کودکانمقالات

قضا و قدر

نوشته: نقیب الله حمید

تعریف قدر:

قدر در لغت به معنی حکم، شرط و اندازه چیزی بکار رفته است، تقدیرهم به معنای تفکر و اندیشیدن برای انجام کاری است.1

قدر در اصطلاح:  قدر عبارت است از این که خداوند از قبل می دانسته که چه چیزی روی خواهد داد و همه چیز را از ازل  تا ابد ثبت کرده، یعنی خداوند متعال میزان و اندازه کل مخلوقات و تمام حوادث و رویدادها را قبل از خلقت، از ازل تعیین کرده است، و علم داشت که در چه لحظه یی، در کجا و چگونه و به چه میزانی وقایع هستی روی خواهد داد، آنگاه اتفاقات طبق علم خداوند به وقوع می پیوندد.2

امام ابن حجرالعسقلانی در زمینه تعریف این واژه می فرماید:

منظور از قدر آن است که خداوند از قبل اندازه و زمان پیدایش یا وقوع حوادث را می دانسته و سپس آن چه را که مطابق علمش ثبت کرده است، به وجود می آورد و آنگاه همه حوادث و وقایع همان طوری که اراده کرده است رخ می دهند. 3

از مجموعه آیات و روایاتی که در مورد واژه قدر، دانسته می شود که قدر یا سرنوشت عبارت از نظم، نظام محکم و استوار و قوانین عمومی و دقیقی می باشد که خداوند متعال برای جهان هستی برنامه ریزی فرموده است ویا روش و برنامه ای که بر پایه اسباب و مسببات استوار می باشد، است. و خداوند از روز ازل بر پیدایش و خلقت کلیه موجودات از اول تا پایان دنیا علم و آگاهی داشته و صفات و ویژگی ها و افعال شان را نیز مشخص کرده است.

به هر حال آنچه در قدر حایز اهمیت است یکی تعیین و مشخص کردن پیشاپیش اتفاقات و حوادث و دیگری خلقت موجودات مطابق علم اوتعالی است.

 

 

 

 

تعریف قضا:

واژه قضا به معنای تمام کردن و حکم کردن بکار رفته است. در احادیث نیز به معنای فارغ شدن و اتمام امری بکار برده شده است.

زهری می گوید: قضا در لغت معانی گونه گونی دارد اگرچه در اصل به معنای پایان یافتن چیزی است، اما هر اقدامی که برای انجام امور و یا اتمام و یا وجوب آن صورت گیرد، قضا می گویند.1

تفاوت و تفکیک میان مفهوم قضا و قدر:

در زمینه تفاوت میان این واژه قرآنی، علما و دانشمندان دو نظریه دارند:

دیدگاه نخست: قضا عبارت است از علم ازلی خداوند که به انجام آن حکم داده است. اما قدر خلقت و پیدایش موجودات است، مطابق آنچه خداوند قضا کرده است.

ابن حجر العسقلانی می فرماید:

دانشمندان باورمنداند که قضا حکم کلی خداست از روز ازل تا ابد، اما قدر جزئیات و چگونگی آن حکم است. 2

دیدگاه دوم: این دیدگاه بر خلاف نظریه اول است، این دسته به این باورمند هستند که قدر حکم ازلی است و قضا آفرینش یک چیز می باشد.3

امام راغب اصفهانی می فرماید: قضا یعنی فصل امر، خواه قول باشد یا فعل و هریک از امر قولی و فعلی بر دو جهت اند، الف: امر و قول خدایی، ب: امر و قول انسانی.

و در مورد قدر می انگارد: قدر به معنای وقت  و زمان مقدرشده برای چیزی و به معنای مکان نیز آمده است.

و ایشان در ادامه بحث خود می نویسد: قضای خدا از قدر اخص است، چون قضا یعنی قطع و فعل و قدر یعنی تقدیر و اندازه گیری.

 

 

 

 

 

سه اصل ایمان داشتن به قدر از دیدگاه علما

در مورد چگونگی ایمان آوردن و ایمان داشتن به قضا و قدر جلو انسان باز و گسترده نبوده بل انسان مکلف به رعایت سه اصل است همواره آن را در مورد ایمان به قضا و قدر مدنظر داشته باشد.

اول- وجوب ایمان به قضا و قدر به اساس آنچه قبلاً نگاشتم.

دوم- شناخت و معرفت ابعاد و پهلوهای مختلف قدر طبق قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد، نه بر اساس تجزیه و تحلیل و مقیاس های ذهنی و عقلی، زیرا عقل انسان از شناخت اصول و پایه های که مانع گمراهی انسان می شوند، ناتوان است، و بسا انسان های که در مورد به عقل خود بسنده کرده اند به گمراهه رفته اند.

اصل سوم- کنجکاوی نکردن بی مورد در باره قضا و قدر، چون عقل انسان به هر پیمانه ای که کامل باشد، بازهم مفهوم راستین و واقعی این موضوع را درک و هضم کرده نمی تواند، زیرا قدر یکی از اسرار الهی است ، و چه بسا اوقات شخصی درمورد آن کنجکاوی نماید و به حریمی پای گذارد که خارج از توانایی عقل باشد و این امر او را به سلب عقیده درست به قدر وادارد به همین خاطر است که امام احمدبن حنبل رحمه الله می فرماید:

طبق سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم باید به قدر خیر و شر ایمان داشته باشیم و احادیثی که  با استناد قوی در باره قدر روایت شده اند را صحیح بدانیم و بدون چون و چرا آنها را قبول کنیم و به آنها ایمان داشته باشیم.1

ابن حجر العسقلانی از ابو مظفر سمعانی چنین نقل می کند:

شناخت عمیق قدر به میزانی مهم از قرآن و سنت بستگی دارد و چنانچه کسی از این مسیر خارج شود، در گرداب گمراهی درمانده و سرگردان خواهد شد و چنین شخصی همیشه در شک و تردید خواهد بود و نسبت به این قضیه اطمئنان خاطر نمی یابد، زیرا قدر یکی از اسرار الهی است و علم مطلق نسبت به آن، خاص خداست، و آگاهی کامل بر این موضوع خارج از توانایی عقل انسان است، ناتوانی عقل بشر در باره قدر حکمتی دارد که فقط خداوند از آن آگاه است و حتی پیامبران و فرشتگان نیز از این قاعده مستثنی نیستند. 1

امام طحاوی می فرماید:

کنجکاوی زیادر در این مورد مایه رسوایی است، زیرا این قضیه مانند نردبانی است که راه به سوی پرتگاه دارد و یا پلی است که شخص را به سوی اسارت می برد، باید دقت نمایید که در مورد قدر کنجکاوی نکنید، زیرا عقل انسان هرگز توانایی درک عمیق آن را نخواهد داشت.2

محققانی که توان عقلی خود را صرف فهم قضا و قدر کرده اند، چون عقل ناتوان شان فهم این قضیه را نداشته است، سرانجام جز خستگی، سختی و مصیبت نصیبی نداشته اند و تحقیقات شان آن چنان مبهم و آشفته شده است.

به جای است در اخیر این بحث حدیثی را که حضرت ابوهریره روایت که کرده است نقل نمایم:

خرج علینا رسول الله و نحن نتنازع فی القدر فغضب حتی احمر وجهه حتی کأنما فقئ فی وجنتیه الرمانی، فقال: الهذا امرتم؟ ام بهذا ارسلت الیکم؟ انما هلک ممن کان قبلکم حین تنازعوا فی هذالامر، عزمت علیکم الا تنازعوا فیه. ( حدیث حسن)3

ترجمه: روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد ما آمد در حالی که در مورد قضا و قدر به بحث و مجادله مشغول بودیم، و آن چنان بر ما خشم گرفت که از شدت عصبانیت و خشم چهره مبارکش به سرخی چون، انار گرایید، و فرمود: آیا به شما فرمان داده شده که در باره قضا و قدر مجادله کنید؟ آیا هدف از بعثت من همین قضیه بوده است؟ آگاه باشید که اقوام گذشته به سبب مجادله در مورد قضا و قدر هلاک شده اند، لذا توصیه می کنم که به شدت از این گونه مجادلات  و مناقشه ها اجتناب نمایید.

قواعد و اصول کلی در مورد قضا و قدر

 

در این جا به تذکار چند قواعد و اصولی می پردازم که از خلال آن از یک سو، برخی شبهات و سوالات منکرین و کژفهمان قضا و قدر حل می شود و از سویی، ابعاد این مسأله پیچیده و مغلق، واضح و روشن می گردد و حتی نیازی به ذکر فصل پاسخ به شبهات و سوالات باقی نمی ماند.

اصل اول:  ایمان به علم خداوند

علم خداوند برهمه چیز احاطه دارد و او آنچه که در گذشته انجام گرفته یا در آینده رخ خواهد داد، از قبل آگاه است و به جز این چیزهای را که خداوند نیافریده است، اگر به وجود می آمدند، از کیفیت و کمیت آنها نیز مطلع بود، قبل از خلقت آسمان ها و زمین از بود و نبود همه چیز علم و آگاهی داشته و از سرنوشت، میزان، رزق و روزی، اوضاع و احوال، میزان تلاش و فعالیت، خوشبختی و بدبختی بندگانش مطلع است و می داند کدام دسته از بندگانش دوزخی و کدام دسته جنتی اند؟

خداوند در این زمینه می فرماید: هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ  (سوره حشر آیه 22)

او خدايى است كه معبودى جز او نيست، داناى آشكار و نهان است، و او رحمان و رحيم است!

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا. (سوره طلاق آیه 12)

خداوند همان كسى است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را; فرمان او در ميان آنها پيوسته فرود مى‏آيد تا بدانيد خداوند بر هر چيز تواناست و اينكه علم او به همه چيز احاطه دارد!

اصل دوم- همه چیز در لوح محفوظ ثبت شده است:

خداوند می فرماید: و کل شیئ احصیناه فی امام مبین ( سوره یس آیه 12)

عبد الله بن عمروبن عاص می فرماید: از رسول الله شنیدم که فرمود: کتب الله مقادیر الخلایق قبل ان یخلق السموات و الارض بخمسین الف سنه، قال: و عرشه علی الماء .1

خداوند مقادیر خلایق را قبل از آفرینش آسمان ها و زمین ، پنچاه هزار سال پیش نوشته است و فرمود: عرش او تعالی بر آب بود.

اصل سوم- ایمان به اراده مؤثر و قدرت مطلق خدا و عموم مشیت او تعالی:

قبول کردن این اصل به معنای ایمان به اراده  تأثیرگذار خدا و مطلق اوست (در هر حال و شرایطی) به این معنی که آنچه را که خدا بخواهند انجام می گیرد  و آنچه را او نخواهد صورت نمی پذیرد، هر توقف یا حرکتی تنها به امر خدا امکان پذیر است و هرچه او بخواهد در ملکش صورت گیرد، همان خواهد بود نه امری دیگر.

خداوند می فرماید: وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ.

یعنی شما نمی خواهید جز آنچه الله رب العلمین بخواهد.

اصل پنجم- اعمال بندگان از قبل تعیین شده است:

خداوند می دانسته است که چه موجوداتی را می آفریند و آنها چه اعمال و رفتاری از خود نشان می دهند و همه آنها را در لوح محفوظ ثبت و ضبط کرده است.

خدا به هر شکلی که خواسته آنها را آفریده و ” قدر” خویش را در مورد شان اجرا کرده است و آنها نیز بر مبنای قدر خداوند عمل کرده اند. خداوند می فرماید: وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلا تَضَعُ إِلاَّ بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يسیر.

خداوند شما را از خاكى آفريد، سپس از نطفه‏اى; سپس شما را بصورت زوجهايى قرار داد; هيچ جنس ماده‏اى باردار نمى‏شود و وضع حمل نمى‏كند مگر به علم او، و هيچ كس عمر طولانى نمى‏كند، يا از عمرش كاسته نمى‏شود مگر اينكه در كتاب (علم خداوند) ثبت است; اينها همه براى خداوند آسان است.

اصل ششم – انسان در برابر کارکردهای خود مسؤول است:

خداوند خالق همه اشیاء و افعال انسان است و هرچه بخواهد و اراده کند می آفرید، با وجود این، انسان چون کاسب افعال خود است، بناء، در برابر افعال خود مسئولیت دارد و مورد محاسبه در روز رستاخیز قرار می گیرد.

اصل هفتم – ایمان به قدر باعث گریز از زیربار مسئولیت نیست:

ایمان به قدر برای هیچ کسی دلیل و حیله واقع شده نمی تواند که با استفاده از آن، از زیر بار مسئولیت و تکلیف فرار نماید. 1

پاسخ به شبهات و اشکالات پیرامون قضا و قدر

در این جا به برخی از اشکالات و شبهات مهم و سترگی که در مورد قضا و قدر وجود دارد اشاره می کنم که در حقیقت پاسخ به این شبهات و اشکالات دلایل رد دیدگاه های مخالف اهل سنت  در مورد قضا و قدر است.

شبه اول- برخی چنین می انگارند که اگر گناهان و معاصی و امور شر مطابق قدر صورت می گیرد، پس چرا باید از آنها نفرت داشته باشیم؟

پاسخ- در هیچ جای از قرآن و سنت دیده نشده که ما باید به قضا و قدر خوب راضی باشیم و هم به قضا و قدربد، اما بر مؤمنان لازم است که به فرمان خداوند راضی باشند و از آن احساس غم و نا راحتی نکنند و به قدر خیر ایمان داشته باشند و هم به  قدر شر ولی به هنگام بروز قدر خیر خشنود و بر قدر شر و معصیت صابر و شکیبا باشند.

شبه دوم- اگر قرار به این باشد که خداوند از انسان معصیت بخواهد و گناه اراده کند پس چرا او را مورد محاسبه قرار می دهد؟

پاسخ: در جواب این اشکال باید گفت: که قبلاً در فصل قواعد و اصول قضا و قدر بیان کردیم که هدایت و گمراهی، اطاعت و معصیت همه، به مشیت و اراده خدا می باشد و این اصل قطعی است و همچنان انسان در مقابل اعمال و کارهایش مسئول است، و این هم اصل قطعی است و دو اصل قطعی باهم متناقض نمی باشند، بناء، حل این مشکل چنین است که اراده و مشیت خداوند سبب خلق و ایجاد می شود، در حالی که مسؤول بودن انسان در برابر اعمالش از باب کسب است، آن همه کارها توسط خود انسان، می باشد نه از باب خلق و ایجاد.

شبه سوم- درآیات قرآن کریم آمده است که اعمال و رفتار انسان بر اساس اراده و مشیت خود او صورت می گیرد زیرا خداوند می فرماید: فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر. (سوره کهف آیه 29)

یعنی پس هر کس بخواهد ایمان بیاورد و هر کس بخواهد کافر شود.

به مفاد این آیه، اراده انسان در ایجاد فعل تأثیر دارد و به همین خاطراست که افعال انسان به خودش نسبت داده می شود و انسان مورد مکافات و مجازات قرار می گیرد، و رویهم، به همین منظور است که انسان مجنون مؤاخذه نمی شود ، چون اراده نمی داشته باشد؟

جواب: در جواب این اشکال بایست گفت که انسان در حقیقت فاعل افعال خود می باشد و دارای اراده و مشیت است، اما اراده و مشیت انسان همانند خودش مخلوق خداست و محض این اراده انسانی سبب پیدایش فعل انسان نمی باشد و در حقیقت خالق سبب(اراده) و مسبب (فعل) خداوند است، و اینکه انسانی به اراده خود کاری را انجام می دهد، فعل او با خالقیت عام خداوند منافات ندارد.

شبه چهارم- اگر خدا همه چیز را از قبل می دانسته و در کتابی ثبت کرده است ، پس مفهموم این آیه چطور می شود، یمحوالله ما یشاء و یثبت. (سوره رعد آیه 39) یعنی هرچه را خدا بخواهد محو  و یا ثبت می کند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: هرکس می خواهد روزی اش فراوان گردد و عمرش افزایش یابد، صله ی رحم به جا آورد و یا این گفته نوح علیه السلام : أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ . غْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ .

یعنی كه خدا را پرستش كنيد و از مخالفت او بپرهيزيد و مرا اطاعت نماييد!  اگر چنين كنيد، خدا گناهان تان را مى‏آمرزد و تا زمان معينى شما را عمر مى‏دهد; زيرا هنگامى كه اجل الهى فرا رسد، تاخيرى نخواهد داشت اگر مى‏دانستيد!»

معلوم می شود که در عمر و روزی تغییر می آید؟

جواب: در پاسخ به این سوال بایست گفت که رزق و روزی و عمر انسان ها دو گونه است:

گونه اول- مطابق قدر، مشخص و معلوم اند و در لوح محفوظ نوشته شده اند و هیچ تصرفی در آن ممکن نیست.

گونه دوم- آنهایی هستند که خدا فقط فرشتگان ر ازآن آگاه کرده و تغییر در این نوع اجل و رزق مقدور است، و اجل نیز دوگونه است: اول- اجل مطلق و تنها خدا از آن آگاه است. دوم- اجل مقید  ویا معلق و خدا به فرشته مامورش دستور می دهد که اجل معین ر ا برای بنده اش بنویسید و اگر مثلاً صله رحم ر ابه جا آورد به فرشته اش امر می کند که رزق و مدت عمر او را افزایش دهد، و فرشته خود به اساس اطلاع دادن خداوند، میداند که میزان رزق و مدت عمر این انسان افزایش می یابد؟ و انتهایی آن تنها خدا میداند و برای عزرائیل اطلاع میدهد برای قبض روح آن.1

ابن حجر العسقلانی در این زمینه می نویسد: آنچه لایتغیر است و ثابت باقی می ماند و هیچ تصرفی در آن صورت نمی گیرد، همان کتابی است که طبق علم محیط خداوند از روز ازل نوشته شده است، اما آنچه تغییر پذیر است و ممکن است قسمت هایی ازان، که به میزان ارزق، مدت عمر مربوط است، پاک شود یا چیزهایی به آن افزود شود احتمالاً همان کتابی است که نزد فرشتگان وجود دارد. 2

شبه پنجم-  عده می پندارند که گناه از جانب خود انسان است  و او ست که آن را ایجاد کرده است و از این آیه دلیل می گیرند: و مااصابک من سئیة فمن نفسک.

در جواب باید گفت: خدا در آیه دیگر شرح داده که سئیات و بدی ها به واسطه گناهان خود شخص برای او پیش می آید، اما خیر و منفعت به سبب مهربانی خدا برای او پیش می آید و ممکن است که برخی از این منافع به سبب پاداش اعمال نیک نصیب انسان شود.

شبه دیگری از سوی جبریه ها که در واقع دلیلی از ایشان برای تأیید دیدگاه شان است: اینها باور دارند که انسان در افعالش اراده و اختیار ندارد و آنچه خداوند بخواهد همان چیز تحقق می پذیرد، و دلایل آنها قبلاً ذکر کردیم.

در این زمینه باید گفت: که این طرز باورشان حتی با اصول عقلی خود شان در تضاد است، چون می دانیم که اعمال را که انسان انجام می دهد، به طور کلی دو دسته است: اول-  اعمال اراده ی و اختیاری. دوم اعمال غیرارادی و غیر اختیاری، و قرآن کریم در بسا جاها اشاره می کند به اعمال اختیاری و ارادی انسان. در این مقال مختصر گنجایش نقل و تحقیق آن نیست.

و این طایفه هیچ تفاوتی میان خوبی ها و بدی ها، انسان صالح و فاسد، بهشتی و دوزخی قایل نبودند، و همگی ر ا به یک چشم می نگرند که خداوند این باور را شان را چنین رد می کند: أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَّن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْيَاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ . (سوره جاثیه آیه 21)

کسانی که بدی ها را کسب کرده اینکه آنان را قراردادیم همانند کسانی ایمان دارند و اعمال صالحه انجام داده اند که برابر باشد زندگی و مرگ شان، (کسی که چنین فیصله می کند) چه بد داوری و قضاوت می کند.

و همچنان باید گفت که اراده خداوند دو گونه است: 1- اراده خلقی 2- اراده شرعی.

منظور اراده شرعی دوست داشتن و رضایت خداست نسبت به چیزی، اما منظور از اراده خلقی، آن است که خداوند اراده فرموده است همه موجود است، چه خوب و چه بد، خلق شوند، خداوند به اراده شرعی اشاره می کند : یرید الله بکم الیسر و لایرید بکم العسر. یعنی  خداوند آسانی را برشما می خواهد نه سختی را.

اثرات ایمان داشتن به قدر در رفتار انسان

مختصر  و بدون تفصیل به ثمرات ایمان داشتن به قدر خداوند در رفتار و باور انسان اشاره می کنم، البته استفاده به عناوین جانبی این بحث می کنم:

  • رفتار درست و صادقانه با دیگران.
  • نهادینه شدن روحیه عفو و گذشت ا ز دیگران.
  • استعانه از خداوند.
  • اعتماد بر خداوند و توکل بر او.
  • ایمان به قدر به رهیدن از شرک می انجامد.
  • ایمان به قدر انسان را به صبر و استقامت وا می دارد.

و به خاطر به درازا کشیده شدن این مقاله از تفصیل و ذکر دلایل در این زمینه صرف نظر می کنیم.

نتیجه بحث

 

طوریکه در لابلای این مقاله بحث کرده بودیم که قضا و قدر در واقع همان علم خداوند به تمام کائنات و مخلوقات است که قبل از آفرینش آنها همه را می دانست.  مسأله قضا و قدر به حیث یکی از مباحث مهم علم عقیده و از ارکان مؤمن به نقش گسترده و مهم در ایجاد اطمئنان و توکل انسان بر خدا دارد، و آنانی که خواستار رسیدن به کوهپایه سعادت جاودانی هستند لازم است که به قدر خیر و شر ایمان داشته باشند و بدانند که خالق افعال و کارهای بشر خداوند بوده و اراده اوتعالی به آن کار تعلق گرفته است و خود انسان به اختیار خود  وبدون پادرمیانی اجبار آن را کسب می کنند که بادر نظرداشت این، انسان مورد مجازات و مکافات الهی در روز رستاخیز قرار می گیرند. و قضا و قدر هیچگاه مانع استفاده از اسباب و تلاش شده نمی تواند و انسان نباید با اتکا به قضا و قدر از تلاش و کار و زحمت کشی و بهره کشی از اسباب دوری نماید.

منابع و مآخذ

  • اشقر، دكتور عمر سليمان، قضا و قدر، طبع مهارت، سال طبع 1387هـ ش
  • ابن تيميه، مجموعة الفتاوي، طبع دارالفكر، سال طبع ب ت.
  • السوري، عبدالملك، عقايد” شرح فارسي عقايد نسفي” برگردان: اميرصادق، طبع انتشارات كتاب، سال طبع 1380 هـ ش
  • الطحاوي، علي بن علي، شرح العقيدة الطحاوي، طبع بيت العلم كراتشي، سال طبع 1425 هـ ق
  • العسقلاني، ابن الحجر العسقلاني، فتح الباري، طبع مكتبه حقانيه، سال طبع 142هـ ق
  • العثيمين، محمد بن صالح، عقيده اهل سنت وجماعت،برگردان:اسحاق دبيري،طبع انتشارات كتاب،سال طبع ب ت.
  • زيدان، عبدالكريم، قضا و قدر، طبع انتشارات حرمين، سال طبع 1381 هـ ش.
  • نهضت فراهي، عبدالواحد، قضا وقدر، طبع بنگاه انتشارات ميوند، سال طبع 1381 هـ ش.

1  – قاموس المحیط، ص 591

2 – قضا و قدر، ، ص 29.

3 – فتح الباری علی البخاری، ، ج 1 ص 118.

1 – النهایة فی غریب الحدیث ج 4 ص 78.

2 – فتح الباری علی البخاری ج 11ص 477.

3 – فتح الباری علی البخاری، ج 11ص 477.

1 – قضا وقدر، صفحه 56.

1 – فتح الباری علی البخاری، ج 11 ص 477.

2 – شرح الطحاوی، ص 276.

3 – سنن ترمذی، ج 2 ص 223

1 – صحیح مسلم ج 4 ص 2044 .

1 – قضا و قدر، ص 84.

1 –  مجموعه فتاوی شیخ الاسلام ابن تیمیه.

2 – فیح الباری ج 11 شماره 4880 .

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی