خانه / مطالب ویژه / شورش و خروج علیه حکامی که مرتکب معاصی و گناهان کبیره می‌ شوند

شورش و خروج علیه حکامی که مرتکب معاصی و گناهان کبیره می‌ شوند

برخی معتقدند ارتکاب گناهان و کبائر توسط برخی از حاکمان شورش علیه آنان و تلاش برای تغییر حکومت را واجب می‌ کند حتی اگر این کار باعث زیان رسیدن به مسلمانان در آن سرزمین شود. جهان اسلام هم اکنون به دلیل اینگونه حوادث بسیار رنج می‌ برد.

شیخ عبد العزیز بن باز ـ رحمه الله ـ در پاسخ به این موضوع می گویند:[1]

بسم الله الرحمن الرحیم

ستایش مخصوص الله پروردگار جهانیان است و درود و سلام بر رسول الله و بر آل و اصحاب وی و همه‌ ی کسانی باد که رهنمون آنان را در پی گیرند اما بعد:

الله عزوجل می ‌فرماید:

{ای کسانی که ایمان آورده‌ اید الله را اطاعت کنید و رسول را اطاعت کنید و نیز اولُوا الأَمْر خود را، پس هرگاه در امری اختلاف کردید اگر به الله و روز آخرت ایمان دارید آن را به – کتاب – الله و – سنت – رسول عرضه کنید. این بهتر و نیک ‌فرجام‌ تر است}[2].

این آیه نص بر وجوب طاعت اولُوا الأَمْر یعنی امرا و علماست و سنت رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نیز بیان داشته که این طاعت لازم است و در امری که معروف باشد نه منکر، فرض است.

نصوصی که در سنت آمده معنای این آیه را بیان کرده و لفظ مطلق آیه را مقید به این نموده که منظور اطاعت آنان در معروف است. بنابراین بر مسلمان لازم است که در امرِ معروف از والیان امر اطاعت کنند نه در گناهان. پس اگر به معصیت امر کردند از آن ها اطاعت نمی ‌شود اما با این وجود به سبب آن خروج بر آن ها جایز نیست زیرا رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ می ‌فرمایند: «آگاه باشید؛ کسی که امیری بر وی گماشته شد و دید که مرتکب معصیتی می ‌شود آن معصیت را بد بدارد اما دست از طاعت نکشد»[3] و همچنین می‌ فرمایند: «کسی که از طاعت بیرون رود و جماعت را رها کند و در این حال بمیرد به مرگی جاهلی مرده است»[4]. رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ می‌ فرمایند: «بر انسان مسلمان شنیدن و اطاعت کردن در آنچه دوست دارد و دوست ندارد واجب است مگر آنکه او را به گناهی فرمان دهند؛ پس اگر به گناه فرمان داده شد نه می‌ شنود و نه اطاعت می‌ کند»[5]. صحابه نیز هنگامی که از وی شنیدند در آینده امیرانی خواهند آمد که برخی کارهایشان را نیک می ‌بینند و برخی دیگر را انکار می ‌کنند به ایشان گفتند: پس در آن حال ما را به چه چیزی امر می‌ کنید؟ فرمود: «حق آنان را ادا کنید و حقتان را از الله بخواهید».[6]

عبادة بن صامت ـ رضی الله عنه ـ می‌ گوید: «با رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر شنیدن و اطاعت در خوشی و ناخوشی و سختی و آسانی و در صورت آنکه مورد تبعیض قرار گیریم بیعت نمودیم و بر این که در امر حکومت با اهل آن در نیفتیم و فرمودند: “مگر آنکه کفری آشکار ببینید که نزد خود برای آن از سوی الله برهانی داشته باشید”»[7]. این نشان می ‌دهد که نزاع و کشمکش با والیان امور و خروج و شورش علیه آنان جایز نیست مگر آنکه کفری آشکار ببینند که برایش برهانی آشکار از سوی الله داشته باشند. و این برای آن است که شورش علیه والیان امور فسادی بزرگ و شری بس عظیم را سبب می ‌شود که امنیت را از بین برده و حقوق را تباه می‌ کند، در آن صورت نه پس زدن ظالم ممکن است و نه یاری مظلوم و شر و فساد بسیاری به وقوع خواهد پیوست.

بنابراین اگر مسلمانان کفری آشکار دیدند که برایش دلیلی آشکار از سوی الله دارند در آن صورت اشکالی ندارد که در صورت توان بر آن سلطان خارج شوند و او را برکنار کنند اما اگر قدرتش را ندارند نباید خروج کنند یا اگر خروجشان شری بزرگتر را پدید می‌ آورد برای رعایت منافع عمومی خروجشان جایز نخواهد بود.

قاعده‌ ی شرعی که بر آن اجماع شده اینگونه است: «از بین بردن یک شر با شری بدتر از آن جایز نیست.  بلکه شر را باید با چیزی از بین برد که آن را کاملاً بردارد یا کم کند اما سعی در از بین بردن شر با شری بدتر به اجماع مسلمانان جایز نیست».

بنابراین گروهی که می‌ خواهند سلطانی را که کفری آشکار انجام داده برکنار کنند اگر توانایی آن را دارند و می ‌توانند بدون به وجود آمدن فسادی بزرگ علیه مسلمانان امامی صالح و نیک را به جایش بگذارند کارشان اشکالی ندارد. اما اگر بر این خروج فسادی بزرگ و از بین رفتن امنیت و ظلم به مردم و کشته شدن کسانی که مستحق قتل نیستند و دیگر مفاسد عظیم مترتب شود کارشان جایز نیست. بلکه باید صبر پیشه کرد، در امور معروف نیک اطاعت کنند و گوش فرا دهند، والیان امر را نصیحت کنند و برای آنان دعای خیر کنند و برای کم کردن شر و بیشتر شدن خیر تلاش نمایند. این همان راه درستی است که باید پیش گرفته شود. زیرا مصالح کلی مسلمانان در آن نهفته است و به این وسیله شر و بدی کم می ‌شود و خیر و نیکی افزون می ‌گردد و امنیت و سلامت مسلمانان از شری بزرگتر در امان می ماند.

از الله برای همه توفیق و هدایت را خواستاریم».

برگرفته از:  https://islamqa.info

ام احمد

[1] مجموع فتاوای علامه بن باز:8/202-204

[2] {یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا} نساء:59

[3] “ألا من ولی علیه وال فرآه یأتی شیئاً من معصیة الله، فلیکره ما یأتی من معصیة الله ولا ینزعن یداً من طاعة” روایت مسلم.

[4] “مَنْ خَرَجَ مِنْ الطَّاعَةِ وَفَارَقَ الْجَمَاعَةَ فَمَاتَ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً” روایت مسلم.

[5] “عَلَی الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ السَّمْعُ وَالطَّاعَةُ فِیمَا أَحَبَّ وَکَرِهَ إِلَّا أَنْ یُؤْمَرَ بِمَعْصِیَةٍ فَإِنْ أُمِرَ بِمَعْصِیَةٍ فَلَا سَمْعَ وَلَا طَاعَةَ” روایت بخاری و مسلم.

[6] “أَدُّوا إِلَیْهِمْ حَقَّهُمْ وَسَلُوا اللَّهَ حَقَّکُمْ” روایت بخاری و مسلم.

[7] “دَعَانَا النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَبَایَعْنَاهُ فَقَالَ فِیمَا أَخَذَ عَلَیْنَا أَنْ بَایَعَنَا عَلَی السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ فِی مَنْشَطِنَا وَمَکْرَهِنَا وَعُسْرِنَا وَیُسْرِنَا وَأَثَرَةً عَلَیْنَا وَأَنْ لَا نُنَازِعَ الْأَمْرَ أَهْلَهُ إِلَّا أَنْ تَرَوْا کُفْرًا بَوَاحًا عِنْدَکُمْ مِنْ اللَّهِ فِیهِ بُرْهَانٌ” روایت بخاری.

 

 

    منبع: islamtape

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

منبع اصلی شهوت و سه علامت عالم واقعی

نویسنده: بابک محمدی منبع اصلی شهوت و عامل شهوت پرستی منبع اصلی شهوت و مادر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *