مطالب ویژه

عاقبت عدل و عاقبت ظلم

عاقبت عدل و عاقبت ظلم:

خداوند متعال عادل است و عدل را دوست می‌دارد و لذا ظلم را بر خود و بر بندگانش حرام کرده، و فطرت انسان را بگونه ای آفریده که عدالت دوست و عدالت خواه باشد، از اینرو ظلم را مبغوض می‌دارند و ظالمین را دوست ندارند و از آنها احساس نفرت دارند. حاکمی که عادل باشد مردم نیز وی را دوست دارند و از او در برابر دشمنانش حمایت کرده و یاری می‌رسانند، اما اگر پایه‌های تخت و حکومتش را بر ظلم استوار کند؛ در حقیقت بذر کینه و نفرت را در قلوب مردمانش می‌کارد که بزودی ثمره خواهد داد. در بین مردم کُرد مَثلی هست که مضمون آن به زبان فارسی چنین است: «هر چیزی از ناحیه نازک آن می‌شکند، اما ظلم از جائیکه ضخیم تر است می‌شکند»، منظور آنست که هراندازه ظلم بیشتر باشد کمتر دوام می‌یابد و ظالم هرقدر ظالم تر باشد سریعتر نیز از بین خواهد رفت. سنت الهی نیز بر همین بوده که دیر یا زود بساط ظالمین را برمی چیند و آنرا مایه‌ی عبرت انسان‌ها می‌کند اگر پند گیرنده ای باشد!.

قال ابن تيميّة / تعالى: «إنّ النّاس لـم يتنازعوا في أنّ عاقبة الظّلم وخيمة، وعاقبة العدل كريمة، ولـهذا يروى: اللّه ينصر الدّولة العادلة، وإن كانت كافرة، ولا ينصر الدّولة الظّالـمة، ولو كانت مؤمنة»[1].

وقال / تعالى: «يقال: الدّنيا تدوم مع العدل والكفر، ولا تدوم مع الظّلم والإسلام»[2].

امام ابن تیمیه / فرمودند: «مردم اختلافی ندارند در اینکه عاقبت ظلم ناگوار است و عاقبت عدل شرافت و بزرگی است، و برای همین نقل می‌شود: خداوند حکومت عادل را یاری می‌دهد هرچند که کافر باشد، و حکومت ظالم را یاری نمی‌دهد هرچند که مومن باشد».

و فرمودند: «گفته می‌شود: امور دنیا با عدل و کفر دوام می‌یابد، اما با ظلم و اسلام تدوام نمی‌یابد».

معیار تنها کتاب خدا و سنت نبوی است:

اهل سنت بر خلاف اهل بدعت تعصب خاصی نسبت به اشخاص برجسته دینی ندارد، چرا که الگو و اسوه‌ی ما تنها محمد مصطفی ج است؛ هرگاه ابوبکر یا عمر یا عثمان یا علی ش بر اساس قرآن و سنت نبوی حکم کردند، آنرا می‌پذیریم، در غیر اینصورت – ضمن احترام – نخواهیم پذیرفت، و باور داریم که اگر حکمی را به اشتباه صادر کنند تنها از روی اجتهاد بوده و آنها را معذور می‌دانیم.

عن ابن عباس س، قال: «قال لي معاوية س: أنت على ملة علي؟ قلت: ولا على ملة عثمـان، أنا على ملة رسول الله ج»[3].

عبدالله بن عباس س فرمود: «معاویه س به من گفت: آیا تو بر راه و روش علی هستی؟ گفتم: خیر، من نه بر راه علی هستم و نه بر راه و سنت عثمان، بلکه من بر راه و سنت رسول خدا ج هستم».

امام شافعی و تشویق به عدم تعصب مذهبی:

در زمان حیات رسول خدا ج مردم تابع قرآن و سنت ایشان بودند، و بعدها در زمان خلفا و صحابه و حتی تابعین نیز همه تابع قرآن و سنت نبوی بودند و چیزی با عنوان مذهب فلانی و فلانی در میان مردم وجود نداشت، و اگر از کسی سؤال می‌شد: مذهب تو چیست؟ می‌گفت: من تابع کتاب و سنت هستم و بس.. و حتی خود ائمه اربعه نیز تابع کتاب و سنت بودند و مردم را از تقلید کردن نهی می‌کردند و حاضر نبودند که سخن آنها بر کتاب و سنت ترجیح داده شود، چرا که آن بزرگواران با وجود علم و مجتهد بودنشان، باز خود را معصوم نمی‌دانستند. پس برماست که ما نیز از روش سلف صالح پیروی کنیم و از مذهب خاصی تقلید نکنیم.

حرملة بن يحيى يقول: قال الشافعي: «كلمـا قلت: وكان عن النبي ج خلاف قولي مـمـا يصح، فحديث النبي ج أولى ولا تقلدوني».

أبا الوليد بن أبي الجارود يقول: قال الشافعي: «إذا صح الحديث عن رسول الله ج، فقلت قولا فأنا راجع عن قولي وقائل بذلك».

الربيع ابن سليمـان يقول: سمعت الشافعي يقول: «إذا صح الحديث عن رسول الله ج فهو أولى أن يؤخذ به من غيره»[4].

حرمله بن یحیی می‌گوید: شافعی فرمود: «هر بار که گفتم: حدیث صحیحی از پیامبر ج خلاف قول من ثابت شده، پس حدیث پیامبر ج اولی تر است و از من تقلید نکنید».

و ابو ولید بن ابی جارود می‌گوید: شافعی فرمود: «هرگاه حدیث صحیحی از رسول خدا ج ثابت گشت و من (قبلا) سخنی گفته باشم، پس از سخن خود بازمی گردم و به حدیث عمل می‌کنم».

و ربیع بن سلیمان می‌گوید: شنیدم که شافعی می‌فرمود: «هرگاه حدیث صحیحی از رسول خدا ج ثابت گشت، پس آن حدیث اولی تر است از اینکه به قول و رای دیگری عمل شود».

 

منابع:

[1]– ‏«مجموع الفتاوى؛ الحسبة» (16، 170).‏

[2]– ‏«مجموع الفتاوى؛ الحسبة» (147).‏

[3]– ‏حلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی.‏

[4]– منبع: «حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء» حافظ أبو نعیم اصفهانی.‏

 

=============================

جواهری از سخنان سلف صالح

تهيه و گردآوری و ترجمه: سايت نوار اسلام

منبع: islahnet.com

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن