فقه و احکام

شبهات در ماحول قصاص و پاسخ به آن

موضوعي که گذشت زمان و تجربه، به صحت آن انگشت نهاده اينست که دين مقدس اسلام و شريعت محمدي منحيث آخرين پيام الهي در ميان تمام اديان پيشين، مکاتب گذشته و عصر حاضر يگانه نظام معتدل بوده، بر مبناي عدالت استوار است. فرامين آن مملو از حکمت ميباشد. اما کسانيکه کمر دشمني را با آن بستند با ديد مغرضانه بدون اينکه از ته دل با مزاياي اين دين فطري خود را آگاه کنند، نا آگاهانه با آن دشمني ورزيدند، و بدون تأمل به تاخت و تاز و اعتراض عليه برخي از احکام آن که با خواهشات نفساني ايشان سر نمي خورد ويا نفع خود را «ظاهراً» در آن نمي بينند، سرو صداهائي را به راه انداخته اند.

يکي از موضوعاتيکه مورد اعتراض حاميان «دروغين» حقوق بشر قرار گرفته، قصاص قاتل ميباشد که مهمترين اعتراضات ايشان در قبال قصاص را ذيلاً به خوانش گرفته و سپس به پاسخ آن ها ميپردازيم.

ايرادات حاميان حقوق بشر نسبت به حکم قصاص:

  1. جنايتي که قاتل مرتکب شده بيش ازين نيست که انساني را از بين برده است، ولي شما به هنگام قصاص همين عمل را تکرار ميکنيد و فرد ديگري را از جامعه ميکاهيد.
  2. قصاص جز انتقام جوئي و قساوت نيست، اين صفت نا پسند را بايد با ترتيب صحيح از ميان مردم برداشت، در حاليکه طرفداران قصاص هر روز به اين صفت نا پسند انتقام جوئي روح تازه اي ميدهند!
  3. آدم کشي گناهي نيست که از اشخاص عادي يا سالم سرزند، حتماً قاتل از نظر رواني مبتلا به بيماري است و بايد معالجه شود و قصاص دواي چنين بيماراني نميتواند باشد.
  4. مسايلي که مربوط به نظام اجتماعي است بايد دوش به دوش اجتماع رشد کند، بنا برين قانونيکه در هزار و چهار صد سال پيش از امروز پياده ميشد، نبايد در اجتماع امروز عملي شود.
  5. آيا بهتر نيست بجاي قصاص، قاتلان را زنداني کنيم، و با کار اجبار از وجود آنها به نفع اجتماع استفاده نمائيم؟ هم اجتماع از شرّ آنان محفوظ ميماند، و هم از وجود آنها حتي المقدور استفاده ميشود.
  6. رأفت و رحمت بر انسانيت اقتضاء ميکند که قاتل اعدام نشود.

پاسخ بر ايرادات حاميان حقوق بشر: هر گاه قرآنکريم را به دقت مورد مطالعه قرار دهيم به خوبي مي يابيم که قرآن بهترين نسخۀ دوا را براي شايقينش تجويز مي نمايد، زيرا خداوند از نفع و ضرر انسانها آگاه بوده چيزي را برايشان تجويز مي نمايد که منفعت هر فرد آنها در هر مقطعي از تاريخ و در هر جامعۀ بشري نهفته باشد، به اين اساس مشروعيت قصاص يکي ازين نسخه هاي الهي براي بشريت مي باشد.

براي اينکه سخن به درازا نکشد مي پردازيم به پاسخ ايرادات فوق:

جواب ايراد اول: به اهتمام کامل آيات قصا ص در قرآنکريم جواب اين ايراد معترضين واضح ميشود، طوريکه خداوند جلّ جلاله فرموده است:

«وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»

  زيرا از بين بردن افراد مزاحم و خطرناک گاهي بهترين وسيله براي رشد و تکامل اجتماع ميشود، چون در اينگونه موارد مسئلۀ قصاص ضامن بقاء ميباشد. ازينرو، قصاص به عنوان غريزه در نهاد انسان به وديعت گذاشته شده است. نظام طب و زراعت همه روي اين اصل عقلي «حذف موجود خطرناک و مزاحم» بنا شده است. زيرا مي بينيم بخاطر حفظ بدن، عضو فاسد را قطع ميکنند و يا بخاطر نموي گياه شاخه هاي مضر و مزاحم را مي برند، کسانيکه کشتن قاتل را فقدان فرد ديگري ميدانند تنها ديد انفرادي دارند، اگر اصلاح اجتماع را در نظر بگيرند، و بدانند که اجراي قصاص چه نقشي در حفاظت و تربيت ساير افراد دارد، در گفتار خود تجديد نظر ميکنند. از بين بردن اين افراد خون ريز اجتماع همانند قطع کردن و از بين بردن عضو و شاخۀ مزاحم و مضر است که به حکم عقل بايد آنرا قطع کرد و ناگفته پيداست که ا کنون هيچ کسي به قطع شاخه ها و اعضاي فاسد و مضر اعتراض نکرده است. شيرازي، آيت الله مکارم ناصر و جمعي از دانشمندان « تفسير نمونه » ج : 1 ص: 609 دارالکتب الاسلاميه 1369

علاوه برآنچه گفتيم، قرآنکريم و قانون اسلام در تمام دنيا چيزيکه بهاي انسان شود و ميزاني که با آن بتوان انسان را سنجيد، سراغ نميدهد، مگر يک چيز آنهم ايمان به خدا و دين توحيد است و بر ا ين حساب وزن اجتماع انساني و وزن يک انسان موحّد نزد او برابر است و چون چنين است حکم اجتماع و فرد نزد او يکسان ميباشد. پس اگر کسي مؤمن موحّدي را بکشد، در اسلام با  کسيکه همه اي مردم را بکشد يکسان است، بخاطر اينکه هر دو به حريم حقيقت تجاوز نموده هتک حرمت آنرا کرده اند. همچنانکه قاتل يک نفر با قاتل همۀ مردم از نظر طبيعت وجود يکسان است. تفسير الميزان : ج،1 ص: 662

جواب ايراد دوم: آنچه بعضي گمان ميبرند که قصاص انتقام از جاني و قاتل ميباشد درست نيست، زيرا انتقام به معني فرونشاندن آتش غضب به خاطر مسئلۀ شخصي است، در حاليکه قصاص ياري کردن عدالت، تربيت عمومي، بستن راه فساد و هرج و مرج و حمايت از نفس انساني و بقاي آنست. عقوبه الاعدام ، ص: 656

جواب ايراد سوم: درين مورد که گفته اند «قتل از جانب انسان عادي سر نمي زند حتما قاتل مبتلا به امراض رواني بوده و بايد درمان شود»، بايد گفت اين نظر دربعضي موارد و بالاي برخي از افرادي صدق ميکند، اما نميتوان تمام قاتلان را به بهانه اي بيماري رواني معذور دانست؛ زيرا وقتيکه آنها متيقن شدند که جنايت ايشان يک نوع بيماري عقلي و روحي است و مورد حمايت حکومت ها قرار دارند ازين رهگذر جرئت گرفته امنيت جامعه را برهم  ميزنند.

پس اگر استدلال درمورد قاتل صحيح باشد در مورد تمام متجاوزان و کسانيکه به حقوق ديگران تعدي ميکنند، سرايت ميکند و به اين ترتيب تمام قوانين جزائي را بايد از ميان برداشت و همه متعديان و متجاوزان را بجاي زندان و مجازات به بيمارستانهاي رواني روانه کرد. تفسير نمونه: ج: 1ص: 610

جواب ايراد چهارم: اما اينکه گفته اند «رشد اجتماع قانون قصاص را نمي پذيرد و قصاص تنها در اجتماع قديم نقش داشته و اکنون آنرا حکمي خلاف وجدان ميدانند که بايد حذف شود»، پاسخ آن بسيارساده است؛ زيرا ادعاي مزبور در برابر توسعه وحشتناک جنايات در دنياي امروزي و آمار کشتارهاي ميدانهاي نبرد و غير آن، ادعاي بي ارزشيست و به خيال بافي شبيه تر است، فرضا اگر چنين واقع شود اسلام قانون عفو را در کنار قصاص تجويز ديده است و اجتماعاتي را که به گفته معترضين به حد رشد رسيده اند، اجازه مي دهد تا عفو را بکار برند، زيرا لذتکه در عفو است در انتقام نيست، امّا ادعاي معترضين در حال حاضر به هيچ نوع صدق نمي کند، زيرا جناياتيکه در دنياي کنوني تحت لفافه هاي گوناگون سر ميزند يقيناً از گذشته بيشتر و وحشيانه تر است. پس حذف قانون قصاص جز گسترش دامنۀ جنايات و افزوني مجرمين چيز ديگري  نيست. تفسير نمونه: ج: 1 ص: 610

جواب ايراد پنجم: طوريکه ميدانيم که هدف از قصاص انتقام از قاتل نيست، بلکه حفظ حيات عمومي اجتماع و پيشگيري از تکرار قتل و جنايات است، زيرا زندان نميتواند اثر قابل توجهي داشته باشد، بخصوص زندانهاي کنوني که نسبت به بسياري ازمنازل جنايتکاران بهتر است، به همين دليل در کشورهائيکه حکم اعدام لغو شده در مدت کوتاهي آمار قتل و جنايات فزوني گرفته است.

همچنان اجبار جنايتکاران به کارهاي شاقه نمي توانند  براي کاهش آمار جنايات موثر  تمام  شود بلکه عقد وکينه آنان را بيشتر نموده و خارج شدن از زندان تکليف ساديزم ايشان به  شورآمده و به جنايات زياد تر دست مي زنند. تفسير تفهيم القرآن ، ج : 1 ، ص: 142

جواب ايراد ششم: که گفته اند رأفت و رحمت بر انسانيت اقتضا ميکند که قاتل اعدام نشود، افراط در عفو است زيرا کسيکه جان انسان را محترم نمي دارد در حقيقت ماران را در آستين پرورش ميدهد و از جان يک  قاتل دفاع کرده، جان بسيار مردم بي گناه را در خطر مي  اندازد لذا هر ترحمي فضيلت شمرده نمي شود چون بکار بردن را رأفت و رحمت در مورد جان قسي القلب که کشتن مردم برايش چون آب خوردن است بي مورد ميباشد.

بنابرين ترحم بر شخص نافرمان متخلف قانون شکن که برجان، مال وعرض مردم تجاوز ميکند، ستم کاري بر افراد صالح، اختلال نظام و قرار دادن انسان در پرتگاه هلاکت ميباشد. تفسيرالميزان : ج : 1 ،  ص : 164 .

چنانچه شاعري ميگويد :

ترحم بر پلنگ تيز دندان

ستم کاري بود بر گوسفندان

 

===========================================

نقش قصاص در کاهش جرايم

نويسنده: عبد الرحمن “حکيمزاد”

منبع: islahnet.com

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی