Uncategorized

فریب دادنِ عالمان دین و ایجاد غرور و تکبر در آنها توسط شیطان

﴿شیطان و دارو دسته اش﴾:

(بخش بیست و ششم):

در بخش قبلی در مورد پناه بردنِ یک عده ی فاسق، فاجر و پیروان دجال، به جنیاتِ کافر و شیاطین صحبت کردیم و برای مرور دوباره، میتوانید در پاورقی به لینک بخش قبلی مراجعه و آن را مطالعه کنید.

در این بخش، در مورد فریب دادنِ عالمان دین و ایجاد غرور و تکبر در آنها توسط شیطان را خدمت شما عزیزان تقدیم میدارم.

ابلیس عالمان دین، امامان مسجد، رهبران مذهبی و دینی را از جهات گوناگون فریفته، تفکراتی را در قلب ها و دماغ های شان تزریق میکند که باعث رنجش خلق شده، ملت را با قضاوت، امامت و رهبری ناقص شان ناراض میسازد، و از عزت و مقام ایشان در جامعه میکاهد.

بدین معنی که هم این علمای ضعیف النفس را در مقابل رعیت شرمسار میسازد و هم خلق را با اعمال و قضاوت ایشان می آزارد، همان مقوله ی مشهور ﴿ یک تیر و دوفاخته﴾.

هر گاه عالم دین، امام مسجد و یا سخنگوی مصلح حق را رها کند و به بیراهه و ناحق رأی دهد، ابلیس به ایشان چنین وانمود میکند که الله سبحانه و تعالی آنان را دوست دارد که به حیث عالم دین، پیشوا، بزرگ و رهبر او را گماشته و او را الله تعالی نایب خود بر بندگانش قرار داده است، ﴿استغفرالله من ذلک﴾.

این خطرناک ترین تلبسه های ابلیس میان علما است که با این تلبیسِ داخلی و قلبی در فرد، حسِ تکبر، غرور و خود برائتی و خود دوستی را در آنها ایجاد میکند.

چگونه میتوانیم به این حقیقت دست یابیم که فلان عالم، امام، خطیب، حاکم، قاضی و…. دچار وسوسه ها وتلبیس ابلیس قرار گرفته است؟

جواب این سوال خیلی آسان است!

اگر این اشخاص براستی نایبِ الله سبحانه و تعالی هستند بایستی قضاوت، حکم، صلاح، حل معضله و فیصله ی شان طبق شرع مبین، یعنی طبق قرآن و سنت باشد، و در هرحالتی، بدون در نظر گرفتن مواضع شخصی، انفرادی، مذهبی، لسانی، نژادی، رنگ پوست، قبیله، حزب و گروه خاصی، تابع رضای الله سبحانه و تعالی باشند.

در آن صورت، ذاتِ پاکِ الله سبحانه و تعالی، به خاطر حق بودن ایشان و بنابر اطاعت خاصه ی او تعالی، ایشان را دوست خواهد داشت.

اما در غیرِ آن، الله سبحانه و تعالی لباسِ عزت و محبوبیت را از تنِ این اشخاص بیرون کرده، لباس حقارت و عاری از محبتِ خلق را، در بدل به ایشان میپوشاند.

وقتی الله تعالی آدم علیه السلام را از نزدیک شدن به شجره ی ممنوعه، نهی کرد، اطاعت از این امر او تعالی موجب رضایت و خوشنودی اش میشد، ولی نافرمانی از این امر الله سبحانه و تعالی باعث شد تا پدر و مادر مان، آناً از لباسی که عورات ایشان را پنهان کرده بود، بیرون آمده، برهنه شوند، و لباس حقارت و گناه را برتن کنند.

همان بود که بسوی برگان درختان شتافتند تا جسم شان را با آن پنهان کنند، اما به آن شکل زیبا، لطیف و فاخری که او تعالی عزت ایشان را با آن لباس های خاص رحمتِ الهی اش حفظ کرده بود، هرگز برای شان میسر نخواهد شد، اِلا با تبعید شان به سیاره ی خاکی خیلی دور، بنام زمین، ندامت از سرپیچی از امر خالق شان، توبه و بازگشت، و تحکیم قوای معنوی شان در زمین.

ابلیس به عالمان، امامان، رهبران دین تلقین میکند که ایشان در کار خویش کامل هستند و خلائی در آنها نیست. عاجلاً به کرسی قضاوت عالم را مینشاند و چکُشِ خودکفائی و خود جهتی را در دست او میدهد.

عالم فکر میکند که به مشوره ی کسی ضرورت ندارد، هرکسی طبق خواهش وقضاوت او رفتار کند مورد تأئید و هرآنکه مخالف او باشد منفور و مردود است.

تاریخ، چنین علما، امامان، قضات و رهبران زیادی را دیده است و ملت های متعددی در زیر چکش چنین اشخاص رنج برده اند.

حسِ تفاخر، کبر و غرور در این اشخاص، باعث میشود تا در تشخیص حق نابینا شوند و فیصله ها و فتوا های بیجا و بیموردی را صادر کنند.

در اثر این فیصله های ناحق تعداد زیادی از مردم بسوی حرام ها دست دراز کرده، میلیون ها نفس، ناپاک و ملوث میشوند.

بعضی از عالمان دین هستند که زیرِ دستِ فرمانروای بالاتری کار می کنند و به حکم مافوق بی عدالتی میکنند و ابلیس امر را بر ایشان مشتبه مینماید که گناه به گردن کسی است که از بالا فرمان می دهد، من در اینمورد مقصر نیستم، و….

اما این غلط است زیرا کمک کار و دستیار به ظلم و ظالم هم گناهکار است.

چنانکه پیغمبر (صلى الله علیه وسلم) در مورد شراب ده کس را لعنت کرده است (شرابخوار و ساقی و فروشنده و خریدار و شراب ساز و حمّال و آنکه از پولش بخورد…)

و همچنین رباخوار و نویسنده و گواه سندش را و نیز موکل بر ربا را لعنت فرموده است.

همچنین است کسی که زکات و مالیات برای بالا دست جمع آوری می نماید و می داند که او اسرافکار است، این هم کمک به ظلم نموده و شریک گناه اوست.

مالک بن دینار در این مورد چی نیکو گفته است:

«در خیانتِ یک آدم همین بس که خائنان وی را امین دانند»!

یکی از فریب دادنِ شیطان، عالمان دین را این است که ایشان را روا می دارد به ناروا طبق رأی خود، بنابر گرایش قلبی خودشان به جناحی، طرف واقع شوند با این پندار که اینها از مقوله ی «سیاست» است.

مسلمان به هیچ وجهه و تحت هیچ فشاری، حق را تلف نمیکند، طرف واقع نمیشود، بی عدالتی نمیکند، و ناحق را برحق نمیگمارد. ولی اگر خلاف این همه، عمل کرد، بدون شک که او چنین میپندارد که گویا شریعت ناقص است و ما با رأی خود تکمیلش می نماییم.

و این از بدترین تلبیس های ابلیس است زیرا شریعت، سیاست الهی است و محال است که خلل داشته باشد و محتاج رأی مخلوق باشد چنانکه در قرآن می خوانیم:

مَّا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِن شَیْءٍ (انعام ۳۸)

«هیچ چیزى را در کتاب (لوح محفوظ) فرو گذار نکرده ‏ایم‏».

و آنکه مدعی سیاست بالاتر از شریعت است در واقع شریعت را خلل پذیر می داند و به کفر نزدیک می شود.

از عضد الدوله نقل کرده اند که سخت شیفتـه ی کینزی بود و همیشه دلش به این کنیزکش مشغول میبود.

دستور داد آن کنیزک را غرق کنند تا مشغولی دلش به این کنیز، او را از سلطنت باز ندارد.

این خودش یکی از اغوا ها، فریب شیطان و دیوانگی احمقانه است زیرا مسلمانی را بیگناه کشتن گناهی است بس بزرگ و نابخشودنی.

هر کسی که چنین پندارد که این کار رواست کافر می شود و اگر بگوید که شرعاً روا نیست اما طبق مصلحت است، مصلحت را در خلاف شرع می داند.

در عصر معاصر علمای زیادی آمدند و رفتند، اما فتنه های شان تا بحال حرام تولید میکند و توده های عظیمی از خلق را به حرام هائی که ایشان بمردم حلال تلقین کرده اند، مجذوب کرده اند، که یکی از این مثالها، حلال دانستن ربأ در خرید خانه، و حتی در خرید زمین مسجد، و اعمار مسجد با استفاده از ربأ است.

ربأ حرام است، و تحت هیچ نامی حلال شده نمیتواند.

اینها همه تلبیس های ابلیس اند که از طریق یک عالم ضعیف النفس میلیونها مسلمان را در گناه ملوث کرده، باعث فتنه های زیادی میان خلق شده است.

ابلیس بر بیشتر عالمان دین امر را چنین مشتبه می سازد که شما وظیفه ی خود را کامل انجام داده اید.

اینان گر چه ظاهر کارشان سر راست است اما اگر حقیقتاً نظر کنند اختلال بسیار زیادی در کار شان است.

بعضی علما و تیکه داران دین با تلبیس ابلیس چنین میپندارند که ایشان در راه حق روان اند، و بقیه، همه گمراه، ضعیف الایمان، بی علم، نادان، دین دزد، مغرض و نابکار هستند.

متأسفانه، تعداد چنین تیکه داران دین، که خودشان را عالم دین میدانند، روبه افزایش است و در خمِ هر پس کوچه یکی دوتا سر و کله ی شان پدیدار میشود.

تشخیص چنین عالمان نیز مشکل نیست. ایشان برای آنچه که میگویند، و ادعا میکنند، دلیلی و برهان محکم و روشنی از قرآن و سنت ندارند، و بناحق پشتوانه ی متزلزلی را با خود حمل میکنند.

حسادت و بخل یکی از دریچه های باز و گسترده ی دیگری است که شیطان از این طریق عالم دین را اغوا کرده، در قلب و افکار او مکر و شرارت را زرق میکند.

تشخیص این اشخاص نیز دشوار نیست. هر مکری که بر علیه حق باشد، نمایانگر تلبیس ابلیس در شخص است. استفاده از مکر در برچیدن بساط الحاد ایرادی ندارد، ولی مکر در حذفِ حق از نمونه های وسوسه ی نفس یک عالم و زانو زدنِ او در مقابل شیطان است.

ان شأ الله در بخش بعدی موارد بیشتری از فریب عالمان توسط شیطان را خدمت شما عزیزان تقدیم خواهم کرد.

با ماباشید و جهت رشد معلومات آفاقی دینی تان مضامین صفحه را سلسله وار تعقیب کنید.

جزاک الله وخیراً!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن