خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / شجاعت و غیرتمندی

شجاعت و غیرتمندی

از ویژگی های مهم و ارزنده ای که منادیانِ آزادی و نسل بی نظیرِ قرآنی در صدر نخست دارا بودند، یکی هم شجاعت و مردانگی بوده است؛ شجاعت در مقابل دشمنان خدا، شجاعت در برابر حاکمان، مردانگی در مقابل قدرتمندان، زورگویان و همه دستگاه های ظلم و جَور.

«مسلمانان نخستین در راه نشر دعوت اسلامی هر تکلیفی را به جان قبول کردند و در این راه شجاعانه سربازی کرده، قوت وعظمت روحی خود را در هیچ حالی از دست ندادند.» آموختنی هایی در مسیر انقلاب اسلامی؛ اثری از: استاد ربانی، ص:39.

شجاعتِ بی نظیر و حماسه آفرینی های پیوسته و پیهم، آنها را به قهرمانان و فاتحینِ رزم گاه‌ها و نبردهای سرنوشت ساز مبدل ساخته بود؛ شجاعتِ غیرِ قابلِ وصف، مردانگی و پر دلی‌ای توصیف ناپذیر و شهکاری های حیرت انگیز و تعجب آفرین!!

***

«تربیت یافتگان مکتب اسلام در عصر نبوت، تکالیف طاقت فرسایی را شجاعانه متحمل می شدند، عثمان بن مظعون رضی الله عنه یک تن از اصحاب پیغمبر صلی الله علیه وسلم بنا بر تقالید و عادات عربی در جوار (پناه) «ولید بن مغیره» به سر می برد، چون ولید از سرداران بانفوذ قریشی بود؛ لذا با وجودی که عثمان رضی الله عنه اسلام آورده بود؛ اما کسی نمی توانست به او تعرض کند، چون او دید که سایر مسلمانان در شکنجه به سر می برند، لذا جوار ولید را گذاشته و در صفوف سایرین داخل شد و زندگی آرام و بی تشویش را کنار گذاشت و در اجتماعی، اعمال ناروای مشرکان را تقبیح کرد، «لبید بن ربیعه» یک تن از مشرکان به او حمله کرده و با بی رحمی یک چشم او را غرق در خون کرد؛ ولید که آن صحنه را تماشا می کرد، رو به عثمان  رضی الله عنه کرد و گفت: “تو پیش از این در پناه من بودی و کسی نمی توانست چشم تو را اذیت کند.”

عثمان در جواب گفت: “قسم به خدا جل جلاله که چشم من نیازمند آن است؛ تا در راه الله جل جلاله زخم بردارد، من اکنون در پناه کسی به سر می برم که از تو قوی تر و قدرتمندتر است.” آموختنی هایی در مسیر انقلاب اسلامی؛ اثری از: استاد ربانی، ص: 33 – 34

***

هنگامی که آیاتِ چندی از کلام روح بخش و دل نوازِ الهی نازل می شود، رسول اکرم صلی الله علیه وسلم مشتاق این است که یکی از یارانش برخاسته و سورۀ «الرحمن» را در جمع مشرکان و بت پرستانِ قریشی تلاوت نماید. عبدالله بن مسعود رضی الله عنه که از اصحاب نخبه ی پیامبر صلی الله علیه وسلم و از پیشگامان اسلام بود  بر می خیزد و به مجمع مشرکان می شتابد و سورۀ مبارکۀ «الرحمن» را با کمال جرئت و شجاعت قرائت می کند. مشرکان مکه چنان مورد لت وکوب قرارش می دهند که از بدنش خون جاری می گردد؛ اما وی چون کوه بزرگ  استوار و پابرجا باقی می ماند و اندک ترس را در وجودش جای نمی دهد و با مردانگی ای تمام به تلاوت ادامه می دهد.

بار دیگر پیش نهاد می شود که، کی حاضر است تا بدین کار اقدام ورزد؟ باز هم عبدالله بن مسعود رضی الله عنه حاضر می شود. هرچند بدو می گویند که تو انسان غریب و عاجزی هستی و این کار را به فرد دیگری واگذار کن، او با پافشاریی تمام به صفّ بت پرستان قدم می گذارد و کار سابقش را تکرار می کند. این بار نیز چنان مورد ضرب قرارش می دهند که از اندامش خون جاری می شود و بدنش سرخ می گردد؛ اما به خوانشِ آیات خدا در میان آنها ادامه می دهد!!

***

ابوبکر بن ابی موسی اشعری می گوید: من از پدرم ابوموسی اشعری رضی الله عنه در هنگامِ رویارویی با دشمن شنیدم که می گفت: پیامبرِ خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: «درهای بهشت زیر سایه های شمشیرهاست»، مردی ژنده پوش بلند شد و گفت: ای ابو موسی! تو خودت از پیامبر صلی الله علیه وسلم چنین سخنی را شنیدی؟ ابو موسی گفت: آری. آن مرد نزدِ همراهانش رفت و گفت: سلام بر شما باد! نیامِ شمشیرش را شکست و دور انداخت، سپس به صفّ دشمن یورش برد و جنگید؛ تا اینکه جامِ شهادت به سر کشید. این حدیث را امام مسلم رحمه الله روایت نموده است.

***

خبیب انصاری رضی الله عنه یکی از یاران پیغمبر صلی الله علیه وسلم تا آنگاه که مشرکانِ ستمگر او را به دار زده و با وحشت و بربریت چشمش را می دریدند، از فراز چوبه ی دار با اطمینان خاطر، اشعار تابناکی را می سراید که بیانگر عظمت روح و قوت قلب مؤمن است. آموختنی هایی در مسیر انقلاب اسلامی: 39.

 

زمانی که حکم اعدام او صادر گردید اندکترین ترس و بزدلی را در قلبش جای نداد.

خبیب رضی الله عنه وضو ساخت و در کمال خضوع دو رکعت نماز به جای آورد و گفت: “به خدا سوگند اگر فکر نمی‌کردید که از ترس مرگ نماز را طول می‌دهم، هرآئینه بیشتر با خدای خودم راز و نیاز می‌کردم”. سپس سر به سوی آسمان بلند کرد و آنها را نفرین نمود. دست و پای او را با طناب به چوبۀ دار بستند و رویش را به سوی مدینه گرداندند. سپس به او گفتند: از دین خود برگرد تا رهایت کنیم. خبیب در پاسخ گفت: “به خدا سوگند اگر آنچه در دنیاست به من بدهید از دینم دست بر نخواهم داشت!” گفتند: آیا دوست داشتی پیامبر علیه الصلاة و السلام به جای تو باشد و تو راحت در بین فرزندانت باشی؟ او در پاسخ گفت: “به خدا سوگند دوست ندارم خاری به پای پیامبرصلی الله علیه وسلم برود و من راحت در بین خانواده‌ام باشم”. کفار که با شنیدن این سخنان طاقت شان تمام شده بود، فریاد می‌زدند: به لات و عزی قسم اگر از دین خود برنگردی تو را خواهیم کشت. خبیب با خون سردی پاسخ داد: ” مرگ من لحظاتی بیش طول نخواهد کشید” همین که خواستند دستور قتل را اجرا کنند، خبیب گفت: “چرا صورتم را از قبله برگردانده‌اید؟ خدایا، تو شاهد باش که جز روی دشمن چیزی نمی‌بینم، و در این جا کسی نیست که سلام مرا به پیامبرت برساند، پس تو سلامم را به او برسان.

یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم به نام «اسامه بن زید» از قول پدرش نقل می‌کند که در همان هنگام پیامبر صلی الله علیه وسلم با اصحاب در مدینه نشسته بود که ناگهان تکانی خورد شبیه حالتی که وحی بر او نازل می‌شد. و این کلمات را بر زبان جاری نمود: “درود و برکات حضرت حق بر او باد” سبب را از او پرسیدم، فرمود: “این جبرئیل است که سلام خبیب را به من رساند”.

کفار وقتی اصرار و پایمردی خبیب را دیدند. بچه‌های کسانی را که پدران شان در جنگ بدر کشته شده بودند صدا زدند و به دست هر کدام تیری دادند و گفتند: این قاتل پدر شماست او را بکشید. همه شروع کردند به تیرانداختن. لرزشی بر اندام خبیب افتاد که در اثر آن بدنش به سوی قبله برگشت. در این هنگام این زمزمه را بر لب جاری ساخت: “سپاس خدای را که صورتم را به سوی قبله‌ای گردانید که هم خودش دوست دارد و هم پیامبر و بنده‌های با ایمانش” کفار کور باطن که صبرشان لبریز شده بود دیگر نتوانستند رشادت و مقاومت او را تحمل کنند. از این رو؛ هر کدام ضربه‌ای بر او زدند. خبیب در حالی که نیزه سینه‌اش را شکافته و از پشتش به در آمده بود، تا ساعتی مشغول نیایش و راز و نیاز با معبود بود.” با یاران پیامبر، از محمد نقدی: 39 – 40.

***

عبدالله بن عباس رضی الله عنهما در مورد رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: “کَانَ مِن أَشجَع النَّاسِ” یعنی؛ رسول اکرم صلی الله علیه وسلم از شجاع ترینِ مردمان بود.

 شجاعت و غیرتمندی، گوشه ی بزرگی از اخلاقیاتِ اسلامی را تشکیل می دهد. شجاعت و مردانگی در برابر تندبادهای خطرناک و مشکلات عظیم، شجاعت و مردانگی در مقابل زورگویانِ سِلاح به دست و قلدرانِ ستم پیشه، غیرتمندی در مقابل اولیای امور و صاحبانِ حکومت و … همه و همه از ویژگی های مهمّی هستند که هر مؤمن و مسلمان باید شعله های آن را در وجودش بدمد.

 

نوشته: انعام الله رحمانی

منبع: اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

نقش مسجد در دعوت عمومی

محمّد احمدیان ترجمە: حسن آبیار   الحمد لله رب‌ العالمین، والصلاه والسلام علی خیر خلقه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *