خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / فتنهء سلاح برای حرکت اسلامی – 1‏

فتنهء سلاح برای حرکت اسلامی – 1‏

به طور حتم، از زیانبارترین مظاهر افراط و تندروی آن است که با استعمال نیرو و قدرت در تماس باشد. چون در این صورت به شکل بی رویه و غیرقابل کنترلی به حرکت درخواهد آمد و مسلماً در چنین شرایطی آسیب آن بر اعضاء خلاصه نخواهد شد، بلکه همهء جنبش را از اساس، نابود خواهد نمود.

دیر زمانی است که عرصهء فعالیت های اسلامی، شاهد پدیدهء استفاده از نیرو و قدرت است. خاستگاه آن هم، فقدان پایبندی و تعهّد به مبانی و اصول شرعی سیاست در زمان استفاده از قدرت می باشد.

در اثر همین پدیده، که پیامد هر نوع فاجعه ای است، در لبنان، مشکلات تلخ و ناخوشایندی گریبانگیر ما شد. در پی هر حادثه ای، جنبش اسلامی، در معرض آزارها، مشکلات و سختی های گوناگونی قرار گرفت. بروز این پدیده، گاه در اثر همانندی، تقلید و همرنگی با اعمال دیگران، صورت می پذیرد.

در این نوشتار مختصر، خودم را ناگزیر می بینم، در برابر اساسی ترین شاخص های پیچیده، که با فرایند استفاده از نیرو در تماس هستند، و در میان پیشگامان دعوت مورد اختلاف بوده، و اساساً عامل مشکلات و بلاها، و کشاندن جنبش به سمت نابودی و ویرانی میباشند، اندکی درنگ کنم.

نخست: روشن نبودن هدف از قدرت محوری:

پاره ای از مردم چنین می پندارند که هدف از قدرت محوری جنبش، به معنی اثبات جنبهء وجودی آن در عرصهء سرزمین های اسلامی است.

پاره ای دیگر نیز چنین می پندارند که هدف از آن، جذب جوانانی است، که هوس و عشق قدرت به سر شان می زند. جوانانی که بسا، اندیشه ها ارزش ها و مبانی خشک و ایده آلیستی، نمی توانند برایشان جذاب و دلکش باشند.

برخی دیگر، نیز بر این باورند که هدف از قدرت مداری، به معنی پاسخگویی به هر گونه تجاوزی است، که ممکن است علیه جنبش صورت پذیرد، این تجاوز اعم از آن است، که از طرف یک حاکم و زمامدار رخ دهد، و یا اینکه از طرف یک حزب، و یا یک شخص.

چنین برداشتهایی است که می توانند هم جنبش و هم اعضاء آنرا به سمت یک سری مشکلات و برخوردهای روزمره ای سوق دهد، که گاه پایان ناپذیر هستند. این امکان هم وجود دارد که چنین تحولاتی، جنبش را از خط سیر اصلی آن، منحرف کنند. نقش اصلاحگرانه و پیامبرگونهء آن را، که تنها مجوز وتوجیه کنندهء وجود و قوام آنست، متوقف سازند.

بدون تردید، قدرت عملی جنبش، باید محکوم و قابل کنترل باشد، نه اینکه به صورت بی رویه ای، بر همه چیز حاکم و مسلط باشد. مسلما زمانی که قدرت به مثابهء دینامیسم غالب و محرک حاکم در می آید، سیر جنبش مختل می شود و تعادل امور به هم می خورد و معیارها و ملاکها محو و نابود می شوند. ازاین رو، قدرت عملی باید، حجم و جایگاه محدودی، در چارچوب طرحها، اشغال نماید، تا در نتیجه، همآهنگ با سیر قوا، حجم و ساختار قدرت و دینامیسم کارایی آن را شکل دهد. و بدینسان در تحولات، خدمات شایسته و ارزنده ای تقدیم نماید.

مسلماً هدف از قدرت مداری، محقق ساختن تحولات دینی، در جامعه از رهگذر اجرای اوامر خداوند، و تطبیق قانون او، و از سر گرفتن یک زندگی کاملا اسلامی می باشد. چون خداوند می فرماید:

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ. بقره: 193                                                                                                                                                                                                                                                                                         

یعنی: و با آنان پیکار کنید، تا فتنه ای باقی نماند و دین از آن خدا گردد.

و رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می فرماید:

«أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشهَدُوا أَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَأَنِّى رَسُولُ اللَّهِ فَإِذَا قَالُوهَا عَصَمُوا مِنِّى دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلاَّ بِحَقِّهَا وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ». به روایت بخاری و مسلم و سنن اربعه.

ترجمه: امر شده ام با مردم تا بدانگاه بجنگم که شهادت بدهند، معبودی جز خدای واحد وجود ندارد، و من (محمد صلی الله علیه و سلم) پیامبر خدا هستم، چون چنین کردند، خونها و مالهای خود را از من مصئون داشته اند جز به حق آنها و حسابشان بر خدا است.

استفاده از قدرت، باید همیشه در این چارچوب قرار داشته و در خدمت این هدف باشد. هرگونه استفاده از قدرت، که خارج از این چارچوب و در راستای مرامی جز این قرار داشته باشد، طبعاً سیر جنبش را متوقف خواهد ساخت و رفته رفته آنرا به سمت برخوردها و موضعگیری های حاشیه ای و کم اهمیت سوق خواهد داد که گاه منجر به نابودی جنبش خواهد گردید.

در دوران رسول اکرم صلی الله علیه و سلم استفاده از قدرت بصورت واکنشی و عکس العمل های ناخواسته صورت نمی گرفت، بلکه تحت قواعد و اصول مطالعه شده بر مبنای مقیاسها و داده های همآهنگ با ساختار، سیاستها و شگردهای در هر مرحله شکل عملی به خود می گرفت. هرگونه تجاوزی که بر جماعت مسلمانان و یا بر یک فرد مسلمان صورت می پذیرفت نمی توانست مبنا و مجوز اعلان جنگ و سلاح بدست گرفته، و پیکار رفتن قرار گیرد.

در دوران مکّی، جماعت مسلمانان و پیغمبر و پیشوای آنان، در معرض تهاجمات و حملات گوناگون و آزارها و شکنجه های فراوانی قرار گرفتند، اما با این وصف، هیچگاه دستور صف آرایی و نبرد، صادر نگردید. چونکه آن دوران، متعلق به مرحلهء آماده سازی پیشآهنگان بود. این آماده سازی برای آن بود، تا کفایت ها و خلاقیت های لازم، برای یک برخورد دور و دراز، مداوم و یکنواخت که دستاورد آن، پایان بخشیدن به رویاروئی در جهت مصلحت اسلام بود، در افراد فراهم آید.

از اینرو، توجیه و رهنمود پغمبر صلی الله علیه و سلم در این مرحله، علی رغم شرایط دشوار و حساس، توجیهی بود که با ساخت و اهداف آن، همآهنگ و مطابق بود. خداوند در آن مرحله، این آیت را نازل فرمود:

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ. روم: 60.

یعنی: پس شکیبائی داشته باش، وعدهء خدا به طورمسلم حق است، هرگز نباید کسانی که ایمان ندارند، مایهء خشم و ناراحتی تو گردند.

نازل شدن این آیت، در آن مقطع زمانی بخصوص، یک فرمان خدائی و قاطع بود مبنی بر پابندی به ساخت و شگردها و سیاست های آن مرحله.

طبعا انعکاس این مقوله، بر دلهای مؤمنان، ساده و آسان نبود، اما دعوت و مقتضیات و منافع آن، خواستار همین چیز بود و باید مصالح آن از هر گونه برداشت و اجتهاد شخصی و از هر نوع سبک مغزی و بی پروائی، فراتر می رفت.

روایت شده که عبدالرحمن بن عوف، و تعدادی از صحابه رضی الله عنهم در مکه نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم آمدند و گفتند: ای رسول خدا، ما زمانی که مشرک بودیم، عزت و حرمت داشتیم، ولی چون ایمان آوردیم، ذلیل و خوار شدیم.

رسول الله صلی الله علیه و سلم به آنها گفت:

إِنِّي أُمِرْتُ بِالْعَفْوِ ، فَلاَ تُقَاتِلُوا الْقَوْمَ. به روایت نسائی و مستدرک حاکم

یعنی: امر شده ام که از مردم درگذرم، و عفو کنم، از اینرو، با مردم نجنگید.

خباب ابن ارت از جمله کسانی بود که به وسیلهء آتش، داغ داده می شدند، و شکنجه می گشتند. از او روایت شده که گفت:

روزی نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم آمدم، آنحضرت در سایهء کعبه، به یک عبای پشمی تکیه داده بود، آن روزها ما مسلمانان از ناحیهء مشرکین سختیهای فراوانی دیده بودیم. گفتم: ای رسول الله، چرا برای ما دعا نمی کنی؟

رسول الله صلی الله علیه و سلم در حالیکه چهره اش سرخ و دگرگون شده بود، نشست و گفت:

« لَقَدْ كَانَ مَنْ قَبْلَكُمْ لَيُمْشَطُ بِمِشَاطِ الْحَدِيدِ مَا دُونَ عِظَامِهِ مِنْ لَحْمٍ أَوْ عَصَبٍ مَا يَصْرِفُهُ ذَلِكَ عَنْ دِينِهِ وَيُوضَعُ الْمِنْشَارُ عَلَى مَفْرِقِ رَأْسِهِ فَيُشَقُّ بِاثْنَيْنِ مَا يَصْرِفُهُ ذَلِكَ عَنْ دِينِهِ وَلَيُتِمَّنَّ اللَّهُ هَذَا الْأَمْرَ حَتَّى يَسِيرَ الرَّاكِبُ مِنْ صَنْعَاءَ إِلَى حَضْرَمَوْتَ مَا يَخَافُ إِلَّا اللَّهَ». رواه البخاری

آنهایی که پیش از شما بودند، گوشت و رنگ برخی از آنها به وسیلهء شانه های آهنی شانه می شد، اما باز هم این باعث نمی شد او از دین خود منصرف شود. بر فرق سر برخی دیگر، ارّه نهاده می شد، و سرش شکافته می گردید، اما باز هم این امر سبب نمی شد او از دیدن خود دست بردارد. مطمئن باشید الله متعال کار این دین را آنقدر بالا خواهد برد که یک فرد سوار بر اسب، مسیر صنعاء – حضرموت را بپیماید بدون اینکه از کسی جز الله بترسد.

 

ادامه دارد…

 

انگیزه های سقوط در نیمه راه مبارزه

نوشته: استاد فتحی یکن

ترجمه: داود ناروئی

منبع: سایت اصلاح نت islahnet.com

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

نقش مسجد در دعوت عمومی

محمّد احمدیان ترجمە: حسن آبیار   الحمد لله رب‌ العالمین، والصلاه والسلام علی خیر خلقه …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *