مقالات

عفو و گذشت و اخلاق اجتماعی پیامبراسلام

چون اسلام دین تحّمل ودرگذری است ومسلمانها را دربخش‌های که اجتماع را مختل نکند وبه خودِ افراد ارتباط می‌گیرد (امورشخصی) به عفو ودرگذری دعوت می‌دهد:

  • چنانچه قرآن کریم عفوراازصفات اهل تقوا قرارداه است:

(الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) [آل عمران: 134].

یعنی:(متقی) آنانی هستند که درخوشی ومشکلات درراه الله نفقه می‌کنند، وآنانی که غیظ وغضب خود را فرو میبرند و مردم را عفومی نمایند، والله تعالی نیکو کاران را دوست دارد.

  • در روایت عباده بن صامت رسول الله ﷺ عفو ودرگذری را درامورشخصی باعث رفع درجات خوانده است:

(قال رسول الله صلی الله علیه و سلّم: ألا أنبئكم بما يشرف الله به البنيان ويرفع به الدرجات؟ قالوا بلی یا رسول الله صلی الله علیه و سلم فقال: تحلم على من جهل عليك و تعفو عمّن ظلمک و تعطی من حرّمک و تصل من قطعک). (روایت ازمعجم طبرانی).

یعنی: رسول الله ﷺ فرمود که: آیا شما را خبرندهم به امرکه به سبب آن خداوند منازل تان را بلند، ودرجات تان را بالا می‌برد؟ گفتند بلی یا رسول الله ﷺ فرمودند: با کسانی که برتو از روی جهالت تجاوز می‌کند از حلم و گذشت کار بگیر، آنکه برتو ظلم می‌کند عفوکن، وکسی که تو را از عطای خود محروم می‌سازد برایش عطا کن، وآن که با تو را بطۀ خود را قطع می‌کند وصل کن.

  • ازنمونه‌های بارزصدراسلام که عفو وگذشت را به زیبا‌ترین شکل وصورت آن به نمایش می‌گذارد ومانند آن را در تاریخ بشرکمترمی توان مشاهده کرد، گذشتی بود که رسول الله ﷺ درمقابل رئیس منافقین ازخود نشان دادند.

عبدالله ابن اُبی، از دشمنان سرسخت ولجوج مسلمین و مخصوصاً شخص پیامبرﷺ بود وهمیشه دراین انتظارمیبود تا مشکلی ویا حادثۀ برای مسلمان‌ها اتفاق بیافتد، وی با همدستی با شیطانان انسی وجنی ازاین حادثه سوء استفاده کرده به دسیسه وتوطئه بپردازد ودرهر فرصت ممکنۀ به طعنه زدن وتجاوز به آبروی مسلمان‌ها اقدام نماید.این شخص همان کسی بود که اتهام بی‌اساس ودروغی را به اُمُ المُومنین عایشه(رضی الله عنها) نسبت داده وبه اشاعۀ آن پرداخته وبه همکاری منافقین دیگر، آن را در بین مردم مدینه پخش نموده ودر بین خود زمزمه می‌کردند.

این اتهام که ازنهایت رذالت آن‌ها بازگویی می‌کرد، آنقدر خطرناک بود که پایه‌های اجتماع اسلام را به لرزه درآورده وتشکیلات نوپای اسلامی را با خطرنا بودی مواجه میساخت. زیرا از قدیمُ الاَیام در مشرق زمین آبرو وعزت زنان ازجملۀ مقدس‌ترین نوامیس و بلند‌ترین مظهرعزت وشرف جامعه به حساب می‌آید وآن عزت وحرمت با تمام اقارب و حتی دور‌ترین افراد آن جامعه پیوند می‌خورد. روی همین علت سوز ودرد این اتهام در قلب رسول الله ﷺ ویاران پاک بازش خیلی شدید وآزار دهنده بود واحساس کمبودی وسر افگندگی، هرلحظه قلوب شان را زیر بارغم ودرد می‌فشرد. هیچ چارۀ جزصبرنداشتند. تا اینکه گلبانگ وحی الهی به صدا درآمد وآیات خداوندی (درسورۀ نور، ازآیه:11ـ 26) نازل شده وحقیقت امر را برای همه بیان نموده وپرده ازدسیسه وتوطئۀ بیشرمانۀ منافقین برداشته وپاکی وپا کدامنی مادرمومنان را ازفوق آسمان‌ها برای همیشه اعلان نمود.

(إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ) [النور:11].

یعنی: آنانی که این تهمت برزگ را آودند (کردند) گروهی از شما بودند، واین تهمت را برای خود بد مَپندارید بلکه آن برای شما خیراست، وهست هریکی ازایشان را آنچه که کسب کرده است ازگناه، وآنکه بعهده گرفت بخش بزرگ این تهمت را ازایشان، برایش عذاب بزرگ است.

بعد از نزول آیات فوق برکسانی که درپخش این اتهام دردناک اشتراک داشتند حَدّ قذف جاری شد. ولی جرثومۀ اصلی نفاق وشرارت ازاین انتقام نجات یافت وهمچنان درپس پرده‌های نفاق باقی ماند تا بار دیگربه توطئه ودسیسه سازی علیه مسلمین بپردازد.

بالآخره قلم تقدیر پیروزی مسلمین را رقم زد ولشکریان خدا توانستند که خرافات قرون گذشته را ازبین برده ونور اسلام را جانشین آن سازند، و دشمنان اسلام را در محاصرۀ کامل خود گرفته ودشمنی شان در محدودۀ سینه‌های شان منحصر گردید. این پیروزی وسر بلندی مسلمین آنقدر برای عبدالله ابن اَبی گران تمام شد که تاب دیدن آن را نیاورده وبعد از آن که بد بویی نفاقش همه جا را متعفن ساخت، با تمام حسرت از دنیا رفت.(اخلاق مسلمان، غزالی). شمائل ترمذی/ ج/2 ص:22، باب ماجاء فی تواضع رسول الله ﷺ.

بعداً تواری جسد، وتکفین وتجهیزابن اُبی طبق سنن اسلامی، (چون ظاهراً به اسلام اعتراف داشت) انجام یافت، پیامبر ﷺ طبق خواهش عبد الله پسروی که مرد مومن و مخلصی بود، جنازه خواند و پیراهن خود را داد تا به وی کفن کنند (زیرا برای عباس (رضی الله عنه) کاکای پیامبراسلام درحین اسارت دربدر پیراهن خود را ابن ابی داده بود، بخاطربزرگی جسامت عباس پیراهن دیگراصحاب برابرنشد، پیامبرﷺ خواست این احسان در دنیا تأدیه گردد).

ولی عدالت الهی موضوع ابن ابی را درهمین جا قطع نموده وآیات ذیل را نازل نمود:

(اسْتَغْفِر لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِين) [التوبة: 80] یعنی: چه برای آنان مغفرت بخواهی ویا نخواهی، حتی اگرهفتاد بار(کنایه ازکثرت) مغفرت بخواهی، هرگز خداوند آنان را مغفرت نمی‌کند، به این علت که آنان به الله و رسول وی کافرشدند والله تعالی قوم فاسق را هدایت نمی‌کند.

دراین واقعه کمال درگذری پیامبراسلام ﷺ مشاهده می‌گردد، ونیزقابل درک است که ایمان به خدائی تعالی وتصدیق به روزعقبی اسباب نجات از آخرت است، نه حلوای شب مرده‌ها، واشتراک کلان‌ها، وتشریفات‌های بی‌محتوی.

زیرا اجرای مراسم دینی مطابق به سنت رسول الله وادای جنازه واستغفاربرای مومن ومخلص مفید وپرثمراست، نه برای هربی دین، کافر، منافق، بی‌اخلاص، وبی اعتقاد.

پس اسلام دینی است که برپایه‌های عفو ودرگذری وسخاوت وکرم بوده، به همین علت است که همیشه فرزندان خود را توصیه می‌کند تا قلوب شان سخاوتنمد و دست‌های شان بخشاینده و ایثارگر باشد وایشان را ترغیب می‌نماید تا درتقدیم کردن انواع احسان ونیکی ازیک دیگر پیشی کرده، خیر رسانی ونیکو کاری را وظیفهء دایمی خود گردانیده وهیچ وقت آن را ترک نکنند.

اخلاق اجتماعی پیامبراسلام

نمونۀ ازخلاق پیامبرﷺ درفصل اول ذکرگردید اکنون می‌خواهیم اخلاق اجتماعی پیامبراسلام را نیزبشناسم، زیرا اخلاق والا گهرو زیبای رسول الله در مواجه با مردم و حرمت گزاری به ایشان، نمونۀ بی‌نظیر و شنیدنی است:

چنانچه که در«شمائل ترمذی» ازحسن بن علی(رضی الله عنهما) نقل شده که سوال کردم «هند بن ابی هاله» را (که راجع به توصیف اخلاق پیامبرﷺ شهرت داشت) چشم دید خود را هند بن ابی هاله راجع به اخلاق اجتماعی ایشان چنین مطرح می‌کند: «پیامبرﷺ زبان را جز به سخنان مفید و ارزشمند باز نمی‌کردند» ازسخنان بیهوده و چرندیات جداً نفرت داشتند، سخن به حد ضرورت می‌گفنتد و عبارات شان بسی رسا و در عین حال، فشرده بود.

«با یاران خویش اُنس واُلفتی خاصی داشتند وازایشان جدا نمی‌شدند» از حضوردر جمع شان لذت می‌بردند، عزلت و گریز ازجامعه خوی وعادت شان نبود؛ روحیۀ اجتماعی قوی داشتند وگنجینه ئی از اُنس و اُلفت بودند.

«بزرگوارهر قومی را گرامی می‌دانستند وآن را متولی امور قومش می‌گماشتند» انسان‌های ارجمند در چشم شان عزیزبودند وآنها را شایستۀ سرپرستی امورمردم می‌دانستند. «از یاران شان تفقد و باز جویی می‌کردند» حرمتی را که به اطرافیان داشتند، ایشان را واداشته بود که پیوسته هریک را به یاد داشته باشند؛ غیابت هر یکی، ایشان را اندوهگین می‌کرد که مبادا دچار مشکلی شده باشند؛ لذا از احوالش معلومات می‌گرفنتد و این در حق همه یکسان بود؛ چنانکه باری از احوال زنی پرسیدند که گاهی مسجد را جاروب می‌کرد و یکی دو روزی معلوم نبود؛ در جواب شان گفته شد که او درگذشته است. یاران به خاطر زحمت ندادن به ایشان، درتشییع جنازه خبرشان نکرده بودند، که این امر جناب شان را متأثر ساخت و بر سر قبر او رفته و برایش دعا کردند.

«ازآن چه در میان مردم می‌گذشت پرس وجو می‌کردند» در برابراوضاع جامعه بی‌تفاوت نبوده واحساس مسؤلیت می‌کردند.

«آن چه نیکو بود مورد تحسین و حمایت شان قرار میگرفت و از بدی اظهار نفرت نموده و تقبیح می‌کردند»

درنگاه شان ارزش و ضد ارزش‌ها یک سان نبود؛ ارزش‌ها را ارج گذاشته و تقویت می‌کردند و بنیان ضد ارزش‌ها را با مخالفت خویش متزلزل می‌ساختند.

«بهترین مردم نزد شان کسی بود که خیرش به مردم بیشترمی رسید و بزرگ‌ترین جایگاه را نزد شان کسی داشت که با مردم همدردی بهتر وازایشان حمایتی قوی ترمی نمود» گویا این که همدردی وهم یاری با مردم را، یگانه معیاری قرارداده بودند که بزرگ را از کوچک وسره را از نا سره جدا می‌کرد؛ آن چه که بیان گر اوج مردم داری ایشان است. راوی، در توصیف جوّ اخلاقی حاکم بر مجلس پیامبراسلام علاوه می‌کند:

«هیچ نشست و بر خواستی نداشتند مگر این که در آن بـه یاد خدا (ﷻ می‌پرداختند» ذکر و یاد الهی، در همۀ عرصه‌ها و حالات زندگی شان متجلی بود.

«جای خاصی را درمیان یاران برای خود نمی‌پسندیدند و هر کجا برابرمی شد، ولو درآخر مجلس می‌نشستند و دیگران را نیز بر رعایت این ادب اجتماعی، توصیه می‌کردند» تشریفات تبعیض گونه را در میان مسلمان‌ها مخلّ با اخلاق اجتماعی شان میدانستند.

«توجه مسا ویانۀ شان درنگاه و گفتار ودیگراموربا اهل مجلس، طوری بود که هر یک ازهم نشینان را بدین مفکوره وا می‌داشت که جناب ایشان بیش ازهر کسی او را گرامی دانسته اند» طوری نبود که سخن کسی را گوش داده و از برخی دیگرغافل شوند؛حتی نگاه‌های شان هم تقسیم شده بود؛ توجه مساویانه با همه اهل مجلس را، از حقوق و کرامت انسانی شان می‌دانستند.

«فراخ دلی و اخلاق ستودۀ شان، همه گان را شامل می‌شد» باران رحمتی بود که بر سرهمه گان یک سان می‌بارید.

«درنتیجه (بمنزلۀ پدر) مهربان برای شان شده بودند و فقط این حق بود که درجات قرب شان را نزد رسول الله تعین می‌کرد؛ کما این که تقوی یگانه معیاری بود که فضیلت هریکی بدان سنجیده می‌شد»

«حلم وحیا وصبر و امانت از خصوصیات لا ینفک مجلس شان بود» همه اهل برد باری و تحمل بودند، حیا آنان را از سخنان و حرکات بی‌جا مانع می‌شد، بد گویی کسی در آن صورت نمی‌گرفت وبه آبروی کسی تاخته نمی‌شد، راز یک دیگر را فاش نمی‌کردند و بد خواه یک دیگر نبودند.

«در مجلس پیامبرﷺ آوازها بالا نمی‌گرفت وتقوا اهل مجلس را وا می‌داشت که با هم مهربان باشند، بزرگ سالان مورد احترام وخرد سالان مورد شفقت و نوازش قرار می‌گرفتند. حاجت مند را جلو انداخته، او را بر خود ترجیح می‌دادند و با اشخاص غریب ابراز اُلفت و اُنس می‌کردند» و چنین در تربیت گاه آن معلم وَالا مقام تعلیم دیده شده بودند.

راوی درنوبتی دیگرمی گوید:

«ایشان همیشه تبسم شیرینی برلب داشتند» خوش رویی و بر خورد شیرین شان، حتی دشمنان را شیفتۀ شان می‌ساخت.

«نرم خو واهل مدارا بودند واز ترش رویی و خورده گیری نفرت داشتند؛ نه کسی را زخم زبان می‌زدند ونه به کسی تملق می‌کردند»

«در بارۀ خود سه چیز را ترک گفته بودند:

  • خود نمایی.
  • پر حرفی.
  • پر داختن به امور بی‌ارزش.

و در برابرمردم نیز از سه چیزخود داری می‌ورزیدند:

أ- بد گویی کسی را نمی‌کردند؛

ب- هیچ کس را برسرننگ نمی‌آوردند.

ج- وازکسی عیب جویی نمی‌کردند».

«زبان جز به آن چه امید پاداش آن نمی‌رفت، نمی‌گشودند و چون سخن می‌گفتند هم نشینان سرها شان را به زیر می‌انداختند، تو گویی پرنده برسرشان نشسته باشد و چون سکوت می‌کردند، ایشان لب به سخن می‌گشودند؛ در حضور شان منازعه صورت نمی‌گرفت و در میان حرف یک دیگر نمی‌تاختند» و این گونه از جناب ایشان ادب آموخته بودند.

«از خندۀ یاران ایشان نیز می‌خندیدند و از تعجب ایشان، اظهار تعجب می‌کردند» و این گونه درهمۀ اموربا ایشان مشارکت نموده وخود را جدا ازایشان وبی پروا ازامورایشان نمی‌دانستند «درشت حرفی بعضی افراد تازه وارد و تهذیب نیافته را تحمّل می‌کردند» و از آن بر افروخته نمی‌شدند و اقدام به انتقام نمی‌کردند.

«اطرافیان را توصیه می‌کردند تا حاجت حاجت مندان را به ایشان برسانند» وایشان را درادای رسالت وعمل به احساس انسان دوستی شان کمک کنند.شمائل ترمذی/ ج/2 ص:22، باب ماجاء فی تواضع رسول الله ﷺ.

این بود شمۀ ازاخلاق اجتماعی پیامبراسلام ﷺ در ارج گزاری به مقام و کرامت انسانی؛ پس چه نیکو است که کمر همت بسته و با جدیت تمام، به سوی آن قافلۀ تعالِی به حرکت درآییم «واین برخداوند دشوار نیست».

====================================

اخلاق اسلامی و آداب اجتماعی

نعمت الله «وثیق»

منبع: islahnet.com

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی