خانه / مقالات / تزکیه / صدقه، وسيله نجات از مشكلات‎ !‎

صدقه، وسيله نجات از مشكلات‎ !‎

نويسنده : فادي محمد ياسين

آنچه در روزگار خويش از گسترش فقر و گراني و زحمت و خستگي ودشواري در جستجوي لقمه اي روزي مي بينيم و اين کاري بسيار والا و برتر است.

در ميان ما افرادي بي سرپرست هستند که ديگر چيزي براي برپا ماندن نيافته و جز خداي بلندمرتبه کسي از حالشان با خبر نيست.

آنان برادران ما هستند و ما در برابرشان مسئول هستيم و هرکه خواهد مطمئن گردد مي تواند به جمعيت هاي خيريه سري زده و ببيند پرونده هاي موجود را که از سنگيني در انتظار گوشه ي چشمي مانده اند.

زمانه ي ما زمانه اي مادي و پر از اجحاف و ستمگري و لبريز از بلاياست که همسايه ي ثروتمند خبر از همسايه ي تنگدست و نيازمند خويش ندارد و حتي از خويشاوند تنگدست و محتاج خويش بي خبر است چه برسد به بيگانه ي مستمند.

اينجا يکايک آنچه نيکيهاي در پي گشودن گره هاي مسلمانان و پاداشهاي بزرگ در پي دادن صدقه هست را يادآور مي شويم.

و در آغاز سخن داستاني به نام لقمه ( به خاطر نامي که از لقمه در آن برده شده است( را مي آورم که:

زني پسري داشت، مدتي بسيار طولاني پسر از او دورماند، تا آنکه از بازگشت او نااميد گشت، روزي نشست تا چيزي بخورد، لقمه اي را برگرفت و وقتي خواست آن را سوي دهانش ببرد، گدايي بر در ايستاد و درخواست غذا نمود. زن لقمه را نخورد و آن را با قرصي نان برداشته و به گدا بخشيد. و آن روز و شب گرسنه ماند.

پس از مدت ها فراخي روي آورده و پسرش بازگشت و از سختي هايي که بر او گذشته بود برايش تعريف کرد: عجيب ترين ماجرا وقتي بود که چند روز بود راهي را در بيابان مي پيمودم. ناگهان شيري خويش را بر من که سوار بر الاغي بودم افکند. الاغ گريخت و در جامه اي که زير آن لباس و ردايم را پوشيده بودم گرفتار چنگال شير شدم. چنگ او چندان به بدنم نمي رسيد ولي چنان وحشت کرده و ترسيده بودم که از خودبيخود شده بودم. شير مرا با خود به غاري برد و مرا بر زمين گذاشت تا بخورد. آنگاه مردي بزرگ و سفيد روي و سفيدپوش را ديدم که دررسيد و بدون سلاح شير را برداشته و به زمين افکند و گفت: “برخيز اي سگ، لقمه در برابر لقمه”. شير برخاست تيز فرار کرد. آنوقت به خود آمدم و بدنبال آن مرد گشتم ولي او را نيافتم. مدتي نشستم تا حالم بهتر شد. خودم را وارسي نمودم و چيزيم نشده بود. راه افتادم تا به قافله اي که در آن بودم رسيدم. از ديدن من شگفت زده شدند و من داستانم را برايشان تعريف نمودم. ولي از اين سخن آن مرد سر در نياوردم که مي گفت:”لقمه در مقابل لقمه.” زن فکر کرد و فهميد که آن همان وقتي بود که او لقمه را از دهان گرفته و بخشيده بود.

بخشش(صدقه( خشم پروردگار را فرومي نشاند و به اذن خداوند انسان را از مهلکه ها رهانيده و بلايا را بازداشته و عمر را فزوني مي دهد و چه بسا صدقه به اذن خداوند دشواري هاي بزرگي را بازدارد، بنابراين صدقه را دست کم نگيريم حتي اگر کم باشد. هرطور شده از آتش بپرهيزيد حتي اگر شده با تکه خرمايي باشد. آنگونه که اين مادر مدتي بسيار را دور از فرزندش سپري نمود تا آنکه از بازگشت وي مايوس گشت و بخششي که در عين نياز انجام داد سبب نجات فرزندش از مرگ حتمي و بازگشت سالم و بي عيب او گشت. آري ببخشيد چراکه آنچه نزد خداست بهتر و ماندگارتر است.

بخشش مزد و نيکي هاي بزرگي به همراه دارد که چندي را در زير بيان مي کنم:

قال الله تعالى: لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ (سورة آل عمران: 92(

خداوند متعال مي فرمايد: (هرگز به نيكوكارى نخواهيد رسيد تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد و از هر چه انفاق كنيد قطعا خدا بدان داناست.( سوره آل عمران:92

قال الله تعالى: يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ) سورة البقرة: 276)

و مي فرمايد: خدا از )بركت‏) ربا مى‏كاهد، و بر صدقات مى‏افزايد.( بقره:276(

قال الله تعالى : خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا (سورة التوبة: 103(

و مي فرمايد: از اموال آنان صدقه‏اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏شان سازى. (سوره توبه:103(

قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: قال الله عز وجل: أنفق أنفق عليك» رواه أحمد والبخاري ومسلم].
رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده اند:  خداي بلندمرتبه فرموده است: ببخش تا بر تو بخشيده شود. (احمد و بخاري و مسلم روايت نموده اند(

قال الله تعالى: إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ)سورة البقرة: 271(

خداوند متعال مي فرمايد: اگر صدقه‏ها را آشكار كنيد، اين‏، كار خوبى است‏، و اگر آن را پنهان داريد و به مستمندان بدهيد، اين براى شما بهتر است‏؛ و بخشى از گناهانتان را مى‏زدايد، و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است‏.

قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: صنائع المعروف تقي مصارع السوء وصدقة السر تطفئ غضب الرب وصلة الرحم تزيد في العمر(رواه ترمذي)

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده اند: کارهاي نيک گرفتاري هاي بد را بازداشته و بخشش پنهان خشم پروردگار را فرونشانده و پيوند خويشان عمر را مي افزايد. (روايت ترمذي(

قال الله تعالى: قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ (سورة سبأ: 39(

خداوند متعال مي فرمايد: بگو در حقيقت پروردگار من روزى را براى هر كس از بندگانش كه بخواهد گشاده يا براى او تنگ مى‏گرداند و هر چه را انفاق كرديد عوضش را او مى‏دهد و او بهترين روزى دهندگان است( سبأ: 39(

قال صلى الله عليه وسلم: ما منكم من أحدٍ إلا سيكلمه الله، ليس بينه وبينه ترجمان، فينظر أيمن منه فلا يرى إلا ما قدم، فينظر أشأم منه فلا يرى إلا ما قدم، فينظر بين يديه فلا يرى إلا النار تلقاء وجهه، فاتقوا النار ولو بشق تمرة (رواه مسلم(

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده اند: (کسي از شما نيست مگر آنکه خداوند با وي سخن مي گويد، بين آندو واسطه اي نيست، مي نگرد تا سعادتمندترين را بيابد و چيزي جز آنچه پيش فرستاده است نمي يابد، مي نگرد تا تباه ترين را بداند و جز انچه پيش فرستاده را نمي بيند، آنگاه مقابل خويش را مي نگرد و جز آتش روبرويش نمي بيند، پس بپرهيزيد از آتش حتي اگر با تکه خرمايي باشد) .روايت مسلم(

قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: إن صدقة السر تطفىء غضب الرب تبارك وتعالى (رواه الترمذى(

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده اند: (بخشش پنهان خشم پروردگار را فرومي نشاند. ( )روايت منذري(

قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «والصدقة تطفىء الخطيئة كما تطفىء الماء النار (رواه الترمذي(

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده اند: (و بخشش بزه را فرومي نشاند هماگونه که آب آتش را.( <روايت ترمذي>

عن عقبة بن عامر رضي الله عنه قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: كل امرىء في ظل صدقته، حتى يقضى بين الناس (رواه الترمذى ( قال يزيد “فكان أبو مرثد لا يخطئه يوم إلا تصدق فيه بشيء ولو كعكة أو بصلة”، قد ذكر النبي صلى الله عليه وسلم أن من السبعة الذين يظلهم الله في ظله يوم لا ظل إلا ظله: «رجل تصدق بصدقة فأخفاها، حتى لا تعلم شماله ما تنفق يمينه (رواه البخاري(

عقبه فرزند عامر رضي الله عنه مي گويد از رسول خدا صلى الله عليه وسلم شنيدم که مي فرمود: {تا زماني که قضاوت ميان بندگان انجام گيرد، هرکس در سايه ي بخشش خويش قرار خواهدداشت.} روايت ترمذي.

{و يزيد بيان مي دارد که : ابومرثد هر روز که مرتکب اشتباهي مي شد، صدقه اي مي داد حتي اگر قطعه اي کاک (نوعي نان از آرد و شير و شکر( يا پيازچه اي مي بود. پيامبر بزرگوار صلى الله عليه وسلم اشاره داشته اند که: يکي از هفت گروهي که خداوند در روزي که سايه اي جز سايه ي او سايه اي نيست سايه خويش ميدارد مردي است که صدقه اي مي بخشد و آن را پنهان مي دارد چنانکه حتي دست چپ او از آنچه دست راستش مي بخشد آگاه نمي شود.} روايت بخاري.

قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: ما من يوم يصبح العباد فيه إلا ملكان ينزلان فيقول أحدهما: اللهم أعط منفقًا خلفاً، ويقول الآخر: اللهم أعط ممسكًا تلفًا (رواه البخاري(

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده اند:{ هر روز صبحي که بندگان آغاز مي کنند دو فرشته فرودآمده و يکي مي گويد: خدايا به بخشنده عوض آن را عطا فرما، و ديگري مي گويد: خدايا بخيل را تباهي ببخشاي.} روايت بخاري.

قال النبي صلى الله عليه وسلم: «ما نقصت صدقة من مال (رواه مسلم(

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده اند: {صدقه از دارايي نمي کاهد.{  روايت مسلم.

قال الله تعالى : وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَلأنفُسِكُمْ (سورة البقرة 272(

خداوند متعال مي فرمايد: {و هر مالى كه انفاق كنيد، به سود خود شماست.} بقره:272

سأل النبي صلى الله عليه وسلم عائشة رضي الله عنها عن الشاة التي ذبحوها ما بقى منها: قالت: “ما بقى منها إلاّ كتفها”. قال: «بقي كلها غير كتفها (رواه الترمذي(، في إشارة أن ما عند الله هو الباق.

{پيامبر صلى الله عليه وسلم از گوسفندي که ذبح کرده بودند از عايشه رضي الله عنها سؤال فرمودند. پاسخ داد که از آن بجز شانه اش چيزي نمانده. فرمود: تمام آن بجز شانه اش باقي مانده است.}روايت ترمذي. در اشاره به آيه ي{ آنچه نزد خداست همان ماندگار است.{

قال الرحمن عز وجل: إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ )سورة الحديد: 18(

خداوند رحمن مي فرمايد: { در حقيقت مردان و زنان صدقه‏دهنده و [آنان كه] به خدا وامى نيكو داده‏اند ايشان را [پاداش] دو چندان گردد و اجرى نيكو خواهند داشت } حديد:18

قال الملك سبحانه : مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (سورة البقرة: 245(

و باز خداوند سبحانه و تعالي مي فرمايد: { كيست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نيكويى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بيفزايد و خداست كه [در معيشت بندگان] تنگى و گشايش پديد مى‏آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شويد } بقره:245

قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: من أنفق زوجين في سبيل الله، نودي في الجنة يا عبد الله، هذا خير: فمن كان من أهل الصلاة دُعي من باب الصلاة، ومن كان من أهل الجهاد دُعي من باب الجهاد، ومن كان من أهل الصدقة دُعي من باب الصدقة، ومن كان من أهل الصيام دُعي من باب الريان». قال أبو بكر: “يا رسول الله، ما على من دُعي من تلك الأبواب من ضرورة فهل يُدعى أحد من تلك الأبواب كلها”، قال: نعم وأرجو أن تكون منهم (في الصحيحين(

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده اند: {هر که زوجي را در راه خدا انفاق دهد، در بهشت ندايش دهند اي بنده ي خدا اين سو بهتر است. و آنکه اهل نماز باشد از دروازه ي نماز و آنکه اهل جهاد بوده از دروازه ي جهاد و هرکه اهل بخشش بوده از دروازه ي صدقه فراخوانده شود و هرکس اهل روزه داري است از دروازه يادگيري ريان فراخوانده شود. ابوبکر پرسيد اي رسول خدا، چه عملي براي فراخوانده شدن از آن دروازه ها ضروري است و آيا کسي هست که از تمام آن دروازه ها فراخوانده شود؟{

ضرب النبي صلى الله عليه وسلم «مثل البخيل والمنفق ، كمثل رجلين ، عليهما جبتان من حديد ، من ثديهما إلى تراقيهما ، فأما المنفق : فلا ينفق إلا سبغت ، أو وفرت على جلده ، حتى تخفي بنانه ، وتعفو أثره . وأما البخيل : فلا يريد أن ينفق شيئا إلا لزقت كل حلقة مكانها ، فهو يوسعها ولا تتسع » (رواه البخاري(، فالمتصدق كلما تصدق بصدقة انشرح لها قلبه، وانفسح بها صدره، فهو بمنزلة اتساع تلك الجبة عليه، فكلمَّا تصدَّق اتسع وانفسح وانشرح، وقوي فرحه، وعظم سروره، ولو لم يكن في الصَّدقة إلاّ هذه الفائدة وحدها لكان العبدُ حقيقيا بالاستكثار منها والمبادرة إليها.

}رسول خدا صلى الله عليه وسلم مثال بخيل و بخشنده را همچون دو مرد زده اند که جامه هايي از آهن از سينه تا شانه هايشان پوشيده اند و مرد بخشنده: هر بار که مي بخشد جامه اش گشاده گشته و پوست بدنش را مي پوشاند تا جاييکه سر انگشتانش در آن پنهان شده و زياد هم مي ماند، ولي بخيل: مي کوشد چيزي نبخشد تا آنکه حلقه هاي زره برجاي خويش چسبيده و هر چه تلاش مي کند گشاده اش سازد گشاد نمي گردد.} روايت بخاري. { انسان بخشنده هر بار که چيزي مي بخشد قلبش به آن فراخ مي گردد و سينه اش گشاده گردد همانگونه که جامه بر او گشاد مي شود. هرچه مي بخشد فراخ گشته و گشاده و جادارتر مي‌شود و شادي اش استوار و سرورش بيشتر مي گردد و حتي اگر صدقه جز اين يک سود ديگري نداشت باز بنده مي بايست در افزودن بر آن و اقدام بدان مي کوشيد}.

قال تعالى: وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ المُفْلِحُونَ (سورة الحشر: 9)

خداوند متعال مي فرمايد:{ و هر كس از خست نفس خود مصون ماند ايشانند كه رستگارانند} حشر:9

قال ذو الجلال والإكرام : إِنَّ اللهَ اشْتَرَى مِنَ المُؤمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقتَلُونَ وَعداً عَلَيْهِ حَقّاً فِى التَّورَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالقُرءَانِ وَمَنْ أَوفَى بِعَهدِهِ مِنَ اللهِ فَاستَبشِرُواْ بِبَيعِكُمُ الَّذِى بَايَعتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الفَوزُ العَظِيمُ (سورة التوبة: 111)

خداوند جل شانه مي فرمايد: { در حقيقت‏خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است همان كسانى كه در راه خدا مى‏جنگند و مى‏كشند و كشته مى‏شوند [اين] به عنوان وعده حقى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست و چه كسى از خدا به عهد خويش وفادارتر است پس به اين معامله‏اى كه با او كرده‏ايد شادمان باشيد و اين همان كاميابى بزرگ است} توبه:111

كان النَّبي صلى الله عليه وسلم يوصي التَّجار بقوله: «يا معشر التجار، إنَّ هذا البيع يحضره اللغو والحلف فشوبوه بالصدقة (رواه أبو داود(

باري پيامبر النَّبي صلى الله عليه وسلم بازرگانان را چنين ارشاد مي فرمود: {اي گروه بازرگانان، بدون ترديد اين کار فروشندگي با گرانفروشي و سوگند همراه است پس آنرا با صدقه درهم آميزيد}

يقول جل وعلا: إِن تُبْدُواْ الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِىَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتؤْتُوهَا الفُقَرَاءِ فَهُوَ خَيرٌ لَّكُمْ (سورة البقرة271)

خداوند جل جلاله مي فرمايد: { گر صدقه‏ها را آشكار كنيد، اين‏، كار خوبى است‏، و اگر آن را پنهان داريد و به مستمندان بدهيد، اين براى شما بهتر است‏. } بقره:271

قال صلى الله عليه وسلم: «إذا أنفق المسلم نفقة على أهله، وهو يحتسبها، كانت له صدقة» [في الصحيحين، وقوله صلى الله عليه وسلم: «أربعة دنانير: دينار أعطيته مسكينا، ودينار أعطيته في رقبةٍ، ودينار أنفقته في سبيل الله، ودينار أنفقته على أهلك، أفضلها الدينار الذي أنفقته على أهلك» (رواه الألباني)

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده اند: {هربار که فرد مسلماني براي خانواده اش خرج مي کند، و اميد ثواب از آن دارد، براي او صدقه خواهد بود.} در صحيحين است و اين گفته ي ايشان صلى الله عليه وسلم که : {چهار نوع دينار هست، ديناري که به يک مستمند مي دهي، ديناري که در آزادي برده اي مي دهي، ديناري که در راه خدا خرج مي کني و ديناري که براي خانواده ات صرف مي نمايي، بهترين دينار هماني است که براي خانواده ات خرج مي نمايي.} روايت الباني.

الصدقةُ في حال الصحة والقوة أفضل من الوصية بعد الموت أو حال المرض والاحتضار كما قال رجل للنبي صلى الله عليه وسلم : “يا رسول الله، أي الصدقة أفضل؟”، قال: «أن تصدق وأنت صحيح حريص، تأمل الغنى، وتخشى الفقر، ولا تمهل، حتى إذا بلغت الحلقوم، قلت: لفلان كذا، ولفلان كذا، وقد كان لفلان (رواه البخاري وبلفظ آخر لمسلم)

صدقه در حالت سلامتي و تندرستي بهتر است از وصيت بدان پس از مرگ يا در حال بيماري و جان دادن چنانچه مردي از رسول خدا صلى الله عليه وسلم سؤال کرد:{ اي رسول خدا، چه بخششي نيکوترين است؟ فرمود: آنکه ببخشي درحاليکه سالم و مشتاق آني، آرزوي توانگري داشته و از تهي دستي هراس داري، و به تعويق نمي اندازي تا آنکه جانت به حلقوم رسيده (در حين جان دادن باشي( و بگويي: براي فلان کس آن مقدار، براي فلاني آن قدر و فلاني آن ميزان داشته است. (روايت بخاري و به گونه اي ديگر توسط مسلم روايت شده است).

قال صلى الله عليه وسلم : الصدقة على المسكين صدقة وعلى ذوي الرحم ثنتان صدقة وصلة (رواه الترمذى)

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده اند:{بخشش به مستمند يک صدقه است و به خويشاوند دوتا يکي صدقه و ديگري به جاي آوردن پيوند(صله). (روايت ترمذى)

أوصى النبي صلى الله عليه وسلم أبا ذر بقوله : إذا طبخت مرقة، فأكثر ماءها، وتعاهد جيرانك» (رواه مسلم)

پيامبر صلى الله عليه وسلم اينگونه ابوذر را سفارش مي نمود: {هرگاه آبگوشت پختيد، آبش را بيافزاييد و همسايه ات را نيز عهده دار شو.} روايت مسلم.

قال صلى الله عليه وسلم : أفضل الدنانير: دينار ينفقه الرجل على عياله، و دينار ينفقه الرجل على دابته في سبيل الله، و دينار ينفقه الرجل على أصحابه في سبيل الله عز و جل (رواه الألباني)

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمودند: {بهترين دينارها: ديناري است که مرد براي خانواده اش صرف مي کند، و ديناري که فرد براي مرکب خويش در راه خدا خرج کرده و ديناريست که مرد خرج ياران خويش در راه خداي عزوجل مي نمايد.} روايت الباني.

قال سبحانه : انفِرُواْ خِفَافاً وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْبِأَموَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللهِ ذَلِكُمْ خَيرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ (سورة التوبة: 41)

خداوند سبحان مي فرمايد: {سبكبار و گرانبار بسيج‏شويد و با مال و جانتان در راه خدا جهاد كنيد اگر بدانيد اين براى شما بهتر است} توبه:41

قال صلى الله عليه وسلم : إذا مات الإنسان انقطع عمله إلاّ من ثلاث: صدقة جارية، أو علم ينتفع به، أو ولد صالح يدعو له (رواه ابن تيمية)

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمودند: {وقتي انسان مي ميرد کارهايش همگي جز سه مورد پايان مي گيرد: صدقه ي جاري، يا دانشي که از آن سود برگيرند، يا فرزند درستکاري که او را دعا نمايد.} روايت ابن تيميه.

قال جل في علاه : وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا يَسْتَوِي مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (10( مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيم (سورة الحديد: 11،10)

خداوند عظيم الشان مي فرمايد: { و شما را چه شده كه در راه خدا انفاق نمى‏كنيد و [حال آنكه] ميراث آسمانها و زمين به خدا تعلق دارد كسانى از شما كه پيش از فتح [مكه] انفاق و جهاد كرده‏اند [با ديگران] يكسان نيستند آنان از [حيث] درجه بزرگتر از كسانى‏اند كه بعدا به انفاق و جهاد پرداخته‏اند و خداوند به هر كدام وعده نيكو داده است و خدا به آنچه مى‏كنيد آگاه است(10) كيست آن كس كه به خدا وامى نيكو دهد تا [نتيجه‏اش را] براى وى دوچندان گرداند و او را پاداشى خوش باشد.} (حديد : 10 و 11)

عن أبي هريرة رضي الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «إن مما يلحق المؤمن من عمله وحسناته بعد موته علما علمه ونشره، أو ولدا صالحا تركه، أو مصحفا ورثه، أو مسجدا بناه، أو بيتا لابن السبيل بناه، أو نهرا أجراه، أو صدقة أخرجها من ماله في صحته وحياته تلحقه بعد موته “رواه الترمذى : الترغيب والترهيب”

ابوهريره رضي الله عنه نقل مي کند که رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمودند: {بدانيد از آن عمل ها و نيکي هايي که پس از مرگ به مومن مي پيوندد يکي دانشي است که فراگرفته و آنرا بديگران آموخته است، يا فرزند نيکوکاري که برجاي گذاشته، يا کتابي که به ارث نهد، مسجدي بنا کرده باشد، خانه اي براي در راه مانده اي برپانموده باشد، رودي که روان داشته باشد، و يا صدقه اي که از دارايي خويش در حاليکه زنده و سالم است خرج نموده باشد، پس از مرگ به او مي پيوندند.} روايت منذري:الترغيب و الترهيب.

صدقه اشکال و انواع مختلفي دارد که تعدادي را بيان مي نماييم:

ساخت مسجد

نوشانيدن آب

سرپرستي يتيم

سير نمودن مستمندان

کندن چاه

فراهم نمودن ساز وبرگ مجاهدان

بعهده گرفتن مخارج طالب علم

برپانمودن مراکز اسلامي

چاپ کتاب ها

فراهم

تاسيس مراکز بهداشتي

صرف دارايي به منظور دعوت در راه خداوند

فرستادن مسلمان نيازمند به حج عمره و تمتع

برعهده گرفتن خرج معالجه ي يک مسلمان

تاسيس مراکز حفظ و آموزش قرآن

پوشاند لباس به مستمند

زراعت زمين مستمندان

بناي خانه

شرکت در سامان دادن به ازدواج دختر وپسران مستمند

پرداخت بدهي مستمند

دادن مهلت و يا گذشتن از بدهي تنگدست

لبخند به روي برادر مسلمان

سيرنمودن شکم پرنده يا جاندار ديگر

صرف دارايي براي خانواده و همسر و فرزندان

و اين ها تنها قطره اي از درياست و هرگز سعي نکن آنچه پيش مي فرستي را دست کم بگيري. چنانکه در حديث بيان شد حتي به اندازه ي تکه اي خرما باشد. چه بسا يک درهم از هزار درهم پيشي بگيرد که خداوند سبحان براي هرکه خواهد دوچندان مي افزايد و آنچه نزد اوست بهتر و ماندگارتر است. برادر بزرگوار صندوقي را در خانه ات فراهم ساز و نامش را صندوق صدقات و خيرات بگذار و زن و فرزندانت را بياموز تا اين ويژگي ستودني در جهت خشنودي خداوند سبحان پرورش يابد. وقتي صندوق پر شد آنان را از نحوه ي صرف آن آگاه نموده و در تصميم گيري در اينمورد آنان را شرکت ده.

سخن را با داستاني شروع نموده و با بيان داستاني برايتان به پايان مي برم:

از فضيل فرزند عياض اينگونه نقل شده است: مردي برايم تعريف کرد که مردي با مقداري ريسمان بيرون رفته و آن را به درهمي فروخت تا آرد خريداري نمايد. از کنار دو مرد گذشت که هرکدام سر ديگري را گرفته بود.

گفت: قضيه چيست؟

گفتند: به خاطر يک درهم با هم دعوا ميکنند. آن يک درهم را به آنان بخشيد. پولي بجز آن نداشت. پيش همسرش رفته و ماجرا را برايش تعريف کرد. همسرش تعدادي از لوازم منزل را جمع کرده و بدستش داد تا ببرد بفروشد. کسي از او نخريد. به مردي برخورد که ماهي گنديده‌اي به همراه داشت.

به گفت: تو هم مانند من جنسي داري که فروش نرفته است، مي خواهي آن را به اين بفروشي؟ آنگاه جنسش را فروخته و با ماهي گنديده به منزل بازگشت. به همسرش گفت: برخيز و فکري براي اين ماهي بکن. از گرسنگي مرديم.

همسرش برخاست تا چيزي بپزد. شکم ماهي را شکافت و ناگهان مرواريدي از شکم ماهي پيدا شد. زن گفت: سرورم از شکم ماهي چيزي سفيد و کوچکتر از تخم مرغ بيرون آمده است و به تخم کبوتر شباهت دارد.

مرد گرفت: ببينم. آن چبز را نگريست ولي چنان چيزي در مدت عمرش نديده بود و عقل از سرش پريد و حيران شد. به همسرش گفت: بگمانم اين مرواريد است.

پرسيد: قيمت مرواريد را مي داني؟

مرد پاسخ داد: خير، ولي کسي را مي شناسم که مي داند.

سپس آن را برداشته و به نزد مرواريد شناسان برد. نزد دوست جواهرفروشش رفته و سلام کرد. مرد جواب سلامش را داد. پهلوي او نشسته و شروع به صحبت نمود، مرواريد را بيرون آورد و پرسيد: ببين قيمت اين چند است؟

مدت زيادي به آن خيره شد و آنگاه پاسخ داد: در مقابل آن به تو چهل هزار درهم مي دهم درصورتيکه بخواهي مالت را سريع بفروشي و الا اگر خواهان قيمت بالاتري هستي آن را پيش فلان شخص ببر که او پول بيشتر بابت آن مي پردازد.

مرواريد را نزد آن شخص برد. او آنرا نگريسته و به تحسين آن پرداخت. گفت: به شما هشتاد هزار در قبال آن مي دهم. اگر بيشتر مي خواهي قيمت بيشتري دريافت نمايي آن را پيش فلان شخص ببر که او قيمت بيشتر مي پردازد.

آن را پيش آن مرد برد و او گفت: در مقابل يکصد و بيست هزار درهم مي پردازم. و فکر نمي کنم کسي بهاي بيشتري بابت آن بپردازد.

پاسخ داد: آري. آن مرد مرواريد را وزن کرد. آن مرد در آن روز دوازده کيسه با خود داشت که در هر کدام ده هزار درهم بود. آن ها را به منزل برد تا در جايي بگذارد، مستمندي را ديد که جلو درب منزل به گدايي ايستاده است.

گفت: اين همان داستاني است که من داشتم… بيا تو. و مرد فقير وارد شد.

گفت: نصف اين پول را بگير. مرد فقير شش کيسه را برداشته و باخود برد و دور شد. هنوز راهي نرفته بود که برگشت و کفت: من نه مستمند هستم و نه نيازمندم. بلکه من را پروردگار بلند مرتبه‌ات به سويت فرستاده که در برابر هر درهم ترا بيست قيراط داده است و اين پول که گرفتي يک قيراط است و نود قيراط ديگر را برايت ذخيره نموده است.

از خداوند مي خواهم که مرا و شما را از صدقه و زکات دهندگان و رحمت پيشگان قرارداده و اعمال مان را قبول فرمايد.

مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Com

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

نام‎های محبوب خداوند مهربان(الستیر)

رحمت الله خردنیا خداوند متعال می‎فرماید:  وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *