Uncategorized

شیطان انسانهای مختلف را با طناب های مختلفی میبندد

﴿شیطان و دارو دسته اش﴾:

(بخش بیست و سوم):

👈 در بخش قبلی در مورد تلبیس و فریفتاری شیطان و چگونگی کاربرد آن در انسانها را مورد مطالعه قرار دادیم.

📍تلبیس، یا فریفتگی، همان نمایاندن باطل به صورت حق، و غرور، و نوعی از نادانی است که باعث می شود نادرست را درست بپنداریم و زشت را زیبا بینگاریم و آن به سبب شبهاتی است که شیطان آن را در اذهان ما خلق میکند.

👈 شیطان به قدر توان و امکان خود به انسان نزدیک م گردد و تسلط او به نسبتِ بیداری و آگاهی یا غفلت و نادانی انسان کم و زیاد می شود.

📍شیطان انسانهای مختلف را با طناب های مختلفی میبندد، و برای هر شخص، چی مرد و یا زن، طناب خاصی را تنیده است، که صرف مطابق حالات فعلی آن شخص است.

👈 این طناب ها را اگر نیک بنگریم، از وقت بیدار شدن در سحر، تا به زمان رفتن به بستر خواب، همه را در مقابل مان آویزان داریم، اما فقدانِ دیده ی بینا، ایمان قوی، عمل صالح و عباداتی که این طناب ها را میتواند از از جلو مان بردارد، سببِ افتادن و در گیر شدن در این طناب ها است.

👈 بسیاری افراد باعقل و هوشمندی را در اطراف مان سراغ داریم که اعمالی از آنها سر میزند، که دیگران را متحیر میسازد.

📍شیطان به شخص هوشیار و زیرک یورش می برد و عروس هوی و هوس را همراه دارد.

👈 آن هوشیار زیرک سرگرمِ نظاره به آن عروس می شود و اسیر می گردد.

محکمترین طنابی که شیطان اسیرانش را بدان می بندد جهل است، سپس هوی و هوس، بعد از آن طنابِ غفلت؛ که این قید از همه سست تر است، یعنی درد غفلت، چاره پذیرتر است از درد هوس و هوس و جهل.

📍یگانه چیزی که فرد را از تلبسه های ابلیس میتواند بیرون کند، زرهِ ایمان است.

👈 هر آنکه این زِرِه را بر تن دارد، ضرباتِ محکمِ این طناب های زنجیری، بر شخصِ مؤمن کارگر نخواهد افتاد، اما در صورت نداشتنِ این زره برتن، دل، دماغ، هوش و فکر انسان، جایگاهِ این تلبسه هاشده، بمرور زمان نور ایمان از قلمرو وجودانسان کوچ میکند.

عزیزان گرانقدر!

👈 در مورد تلبیس ابلیس و غلط را درست جلوه دادن، خیلی ها معتاد باشید، و سعی کنید، تا وقتی به پایه ی کمال و تعلیم، با ریاضت و مشقت، درس و خوانشِ کتاب ها معتبر و استادان و علمای بادرایت، نرسیده اید، بنابر گفته ی فلان وبسملان، تلبسه های ابلیس را در دماغ تان جا ندهید.

📍شیطان سعی میکند تا غلط را درست و آنچه درست وصحیح است، بشما نادرست و غلط جلوه دهد، بد تر از آن این است که، آنقدر شیطان شما را تلبسه میکند که بر غلطِ تان پافشاری کرده، از دل و جان شما را در دفاع از آن وا میدارد.

👈 من در اینجا حکایت یک پدر و پسری را برای شما می آورم که موضوع را خیلی آسان برای شما عزیزان روشن میسازد.

📍پیره مردی، پسرِ جوانی داشت که چشمانش عیبی وشب کور شده بود، و هرگاه بسوی مهتاب نگاه میکرد، ماه را دو تا می دید و در این شک نداشت که ماه در آسمان دو تاست.

پدر به او گفت: ‌

📍ماه یکی است و عیب از چشم توست؛ آن چشم معیوب را ببند و نگاه کن.

پسر، همین کار را کرد و تنها یک ماه را در آسمان دید.

اما گفت: چون یک چشم را بسته ام، از دو ماه، فقط یکی آن را می بینم.

بدین گونه دچار شبهه و تلبسه ی دیگری شد.

پدرش گفت:

👈 حال که چنین است این چشمِ سالم را ببند و آن یکی را بگشا.

📍پسر چون چنین کرد باز دو ماه در آسمان دید، و دانست که پدرش راست می گوید.

بلی برادر و حواهر مسلمان!

👈 وقتی انسان گناهی را مرتکب میشوند، شیطان آن را تلبیس کرده، در دل او تلبسه ایجاد میکند:

📍﴿ تو انسان هستی، فرشته یا ملک که نیستی، انسانها خطأ میکنند، غم مخور، خدا کریم و رحیم است، حال جوانی و… است. چند دفعه ی دیگر هم میتوانی گناه کنی، باز ان شأالله توبه میکنی، حج میروی… و…﴾

👈 شیطان، در تلبیس خود، حتی از زرقِ ﴿ ان شأالله ﴾ ، نمای کعبه، یادِ مسجد و نماز . و…. دریغ نمیکند، و چنان افکار شخص را با امید توبه و طول عمر، و آینده ها ملبس میسازد، گویا شخص میخواهد باز هم، همان گناه را مرتکب شود.

👈 از سوی دیگر، دل و دماغ مرکز پیکارِ عساکرِ نفسِ لوامه ﴿ نفس سرزنش گر﴾ و تلبیس های ابلیس قرار گرفته، سربازان از هر دو طرف با هم در میدان جنگ که همان قلب انسان است، شروع به نبرد میکنند.

📍در اینجا نفس اماره، یا ﴿نفسِ سرکش﴾ که قبل از ارتکاب گناه، توسط شیطان اغوای شده، و صاحبش را بسوی گناه کشانیده است، فقط نظاره میکند و جز، سَیل بین، چیزی دیگر نیست.

📍میدانِ نبرد گرم است و جنگ میان شیطان و نفس سرزنشگر جریان دارد. نفس لوامه، هی سرزنش میکند، صاحبش را اخطار میدهد، با او سخن میگوید:

👈 ﴿ چرا چنین کردی؟ مگر تو نمیدانستی این گناهی بیش نیست؟ مگر تو از خالق یکتا نمیترسی؟ این که در کتاب اعمالت درج شد. حالا چی میکنی؟ توبه کن و ندامت بکش. شاید مورد عفوا و بخشش قرار گیری﴾!

📍و از آنطرفِ خطِ جنگ، شیطان با تلبیس ها و طناب های رنگارنگش، افکارشخص گنهکار را با هزاران امید و غم مخور ها ملبس میسازد:

👈 ﴿ غم مخور، دنیا دو روز است، تو هم حق داری، ببین، فلانی از تو بد تر همچون گناهانی را مرتکب شده، این که آخر زندگی ات نیست. هنوز وقت داری، خدا مهربان است. یک دفعه حج که رفتی تما گناهانت بخشیده میشود…﴾

📍نزاع ها و بگو مگو ها میان نفس سرزنشگر و تلبیس های ابلیس ادامه دارد، نبرد خیلی داغ است، ولی بُرد تا حال از نفس اماره و یا دعوتگر به گناه است که صاحبش را با پاهای خودش بسوی گناه کشانیده است، و فعلاً شیاطین از یکطرف ﴿با تسخیر نفس اماره و هوای وهوس﴾ و نفس سرزنشگر از سوی دیگر، باهم پیکار میکنند.

📍نفس سرزنشگر میخواهد صاحبش، راه را از چاه تفکیک کند، وی را احساس ندامت و کمی میدهد و او را به یک توبه ی بی برگشت دعوت میکند.

👈 نفس اماره، با تشکیل یک حکومت ائتلافی با تلبیس های شیطان، از سوی دیگر، صاحبش را دلداری میدهد و او را از توبه کردن منصرف میکند، و حتی اورا برای ارتکاب گناه، یک بار دیگر تشویق میکند، چون غذای نفس اماره، لذاتِ شهوات و پیروی از نفس است.

📍تفصیلاتِ بالا، صرف در شرح تلبیس ابلیس در ارتکاب گناهان و جلوه دادنِ زشتی های گناه، بصورت خوش آیند و لذات است.

👈 ان شأ الله در بخش های بعدی، در موردتلبیس ابلیس در خوب جلوه دادن بدعات و بعضی اعمالِ نمازگذاران، عابدان، ملا ها، امامان، علما، و اهل عبادت صحبت خواهیم کرد.

دوشنبه خوشی و عاری از تلبسه های ابلیس برای شما عزیزان متمنی ام!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن