فکر و دعوت

قواعد دعوت و تعامل با مردم (۱)

دکتر محمود ویسی

اصول و ضوابط حاکم بر روابط جامعه صالح و سالم: 

۱_ اصل تعارف. 

۲_ اصل تفاهم.

۳_ اصل تعاون

بر مبنای این اصول به بیان قواعدی می‌پردازیم که رعایت آن‌ها در دعوت و تعامل با دیگران ما را به اهداف از پیش تعیین شده می‌رساند:

قاعده اول: نتعاون فیما اتفقنا علیه و یعذر بعضنا بعضا فیما اختلفنا فیه. 

انواع اختلاف: 

۱-اختلاف تنوع که مطلوب است.

۲-اختلاف تضاد که نامطلوب است.

قاعده دوم: زواج بین خبرة الشیوخ و حماس الشباب.
ایجاد وفاق میان شعور پیران و شور جوانان و بهره جستن از هر دو در راستای کارهای دعوت. (مطالعه کتاب ادب الدنیا و الدین ماوردی).

قاعده سوم: شاور الآخرین تستحوذ علی قلوبهم. شورا راهی برای جلب قلوب است. 
مشورت و مناظره دو در از درهای رحمت و دو کلید جلب برکت هستند و با وجود آن دو هیچ رای و نظری به گمراهی نمی‌رود و هیچ عزم و قاطعیتی ضایع نمی‌گردد.

قاعده چهارم: و اذا غلا شیئ علی ترکته.
این قاعده یکی از مهم‌ترین قواعد در زندگی انسانهاست، زیرا بیشتر مردم خود را به کمترین بها می‌فروشند و برای هر چیزی غیر از خود ارزش زیادی قایل هستند. در حالی که گفته شده است: الدنیاخلقت لکم و انکم خلقتم للآخرة: دنیا برای شماخلق گردیده و شما برای آخرت. برای اینکه دنیا ما را فریب ندهد باید تعریفی روشن از آن داشته باشیم و آن تعریف مولوی است:

چیست دنیا ازخدا غافل بدن 

نی قماش و نقره و میزان و زن

مال را کزبهر دین باشی حمول

نعم مال صالح خواندش رسول

امام رازی می‌فرماید: العقلاء ثلاثة: من ترک الدنیا قبل ان تترکه و بنی قبره قبل ان یدخله و ارضی خالقه قبل ان یلقاه. در اینجا اشاره به دو نکته ضروری است:

۱_این قاعده به معنی یاس و ناامیدی و ترک ارزش‌ها و کمالات نیست بلکه تحذیر مردم از هجوم بردن بر دنیا و عدم حزن به هنگام فوت شدن چیزی ازآن است.

۲_زهد در دنیا به معنی ترک دنیا و رفتن به کوه‌ها و گوشه‌نشینی نیست بلکه به معنی باقی ماندن دنیا در خارج قلوب است و اینکه یکی از هموم مسلمان باشد نه بزرگ‌ترین هم او: ربنا لاتجعل الدنیا اکبر همنا….. و دنیا باید مسخر مسلمان باشد.

بسیاری از اصحاب مانند عثمان، عبدالرحمن بن عوف و ابوبکرصدیق از ثروتمندان اصحاب بوده‌اند و لیکن دنیا را در خدمت دین و دعوت قرار دادند.

۳_دنیا طالب فراریان از آن و فراری از طالبین آن است (طالب لمن هارب‌ها و هارب لمن طالب‌ها).

قاعده پنجم: اترک الآخرین ینفسوا عما فی صدورهم: دیگران را در بیان مسایل درونیشان آزاد بگذارید. مردم در هموم وغموم دو دسته‌اند:

۱-کسانیکه ظرفیت ندارند و در صورت دوام هموم دچار اختلال عقل و جنون می‌شوند.

۲- دسته دوم صبورند و با هموم ساخته و پرداخته می‌شوند. بسیاری از اوقات درد دل کردن انسانهای مهموم آن‌ها را تخلیه می‌کند و به آرامش می‌رساند.
لذا یکی از راههای تقویت رابطه بادیگران فرصت دادن به آنهابرای بیان مافی‌الضمیرشان می‌باشد.

رعایت این نکات در تطبیق این قاعده ضروری است: 

۱-با عجله و بدون تفکر و تامل نباید درباره کسی یا چیزی موضعگیری کرد. در تانی سلامت و در عجله ندامت هست.

۲-به دیگران ظلم نکنید و هرچه را که می‌شنوید باور نکنید: یا ای‌ها الذین آمنوا ان جائکم فاسق بنبأ فتبینوا أن‌تصیبوا قوما….. حجرات-۶.

۳-اگرمهموم در بیان مافی‌الضمیر دچار غیبت شدبا او شریک نشوید.

۴-راهنمایی مهموم برای توکل کردن به خدا و توجه به آیات و احادیث متناسب با وضعیتش و استفاده از وضو و نماز برای دفع هموم و غموم.

قاعده ششم: لاتدلل علی عملک: از کار‌هایت زیاد صحبت مکن: فعلت کذا و عملت کذا، چون این کار بسیار زشت و ناپسند است، و ثابت شده است هرچقدر انسان بکوشد کار‌هایش را مخفی کند باز از دید دیگران پنهان نمی‌ماند:

و مهما تکن عند امرئ من خلیقة

و ان خال‌ها تخفی علی الناس تعلم

باید انسان احترام خود را نگه دارد، نفس خود را بابیان کار‌هایش خوار و ذلیل نگرداند. اخلاص در عمل روش مسلمان است. پیامبر (ص) در بیان یکی از هفت گروهی که در روز قیامت در زیر سایه پروردگار قرارمی‌گیرند، فرمود: رجل تصدق بصدقة فأخفا‌ها حتی لاتعلم شماله ماتنفق یمینه. (متفق علیه) خلاصه اینکه اگر انسان خود را مدح کند مذموم است و اگر دیگران این کار را انجام دادند مطلوب است.

قاعده هفتم: اتق الشبهات: متهم در نزد مردم مجرم است و پیوسته مجرم باقی می‌ماند تا زمانی که قانون وی را تبرئه کند. لذا شایسته است که انسان خود را از شبهات دورکند: الحلال بین و الحرام بین و بینهما امورمشتبهات، دع مایریبک الی ما لایریبک. نسایی، ترمذی و حاکم.

قاعده هشتم: المناسبات الاجتماعیة فرص نفیسة فاغتنمها: مناسبات اجتماعی مختلفند، بعضی عام و بعضی خاص هستند، بعضی مفرح و بعضی انسان را محزون می‌کنند، مانند: ازدواج، عزا، اعیاد، ایام جمعه و… باید از این فرصت‌ها در جهت جلب قلوب حداکثر استفاده بشود.

قاعده نهم: لاتکن کابن المغیرة: به مانند پسر مغیره مباش. خداوند در قرآن ولید بن مغیرة را نکوهش کرده و می‌فرماید: و لاتطع کل حلاف مهین……… قسم زیادخوردن دال بر عدم خودباوری و عدم اعتمادبه نفس است.

 

سايت تابش

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن