Uncategorized

غفلت، مهم­ترین سلاح شیطان

﴿شیطان و دارو دسته اش﴾:

(بخش بیست و هشتم):

در بخش قبلی ریشه های نسیان و گرایش به وسوسه ها و اوامر شیطان را مورد بررسی و بحث قرار دادیم و گفته آمدیم که ریشه ی اساسی و نخستین گرایش طبیعت به نفس و نسیان، و فراموشی، و غفلت انسان از معنویاتش است.

وَحَسِبُوا أَلَّا تَکُونَ فِتْنَهٌ فَعَمُوا وَصَمُّوا ثُمَّ تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ ثُمَّ عَمُوا وَصَمُّوا کَثِیرٌ مِّنْهُمْ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا یَعْمَلُونَ (مائده ۷۱)

گمان کردند مجازاتی در کار نخواهد بود!

از این‌رو (از دیدن حقایق و شنیدن سخنان حق،) نابینا و کر شدند؛ سپس (بیدار گشتند، و) خداوند توبه آنها را پذیرفت، دیگربار (در خواب غفلت فرو رفتند، و) بسیاری از آنها کور و کر شدند؛ و خداوند، به آنچه انجام می‌دهند، بیناست.

اگر شیطان حیات دنیا و مال و اولاد را زینت می­دهد، و اگر شرب خمر و قماربازی را تبلیغ می­کند، بدین منظور است که انسان مبدأ و معاد را به فراموشی بسپارد.

نهایتاً اگر از این راه موفق نشود، راه­ های دیگر را امتحان می­کند.

غفلت، مهم­ترین سلاح شیطان و یکی از راه­ های نفوذ او در انسان، غافل کردن است.

در حقیقت غفلت کمین­گاهِ شیطان است.

الَّذِینَ هُمْ فِی غَمْرَهٍ سَاهُونَ (ذاریات ۱۱)

همانها که در جهل و غفلت فرو رفته‌اند،

غفلت؛ گاه قبل از عمل عارض می­شود و در پاره­ ای حین عمل و گاه بعد از عمل.

اگر کسی قبل از عمل غافل شود، شیطان رنج تزیین و جهل مرکب را متحمل نمی­شود.

چرا که در مرحله­ ی اول می­کوشد تا انسان را از خطر و ضرر گناه و مصالح عمل نیک غافل کند تا انسان به راحتی مرتکب گناه شود و یا از انجام عمل صالح چشم بپوشد.

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ کَذِبًا لِّیُضِلَّ النَّاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (انعام ۱۴۵)

پس چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ می‌بندد، تا مردم را از روی جهل گمراه سازد؟! خداوند هیچ گاه ستمگران را هدایت نمی‌کند»

تلاش او در مرحله­ ی دوم این است که؛ کسی را که به یاد الله سبحانه و تعالی و روز قیامت است از راه جهل مرکب و تسویل ـ بد را خوب و خوب را خوب­تر جلوه دادن ـ از فضیلت مهم­تر باز ­دارد.

إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَىٰ لَهُمْ (محمد ۲۵)

کسانی که بعد از روشن شدن هدایت برای آنها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهای طولانی فریفته است!

مثل این­که انسان را سرگرم کار مستحبی می­کند تا او را از واجب باز دارد، یا سرگرم واجبش می­کند تا از واجب مهم­تری محروم کند.

چنان­که گاهی در حین عمل، از اصل هدف و انگیزه غافل شده، به طوری که دیگر هدفی در کار نمی­ماند و یا عمل نیکش بدون انگیزه­ ی الهی و حتی آلوده به ریا می­شود و از آن خطرناک­تر؛ انگیزه­ی الهی تبدیل به غیر الهی شده و شخص مبتلا به سمعه می­گردد واین غفلت زدگی تا آن­جا پیش می­رود که توفیق توبه و استغفار را هم از انسان می­گیرد.

بسیار اتفاق می­افتد که شخص ریاکار خودش هم ملتفت نیست که ریا در اعمال او رخنه کرده و اعمالش ریایی و ناچیز است زیرا حیله­ های شیطان به قدری دقیق و باریک است و صراط انسانیت به قدری نازک و تاریک، که تا انسان موشکافی کامل نکند، نمی­فهمد چه کاره است.

گمان می­کند کارهایش برای الله تعالی است، ولی، حقیقت امر را بر او پوشانیده است و،کار هایش برای شیطان است.

انسان میل دارد در محضر علما و رؤسا و فضلا مطلب مهمی را حل کند، به طوری که کس دیگر حل نکرده باشد و خود او منفرد باشد به فهم آن و هرچه مطلب را بهتر بیان کند و جلب نظر اهل مجلس را بنماید بیشتر مبتهج است و هر کس با او طرف شود؛ میل دارد بر او غلبه کند.

از این­رو راه مبارزه با غفلت و نجات از ریا و سمعه این است که همواره توفیق را صرف و صرف از الله سبحانه و تعالی بخواهد و هدف را در نظر داشته باشد و به خود یادآور شود که دنبال چیست؟ و چه می­کند؟

۲- ریشه ی دوم:

﴿امیدها، امیال، و آرزو پروری در انسان﴾:

آمال و آرزوها؛ یکی از شیوه­ های تسلط شیطان پس از تهاجم و نزدیک شدن به انسان، تصرف در اندیشه و خیال اوست.

شیطان آرزوها و خیالاتی را برای او مطرح می­کند:

ولأ ُضلّنّهم! و چیزهایی را در نظر او زینت می­دهد که زینت ارض است نه زیور قلب و جان انسان.

﴿لأزیّننّ لهم فی الأرض ﴾ که زینت جان انسان، ایمان به خدای سبحان است.

حبّب إلیکم الإیمان و زیّنه فی قلوبکم.

بنابراین اگر کسی خانه­ ی خوبی ساخت، در واقع زمین را مزین کرده نه خود را، و این مغالطه، کار شیطان است که زینت ­های زمین را از طریق امید و آرزو، زینت انسان وانمود می­کند.

الله سبحانه و تعالی در آیه­ ی شریفه:

ذَرْهُمْ یَأْکُلُوا وَیَتَمَتَّعُوا وَیُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ (حجر۳)

بگذار آنها بخورند، و بهره گیرند، و آرزوها آنان را غافل سازد؛ ولی بزودی خواهند فهمید!

انسان را از سرگرمی به آرزوها منع می­کند و به پیامبر اکرم صلی الله و علیه و سلم دستور می­دهد که دست از ایشان بردارد و رهایشان سازد، زیرا این بیچارگان در حقیقت مقام خود را تا افق حیوانیت پایین آوردند و از زندگی، جز خوردن و سرگرمی به لذات مادی و دلخوش به آرزوها و خیالات واهی ، بهره­ ی دیگری ندارند.

امید و آرزو مایه­ ی چیرگی شیاطین بر دل بی­خبران است.

انسان­ِ طبیعت­گرا که عنان خود را به دست هوای نفس می­دهد به جای تبعیت از گرایش­های متقن فطری، از شهوت و غضب و جاه ­طلبی که اساس گرایش به خود و دنیا می­باشد تبعیت می­کند و زمینه ­های نفوذ شیطان را فراهم می­سازد.

۳- ریشه ی سوم:

﴿خودخواهی و خودگرائی﴾:

خودخواهی و خودگرایی؛ در انسان­های خودگرا که به جای اطاعت از الله سبحانه و تعالی، به هوای نفس گرایش دارند و از او پیروی می­کنند، شیطان به راحتی می­تواند نفوذ کند.

فعالیت­های القایی و تحریکی شیطان از طریق نفس اماره، و خیالات و غرایز آدمی صورت می­گیرد که با استقلال او در اندیشه و اراده هم منافاتی ندارد.

زیرا علیت طولی است و نه عرضی، به همین جهت پس از فراخوان ابلیس به انجام معصیت یا ترک اطاعت، آدمی نسبت به انجام واجبات، احساس سنگینی می­کند یا میل شدید به انجام برخی از معاصی را در خود می­یابد.

از این رو ابلیس در برابر هوای نفس اگرچه استقلال وجودی دارد، ـ نه استقلال عملی ـ تنها از ره­گذر هوای نفس آدمی عمل می­کند.

بنابراین نقش محوری در عصیان و نافرمانی از آن نفس است.

چرا که شیطان کاری جز دعوت و وسوسه ندارد و اگر انسان از سوی نفسش جذب نشود، کاری از شیطان ساخته نیست.

به همین جهت در روایات از نفس، به عنوان دشمن­ ترین­ها یاد شده است:

گرایش به دنیا که در نقطه ­ی موازی گرایش به خود است در چند جا نمود و ظهور پیدا می­کند.

از آن جمله:

مال دوستی؛ حبّ مال و ثروت، منشأ بسیاری از انحرافات می­شود.

الله سبحانه و تعالی در سوره­ ی فجر چهار آزمایش مهم را یادآور شده است:

کلاّ بل لاتکرمون الیتیم…

۱- چنان نیست که شما خیال می­کنید، بلکه شما یتیمان را گرامی نمی­دارید.

۲- و یکدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمی­کنید.

۳- و میراث را از طریق مشروع و نامشروع جمع کرده و می­خورید.

۴- و مال و ثروت را بسیار دوست می­دارید.

و شگفت این که آزمون­ های یاد شده از نظر مالی است و به نظر می­رسد که اگر کسی از عهده­ ی آن­ها برآید، آزمایش­ های دیگر برای او آسان­تر خواهد شد.

به همین دلیل است که شیطان پس از دیدن نخستین درهم و دینار شادمان شد و آن­ها را به سینه چسبانید و گفت:

شما نور چشم و میوه­ ی دل من هستید، اگر فرزندان آدم شما را دوست داشته باشند؛ دیگر مرا باکی نیست که هیچ بتی نپرستند، و همین مرا بس است که آدمیان شما را دوست داشته باشند.

برادر و خواهر مسلمان!

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن