فقه و احکام

كدام مذهب اهل سنت را دنبال كنيم؟

اگر شما فرضا قبل از ائمه اربعة زندگى ميكرديد كدام مذهب را ميگرفتيد؟ اين سؤالى است كه تمام مقلدين بايد در ذهنشان خطور كند، و طبيعتا جوابشان اين خواهد بود كه در آنصورت پيرو قرآن و سنت ميبوديم زيرا چيزى بغير از اين دو مرجع وجود نداشت، در نتيجه پس از بوجود آمدن مذاهب اربعة و غيره نيز بايد مرجع اساسى ما قرآن و سنت باشد زيرا خود اين ائمه مرجعشان قرآن و سنت بوده است، ولى از آنجاييكه فهم و علم اين ائمه بسيار بالا بوده است پس اشكالى ندارد كه تابع يكى از اين مذاهب شويم تا آنجاييكه رأى درستتر را در مذهبى ديگر نيابيم، ولى هر گاه در مسئله اى يكى از اين ائمه دچار خطا و يا اشتباه در اجتهادشان شده باشند و براى ما واضح و آشكار شود در اينصورت نبايد تعصب بخرج دهيم و بايد تابع مسئله صحيحتر شويم هر چند مخالف مذهبمان هم باشد.

در واقع اين نصيحت خود اين ائمه بوده است، بطور خلاصه اقوال اين ائمه در مورد مذهبشان بشرح زير ميباشد:
اولين اين ائمه امام ابو حنيفه بوده است كه بعضى از اقوالش عبارتند از:

1- “إذا صح الحديث فهو مذهبي” (روايت ابن عابدين در ” الحاشية ” 1/3 ) يعنى: “اگر حديثى صحيح واقع شد مذهب من همان ميباشد.”

2- “لا يحل لأحد أن يأخذ بقولنا ما لم يعلم من أين أخذناه” (روايت ابن عابدين در حاشيه كتاب “البحر الرائق ” 6/293) يعنى: “حلال نميباشد براى كسى كه قول ما را بگيرد ولى نداند كه آنرا از كجا (و چه منبعى) گرفته ايم”، و در روايتى ديگر ميگويد: “حرام على من لم يعرف دليلي أن يفتي بكلامي” يعنى: “حرام است بر كسى كه دليل مرا نداند و با اقوال من فتوى بدهد”.

3- “إذا قلت قولا يخالف كتاب الله تعالى وخبر الرسول صلى الله عليه وسلم فاتركوا قولي” (روايت فلاَّني در “الإيقاظ” ص 50) يعنى: “اگر حرفى بزنم كه مخالف كتاب خدا و سنت پيامبر صلى الله عليه و سلم باشد پس قول مرا رها كنيد”.

دومين امام، امام مالك بودند كه ميگفت:

1 – “إنما أنا بشر أخطئ وأصيب فانظروا في رأيي فكل ما وافق الكتاب والسنة فخذوه وكل ما لم يوافق الكتاب والسنة فاتركوه” (روايت ابن عبد البر در “الجامع” 2/32) يعنى: “همانا من بشر هستم و (در مسائل فقهى) خطا ميكنم و يا صحيح ميگويم، پس در رأى من بنگريد، و هر مسئله اى كه با قرآن و سنت موافقت داشت بگيريد و اگر مخالف بود آنرا ترك كنيد”

2- ” ليس أحد بعد النبي صلى الله عليه وسلم إلا ويؤخذ من قوله ويترك إلا النبي صلى الله عليه وسلم” (روايت ابن عبد البر در “الجامع” 2/91) يعنى: “هيگكس بعد از پيامبر صلى الله عليه و سلم نيست كه گفتارش قبول شود و يا نشود مگر پيامبر صلى الله عليه و سلم (كه گفتارش هيچوقت نبايد ترك شود و همه اش بايد قبول شود)”

سومين امام، امام شافعى بودند كه ميگفت:

1- “إذا صح الحديث فهو مذهبي” (النووي 1/63) يعنى: “اگر حديثى صحيح در آمد پس مذهب من همان است”.

2- “إذا رأيتموني أقول قولا وقد صح عن النبي صلى الله عليه وسلم خلافه فاعلموا أن عقلي قد ذهب” ( ابن عساكر بسند صحيح 15/10/1 ) يعنى: “اگر حرفى بزنم در حاليكه از پيامبر صلى الله عليه و سلم حديث صحيحى خلاف قول من وارد شده باشد پس بفهميد كه عقلم را از دست داده ام”

3- “كل حديث عن النبي صلى الله عليه وسلم فهو قولي وإن لم تسمعوه مني” (ابن أبي حاتم 93 – 94) يعنى: “هر حديثى را كه از پيامبر صلى الله عليه و سلم بشنويد قول من نيز ميباشد، گرچه از من نيز نشنيده باشيد”

چهارمين امام، امام احمد بن حنبل بودند كه ميگفت:

1- ” لا تقلدني ولا تقلد مالكا ولا الشافعي ولا الأوزاعي ولا الثوري وخذ من حيث أخذوا” (ابن القيم در “إعلام الموقعين” 2/302) يعنى: “از من و مالك و شافعى و اوزاعى و ثورى تقليد نكنيد و بگيريد از جاييكه كه آنها گرفته اند (يعنى از قرآن و سنت).

2 – ” رأي الأوزاعي ورأي مالك ورأي أبي حنيفة كله رأي وهو عندي سواء وإنما الحجة في الآثار” ( ابن عبد البر در “الجامع” 2/149) يعنى: ” رأى اوزاعى و مالك و ابو حنيفه همه اش رأى هست و نزد من همه اش يكسان است، ولى برهان و دليل و حجت بايد از اثر (يعنى حديث پيامبر) باشد”.
3- ” من رد حديث رسول الله صلى الله عليه وسلم فهو على شفا هلكة” (ابن الجوزي در “المناقب” ( ص 182) يعنى: “كسى كه حديث پيامبر صلى الله عليه و سلم را رد كند پس او نزديك است كه هلاك شود”.

اين بود بعضى از اقوال ائمه اربعة كه چطور پيروانشان را از تقليد كوركورانه بر حذر ميداشند و هميشه آنها را ياداورى ميكردند كه كه با دليل و استناد از قرآن و سنت اقوالشان را مطابقت دهند و و اگر موافقت داشت قبول كنند و اگر مخالفت داشت رأى كسى ديگر كه صحيحتر باشد را بگيرند.
در اينجا لازم به تذكر اين دو مسئله ميباشيم كه:

1- مذاهب اهل سنت منحصر به اين 4 مذهب نيست بلكه بيش از 15 مذهب ميباشد ولى ياران مذاهب ديگر اقوال ائمه شان را تدوين نكردند لذا اثرى (بجز مقدار كم) از آن مذاهب باقى نماند، بعنوان مثال، يكى از بزرگان تابعين ميگفت كه: “الليث افقه من مالك، لكن اصحابه لم يقوموا به” يعنى: “ليث (ابن سعد) از مالك فقيهتر بود ولى يارانش مذهبش را تدوين نكردند”.

2- هر چند مذاهب اهل سنت مختلف ميباشد، ولى اختلافشان فقط در فقه و فهم نصوص قرآن و سنت بوده است لذا اختلافاتى در اين زمينه رخ ميداده است، ولى در مسائل عقيدتى كه اصل و اصول دين را تشكيل ميدهد اختلافاتى نداشتند لذا همه اين مذاهب درست ميباشند و كسى نميتواند تعصب بخرج دهد و مذهب ديگرى را انكار كند مگر اينكه همانطور كه گفته شد هنگام روشن شدن حقيقت و درستى يك مسئله با استناد از قرآن و سنت بايد تابع قول دقيقتر و صحيحتر شويم هر چند مخالف مذهبمان نيز باشد.

 

سايت جامع فتاوي اهل سنت و جماعت

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی