قرآن

سیکولار سازی جهان اسلام؛ موفقیت یا شکست! (4)

نوشته: ساری فارا*
ترجمه: احمد فرید فرزاد هروی

تصوراتی که بر اساس «فرا افکنی» در مورد اسلام بنا شده، همراه با تعصب و تصورات غلط است. این پدیده را برنارد لوییس در کتابش، تحت عنوان «اسلام و غرب (Islam and the West)» تقبیح کرده است. (۲۳)
بر خلاف آنچه بعضی از مردم فکر می کنند، روحانیت در اسلام وجود ندارد. از این رو، نظام اسلامی حکومت روحانی نیست. مسلمانان به حاکمیت الله باور دارند، که قوانین او تعالی اساسی و نهایی و حکمت او بی نهایت است.
با این حال، اسلام هیچ گاه نمی پذیرد که یک گروه خاص مردم ادعای نماینده گی خدا بر روی زمین را داشته باشند و خود را بر مردم بقبولانند. گیبون در کتابش «تاریخ سقوط امپراتوری روم» این زمینه می گوید:
«تفکر جاه طلبی دنیوی و معنوی از روحانیت مسلمانان ناشناخته است، وحی الهی و قانون رهنمای ایمان مردم است. از اقیانوس اطلس تا رود گنگا، قرآن به عنوان نظام بنیادی تلقی می شود، نه تنها در عرصه ی الهیات و معارف دینی، بلکه در عرصه ی قانون مدنی و کیفری». (۲۴)
منابع قانون، قرآن و سنت است، احکام علماء در دسترس همه گان است و منحصر به «نخبه گان دینی» نیست. علاوه بر این، علماء به عنوان افراد مقدس و مصون از خطا در نظر گرفته نمی شوند، آن ها مانند یک حاکم، در مقابل فتواها و عملکرد شان پاسخگو هستند.
در نتیجه، افکار عمومی در یک کشور اسلامی دارای عملکرد قوی است، یک حاکم بدون رضایت مردم مشروعیت به دست آورده نمی تواند و نه هم می تواند نظرش را بر مردم اِعمال کند، مردم به طور کامل برای انتخاب حاکمان خود آزاد هستند. (۲۵)
شورا از نظر اسلام یک اصل اساسی و مهم است و رجوع به آن در امور خانواده، محل کار، و دولت توصیه شده است:
وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ (شوری/۳۸)
«و كارشان به شيوه ی رايزني و بر پايه ی مشورت با يك ديگر است».
همان طور که قبلاً ذکر شد، اسلام شامل احکام فراگیر هم در بعد روحی– ‌معنوی و هم مادی بوده و برای تنظیم امور این جهان و همچنین انسان در آخرت برنامه دارد و هرگز در بند چند مورد مراسم خشک مذهبی مقید نیست.
از همه مهم تر این که، مسلمانان بر این باورند که قانون زنده گی باید از سوی خالق جهان که عالم و خبیر بر همه ی امور است، تدوین شود، نه توسط انسان که محدود به حواس انسانی اش می باشد.
تمام موجودات هستی، از اتم تا کهکشان ها، بر اساس قانون تعیین شده ی الهی بر نظام هستی، عمل می نمایند، از این رو؛ هماهنگی و کمال را در تمام هستی می توان یافت. پس چرا انسان نباید تابع قوانین الهی باشد؟ و با احساس بی نیازی از هدایات الهی، به فکر ساختن قوانین وضعی برای خویش باشد:
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ‏(اعراف/۵۴)
«‏پروردگار شما خداوندي است كه آسمان ها و زمين را در شش دوره بيافريد، سپس بر تخت (مركز فرماندهي جهان) چيره شد (و به اداره جهان هستي پرداخت). با (پرده تاريك) شب، روز را مي‌پوشاند و شب شتابان به دنبال روز روان است. خورشيد و ماه و ستاره گان را بيافريده است و جمله گي مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشيد كه تنها او مي‌آفريند و تنها او فرمان مي‌دهد. بزرگوار و جاويدان و داراي خيرات فراوان، خداوندي است كه پروردگار جهانيان است».‏
گردن نهادن به حکم و قوانین الهی قطعاً به موفقیت در این زنده گی و سعادت در آخرت منجر می شود. قوانینی که توسط انسان ساخته می شود، ناقص بوده و نمی تواند سعادت انسان را تضمین نماید و آنچه را تا کنون بشر تجربه نموده، قوانین ساخته و پرداخته ی بشر نتایج ثمر بخشی را برای انسان به بار نیاورده؛ چه بسا که منجر به عواقب وخیم و ایجاد بحران های جهانی برای بشر گردیده است.
أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ (مائده/۵۰)
‏«آيا (آن فاسقان از پذيرش حكم تو بر طبق آنچه خدا نازل كرده است سرپيچي مي‌كنند و) جوياي حكم جاهليّت (ناشي از هوي و هوس) هستند؟ آيا چه كسي براي افراد معتقد بهتر از خدا حكم مي‌كند؟».‏
نویسنده ی آمریکایی مایکل اچ هارت (Michael H. Hart) در کتاب خود در رتبه بندی کسانی که در عرصه ی رشد و تعالی انسان یاری نموده اند، نوشته است:
«از این که من «محمد-صلی الله علیه و سلم» را در صدر لیست رهبر پر نفوذ جهان، انتخاب نموده ام، ممکن است برخی از خواننده گان را شگفت زده نموده و توسط دیگران مورد سوال قرار گیرم، اما او تنها مردی در تاریخ بود که به گونه ای عالی در هر دو سطح دینی و دنیوی موفق بوده است». (۲۶)
منظور دنیوی این نویسنده؛ تمام اموریست که مربوط به دنیای انسان ها می گردد، مانند سیاست، اقتصاد، تجارت، ارتش و غیره…
نشنلیزم یا ملی گرایی در اثر جنگ ها و درگیری ها بوجود آمد و نژادپرستی زاده ی نشنلیزم است. این افکار انسان را محدود به همان محل و قومیت خاص می سازد.
حزب نازی هیتلر بر افکار افراطی ایدیولوژی نژاد پرستانه ی آریایی استوار بود و این افکار خام نژاد پرستانه منجر به قتل عام و نسل کشی، الهام گرفته از اعتقاد به این که نژاد آریایی «نژاد برتر» است، گردید و بر اساس همین تفکر افراطی، تسلط و نابودی ملت ها و نژادهای دیگر راحق خود می دانست.
آیا می توان نوعی از ایدیولوژی ملی گرایی یافت که نفرت نسبت به یک نژاد خاص، قومیت و یا گروهی از مردم در آن شامل نباشد؟ در حالی که اسلام، ما فوق ایدیولوژی های بشری، همه ی انسان ها را در مقام و منزلت انسانی برابر و مساوی می داند، تنوع در میان نژادها و ملت ها هیچگاه به مفهوم برتری و تفوق یک ملت بر ملت دیگری به دلیل رنگ، ویژه گی‌های فیزیکی و یا موقعیت جغرافیایی نبوده و نیست:
‏ ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ﴾ ‏(حجرات/۱۳)
«‏اي مردمان! ما شما را از مرد و زني (به نام آدم و حواء) آفريده‌ايم، و شما را تيره تيره و قبيله قبيله نموده‌ايم تا همديگر را بشناسيد (و هر كسي با تفاوت و ويژه‌گي خاص دروني و بيروني از ديگري مشخص شود، و در پيكره جامعه انساني نقشي جداگانه داشته باشد). بي‌گمان گرامي‌ترين شما در نزد خدا، متقي‌ترين شما است. خداوند مسلّماً آگاه و باخبر است».‏
این موضوع توسط پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و سلم) در خطبه ی معروف که در حجه الوداع روز نهم ذی الحجه در سال دهم هجرت، ایراد نمودند، نیز به صورت واضح بیان گردیده است:
«… همه ی شما فرزندان آدم و حوا هستید. هیچ عربی را بر عجم و هیچ عجمی را بر عرب برتری نیست و هیچ سفیدی بر سیاه و هیچ سیاهی بر سفید برتری ندارد، مگر بر تقوای الهی و عمل نیک». (۲۷)
مالکوم ایکس آمریکایی- آفریقایی تبار و رهبر برزگ سیاه پوستان؛ تجربه شخصی خود را از برادری جهانی در اسلام با کلمات زیر نقل می کند:
«حج فهم و بینش مرا وسعت داد. آرامش را در نهادم ایجاد نمود. در جریان دو هفته سفرم در سرزمین مقدس مکه، چیزهایی را دیدم که در سی و نه سال عمرم هرگز در آمریکا ندیده بودم. آنجا همه ی نژادها، از همه رنگ، از انسان های چشم آبی و مو طلای تا سیاه پوستان آفریقایی، در فضای نهایت صمیمی و برادری واقعی در وحدت یکجا با هم بودند و همه یک در یک صف الله واحد را عبادت می نمودند؛ بدون تبعیض نژادی، انگار آن ها اصلاً کلماتی به نام ملیت و نژاد را نمی شناختند…!!! در گذشته، بله، من سفید پوستان را متهم می نمودم و آن ها را مجرم می پنداشتم و از آن ها بدم می آمد.
ولی اسلام واقعی به من نشان داده است که تعصب علیه سفید پوست اشتباه بزرگی بوده است؛ همان طور که تعصب سفید پوستان علیه سیاه پوستان کار درستی نیست… آری، من حقیقت را از فضای ملکوتی مکه آموختم. اکنون عزیزترین کسان و دوستانم شامل همه نوع… سیاه، قهوه‌ای، سرخ، زرد، و سفید! می شوند». (۲۸)
پس، جهان شمولی اسلام بر اساس فطرت و وجدان انسان حکم می کند، نه ملی گرایی و نژاد پرستی!…
منبع: اصلاح آنلاین

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی