قرآن

سیکولار سازی جهان اسلام؛ موفقیت یا شکست! (2)

نوشته: ساری فارا*
ترجمه: احمد فرید فرزاد هروی

در کمتر از یک قرن پس از هجرت، و ایجاد حکومت اسلامی، قلمرو مسلمانان از طرف شرق به مرزهای چین رسید و در غرب ایبریا (اسپانیا) تا مرزهای فرانسه را درنوردید. تاریخ در دوران خلافت اسلامی شاهد گسترش عدالت و رفاه بوده است.
این حقیقت را نه تنها می توان در کتب تاریخی مسلمانان یافت؛ بلکه تاریخ دانان مدرن، فلاسفه و مستشرقین غربی مانند سر توماس آرنولد، ارنست رنان، آرنولد توین بی، ادوارد گیبون، سیمون آکلی، گوستاولوبون، مونتگمری وات، ول دورانت نویسنده کتاب تاریخ تمدن (The Story of Civilization)، و بسیاری دیگر نیز در آثار شان به این حقیقت اعتراف نموده اند.
یکی از بزرگ ترین پیشرفت ها و اکتشافات مسلمانان در عرصه ی تمدن، تحقیقات و دست آوردهای علمی است. جان ال اسپوسیتو «John L. Esposito» در کتاب خود، اسلام؛ راه راست (Islam: The Straight Path)، تأکید می‌کند که:
«دانشمندان مسلمان که اغلب فیلسوف و عارف نیز بودند، جهان فیزیکی را از درون جهان بینی اسلامی خود به عنوان جلوه ای از وجود الله، خالق و منبع و وحدت و هماهنگی در طبیعت به نمایش گذاشتند. (۴)
در حقیقت، علم در جهان اسلام تولد یافته و در حالی شکوفایی را در جهان اسلام تجربه می نمود که اروپا هنوز در ظلمت و تاریکی دست و پا می زد. قرن‌ها بعد، زمانی که شعله های تمدن مسلمانان فضای تاریک اسپانیا را روشن ساخت، کم کم جنبش علمی اروپا نیز شکل گرفت.
«طبیبان مسلمان تحقیقات شان را در یک موضوع واحد محدود ننمودند، بلکه مطالعات وسیعی را در زمینه های: داروسازی، جراحی، چشم، زنان، فیزیولوژی، باکتری شناسی و بهداشت… پایه و اساس طب مدرن توسط آثار و تحقیقات آناتومی دانشمندانی چون ذکریا قزوینی، حمدالله المستوفی القزوینی (1281-1350)، و ابن النفیس گذاشته شده است.
این دانشمندان در اوایل قرن سیزده و چهارده میلادی، ارتباط میان قلب و ریه‌ها را به اثبات رسانیدند… البیرونی اولین دانشمندی بود که چرخش زمین دور محور خود، را حدود ۶۰۰ سال قبل از گالیله مطرح نمود، او همچنین تقریباً ۷۰۰ سال قبل از نیوتن، مساحت دور زمین را ارایه نمود… ثابت بن قراء، که در قرن نهم زنده گی می کرد، تفاضل حساب (differential calculus) را سال ها قبل از از نیوتن اختراع نمود.
البطانی (Battani)، دانشمند قرن دهم، اولین توسعه دهنده مثلثات است… خوارزمی برای اولین بار در قرن نهم کتابی را در مورد علم الجبر نوشت… ابن هیثم، که در قرن یازده زنده گی می کرد، بنیانگذار علوم نور (اپتیک) بود.
راجر بیکن و کپلر از آثار وی استفاده عظیمی برده اند و گالیله تلسکوپ را با مراجعه به این مطالعات اختراع نمود… علی ابن عباس در قرن دهم برای اولین بار موفق به انجام عمل جراحی سرطان شد. در همین قرن، ابن الجثار (Jessar) دلایل و روش‌های درمان جذام را معرفی نمود…» (۵)
انقلاب علمی جهان اسلام؛ بسیاری از اروپاییان آن زمان مانند راجر بیکن را انگیزه داد تا به فکر گام برداشتن به سوی ایجاد نهضت علمی در اروپا بیفتند.
وی در این رستا از پیروان اروپایی خویش دعوت به همکاری نمود، او حتی با ارسال نامه ای به پاپ کاتولیک، از وی تقاضا نمود تا برای ایجاد فضای تحقیق علمی در اروپا، اقداماتی را برای ترجمه ی آثار علمی مسلمانان به لاتین و استفاده از تجارب مسلمانان، روی دست گیرد.
در این زمان، در حالی که جهان اسلام در دوره‌ی درخشانی از تمدن و رفاه به سر می برد، در جهان غرب، به خصوص در اروپا، اوضاع نابسامانی حاکم بود. روابط پر تنشی بین حکومت و مقامات ارشد، به خصوص کلیسایی مسلط بود. نام کلیسا با تفتیش عقاید، دانش ستیزی، سرکوب و آزار و اذیت دانشمندان و متفکران گره خورده بود.
برای مدت زمان قابل توجهی، کلیسا نماد مبارزه با آزادی فکر قرار گرفته بود. در حالی که این طرز نگرش و رفتار تعصب آمیز کلیسای کاتولیک در برابر دانشمندان، زاده ی هوسرانی های خود رجال کلیسا بود و هیچ ربطی به دین مسیحیت نداشت.
مثال خوبی در این زمینه دانشمندانی مانند گالیله، جوردانو برونو و کوپرنیک، که به جرم نو آوری در علم توسط کلیسا مورد آزار قرار می‌گرفتند، در واقع مردم معتقد به مسیحیت بودند، حداقل آن ها در نوشته های شان این موضوع را نشان می دادند. این مثال نشان می‌دهد که فشار کلیسا در علم ستیزی و سرکوب دانشمندان اساس دینی نداشته، بلکه تحریف آشکاری در دین بود.
در این حال، به عنوان یک واکنش به اشکال ظلم و عدم تحمل نو آوری علمی، ابتداء روشنفکران اروپایی نهضت مخفیانه، را برای مبارزه با فضای خفقانی اروپا آغاز نموده و سپس به تدریج به صورت آشکارا به مبارزه خویش ادامه دادند به خصوص در عصر روشنگری، عصری که نظریه ی جدایی دین از سیاست به وجود آمد و منجر به زوال اقتدار کلیسا از امور حکومت داری شد، و این همان تولد پدیده ی سکولاریزم بود.
سکولاریزم، اصطلاح ابداع شده توسط جورج جاکوب (1817-1906George Jacob Holyoake) است، وی سکولاریزم را چنین توصیف می کند: «جنبش قرن نوزدهم است که با صراحت برای ارایه یک نظریه خاصی از زنده گی و عملکرد بدون در نظر گرفتن دین و یا زنده گی اخروی ظهور نمود». (۶)، در سال 1789، متعاقب انقلاب فرانسه که با الهام گرفتن از مبارزات دانشمندانی مانند ولتر (متوفی 1778)، مونتسکیو، ژان راک روسو، و دیگران بر پا شد، پیروزی چشمگیری در برابر اقتدار کلیسا، حاصل آمد. دامنه ی جدایی بین دین و سیاست به تدریج در دیگر کشورهای اروپایی نیز گسترش یافت.
علاوه بر مصادره زمین های متعلق به کلیسای کاتولیک، انقلابیون فرانسوی سیستم آموزش عمومی و غیر مذهبی را راه اندازی نمودند. روحانیت از مرتبت و شکوهش محروم گشت. به این ترتیب؛ یک دولت غیر دینی در اروپا تأسیس شد. (۷)
لاییزم یا غیر روحانی (laicism) شکل رادیکال تر و سخت گیر تر از سکولاریزم است، لاییزم که از کلمه ی فرانسوی لاییک (laïque)، مشتق شده، زاده ی تفکر «اصل آزادی کامل و عدم دخالت کلی دین در حوزه ی جامعه و سیاست است» است. (۸)
این مدل توسط چارلز براد لاو ((Charles Bradlaugh 1833-1891، که مدعی بود در جامعه اصلاً نباید فرصتی برای دین داد و لاییزم باید دین را انکار کند، شیوع داده شد… وی استدلال می کرد که اگر باورهای دین ستیزی وارد سکولاریزم شود، این تفکر کامل تر و قوی تر خواهد بود. (۹)
در حقیقت لاییزم خواهان کنار زدن یا حتی نابودی کامل تمام جنبه های مذهبی است. فرانسه، ترکیه و تونس (زمان گذشته) نمونه های بسیار خوبی از حکومت های لاییک هستند. در نتیجه در فرانسه نشنلیزم ظهور و جایگزین مذهب گردید و نقش مذهب را در پیوند دادن مردم به خود اختصاص داد.
به عنوان یک واکنش به ناسیونالیسم فرانسه، دیگر کشورهای اروپایی (اسپانیا، آلمان، ایتالیا، روسیه…) نیز به نشنلیزم متمایل شده و به جای کلیسا به نشنلیزم بها داده شد.
از شروع قرن ۱۷ میلادی، اقتدار خلافت اسلامی (عثمانی) به تدریج رو به کاهش نهاد. دلایل زیادی برای سقوط خلافت اسلامی وجود داشت. برخی از روشنفکران مسلمان دو قرن اخیر، یکی از عمده ترین علل ضعف امت اسلامی و فروپاشی خلافت؛ را کمرنگ شدن تقوا و استبداد برخی از حاکمان عثمانی قمداد نموده اند.
زمانی که یک امپراطوری به اوج شکوه و اقتدار خویش می رسد، معمولاً رهبران آن مصروف عیش و نوش و راحت طلبی خویش می شوند و فکر می کنند که روزگار به همین منوال ادامه خواهد یافت.
این واقعیتی است که توسط مورخان مانند ابن خلدون، که در مقدمه اش در مورد گذر از زنده گی عشایری به جوامع بی تحرک و ادوار زنده گی ملل تأکید و مورد بحث قرار داده است. همچنین این واقعیت جامعه شناختی و روان شناسی است.
افسانه ی مشهور مسابقه خرگوش با لاک پشت را همه می دانند و این که چگونه خرگوش چالاک که می بایست میدان را ببرد با مصروفیت به تن پروری و خوابیدن مسابقه را باخت.
این چنین خلفای دوره های اخیر خلافت عثمانی نیز به معنای واقعی کلمه به خموده گی و تن پروری مشغول گردیدند، آن‌ها از قافله رشد سریع علمی و تکنولوژی که اروپا بعد از رنسانس شاهد آن بود، عقب ماندند.
این امر جهان اسلام را نه تنها به یک ایستایی پیشرفت و صنعت، بلکه به یک قهقرای علمی فرو برد. با این وجود، عده ای از خلفای عثمانی تلاش هایی را برای ایجاد اصلاحات در آن دوران روی دست گرفتند.
در اوایل قرن ۱۹، سلطان سلیم سوم به صورت فوق العاده در حالی که بسیاری از متصدیان در بار با او مخالف بودند، برخی از اصلاحات را اعلام نمود. او حتی شخصاً در دانشگاه مصروف تدریس انجنییری گردید و اصلاحاتی را نیز در ارتش به وجود آورد.
گرچه، او قربانی اصلاحات بوجود آورده شده گردید و توسط رهبران محافظه کار ارتش به قتل رسید. اما این تلاش ها هیچگاه برای رقابت با اروپا کافی نبود. (۱۰)
«صلیبیان غالباً برای چیزی به جنگ دست می زدند که ارزش تحمل گرد و غبار نبرد را داشته باشد… اما چیزی که آن ها می خواستند، چی بود!، البته، غنیمت بود: شرق غنی بود». (۱۱)
غرب همواره رویای تسلط بر سرزمین های وسیع شرق و به دست آوردن غنایم با ارزش و فراوان آن را در سر می پرورانید. پس از پایان جنگ های صلیبی، استراتیژی های بسیاری توسط غربیان روی دست گرفته شد تا بر شرق تسلط یابند.
در اوایل قرن بیست، حسین شریف خیال راه اندازی پادشاهی عرب در خاور میانه خارج از تسلط امپراتوری عثمانی، را داشت. او به منظور رسیدن به رویای پادشاهی دست به دامان متفقین شد و از آن ها کمک خواست، گرچه در ابتدا متفقین برایش وعده های تسکین دهنده ای دادند.
اما، بعداً با سو استفاده از او، خاور میانه ی عربی به سرزمین های مستعمره ی فرانسه و بریتانیا تقسیم گردید. (۱۲)
«سلطه ی غرب در سطوح نظامی و اقتصادی با تهاجم فرهنگی و حمله به هویت جهان عرب (مسلمان) همراه بود». (۱۳)
حدود یک قرن قبل از آن فریب، نهادهای آموزشی و فرهنگی غرب، مانند مدارس و دانشگاه های پروتستان و یسوعیون‌ها در شرق تاسیس شد. (۱۴)
این موسسات نقش مهمی داشتند؛ این مراکز علمی، جوانان نخبه را انتخاب نموده و آن ها را در مراکز خویش جذب نموده و در سیستم تعلیمی غربی از آن ها شخصیت هایی را پرورش دادند که عمیقاً تحت تأثیر سبک تفکر غربی قرار گرفته بودند.
این تحصیل کرده های شرقی که به عنوان روشنفکر در جامعه ی شرقی عرض اندام نمودند؛ طرفدار تفکر غربی به جامعه و طرفدار سکولار نمودن جوامع اسلامی بودند، و متعاقباً با زور بازوان غرب در موقعیت و مناصب مهم در جهان اسلام جا زده شدند.
علاوه بر آن ها، بسیاری دیگر نیز از این دست جوانان تحصیل کرده ی مسلمان قبلاً در غرب پرورش یافته بودند. این چنین، غربی ها در شاهرگ های رهبری مسلمانان نفوذ نمودند. گام مهم دیگری از این قبیل تحرکات ایجاد اتحادیه ی جوانان ترک تحت عنوان «اتحاد و پیشرفت» توسط جوانان ترک در خارج از کشور بود.
این کمیته در ابتدا در پاریس توسط جوانان ترکیه که تحت تأثیر افکار جامعه ی فرانسه قرار گرفته بودند و با الهام از انقلاب این کشور، به عنوان یک کمیته ی مخفی انقلابی تأسیس شده بود. رهبر این گروه انقلابی، احمد رضا بیک بود.
او یک شخصیت برجسته در میان مردم خویش به شمار می رفت بود و گرایش غربی داشت و در راه وارد نمودن فرهنگ غربی به کشور خود، ترکیه، تلاش می کرد. این گروه همچنین گرایش نشنلیزم داشت و دنبال رو مدل اروپایی سیکولاریزم یعنی جدایی دین از زنده گی و جامعه بود.
منبع: اصلاح آنلاین

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی