فقه و احکام

قصاص سدّي در برابر گسترش جرايم

دين مقدس اسلام بحيث واپسين پيام آسماني، انسان ها را « بطور عام مسلمانان را به طور  خاص» به زندگي در جامعۀ دعوت مي نمايد که از هر حيث الگو بوده و در آن از  جنگ، دشمني و نا آرامي حرفي نباشد، چنان زندگي از ترس، وحشت و اختناق خالي باشد و انسان در فضاي اگنده از محبت، صميميت و بالآخره برادري و برابري با هم زندگي نمايند.

اگر به معني و مفاهيم آيت شريف:

 « وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ »  بقره: 179

دقيق شويم در خواهيم يافت که بدرستي در مشروعيت قانون و قصاص رازيست بسيار محکم، لطيف و جالب که در هيچ قانون بشري و در هيچ مقطعي از تاريخ بشريت، مثالي را نمي يابيم که درآن زندگي تمام انسان ها نهفته باشد. براي وضاحت گفتمان مي پردازيم بشرح آيت مذکور و مسائل مربوط به آن تا بر ايمان به شکل علم اليقين ثابت شود که واقعا تطبيق قانون و قصاص جلو جرايم را گرفته و آنرا کاهش ميدهد .

خداوند حکيم مي فرمايد: «اي خرمندان! براي شما در اجراي قانون قصاص زندگي هست شايد تقوا پيشه کنيد».

دانشمندان علم بيان و معاني مي گويند: اين آيت شريف از جوامع کلام بوده و مراد از آن اين است که خداوند متعال جلّ جلاله  دريک کلام کوتاه اما بسيار رسا و سريع و پرمعني که نظير آن در کلام فصيح ترين دانمشندان عرب ديده نشده به حکمت و فلسفۀ قانون قصاص اشاره نموده است، زيرا خداوند کريم درين کلام قديمش در چند نکته اي خيلي مهم و اساسي توجه خواننده را معطوف ميدارد که عبارت اند از:

  1. قصاص
  2. حيات
  3. خردمندان
  4. تقوي (طبرسي ؛ابو علي الفضل بن الحسن، «تفسير مجمع البيان» ج: 1 ص 627 ،مترجم علي کرمي، ارشاد اسلامي 1380)

خداوند عزيز و حکيم درين آيت شريف براي اينکه خون مسلمان بناحق نريخته و به هدر نرود عدالت تأمين و با تأمين ديگر عدالت ارقام جرايم کاهش بايد، قصاص را بالاي قاتل واجب گردانيده تا اولياي مقتول حقي را که خدا برايشان داده بر قاتل به اجراء درآورده اند البته اين حکم، خودسرانه تحقق نمي يابد، بلکه با گواهي گواهان و در موجوديت امام، قصاص بالاي قاتل تطبيق ميشود. وقتيکه بالاي مجرم با اين شيوه جزاء تطبيق شود، ساير کسانيکه در خيال ارتکاب جرايم باشند با مشاهدۀ وضعيت مذکور از آن دوري مي نمايند، بنابرين اين سزاء مؤثّر ترين شيوه براي تقليل پيمانۀ جرايم است که بدين وسيله يک زندگي سعادت مند خالي از قتل و قتال را به ارمغان مي آورد.

دکتور يوسف قرضاوي در زمينه مي نويسد: «اين آيت شريف در جهت پاکسازي جامعه از ابزار هاي بزه کاري و پرورش افراد به اساس زندگي عاري از انحراف، با تمام توان به فعاليت و تلاش پرداخته است، زيرا در ميان مردم همواره افرادي وجود دارند که فقط به تنبيه مؤثّر ومجازات باز دارنده دست برادر خواهند شد و موعظه اي حسنه و پند اندرز را راهگشا، براي آنان کفايت نمي کند. بنا برين از وجود سوط « شلاق» سلطان در کنار صوت قرآن چاره نيست، حتي از حضرت عثمان بن عفان رضي الله عنه چنين نقل شده است:

«إنّ اللهَ لَيَزَعَ بالسلطان مالا يزع بالقرآن».

يعني خداوند جلّ جلاله چيزهايي را به وسيلۀ قدرت از ميان بر ميدارد که با قرآن ازميان بر نمي دارد»، به همين اساس است که شريعت اسلامي بر وضع کيفر هاي چون: حدود، قصاص و تعزيرات اقدام نموده است». قرضاوي، يوسف، « ويژگيهاي کلي اسلام » ص: 276-277 مترجم : جليل بهرامي احسان ، 1379

اگر قانون شريعت اسلام در مورد قتل را با رعايت و رسم و رواج جاهليت پيشين مقايسه نمائيم مي بينيم که درآن زمان نيز براي انتقام به زعم ايشان قواعدي وجود داشته است مانند: «قتل البعض إحياء للجمع» يعني: «کشتن برخي زنده کردن براي همه است» و يا اينکه گفته اند: «اکثروا القتل ليقل القتل» بسيار بکشيد تا کشتن اندک شود، و بهترين الفاظ منقول از ايشان دراين باب اين است که گفته اند «القتل انفي القتل» يعني کشتن قاتل و متجاوز هوس کشتن بيگناه را از بين ميبرد، ولي قول خداوند فصيح تر، مختصر تر و داراي مفهوم وسيعتر است، زيرا در مقوله هاي ايشان فقط کشتن در برابر کشتن بوده که جز منع از قتل چيزي ديگري را افاده نميکند. رازي، فخرالدين، « تفسير کبير « مفاتح الغيب»» ج: 5 ص: 2109 مترجم: علي اصغر حلبي انتشارات اسلامي 1379

حال آنکه «في القصاص حياة» افاده اي منع از قتل جراحات اعضاي بدن و جراحات سر«شجه» را نيز شامل است، همچنان قول خداوندي کشتن ظلم را نيز در بر ميگيرد ولي مقوله هاي ايشان چنين قتل را در برندارد زيرا آنان در بدل قتل يک انسان چندين انسان را ميکشتند، پس کلام الهي از حيث فوايد جامع تر است. رازي، فخرالدين، « تفسير کبير « مفاتح الغيب»» ج: 5 ص: 2109 مترجم: علي اصغر حلبي انتشارات اسلامي 1379

زيرا به گواهي تاريخ قواعد وضع شده آنها ارقام قتل را از ميان ايشان کم نکرد، بلکه کشتار در ميان ايشان به حدي وسعت پيدا کرده بود که در بدل قتل يک انسان آتش جنگ انتقام جوئي به قبايل و حتي از آنهم فراتر به هم پيمانانشان گسترش پيدا مي کرد و صدها تن انسان به قتل مي رسيد، ولي هنوز هم هوس قتل از دلشان دور نميشد، اما خوشبختانه تا ظهور اسلام و تطبيق قوانين جاوداني و حکمت آميز آن، کشتارها کم شدند. دشمنان با هم دوست شدند و بالاي تمام عادات جاهليت خط بطلان کشيدند طوريکه خداوند متعال فرموده اند:

« وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا» آل عمران: 103

ترجمه: « ياد کنيد نعمت خدا را برخود آنگاه که دشمنان «يگديگر» بوديد، پس ميان دلهاي شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شديد و برکنار پرتگاه آتش بوديد که شما را از آن رهانيد» .

از اينجا ميتوان استنباط کرد که چرا و چگونه در دوران حکومت اسلامي راستين «در عهد اول اسلام» آمار جرايم و خلافهايي که حد شرعي برآن جاهليت کشته آنقدر کم و همان نيز غالبا با اعتراف و طوع و رغبت شخص جاني همراه بوده است، بي گمان موجب اصلي را در تقوي بايد جستجو کرد که همچو پاسدار هوشيار در درون ضمير و روان مسلمانان، اعمال آنان را مراقبت کرده از پا نهادن به منطقۀ ممنوعه بازشان ميداشت، البته در کنار اين عامل دروني عامل ظلم اجتماعي صحيح و عبادت و تربيت رواني از سوي ديگر همچون دو عنصر متعاون و متعاضد دست اندر کار پي ريزي و تحکم جامعه اي بودند که تفکر درست و شعور سالم و حرکتي مستقيم و روش استوار داشت. چرا که نخستين شالوده هاي آن در درون ضمير انسانها نهاده شده بود تا آنجا که اگر گاهي تندباد حيوانيت در نفس کسي وزيدن ميگرفت و انسانيت او را منکوب ميساخت با اينکه نه چشمي مراقب او بود و نه دست قانون بالاي سر او. همين ايمان در ضمير او ملامت گري خشن و نشتري گزنده و انديشه اي هراس آفرين ميگشت، و گنهکار را تا آن لحظه که با پاي خود به پيشگاه قانون و به گناه خود اعتراف کند و خويشتن را در معرض مجازات شديد قرار دهد و آنرا با آرامش و آسايش روان تحمل کرده و خود را از چشم خدا و عقوبت آخرت نجات دهد، راحت نمي گذاشت. قطب، سيد « في ظلال القرآن » ج: 1 ص 345 مترجم سيد علي خامنه اي، انشارات اسلامي 1362

با در نظرداشت همين واقعيت، خداوند حکيم آيۀ شريف را به الفاظ خردمندان و پرهيزگاري پايان بخشيده انسان ها را گوشزد مي نمايد که در صورتي که از عقل و هوش کار بگيرند و خدا را درهمه حال و در همه اعمال و کردارد خويش حاضر و ناظر بدانند، هرگز به چنين جرايم سنگين دست نخواهند زد .

به اين اساسي چون قتل بزرگترين جرم در جامعه است و قصاص بزگترين سزاي آن. وقتيکه قصاص عملي شد، ساير مجرمين در جرايم ديگر با مشاهدۀ اين صحنه، از ارتکاب جرم دست بردار ميشوند، زيرا آنان به خوبي ميدانند وقتيکه جان انسان در بدل جان ديگري از بين ميرود و از آن چشم پوشي نمي شود. اگر شخصي مرتکب جرم ديگري شود بدون شک از آن نيز بازرسي خواهد شد. مجرم به ميز محاکمه کشانده خواهد شد؛ و جزايي که قانون پيش بيني نموده بالايش اجرا خواهد شد و باين ترتيب از نزديک شدن به مناطق ممنوعه خود داري نموده و مرتکب جرايم نمي شود که درين صورت جامعه اي الگو بميان مي آيد و جرايم کاهش مي يابد.

=====================================

نقش قصاص در کاهش جرايم

نويسنده: عبد الرحمن “حکيمزاد”

منبع: islahnet.com

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی