فکر و دعوت

شخصیت ما و سایه‌اش

تکلیف ما شناخت سایه و پذیرفتن آن به عنوان بخشی از خود و سپس بررسی نقاط قوت و ضعف آن و به‌کار بردن آن در خودآگاه و بروزش به شکلی پالایش یافته است.

نویسنده: دکتر ژیلا مرادپور

شخصیت انسان همان خودآگاه اوست، ویژگی‌هایی که خود برآن‌ها آگاهی دارد و دیگران معمولا آن را مشاهده می‌کنند.

سایه‌ی شخصیت انسان آن بخش از خواسته‌ها، امیال و آرزوهایی است که انسان از ابرازش می‌ترسد و حتی در برخی موارد، خود بر آن آگاه نیست، زیرا چنان آن را سرکوب کرده که به فراموشی سپرده شده است .

حال ممکن است دلیل ترسش، تحقیر شدن توسط جامعه باشد یا سرکوب و سرزنش نزدیک‌ترین کسان زندگیش که دوستشان دارد و به‌خاطر این‌که آن‌ها را از دست ندهد یا از خود نرنجاند دست به خود سانسوری می‌زند و خواسته‌هایش را سرکوب می‌کند تا آن‌گونه باشد که محبوبانش می‌خواهند ویا این‌که نزدیکانش مستبد بوده و توان مخالفت با آن‌ها و بروز خود را ندارد و یا تحت فشار حاکمیتی مستبد خیلی از استعدادهایش را سرکوب شده ببیند.

به طور کلی شکل‌گیری سایه با یکی از این سه انگیزه یا دو یا مجموع آن ایجاد می‌شود:

۱. به‌خاطر جامعه و فرهنگ رایج و یا سیاست حاکم و ترس از تحقیر و طرد شدن در صورت ابراز خواسته.

۲. به‌خاطر فرد یا افراد محبوب زندگی.

۳. به‌خاطر اطرافیان سخت‌گیر، خودرای و مستبد.

انسان در این مواقع به‌خاطر حفظ شخصیت و کرامت خود وتحقیر نشدنش و یا به‌خاطر نشکستن دل محبوبان خود، دست به خود‌سانسوری و خود‌خوری می‌زند، خواسته،باور، فکر و احساسش را سرکوب می‌کند و آن را به ناخودآگاه که محل شکل‌گیری سایه‌ی شخصیت یا همان بعد پنهان شخصیت است، می‌فرستد و هرچه بیشتر در برابر این سه شرایط قرار بگیرد، دست به سرکوب بیشتر می‌زند و این باعث تقویت سایه شده و نهایتا در شرایطی که نباید این خواسته و احساس بروز داده شود، به‌شکلی قوی و مخرب خود را نشان می‌دهد و به تعبیر دیگر سایه بر شخص حاکم می‌گردد و شخصیت را تخریب می‌کند، تخریبی خیلی بدتر از آن‌چه  که خود شخص از ترس آن مدام خواسته را سرکوب می‌کرد و یا گاهی به‌شکل خشونت‌هایی که ضررش دامن افراد جامعه را هم می‌گیرد، خود را نشان می‌دهد، خصوصا در مواردی که خود‌سانسوری به‌خاطر ترس از حاکمیت باشد.

به عنوان مثال مردی که مایل است چند زن داشته باشد ولی از ترس جامعه آن را پنهان می‌کند و به‌جای این‌که باورش را نقد و بررسی کند و خود را با آن رودررو کند و با حلاجی آن به درست یا غلط بودنش ودلیل چنین نیازی در خود برسد، از ترس قضاوت جامعه آن را در خود سرکوب می‌کند وبه زبان نمی‌آورد و چون نتوانسته آن را حل کند به مرور در سایه می‌افتد و هر بار که آن را حل‌نشده، سرکوب می‌کند آن را در خود قوی‌تر می‌کند و این میل در او بیشتر می‌شود. آن وقت سعی می‌کند راه‌حل‌هایی پنهانی بدون این‌که کسی بفهمد برای پاسخ به آن بیابد و به روابط پنهانی با زنان می‌پردازد غافل از این‌که این میل حل‌نشده‌ی سرکوب‌شده، در آخر به شکلی بد بروز می‌کند که تماما تخریب‌گر شخصیتش خواهد شد.

ویا مثلا گاهی بخشی از سایه‌ی شخصیت انسان چیز بدی نیست اما اطرافیانش او را بابت داشتن آن ویژگی تحقیر و سرزنش می‌کنند. مثلا کسی که خیلی مهربان و با گذشت است و دل پاک و ساده‌ای دارد، ممکن است اطرافیانش او را ساده‌لوح بپندارند و مدام مهربانی‌کردن و دل پاکش را تمسخر، تحقیر و سرزنش کنند، چنین شخصی ممکن است تا مدتی اهمیت ندهد و به سرزنش‌ها توجه نکند اما به مرور زمان به‌دون این‌که خودش متوجه باشد، این سرزنش‌ها در او تاثیر می‌گذارد و کم کم بروز محبت‌هایش را سانسور می‌کند تا کمتر سرزنش و تحقیرها را بشنود و خیلی مواقع که می‌خواهد مثل گذشته‌ی خود باشد، مثل گذشته شوق و ذوق داشته باشد و ابراز محبت و مهرورزی کند، چون باید آن را در خود کنترل کند و خودش نباشد، محبت و مهرورزی‌هایی که با عشق و ذوق نشان می‌داد را سرکوب می‌کند و آن‌ها را به ناخودآگاهش می‌فرستد تا کمتر دیده شود.

نتیجه‌اش این می‌شود که اطرافیان او را عاقل‌تر و جدی‌تر می‌بینند و بیشتر قبولش خواهند داشت. اما این مُهر سانسور و حذف بی‌آلایشی در او به مرور زمان، سایه‌ای قوی می‌شود که بر شخصیت جدی و خشک ناخوانده‌اش آوار می‌شود و اگر با سایه‌اش آشتی نکند و آن را نپذیرد و در جای خودش ننشاند، این آوار او را ویران خواهد کرد و هم از خود بیگانه‌اش می‌کند و هم از دیگران….

و یا ممکن است نهایتا بعد سالها سرکوب و سانسور عشق و مهرورزی درونی‌اش نسبت به دنیا به حالتی برسد که یک‌باره چنان عاشق شود و همگان را دوست بدارد که در حفاظت از خود در برابر دشمنان درمانده گردد، چون نگاهی متوهمانه به آن‌ها دارد و در باورش همه دوست‌اند و دشمنی وجود ندارد و این‌جاست که دشمن از چنین فرد متوهم در عشق سوء‌استفاده خواهد کرد.

کسی را می‌شناسم که انسان متدین و متقی‌ای است که در گذشته بسیار با محبت بوده اما به‌خاطر تمسخرهای زنش و انگ ساده‌لوح زدن به او، از وی انسانی خشک و جدی ساخته که تا سالها مهر وعشق ورزی را تبدیل به سایه‌ی شخصیت خود نموده است و نهایتا این سایه بر او قدرت یافته و حال چنان مهربان است که دیگر دوست را از دشمن باز نمی‌شناسد و هر کسی از  او سوء استفاده می‌کند.

تکلیف ما در قبال سایه‌ی شخصیت خود و دیگران چیست؟!

تکلیف ما شناخت سایه و پذیرفتن آن به عنوان بخشی از خود و سپس بررسی نقاط قوت و ضعف آن و به‌کار بردن آن در خودآگاه و بروزش به شکلی پالایش یافته است.

خیلی از ویژگی‌های سایه‌ی شخصیت ما لزوما بد نیستند، بلکه ما نتوانسته‌ایم آن را بپذیریم و با پالایش آن به شکلی مفید و سازنده بروزش دهیم.

مثلا انسانی دراصل ترسوست اما همیشه سعی می‌کند آن را پنهان کند و خود را شجاع نشان دهد ودر واقع ترس تبدیل به سایه‌ی شخصیت او می‌شود در حالی که می‌تواند ترسو بودن خود را بپذیرد و بداند ترس همه‌اش بد نیست و بلکه می‌تواند در جایی که بدان نیاز دارد از آن استفاده کند و در جایی که ترسش مخرب است آن را پالایش کرده و انرژی ناشی از آن را به سمتی درست جهت دهد تا خروجی مفیدی از آن عایدش شود.

بر این اساس باید گفت شکل‌گیری و قدرت سایه‌ی شخصیت اشخاص تحت تاثیر خودشناسی و خودباوری فرد و عدم درک و نبود هم‌دلی و مدارای دیگران نسبت به یکدیگر و همینطور شرایط اجتماعی و سیاسی و خانوادگی‌ای است که افراد در آن رشد کرده و زندگی می‌کنند.

فردی که روح و روان سالم، مهربان و مثبت‌اندیشی دارد اگر اطرافیان نزدیکش او را درک نکنند و جنبه‌های مثبت او را ارج ننهند و به‌عکس سرکوبش کنند و در عین حال جامعه ارزش خوب بودنش را نداند و سیاست‌های حاکم بر جامعه او را منزوی کند و از حوزه‌هایی که لیاقتش را دارد، براند و حقوق اجتماعیش را پایمال کند، هیچ بعید نیست که در چنین شخصی سایه‌ای بدبین، سرخورده، منزوی، ناامید، بدون عزت و نهایتا با خشم فروخورده شکل می‌گیرد و به مرور در او قوی و قوی‌تر شده و تبدیل به بمب خشمی می‌شود و یا همانند فنر فشرده‌ای خواهد شد که در جایی که نباید رها شده و منفجر می‌گردد و ترکش‌هایش نه تنها به خودش آسیب می‌رساند، بلکه جامعه و حاکمیت را هم گرفتار می‌کند و هزینه‌های مادی و معنوی زیادی را موجب می‌شود.

پس حواسمان به سایه‌ی شخصیت خود و دیگران باشد.

سعی کنیم با تقویت اخلاصمان سایه‌ی خود را زیباتر از خودآگاه شخصیتمان کنیم.

اخلاص باعث می‌شود هر کار مثبتی که در عالم خودآگاهت انجام می‌دهی ناخودآگاهی زیبا داشته باشد و سایه‌ات زیباتر از ظاهرت باشد. به تعبیر علمای اسلامی و اخلاق، سیرتت نیکوتر از صورتت می‌شود و در این حالت سایه‌ات زیباتر از خودت و روشن است و روشنایی‌اش را فقط خدای بصیر می‌بیند.

هر وقت به‌خاطر کسی از حق خود گذشتی آن وقت سایه‌ات زیباست، هر وقت به‌خاطر رضای خدا در حق کسی لطفی کردی با این‌که آن فرد تو را آزارداده است آن وقت سایه‌ات، زیباتراز ظاهر عملت است.

خیلی از سایه‌های زیبای ما را ممکن است دیگران نبینند اما یقین داشته باشید در ایجاد سایه‌ی زیبا در آن‌ها موثر است.

پس مراقب باشیم که در ایجاد سایه‌ی ناخوشایند و بیمار در یک انسان سهیم نشویم.

به تعبیر دیگر به جای این‌که در ایجاد سایه‌های خطرناک و آزاردهنده و از بین برنده‌ی کرامت انسانی نقش داشته باشیم، انسان‌ها را یاری دهیم تا سایه‌های شخصیتیشان را به خودآگاه آورند و به شکلی مفید برای خود و اطرافیانشان مدیریت کنند.

راهش این است که انسان‌ها را همان‌گونه که هستند، دوست داشته باشیم و به آن‌ها فرصت خطا و کسب تجربه در اصلاح خودشان بدهیم و شفیقانه برایشان عذر بیاوریم تا راه بازگشتی برای اصلاح خود داشته باشند و بدون ترس از انگ‌خوردن و طرد‌شدن بر نقاط ضعف خود تمرکز کنند تا بتوانند آن را اصلاح نمایند.

بدترین نوع برخورد ما با دیگران این است که مهرورزی، صفا و سادگیشان را تمسخر کنیم و یا از آن سوء‌استفاده نماییم، چون با این کار در او سایه‌ی بدبینی و عدم‌اعتماد به دیگران را تقویت می‌کنیم و به مرور زمان مانع رشد مهرورزی در اجتماع می‌شویم و بذر بی‌اعتمادی و عدم‌تعاون را در جامعه می‌کاریم و انزواطلبی، خودمحوری و خودخواهی در چنین جامعه‌ای موج خواهد زد و این از ناسالم‌ترین جوامع خواهد بود که افراد آن هیچ‌کدام احساس رضایت و آرامش نخواهند داشت و چون هر کس در پی منافع خود است، قطعا رشد مناسبی هم نخواهد کرد و امنیت و اقتصاد چنین جامعه‌ای در معرض تهدید جدی قرار می‌گیرد.

بیندیشیم چقدر در ایجاد سایه‌ی ناسالم در انسان‌ها نقش داشته‌ایم ؟!

تقویت اخلاص شاه کلید زیبا‌سازی سایه‌ی شخصیت و راندن ابعاد آزاردهنده‌اش به سمت خودآگاه جهت تصفیه و پالایششان و حل آن‌ها به شکلی مفید و سازنده است.

به همین دلیل هم خداوند اخلاص را رمز حفظ تسلط بر خود در برابر شیطان معرفی نموده است:

« قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ »

(ابلیس) گفت: «پس به عزتت سوگند، که همه‌ی آن‌ها را گمراه خواهم کرد).

« إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ »

(مگر بندگان مخلص تو را، از میان آن‌ها)( آیه‌ی ۸۲/۸۳ سوره‌ی ص).

خداوندا سایه و ناخودآگاهمان را با اخلاص پاک و مصفا گردان و غل و غش آن را با آگاهی و تقوا بزدا!

آمین یا رب العالمین

منبع: کانال تلگرامی دکتر ژیلا مرادپور http://@zhilamoradpur

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی