شبهه عدم مساوات در بین زن و مرد (۲)

اینک به سراغ حدیث دوم از رسول خدا صلی الله علیه و سلم می رویم که می فرماید: «اگر چنانچه فرمان می دادم که در برابر کسی سجده کند زن را فرمان می دادم که در برابر شوهرش به سجده رود چون حق بزرگی بر همسرش دارد».

آنچه در این حدیث سوال بر انگیز است این است که از این حدیث این نکته فهم می شود که زن بیش از یک کنیزک نیست که ناگزیر می باید در برابر سرپرستی مرد،به عنوان یک شوهر به زانو در آید ؛سرپرستی ای که نزدیک به سطح عبودیت وبندگی است واین قبیل وضعیتی که زن در برابر مرد با آن دست به گریبان است،بر کلیه مفاهیم و مظاهر قابل تصور مساوات در بین زن ومرد خط قرمز خواهد کشید وساختار خانواده را بر دو پایه اساسی آقایی وبردگی بنیان خواهد نهاد .

پاسخ به این شبهه وسوء ظنی که امکان ندارد در ذهن کسی نفوذ کند ،جز در ذهن آنهایی نباشد که بسیار ساده لوح و شتابزده اند وهدفی را که مورد توجه قرار داده سریعاً دنبال می کنند ،درست هم چون پاره ای از رورزنامه نگارانی که به خاطر درآمدهای سود آور مطبوعاتی ،رویدادها واخبار مبهم وغبارآلود را به چاپ میرسانند ، می گویم :پاسخ به این شبهه و سوء ظن به شرح زیر می باشد: کسانی که این حدیث از رسول خدا صلی الله علیه و سلم مبنی به تذکر دادن به زن در خصوص حفظ حقوق شوهرش را دانسته ،باید در مقابل نیز توقفی داشته و در جست وجو دیگر احادیثی از رسول خدا صلی الله علیه و سلم برآیند که در آنها مرد را مورد خطاب ،ودر خصوص حقوق همسرش به اوتذکر داده است .آنگاه این دو تذکر را با همدیگر مقایسه کرده واز آن پس بپرسند :کدام یک از زوجین بار سنگین تر حقوق را به نفع دیگری متحمل گردیده است ؟اینجاست که فرد مقایسه گر در میان به تذکر در مورد دونوع حقوق که هر یک از آنها از دیگری گویاتر ورساتر است ،حیرت زده می شود و در این صورت شبهه و اشکال به صورت زیر چهره می نماید :چرا رسول خدا صلی الله علیه و سلم این تذکر قابل ملاحظه را درخصوص حق بزرگ مرد بر زن ، به زن گوشزد می کند و بلا فاصله تذکری مشابه آن را در مورد بار بزرگ  حق زن برمرد ،به مرد گوشزد می کند ؟این دو تحریک متقابل برای چه ؟

گو آنکه در کنار برخی سطحی خوانان و سطحی نگران وسخت گیران در اعتراض و انتقاد هستم که با پرده پوشی و تعجب می پرسند :آیا رسول خدا صلی الله علیه و سلم همانگونه که درحق شوهر به زن سفارش نموده ،در حق همسر هم به مرد چنین سفارشی را داشته و همانگونه که در رابطه با حقوق شوهر قاطعیت به خرج داده در مورد حقوق زن در چنین قاطعیتی به خرج داده است ؟

ما در پاسخ می گوییم:آری و این هم چند مورد از وصیتها و دستورات الهی که رسول خدا صلی الله علیه و سلم جهت تذکر و قاطعیت به خرج دادن در مورد حقوق زن و اهمیت حفظ آنها ،این دستورات را متوجه مرد ساخته ،به شرح زیر می آید :

آن حضرت صلی الله علیه و سلم می فرماید :«همانا زنان همتای مردانند و جز مردان بزرگوار آنان را ارج نمی نهند و جز مردفرومایه با آنان سوء رفتار نمی کند ».

و می فر ماید :«بهترین شما کسی است که با همسرش بهتر باشد و من نسبت به همسرش بهتر باشدو خانواده ام بهترین شما هستم »

و می فر ماید :«هان ،در رابطه با زنان نیکی را به همدیگر سفارش نمایید ؛زیرا آن ها نزد شما اسیرند .ایشان را در پناه حق به همسری گرفته اید و به وسیله کلمات الهی عورتشان را برای خود حلال ساخته اید.هر آیینه شما بر آنان حق دارید و آنان بر شما حق دارند.

در صورتیکه زوجین از وصایای رسول خدا e مبنی بر پاسداری و اهتمام زن به حقوق شوهرش و رعایت و توجه مرد به به حقوق زنش تجلیل کنند و مطمئن باشند که از طرف رسول خدا صلی الله علیه و سلم صادر گردیده است مطمئناً این وصایا این اثر تربیتی را برجای خواهد کرد که هریک از زوجین بسوی قلب دیگری هم چشمی کرده و راهی را اتخاذ خواهد کرد که رسول خدا صلی الله علیه و سلم معرفی نموده و بدان فرمان داده است.

زن در زمینه اظهار محبت نسبت به شوهرش به بهره گیری از فنون مختلف خدمتگزاری و حفظ و نگهداری و ابراز شادی آور و سعادت بخش از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد و مرد نیز به نوبه خود با استفاده از راههای الفت بخش و سعادت بخش و دراز کردن دست مدد و یاری به سمت زن در راستای انجام وظایف و شؤونات مختلف خانه داری و رفتار با او از سر لطف و عطوفت فوق العاده نسبت به او  اظهار محبت خواهد کرد و در آن نهایت تلاش خود را بکار خواهد گرفت. منظور زوجین هم از حرکت در این راه اجرای تعلیمات پیامبر گرامی صلی الله علیه و سلم است.

حال تصور کنید زن و شوهرش که بر طبق این برنامه الهی بسوی قلب یکدیگر می شتابند باید رابطه آنها با همدیگر چه جور رابطه ای باشد و عشق و محبت در زندگی آنها چه جایگاهی داشته باشد؟

عشق و حب در زندگی این زن و شوهر از همان ابتدا کوچک است و بلافاصله رفته رفته بزرگ می شود و بعدها رشد و شکوفایی خود را ادامه خواهد داد درست همانند درختی که از آن مواظبت شده و مدام آبیاری می گردد و در زندگی این چنین زن و شوهری تمام عمر ماه عسل خواهد بود.

اما به عکس این در زندگی زناشویی ای که به وصایای رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم مبنی بر حفظ حقوق زوجین پشت پا زده و از التزام به تعالیم و برنامه های اسلامی فاصله گرفته حب و عشق در بین زوجین از همان ابتدا بزرگ است و وجود این حب هم در چهارچوب همان پیوند و همزیستی ابتدایی آنها قرار دارد که در بس حصار ازدواج شکل گرفته است اما بلافاصله این حب رفته رفته رو به کاستی نهاده و کوچک می شود تا جایی که حرارت آن به به خاموشی می گراید.بالاخره رابطه این چنین زوجینی به یک زندگی زناشویی تقلبی و ملال آور بر می گردد و این هم اگر از کشمکشها و گرفتاریها مصون بماند.

حال نگاه کن به تفاوت رابطه زناشویی در واقعیت زندگی غرب و در واقعیت خانواده اسلامی ملتزم.رابطه زناشویی نخست از طرفی بر پایه شهوت پرستی و لذت جنسی مرد و از طرفی دیگر-به قول خانم استرفیلار- بر پایه بهره برداری زن از این لذت جنسی در جهت اینکه حفظ و نگهداری خود را بر شوهرش تحمیل کند استوار است یعنی هر کدام از زوجین دیگری را به خاطر مصلحت خویشتن استثمار خواهد کرد.بالاخره نتیجه این خواهد شد که رشته ازدواج گسیخته شده و برخورداری عاشقانه ظاهری آنها در صورت ناتوانی یکی از آنها از ادامه بکارگیری مکر و حیله در راستای تداوم استثمار به کینه توزی ها و منازعات مبدل خواهد گشت.درست همانگونه که نویسنده آلمانی خانم استرفیلار نیز آن را بدرستی به تصویر کشیده است.

ولی رابطه زناشویی دوم مبتنی بر جانفشانی و از خودگذشتکی هر یک از زوجین به نفع طرف دیگر  می باشد و هدف از این فداکاریها کسب رضایت الهی است.بنابراین بازتاب اجتناب ناپذیری که بر جای خواهد نهاد این است که بر اثر هم چشمی بی نظیر در نوع خود چخماق محبت در میان این دو زوج جرقه زده و روشن خواهد شد و همچنین تحکیم پایه زندگی زناشویی و تداوم همزیستی مسالمت آمیز همراه با عشق و محبت تضمین خواهد شد.

آری همین است ثمره و رسالت این توصیه رسول خدا صلی الله علیه و سلم که یکی از آنها را متوجه مرد و دیگری را متوجه زن ساخته است.

این واقعیت فقط از ذهن کسانی دور است که میان مجموع تعالیم و توصیه های پیامبر صلی الله علیه و سلم سمع و نظر خود را تنها متوجه این حدیث می سازند که می فرمایند: اگر چنانچه فرمان می دادم که کسی در برابر کسی سجده کند زن را فرمان می دادم که در برابر شوهرش به سجده رود چون حق بزرگی بر همسرش دارد.

از جمله احادیثی که با سآله متون سوال برانگیز پیش گفته در ارتباط است این حدیث از رسول خدا صلی الله علیه و سلم است که می فرماید: در دنیای شما من دو چیز را دوست دارم: زنان و بوی خوش و روشنی چشمم در نماز قرار داده شده است.

کسانی که تصوری منحط و ساقط از معنی حب دارند و کسانی که احساسات و روابط غرب زده را یگانه معیار تشخیص معنی حب و عشق ارزیابی می کنند طبیعی است که محبت رسول خدا صلی الله علیه و سلم را رنگ رؤیاهایی خواهند داد که در دماغ می پرورانند و آن را بر اساس صفاتی تعریف خواهند کرد که در روح  وروانشان ریشه دوانیده است.

در نقطه مقابل در میان افراد تحصیلکرده مسلمان سطحی نگر هم کسانی به چشم می خورند که از چنین حدیثی اغماض کرده از کنار آن گذشته و در مناسبتها نسبت بدان تظاهر به جهل می کنند تا مبادا با مشکلی برخورند که بر اثر کوته اندیشی و ضعف آگاهی خود چنین می پندارند که هیچگاه به راه خروج از این مضیقه رهنمون نخواهند گردید.

شاید این تظاهر به جهلی که بازتاب یک نگرش سطحی است، به مراتب بدتر از آن تصور منحط باشد. ولی واقعیتی که برای هر کسی که اندیشمند و متفکر و سرتاسر سیره و تاریخ زندگانی رسول خدا صلی الله علیه و سلم را وارسی نموده، روشن و علنی است که این فرموده رسول خداصلی الله علیه و سلم که در رابطه با خود فرموده اند، ما را در برابر فضیلتی نو از فضایل شهره آفاق آن حضرت صلی الله علیه و سلم قرار داده و توجه ما را به سوی جلوه ای بی نظیر از تعالی انسانی و صفای فطرتش معطوف داشته و بلکه یک بعد از مهمترین ابعاد رسالت نبوی را که به عنوان یک مربی و معلم بر اساس آن به سوی مردم مبعوث گردیده، برای ما کشف می کند. کوتاه سخن آنکه، همان طور که رسول خدا صلی الله علیه و سلم درباره خود فرموده اند، محمد مبعوث شد تا مکارم و فضایل اخلاقی را کامل کند.

بدیهی است هر روش و برنامه ای که انسان در مسیر حیات و روابط خود با آن سروکار دارد، دارای دو بعد است: بعد بدی و فساد و بعد خیر و صلاح. رسالتی که پیامبر صلی الله علیه و سلم بدان مبعوث گردید عبارت است از اینکه آن حضرت با استفاده از بیانات اندرزآمیز و سلوک عملی تبیین گر خود مردمان را در سمت بعد و روی برتر یعنی، بعد خیر و صلاح، بر سر راه بدارد. در زمان بعثت پیامبر گرامی اسلام e عربها به مقوله هایی چون: مروت، جوانمردی، شهامت وبزرگی اعتنا می کردند اما این مقوله ها را با همان بعد فساد آمیز استعمال می کردند برای عزت و شرف هم ارزش بزرگی قایل بودند ولی از لابلای همان بعد فسادآمیزش محافظت از عزت و بزرگی را فهم می کردند.

و همچنین به احساسات عشق و دوست داشتن زن توجه کرده و در ضمن غزلیات و روابط جنسی خود بسیاری از این احساسات عاشقانه را به نمایش می گذاشتند منتها این حب را از بُعد فسادآمیزش یعنی بُعد خودکامگی و بی اخلاقی افسار گسیخته به کار می گرفتند.

در عصر جاهلیت عشق ورزیدن یک مرد عرب به زن بیانگر نیاز جنسی او به زن بود و موقعیکه تمایل جنسی برآورده می شد و خود را از او اشباع می نمود دیگر او را کالایی پرت شده در گوشه خانه می پنداشت که مملوک بود نه مالک برده بود نه آقا و به حق شوهر تن در می داد بی آنکه شوهر به حقوق او توجه نماید و هر گاه غریزه جنسی این مرد برای بار دیگر به هیجان می آمد مجدداً عزل سرایی و نغمه های عاشقانه خود را در جهت اشباع خودکامگی با زبان شور و اشتیاق از سر می گرفت و هنگامی که به مرادش می رسید کماکان او را به جای خود می افکند و از او سر بر می تافت محققاً زن همانطور که درباره اش یا خطاب به خودش گفته اند نزد بولهوسان چنین بوده و هست که: شما بازیچه ای در گوشه خانه هستی که فرد نیازمند و مشتاق از وجودت کام می گیرد.

هدف از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و سلم اصلاح و سروسامان دادن به این اوضاع ناگوار و تعدیل این رفتارهای ناهنجار و برانداختن نقاب از چره انسانی این روابط و مفاهیم پا در هوا بوده است و شاید فرایند روابط جنسی مرد و زن و همچنین شالوده آن یعنی محبت و عشق یکی از خطرناکترین این اوضاع بوده باشد که بیش از هرچیز نیاز به اصلاح و ساماندهی داشته است.

این رسالت رسول خدا صلی الله علیه و سلم هم در سروسامان دادن به این شرایط حاکم بر جامعه و ابراز شکل اجتماعی و انسانی صحیح آنها نه تنها از طریق وصایا و تعالیم تئوری شکل گرفته بلکه مهمتر و حیاتی تر از همه با بهره گیری از الگو سازی و نمونه های عملی نیز به ایفای نقش پرداخته است و این خود همان فلسفه ای است که خداوند سبحان در ساختن رسول خدا صلی الله علیه و سلم به عنوان الگوی ایده آل در فضایل اخلاقی روابط سالم اجتماعی و تجه به غرایز بشری بر اساس شکل درست آنها آن را منظور داشته است.

به همین دلیل برای اینکه رسول خدا صلی الله علیه و سلم بتواند مفهوم حب مرد نسبت به زن را تصحیح و آن را در شکل سالم انسانیش جلوه گر سازد ناگزیر می بایست که از جانب شخص خود ابزاری در جهت تبیین عملی و مظهری از الگوی سلوکی در برابر دیدگان عرب و عجم به نمایش می گذاشت. و این موضوع هم اتفاق افتاد چه آن حضرت صلی الله علیه و سلم از لابلای اخلاق کلی انسانی و روابط با دیگران شکل صحیح و برتر برنامه ای را به ما نشان داد که بایستی در هر عصر و زمانی حیات اجتماعی بر پایه آن حرکت کند.

از این رهگذر تصویر برتر انسانی و اجتماعی روابط میان زن و مرد به طور عموم و محبت و عشق ورزی مرد نسبت به زن به طور خصوص و همچنین تصویر برتر انسانی اخلاق و سایر روابط اجتماعی در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و سلم برای ما جلوه گر افتاد.

آری رسول خدا صلی الله علیه و سلم با این فرموده خویش: در دنیای شما دو چیز را دوست دارم: زنان و بوی خوش ، توجه ما را به محبت و دوستداریش نسبت به زن معطوف داشته ولی وقتی که ما نگاه کردیم دیدیم آن حضرت صلی الله علیه و سلم به وسیله این عشق و محبت خود ما را در برابر عالیترین شکل انسانی روابط بین زن و مرد قرار داده و این حب را به عنوان جایگاه والای اجتماعی زن نشان داده است به هیمن لحاظ در سایه اسلام  اهلیت زن به تکامل خویش رسیده است:همچون مرد از او طلب مشورت می گردد اظهار نظر می کند دیدگاه درست از او پذیرفته می شو با مردان قرارداد و معاملات به راه می اندازد بر اساس ترازوی عدالت با آنها اقامه دعوا می کند میراث می برد از او ارث برده می شود و بالاخره درست همچون مرد استحقاق دستمزد خود را در برابر کاری که کاملاً از عهده آن برآمده دارد.این موارد مشروحاً در بخشهای قبلی کتاب بیان گردیده است.

به همین ترتیب محبت علنی آن حضرت صلی الله علیه و سلم نسبت به زن ابزاری در جهت تبیین عملی شیوه ای بوده که بایستی رابطه مرد با زن در سطح فطرت و غریزه بشری بر اساس آن شکل گیرد بدیهی است الگویی هم که رسول خدا صلی الله علیه و سلم منشاء و طلایه دار آن بوده به وسیله اندرزها و بیانات قولی هویت آن برای مردم روشن نمی شود بلکه تنها با استفاده از رفتار و عمل مجسم خواهد شد.

حالا در تبیین عملی محبت رسول خدا صلی الله علیه و سلم نسبت به زن را چهارچوب روابط ایشان با همسران خود اندیشه و تأمل کنید آیا در این محبت چیزی را سراغ دارید که جایگاه اخلاقی آن حضرت صلی الله علیه و سلم را لکه دار نماید یا آن را به سطح روش و سلوکی تنزل دهد که به مبانی انسانی و ارزشهای اخلاقی و احکام اسلامی پشت پا خواهد زد؟

راستی اگر هدف آن حضرت صلی الله علیه و سلم از این محبت دستیابی به لذت جنسی و هوا و هوس می بود در چنین شرایطی این هدف در نوع زندگی ایشان با همسران خود در بیت نبوی تبلور می یافت و همزیستی وی یا آنها مبتنی بر زهد و سختی و ناگواری نمی بود و در آن هنگام که همسرانش از او تقاضای افزایش لذت معیشت کردند آنان را به انتخاب یکی از این دو راه دعوت نمی کرد که:یا طلاق بگیرید و در رفاه و آسایش زندگانی باشند و یا جهان آخرت را ترجیح دهند و همگام با رسول خدا صلی الله علیه و سلم بر شدت و سختی معیشت دوام بیاورند.بلکه در چنین شرایطی طبیعی بد که رسول خدا صلی الله علیه و سلم بیش از همه همسرانش تمایل به لذت بردن همسرانش از رفاه و زینت زندگی داشته باشد.

اگر اسلام بیانی داشته باشد که بخواهد در ضمن آن هویت و ویژگی های خودش را به مردم معرفی نماید چنین می گوید:که بافت هویتش از تاروپود حب تشکیل شده است که چنانچه این حب نیز بخواهد هویت فطری پیراسته از شوایب خود را به مردم معرفی کند چنین اظهار می دارد که: هویت متعالی و ایده آل او در حب رسول خدا صلی الله علیه و سلم تبلور یافته است.

برگرفته از : کتاب:

زن در میان شفافیت شریعت الهی و تیرگی فرهنگ غرب

مؤلف: دکتر سعید رمضان بوطی

مترجم: عمر قادری

سایت تابش

یک دیدگاه