَلاَثاً: الرَّجُلُ یَکْذِب فِی الحَرْبِ فَإِنَّ الحَرْبَ خُدْعَهٌ، وَالرَّجُلُ یَکْذِبُ المرْأَهَ فَیُرْضِیهَا، وَالرَّجلُ یَکْذِبُ بَیْنَ الرَّجُلَینِ لِیُصْلِحَ بَیْنَهُمَا. (طبرانی).
از نواس  روایت است که رسول الله (ص) فرمودند: همه دروغهای فرزند آدم نوشته می‌شود بجز سه دروغ:
• شخصی که در جنگ دروغ می‌گوید زیرا جنگ یک نوع نیرنگ است.
• شخصی که با همسرش دروغ می‌گوید تا او را راضی کند.
• شخصی که در میان دو کس دروغ می‌گوید تا در میان آنها صلح و آشتی برقرار نماید.

ی ) تـــــــوریه
توریه در لغت به معنای «پنهان کردن پوشانیدن و افشا نکردن راز» است (فراهیدی ابن منظور فیروزآبادی ذیل «وری»)
لفظی که دارای دو معنا باشد: یکی ظاهر و دیگر خلاف ظاهر و گوینده، معنای خلاف ظاهر را اراده کند، «توریه» نامند، هر چند مخاطب، به معنای مقصود پی نبرد و تنها معنای ظاهر لفظ را دریابد.
توریه بر وزن « توصیه » که گاهی از آن تعبیر به «معاریض» نیز می‌شود این است که انسان سخنی بگوید که با طنش مطلب حقی باشد ، ولی طرف مقابل از ظاهر آن چیز دیگری مستفاد کند و این مخصوص مواردی است که انسان در تنگنا قرار بگیرد که می‌خواهد دروغ نگوید ودرعین حال ، حفظ ظاهرنیزداشته باشد.
و دراصطلاح متون دینی و فقها توریه آن است که متکلم از سخن خود معنایی را جز آنچه مخاطب می‌فهمد (یعنی معنایی خلاف ظاهر) اراده کند (فیومی طریحی ذیل «وری » جرجانی ص ۹۷ سیوطی ج ۲ ص ۸۳).
به تعبیر منابع ادبی و علوم قرآنی توریه که از محسنات معنوی سخن به شمار می‌رود آن است که گوینده لفظی را که دو معنای نزدیک و دور (قریب و بعید) دارد به کار برد و به اتکای قرینه ای پنهان معنای دور را اراده کند حال آنکه مخاطب به معنای نزدیک التفات بیابد. (کنایه)
در متون حدیثی و فقهی به ویژه فقه اهل سنت کاربرد واژه « معراض» یا «معاریض » به جای توریه برگرفته از حدیث منسوب به پیامبر اکرم: «ان فی المعاریض لمندوحه عن الکذب » (بیهقی ج ۱۰ ص ۱۹۹ ابن حجر عسقلانی ج ۱۰ ص ۵۹۴)
هم رایج است و گاه تعابیری دیگر مانند «تأویل » (ابن قدامه ج ۱۱ ص ۲۴۲ ۲۴۵ علامه حلی ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹ ج ۳ ص ۲۸۲) و «تعریض » (ابن قیم جوزیه ج ۳ ص ۲۳۵ نراقی ج ۲ ص ۳۲۳ـ ۳۲۵) به کار رفته است. )
پس به عبارتی: هرگز فرد مسلمان نباید آن را بهانه قرار داده دروغ بگوید و از ملعونین درگاه الهی قرار گیرد، لذا دانشمندان اسلامی گفته‌اند: برای اینکه دروغ ذاتاً‌ زشت است، در مواردی که ضرورت ایجاب می‌کند که مسلمان دروغ بگوید در صورت امکان باید از توریه و کنایه استفاده نماید و از دروغ صریح بپرهیزد.
و توریه عبارت است از اینکه انسان سخنی بگوید که شنونده به گمان خود از آن مطلبی بفهمد، در صورتی که گوینده چیز دیگری را قصد و اراده نموده است. مثلاً انسانی در حال فرار از نزد شخصی می‌گذرد و پس از مدتی مأموران ظالم و ستمگر را می‌بیند که برای گشتن یا مصادره اموال یا حمله به ناموس و… او را دنبال کرده‌اند، از او می‌پرسند فلان شخص را نمی‌بینی؟ در جواب می‌گوید: خیر، ستمگران خیال می‌کنند هرگز او را ندیده است در صورتی که او قصد و اراده می‌کند فی الحال که تو آمده‌ای او را نمی‌بینم.
عن علی  عن النبی : أَنَّ فِی الْمَعَارِیض مَا یُغْنِی الرَّجُل العَاقِل عَنْ الْکَذِب. (دیلمی).
از حضرت علی  روایت است رسول الله (ص) فرمودند: همانا کنایه و توریه شخص عاقل را از دروغ بی‌نیاز می‌سازد.
و از رهبران الهی نیز توریه ثابت است که پاره‌ای از آن ذکر میگردد.
سرور و سالار موحدان حضرت ابراهیم خلیل الله همراه همسرش بسوی مصر عزیمت نمود و در آنجا پادشاه بسیار ظالم و ستمگر تبهکاری حکومت می‌کرد، و عادتش چنین بود که هرگاه شخصی همراه همسرش وارد مصر می‌شد، همسرش را تصاحب مینمود و شوهر را می‌کشت، ‌هنگامیکه جاسوسان شاه حضرت ابراهیم و حضرت ساره ‘ را دیدند به پادشاه اطلاع دادند «إن ههنا رجلا معه امرأه ‌من أحسن الناس فأرسل إلیه وسأله عنها فقال: من هذه؟ قال: أختی!» «آنجا مردی آمده است و زن بسیار خوشگلی همراه دارد، پادشاه مأموری را فرستاد، ‌از حضرت ابراهیم پرسیدکه این زن کیست؟ حضرت ابراهیم فرمود: خواهرم است!» (پادشاه ومأمورانش فهمیدند خواهر نسبی او است ولی قصد و اراده حضرت ابراهیم خواهر ایمانی بود…)
بهر حال داستان طولانی است، حضرت ساره ‘ را نزد پادشاه بردند، هنگامیکه وارد خلوت خانه شاه گردید اینگونه دعا فرمود: «اللهم إن کنت تعلم أنی آمنت بک وبرسلک وأحصنت فرجی إلا على زوجی فلا تسلط علی هذ الکافر». «خداوندا، اگر تو میدانی که من بر تو و پیامبرانت ایمان آورده‌ام و شرمگاهم را بجز از شوهرم محفوظ داشته‌ام این کافر را بر من مسلط مگردان». هنگامیکه پادشاه قصد بد نمود خداوند توان و قدرتش را نابود ساخت، حضرت ساره ‘ را رها کرد و حضرت‌هاجر را بعنوان خدمتگزار بوی هدیه نمود. (بخاری، احمد).

در سیره نبوی در مورد پرهیز از دروغ به وسیله تعریض و کلی گویی چنین نقل شده است:
در سفر تاریخی و سرنوشت‌ساز هجرت که حضرت رسول گرامی ص همراه دوست صمیمی یار غار و برادر ایمانی خویش حضرت ابوبکر صدیق عازم مدینه منوره شدند دشمنان توحید و رسالت از همه سو برای دریافت جایزه بزرگ مادی (برای هر نفر صد شتر و غیره) و احراز مدال ارزشمند جرئت و شهامت و جوانمردی و… آنان را شب و روز دنبال می‌کردند و در این وقت بسیار حساس و خطرناک کوچکترین غفلت موجب زیانهای جبران ناپذیر می‌گشت و چون حضرت ابوبکر در زمان جاهلیت تاجر بسیار بزرگی بود و همیشه بطرف شام رفت و آمد داشت، لذا اکثر مردم مسیر راه مکه مکرمه مدینه منوره او را می‌شناختند ولی حضرت پیامبر گرامی را نمی‌شناختند و هرگاه کسی با آنان برخورد می‌کرد و در باره رسول الله (ص) جویا می‌شد، ‌حضرت ابوبکر می‌فرمود: «هذا رجل یهدینی السبیل فیسحب السامع أنه یعنی الطریق المحسوس وإنما یعنی الصدیق طریق الخیر والهدایه». «این مردی است که مرا به راه درست و صحیح راهنمائی می‌کند، شنونده گمان میکرد که هدفش راه معروف و محسوس است، ولی حضرت ابوبکر صدیق اراده و قصدش راه خیر و سعادت و هدایت بود.
مشهور در میان فقهای ما این است که در مواردی که دروغ به خاطر ضرورتی تجویز می‌شود از توریه باید استفاده کرد و تا توریه ممکن است نباید دروغ صریح گفت.

آنچه در اینجا کاملا حایز اهمیت است این است که روشن شود آیا توریه داخل در ادله کذب می‌باشد؟
به طور کلی سه قول دیده می‌شود:
گروهی معتقدند توریه اصلا دروغ نیست و لذا گفته‌اند باید در موارد ضرورت چنان سخن بگوید که از دروغ خارج گردد.
گروه دوم توریه را داخل در کذب می‌دانند.
گروه سوم می‌گویند توریه مصداق کذب است ولی میزان قبح و فساد آن از کذب معمولی کمتر است.
ولی حق این است در اینجا باید تفصیلی باید داده شود و به عنوان یک ضابطه کلی گفت: هر گاه لفظ از نظر مفهوم لغوی و عرفی قابلیت دو معنا دارد ولی ذهنیات مخاطب آن را بر معنی خاصی تطبیق می‌کند در حالی که گوینده اراده معنی دیگری را دارد این چنین توریه ای دروغ نیست مثل اینکه لفظ مشترک را به کار برند ذهن شنونده متوجه یک معنی شود در حالی که گوینده نظرش معنی دیگری باشد.
مثلاً: در حالات سعید ابن جبیر آمده است که حجاج بن یوسف از او پرسید نظر تو درباره من چگونه است گفت به عقیده من تو «عادل» هستی ، اطرافیان شاد شدند حجاج گفت: « او با این سخن حکم کفر مرا صادر کرد زیرا یک معنای عادل عدول کردن از حق به باطل است. اما اگر لفظ از نظر مفهوم لغوی و عرفی تنها یک معنی دارد و گوینده آن را رها می‌کند و به سوی معنای مجاز می‌رود بی آنکه قرینه مجاز را ذکر کند این چنین توریه ای بدون شک حرام است و ممکن است با این تفصیل میان نظرات مختلف فقها جمع کرد.
در منابع فقهی ، توریه به عنوان یکی از راههای نجات از دروغگویی و سوگند دروغ ، در ابواب گوناگون مطرح شده است. این نکته مبتنی بر این نظر است که توریه با کذب تفاوت ماهوی دارد و موضوعاً از آن خارج است. نظر مشهور در فقه اسلامی نیز همین است که توریه اصولاً مصداق دروغ نیست ، زیرا سخنی را می‌توان کذب دانست که مقصود متکلم از آن با واقعیت منطبق نباشد و توریه چنین نیست ( رجوع کنید به انصاری ، ص۵۰؛ اصفهانی ، ج ۲، صص۳۱ـ۳۲؛ توحیدی ، ج ۱، ص ۳۹۵ـ ۳۹۸).
مواردی چند از کاربرد یا تجویز توریه، در سیره پیامبر اکرم (ص) نقل شده است ، از جمله گفته‌اند که آن حضرت هنگامی که آهنگ سفر یا جهاد داشت ، با توریه قصد خود را پنهان می‌کرد تا دشمنان از آن آگاه نشوند ( رجوع به: ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۶۰؛ ابن حجر عسقلانی، ج ۸، ص ۱۱۷)
اینجاست که روشن می‌شود در مواردى که به خاطر ضرورت‌هاى مهمى دروغ گفتن جایز است، اگر انسان بتواند توریه کند باید به آن متوسل شود و از دروغ بپرهیزد، بنابراین دروغ گفتن تنها در ضرورتى مجاز است که راه توریه بسته باشد، و به اصطلاح علمى مندوحه‌ای در کار نباشد.
و لذا اگر جان و مال و ناموس خود انسان یا شخص دیگری در خطر دشمن ستمگر قرار گیرد و برای حفظ آن ناگریز گردد که دروغ بگوید، در چنین حالت نازک و حساس دروغ گفتن اشکالی ندارد ولی بهتر است که در تمام موارد فوق از توریه استفاده نماید.

راهکارهای عملی برای علاج دروغ
۱ ـ قبل از هر چیز باید انسان‏هاى اهل دروغ‏ را به عواقب دردناک و آثار سوء معنوى و مادى و فردى و اجتماعى این رذیله زشت متوجه ساخت و با تدبیر و تفکر در آیات قرآن مجید و سخنان پیشوایان بزرگ دین (ع) مى‏توان فهمید که منافع فرضى و خیالی دروغ هرگز نمى‏تواند با آن همه مفاسد برابرى نماید.
۲ ـ یکى دیگر از مؤثرترین طرق درمان دروغ، پرورش شخصیت در افراد است؛
زیرا یکى از عوامل مهم روانى دروغ، احساس حقارت و کمبود شخصیت است و در حقیقت دروغ گفتن یک نوع عکس‏العمل براى جبران این موضوع است. اگر مبتلایان به دروغ احساس کنند صاحب نیروها و استعدادهایى در درون خود هستند که با پرورش آن‏ها مى‏توانند ارزش و شخصیت خود را بالا ببرند، نیازى به توسل به دروغ براى ایجاد شخصیت قلابى در خود نمى‏بینند. به علاوه این که انسان باید بداند که ارزش اجتماعى انسان راستگو که با این فضیلت اخلاقى توانسته است جلب «اطمینان عمومى» را بکند مافوق تمام ارزش‏ها است.
۳ ـ کوشش براى تقویت پایه‏هاى ایمان به خدا در دل مبتلایان به دروغ و توجه دادن آن‏ها به این حقیقت که قدرت خدا مافوق تمام قدرت‏ها است و قادر بر حل تمام مشکلاتى است که افراد ضعیف الایمان به خاطر آن به دروغ پناه مى‏برند. «راست گویان» تکیه‏گاهشان در برابر حوادث گوناگون، خدا است و افراد دروغگو در این موارد تنها هستند.
۴ ـ باید انگیزه‏هاى دروغ و ریشه‏هاى این انحراف اخلاقى از قبیل طمع، ترس، خودخواهى، حب و بغض‏هاى افراطى و امثال آن را در افراد خشکانید تا این رذیله خطرناک زمینه مساعد براى نشو و نماى خود در وجود انسان پیدا نکند.
۵ ـ باید محیط‌هاى تربیتى و معاشرتى مبتلایان را از وجود افراد دروغ گو پاک کرد تا تدریجاً طبق اصل تأثیر پذیرى، محیط وجود آن‏ها از این رذیله ( دروغ گویى) پاک گردد. درمان از طریق علمی‌, با مطالعه‌ی آیات، احادیث و کتب اخلاقی که در زمینه‌ی مذمت دروغ نگاشته شده , حاصل می‌شود. وقتی انسان به محرومیتها و خسارات ناشی از این صفت می‌اندیشد , می‌تواند با سعی و تلاش و تمرین این صفت زشت را از خود دور کند. یاد آوری مداوم پیامدهای دروغ ، محرومیت از هدایت الهی , ناتوانی از چشیدن طعم ایمان , قرار گرفتن در زمره‌ی کفار و منافقان , سقوط در آتش جهنم و.. انسان دروغگو را در درمان , کمک می‌کند.
۶) شیوه‌ی دیگر در درمان عملی دروغ آن است که از معاشرت با دوستان دروغگو بپرهیزد؛ چرا که بسیاری از زشتیها در اثر رفت و آمد و همنشینی با انسانهای ناصالح پدید می‌آید و به عکس , بسیاری از زیبائی‌های اخلاقی هم در همنشینی با خوبان و صالحان بنا به آیه (کونوا مع الصادقین) پدیدار می‌شود.
و درنهایت راه دیگر , قرار دادن تنبیه شرعی در صورت دروغ گفتن است. برای مثال: می‌توانید با هر بار دروغ گفتن مبلغی را به عنوان صدقه کنار بگذارید و یا فردای آن روز را روزه بگیرید.

آنچه در حسن ختام این نوشتار می‌توان گفت ، این است که:
«کذب و دروغ» رذیله‌ای بسیار خطرناک است که باید با « صدق و راستی» به نفی و طرد آن پرداخت و باید مانع گسترش این زهر در روح و جان خود شد.
زیرا در نظام اخلاقی اسلام یکی از روش‌های مقابله با رذایل اخلاقی این است که «عمل به ضد» شود به این ترتیب که در برابر هر صفت مذموم و نکوهیده صفت ممدوح و پسندیده‌ای که در مقابل آن قرار دارد تقویت شود و هر انسان مراقب و در تلاش برای خودسازی سعی وافر مبذول دارد که پیوسته در برابر هر کنش ناصواب و زشت واکنش سالم و زیبا نشان دهد. یعنی در برابر تکبر تواضع ورزد در مقابل ریا به اخلاص روی آورد و در مقابل حسدورزی نسبت به بندگان خدا به خیرخواهی درباره آنها متمایل گردد. این نوع عملکرد را ـ که علمای اخلاق بر آن اصرار دارند ـ می‌توان روش «پادزهر» در برابر « زهر» نامید و به این ترتیب با « فضایل اخلاقی» به مقابله با «رذایل اخلاقی» پرداخت.
در مقابل زهر کذب و دروغ پادزهر صدق و راستی قرار دارد که وارد روح و جان می‌شود و همچون سربازی نیرومند و مدافعی فداکار به مبارزه با زهر کذب و دروغ می‌پردازد و اثرات خطرناک آن را خنثی می‌نماید و سلامت روحی انسان را تامین می‌کند.
فردی که زبان به صداقت و راستگویی می‌گشاید با موفقیت کامل از گردنه‌های سخت معاصی و گناهان عبور می‌کند و در دام‌هایی که بر سر راه هر انسانی گسترده شده می‌گذرد و به ساحل امن نجات و رستگاری می‌رسد. چنین کسی در اثر مجاهده با نفس و مراقبت‌های مکرر از خویش همه وسوسه‌ها و تحریک‌ها برای گرایش به کذب و آلوده کردن زبان به دروغ را طرد و نفی می‌نماید و جایگاه رفیع انسانی و شخصیت والای معنوی خود را بالاتر از آن می‌یابد که در دامگاه دروغ گرفتار شود و به این رذیله اخلاقی انس و الفت گیرد.

این نوشتار را با ابیاتی از شیخ سعدی به پایان می‌بریم:
کسی را که ناراستی گشت کار
کجا روز محشر شود رستگار
کسی را که گردد زبان دروغ
چراغ دلش را نباشد فروغ
‹ بوستان، خاتمه باب دهم›

وآخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمین

خلاصه نتیجه گیری:
• دروغ از بدترین معایب، زشت‌ترین گناهان و منشأ بسیاری از مفاسد است و بالطبع از کارهای زشت و ناپسند و عادت به آن از رذایل اخلاقی و از گناهان کبیره است وتا ضرورت و مصلحت مهمی در میان نباشد ، دروغ گفتن جایز نمی‌باشد.
• علت اصلی دروغ ، عقده حقارت و خود کم بینی انسان دروغگو است و این یکی از نکات روانی است که به عنوان روانشناسی اخلاقی در احادیث نبوی و پیشوایان دین به آن اشاره شده است.
• گاه سرچشمه دروغ ترس از فقر، پراکنده شدن مردم ازدور او، از دست دادن موقعیت و مقام و زمانی نیز به خاطر علاقه شدید به مال و جاه و مقام و…است که شخص از این وسیله نامشروع برای تامین مقصود خود کمک می‌گیرد.
• دروغ از آفات زبان و خراب کننده ایمان است. دروغ در دنیا و آخرت انسان را از رحمت الهى محروم و در میان مردم بى اعتبار مى‏کند. دروغ اعتماد عمومى را سلب و جامعه را به بیمارى نفاق دچار مى‏سازد.
• دروغ به عنوان نابهنجاری گفتاری، هم به صورت موردی و هم به صورت تداوم عامل مهمی در خروج انسان از تعادل شخصیتی است. انسان متعادل برای این که دچار بیماری نفاق و فقدان سلامت شخصیتی نشود باید از دروغ موردی نیز پرهیز کند.
• می‌توان گفت که: توریه هرگز دروغ نیست، چرا که نیّت گوینده سخن راستى بوده و عبارات او نیز تاب آن معنى را داشته است هر چند شنونده به خاطر ذهنیت خودش چیز دیگرى را از آن فهمیده و معلوم است اشتباه شنونده در فهم معنى کلام ارتباطى به گوینده ندارد.
• در منابع فقهی توریه به عنوان یکی از راههای نجات از دروغگویی و سوگند دروغ در ابواب گوناگون مطرح شده است. این نکته مبتنی بر این نظر است که توریه با کذب تفاوت ماهوی دارد و موضوعا از آن خارج است.
• به طور کلى هر جا که دروغى گفته شود که منظور از آن دفع شر و زیانى از مسلمانى باشد، دروغ، زیبا و پسندیده مى‏شود؛ این دروغ کلید گناهان نخواهد بود، بلکه کلید نیکوکارى و خدمت به خلق مى‏باشد. البته این گونه دروغ وقتى زیباست که راست گویى ممکن نباشد، در این صورت است که گاهى دروغ حرام، واجب مى‏شود و راست، حرام مى‏گردد.
• در صورتی که انسان برای ایجاد الفت و محبت و رفع کینه و کدورت دروغ بگوید و بدین وسیله میان آنها صلح و صفا و صمیمیت برقرار کند که در این موارد دروغ حرام نیست.

منابع و مــــآخـــــذ
• الإمام البخاری، أبی عبد الله، محمد بن إسماعیل. صحیح البخاری مع فتح الباری. دار المعرفه، بیروت.
• الإمام البخاری، الأدب المفرد، تحقیق فضل الله الجیلانی، ومحب الدین الخطیب، الکتابخانه السلفیه قاهره، چاپ سوم ۱۴۰۷ ه.
• الإمام أبی الحسین، مسلم بن الحجاج القشیری. صحیح مسلم، حققه ورقم أحادیثه: عبد الباقی، محمد فؤاد. ۲۰۰۵م ـ دار إحیاء التراث العربی.
• الزرقانی ، محمد بن عبدالباقی ، شرح الزرقانی علی الموطأ، دارالفکر، بیروت، چاپ اول ۱۴۱۶ ه- ۱۹۹۶ م.
• آمدی تمیمی، عبدالواحد، غرالحکم ودررالکلم، به تحقیق میر جلال الدین محدّث، تهران؛انتشارات دانشگاه تهران ، ۱۳۶۰ ش ، چاپ سوم.
• ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه ، با تحقیق محمد ابولفضل ابراهیم ، قم؛ دارالکتب العلمیه ، ۱۳۷۹ ق.
• آلوسی بغدادی ، محمودی ، روح المعانی ، بیروت ، دارالفکر ، ۱۴۲۴ ق، چاپ اول ، ج۷٫
• النووی، یحیی بن شرف: «روضه المتقین: شرح ریاض الصالحین»، تحقیق عبد القادر عرفان، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ ق.
• آیت الله مجتبى تهرانى ، اخلاق الهی، ، ، .
• بیهقی، ابوبکر احمد بن حسین: «شعب الایمان»، تحقیق محمد سعید بسیونی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق.
• بیهقی، احمد بن حسین بن علی: «السنن الکبری»، بیروت، دار المعرفه.
• حر عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشعیه الی تحصیل مسائل الشریعه، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت؛احیاء الترات العربی، ۱۴۰۲ ق ، چاپ پنجم.
• دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، زیر نظردکتر محمد معین و دکتر سید جعفر شهیدی تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ ش، چاپ اول ازدوره جدید ۱
• راغب اصفهانی، حسین بن محمد: «الذریعه الی مکارم الشریعه»، تحقیق ابوالیزید العجمی، قم، شریف رضی، ۱۳۷۳٫
• راغب اصفهانی ، حسین ، مفردات الفاظ القران ، بیروت و دمشق؛ دارالسامیه و دارالقلم ۱۴۱۶ ق، چاپ اول
• ری شهری ، محمد ، میزان الحکمه ، باترجمه فارسی حمید رضا شیخی ، قم؛ دارالحدیث ، ۱۳۷۷ ش ، چاپ اول.
• سباعی، مصطفی، آداب اخلاق اسلامی‌، تهران ، نشر احسان، ۱۳۸۳ ش، چاپ اول.
• سنن أبی داود، أبی داود سلیمان بن الأشعث السجستانی، تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، نشر و تصویر دارالکتب العلمیه، بیروت، بدون تاریخ.
• سنن الترمذی، أبی عیسی محمد بن عیسی بن سوره، تحقیق أحمد محمد شاکر، و محمد فؤاد عبدالباقی، و إبراهیم عطوه عوض، چاپ مصطفی الحلبی قاهره، ۱۳۸۵ هنشر و تصویر دارالحدیث.
• شهید اول، محمد بن مکی عاملی، الدره الباهره، به تحقیق داود صابری، مشهد؛موسسه چاپ و نشرآستان قدس رضوی ، ۱۳۶۵ ش.
• صدر، سید رضا: «دروغ»، تحقیق سیدباقر خسروشاهی، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۸٫
• عسقلانی، ابن حجر: «فتح الباری بشرح صحیح البخاری»، تحقیق محب الدین خطیب، دارالادیان للتراث.
• فولادوند، محمد مهدی، (ترجمه قرآن)، دار القرآن الکریم(دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی)، تهران، ۱۴۱۵ق، چاپ اول.
• فیض کاشانی ، محمد محسن، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، با تحقیق علی اکبر غفاری، قم؛ موسسه نشر اسلامی‌، چاپ دوم.
• قرشی ، علی اکبر ، قاموس قرآن ، تهران؛ دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۶۱ ش، چاپ سوم.
• کلینی ، محمد بن یعقوب: «الکافی »، تحقیق علی اکبر غفاری ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۸۹ق.
• متقی هندی، علاء الدین: «کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال »، تحقیق محمود عمرالدمیاطی، بیروت، دارالکتب العلمیه ، ۱۴۱۹ ق.
• مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار ، بیروت؛ دار احیاء الثرات العربی ، ۱۴۰۳ ق، چاپ سوم.
• مخلص، عبدالرؤوف، تفسیر أنوار القرآن، انتشارات شیخ الإسلام احمد جام، تربت جام، ، ۱۳۸۵، چاپ سوم.
• مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القران الکریم، تهران؛ انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ ش، چاپ اول.
• مکارم شیرازی ، ناصر، تفسیر نمونه ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۷۶ ش ، ج۱۱٫
• منذری شامی، عبدالعظیم، الترغیب والترهیب، تحقیق مصطفی محمد عماره، بیروت؛ داراحیاء الثرات العربی، ۱۳۸۸ق، چاپ سوم.
• مالک بن أنس، أبی عبدالله، موطا الإمام مالک، بروایه یحیی اللیثی، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، دار الحدیث، قاهره، چاپ دوم، ۱۴۱۳ ه- ۱۹۹۳ م.
• نراقی، ملا احمد: «معراج السعاده»، قم، هجرت، ۱۳۷۱٫
• نراقی، ملا محمد مهدی: «جامع السعادات»، قم، اسماعیلیان.
• «نهج البلاغه»، ترجمه سیدجعفر شهیدی، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۳٫
• نهج البلاغه، با ترجمه و تحقیق کاظم محمدی و محمد دشتی، قم؛ دارنشر الاماتم علی (رض)، ۱۳۹۶ق، چاپ دوم.
• نوری، میرزا حسین: «مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل»، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۰۷ق.
• ورّام بن ابی فراس ، تنبیه الخواطر و نزهه النواظر ، بیروت؛ دارالتعارف ودار صعب.
• هندی، حسام الدین، کنز العمال، به ضبط حسن رزوق وتصحیح صفوه السقا، بیروت؛مکتبه الترات الاسلامی، ۱۳۸۹ ، چاپ اول.

با تشکر از زحمات استاد محترم خانم دکتر صادقی استادیار دانشگاه تربیت معلم آذربایجان – تبریز

منبع: دانشنامه اسلامی تبیین

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی