مقالات

لواطت (عمل قوم لوط) (2)

لواط و جاهليت

دورهء پيش از اسلام که دور نادانی و جهل بود، معروف به زمانهء جاهليت است. اين دور حامل هر نوع افعال زشت و ناشايست بود، با اين همه در عصر جاهليت لواط را گناه می دانستند، بطور طعن اين مثل سائر در ميان آنان شهرت داشت که ( فلان مصفراسته) کنايه از مفعول واقع شدن.

 

سزای لوطی

ابن قيم رحمه الله می نويسد: که مجموع صحابه کرام رضی الله عنهم بر قتل نمودن لوطی اجماع دارند، اما اختلاف در کيفيت قتل ايشان است که چگونه بقتل رسانيده شوند؟

طائفهء حنبليه در روشنی اجماع صحابه قتل لوطی را حتمی تلقی می کند، دعوای آنان تکيه بر حديث ذيل دارد:

{من وجدتموه يعمل عمل قوم لوط فاقتلوا الفاعل والمفعول به}(الترمذي الحدود (1456)، أبو داود الحدود (4462)، ابن ماجه الحدود (2561)، أحمد (1/300). )

ترجمه: هرگاه دو شخص عمل قوم لوط را مرتکب شدند، فاعل و مفعول هر دو را بقتل برسانيد. الحديث

در حديث ديگری منقول است که آن را سنگسار کنيد. حديث ثانی مستدل امام شافعی رحمه الله است که لوطی را سنگسار می کند، در اين جرم محصن و غير محصن هر دو مساوی اند، بر هر دو حد يکسان جاری می گردد.

خالد بن وليد رضی الله عنه درگرد نوای سرزمين عرب کسی را يافت که با وی همچو زن صحبت کرده می شود. خالد رضی الله عنه حکم مسئله را از ابوبکر رضی الله عنه دريافت نمود. ابوبکر رضی الله عنه تمام اصحاب رسول الله صلی الله عليه وسلم را جمع نموده از آنان مشورت خواست، در آن مفاوضه رأی علی رضی الله عنه سنگين تر از همه آراء ثابت شد. علی رضی الله عنه بيانيه داد که شما خوب می دانيد که قومی بر چنين فعل عادی بودند خداوند متعال چگونه سزای سنگين برای ايشان تجويز نمود، لهذا رأی من اينستکه، آنکس سوزانيده شود، پس آن شخص را سوزانيدند. والله اعلم

ابن عباس رضی الله عنهما می گويد: از بلند ترين سقف عمارت شهر آنرا پايين انداخته شود وبر سرش سنگ نيز باريده شود. بهر صورت آنکس بايد قتل گردد.

ای کسيکه اين مضمون را می خوانی، خشم ربانی را بنگر، کسی رأی می دهد که چنين شخص سوزانيده شود، طائفهء حکم به سنگساريش می دهد، گروهی آنرا از بلندی به پستی مياندازد، جماعت ديگری فتوا می دهند که سرش را بزنيد و دستهء را اين خيال است که ديوار بر وی گردانيده شود.

علامه شوکانی رحمه الله مطلق قتل را ترجيح داده طرق ديگر را تضعيف می کند. در حقيقت مدار همه اقوال بالا تعذيب قوم لوط است که آنان مورد همين عذاب های مذکور قرار گرفتند.

فرمان خداوندی:

{جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ{82} مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ} هود 82 – 83

ترجمه: ما دهکده را زير و زبر کرديم، پيوسته بر ايشان سنگ باريديم. خداوند هر سنگ را نشانی انداخته بود و آن قريه تباه شده چندان دور نيست کسی خواسته باشد، می تواند آن را آسانی سير کرند.

حالا لوطی خود مختار است که کدام يک از عذاب را اختيار کند، و بعد از اينکه جهان را الوداع می گويد، کی داند که ربّش با او چه خواهد کرد. در حديث مذکور است که بر چار کس در صبح و شام غضب خداوند سايه می افگند (گويا از صبح تا شام مورد خشم خداوند قرار می گيرند، دفتر اعمالشان هر لحظه سياه می گردد). پرسان شد که آن چار شخص چه کسانی اند؟ پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود:

  1. مردانيکه شبه زنان
  2. و زنانيکه شبه مردان اختيار می کنند
  3. آن کسيکه با حيوان زنا کند.
  4. و آن مردی که با مرد ديگر مرتکب عمل لوط شود.

 

آگاهاندن لوطی

تحت اين عنوان آن شخصی را افشاء کرده می شود که در دام اين عمل زبون افتاده است. علاوه بر اين خويش را مسلمان نيز معرفی می کند.

الله را هدايت راه نشانت دهد، ليکن آگاه باش که رسول الله صلی الله عليه وسلم هر کسيکه فعل لواط را شيوهء خود ساخته است، سه بار بر وی لعنت فرستاده و در هيچ  حديث ديده نشده که زانی را سه بار ملعون قرار داده باشد.

{لعن الله من عمل عمل قوم لوط، لعن الله من عمل عمل قوم لوط، لعن الله من عمل عمل قوم لوط} (أحمد (1/317).)

رهبر بشريت صلی الله عليه وسلم جمع کثيری از اهل کبائر را لعنت کرده است، ليکن سه بار پيهم هيچ کدام از آنان را ملعون قرار نداده است، اما نفرين را بر لوطی سه بار تکرار نموده.

آگاه باش و متنبه شو که اين قباحت در قلب تو جای گزين گرديده است، آهسته، آهسته به تبهکاری دل می انجامد. اين بربادی انسان را به کفر می رساند، چنانچه در واقعهء ذيل چنين می خوانيم.

 

داستان شخص بنام اسلم

ابن قيم رحمه الله در کتاب خود “الجواب الکافی” داستان شخصی را ذکر نموده است که بر پسر خوبرو و نازک اندام با نام اسلم عاشق گرديده بود، متأسفانه اسلم پيوسته از اين شخص فرار داشت و دوری اختيار می کرد. بالآخره عاشق را غم و اندوه اسلم بر بالين مرگ کشانيد.

کسی عاشق را در سکرات موت ديد، اسلم را راضی نمود تا بديدن گرفتار خود بيايد، عاشق از شنيدن اين خبر مسرور گشت، غم و اندوه تقليل يافت و در انتظار ديدار نشست، ليکن اطلاع رسيد که معشوق ديار عاشق را ترک گفته به شهر ديگری رفته، از شنيدن خبر آن مرد مأيوس گرديد و علايم موت در رخسارش ظهور کرد، در حالت  موت چند اشعار سرود که ترجمهء آن قرا ذيل است:

ای اسلم تو مريض را راحت دهنده هستی.

من که از شدت مرض لاغر گشته ام تو شفا دهندهء من هستی.

من خشنودی ترا طلبگار هستم.

پيوسته طالب خوشنودی تو ام طالب رحمت خداوند نيستم.

واه اسلم واه راحت جان من

واه شفاء درد و هر درمان من

در فراش مرگ خوشنوديت ارمان من

نه چنان دارم طلب آن رحمت يزدان من

نعوذ بالله من ذالک اين کلمات کفريست.

برای آن کس گفته شد که از خداوند بترس! جواب داد کار من به انجام رسيد. اين گفت و روان کالبد اندوهگين آن را وداع گفت، الله مايان را از خواتم نافرجام  نجات دهد و حسن خاتمه بخشد. بايد از اين واقعه پند حاصل کرد که چگونه آن مرض مهلک عاشق اسلم را رهسپار کفر ساخت، آن عاشق مبهوت الحواس معشوق خود را شريک خداوند گردانيد و محبتی که با خداوند می بايست با غير الله نيست. چونکه چنين عشق شرک است وشرک را خداوند عفو نمی کند، پس مرتکب اين جنايت نجات نخواهد يافت. از واقعهء بالا دانسته می شود که گاه گاه لقاء معشوق محبوب تر از توحيد خداوندی می گردد، چنانکه واقعهء فوق اين مدعا را تصديق می کند.

 

          خسارات پزشکی لواطت

سيد سابق رحمه الله می گويد: چونکه عمل لواط يک جرم سنگين و زيان آور است اسلام نيز در اجرای سزا شدت اختيار نموده است. از کتاب “الاسلام و الطب” تصنيف محمد وصفی چند نقصانات را اقتباس نموده در ذيل متذکر می شويم:

 

فاصله گرفتن از منکوحهء خود:

يکی از نتايج اين عمل اينکه انسان از زن خود دوری اختيار می کند تا جای که توان همبستری با عروس خود را ندارد، در نتيجهء آن مقاصد زوجيت که حصول اولاد است سقوط می گردد و بر اين کار خانهء خير و منفعت قفل و يأس آويخته می شود و زوجهء مسکين صيد مأيوسيت می گردد. آن زن نه ديگر به محبت های سرسری خوشحال است و نه بر تلطف های تزيوری و نه بر مسکن مرفه. ديگر زندگی برای آن زن تلخ است و حيات برايش آتشکدهء دوزخ گويا آن صنف نازک نه در رديف زنان شوهر دار است و نه در صف زنان طلاق داده شده.

اختلال اعصاب:

عمل لواط ناتوانی افزون در پيها ايجاد می کند، بالآخر آن کس خود را مرد تصور نمی کند. انگيزهء اساسی اين ضعف، همان خيال های شهوت رانی و تصورات پوچ است، و تصوير عضو تناسل پسران، پيوسته در ذهن اين شخص جای دارد، در نتيجهء اين خيالات ضعف جسمانی ايجاد می گردد و امراض گوناگون بر اعصاب يورش می برند. حلاوت زندگی از دل ربوده می شود، علاوه برين ريشه های قضيب و حشفه تخريب می گردند.

اضمحلال دماغ:

در اثر تجاوز جنسی عقل توازن خود را از دست می دهد، خيالات بی سود متداوم قوت ارادی انسان را تضعيف می کند، و تصويب رأی زا آن کس مفقود می گردد، غدود (قوهء فکر افزا) دماغ فعاليت خويش را معطل می گرداند، اختصاراً اينکه در اين انسان سبک سر امراضی از قبيل: انتشار فکر، فتور عقل، وبلادت، تسلط حاصل می کند، و بطور عموم بر چنين مسکين بلاده در آوان جوانی موت واقع می شود.

توليد ماليخوليا:

ماليخوليا (مرض سوداوی ناخوشی دماغ که باعث خيالات بيهوده می شود و گاهی بطور سخت و شديد می گردد که مريض نسبت به همه چيز بدبين و بی اعتناء می شود و گاه مبادرت بخود منشی می کند) که يک مرض مهلک می باشد در اثر فعل لواط ايجاد می گردد، بلکه لواطت بزرگترين سبب ماليخوليا است، و اعضاء بدن وظايف خود را از دست می دهند، اضطرار در جسم پيدا می شود.

عدم توفير اشتهاء:

کسيکه دچار عمل لواط است، در جريان همبستری بطور کامل لذت نمی برد، چونکه اين عمل خلاف طبيعت است، در پيها ضعف ايجاد می کند. در اثر آن لذت مفقود می گردد، و در آوان وطی فشار و نيروی زياد بخرج داده می شود، که بالای عضلات فشار می آيد در اثر آن انسان قدرت جماع را از دست می دهد.

کاهل شدن اعضاء:

تجاوز جسمی اعضای انسان را مفلوج می سازد هر قسمت جسم کنترول خود را مفقود می سازد و در اثر سست شدن عضلات، بدن کيفيت امساکی خود را از دست می دهد، ديگر مفعول از عهدهء امساک مواد غائطی بر نمی آيد و تعداد کثيری از مفعولين را مشاهده می توان کرد که در اثر کنترول مسک پيزی در پليدی خود تلطخ و تلوث دارند و پليدی از جسم آنها بدون اراده بيرون می گردد.

دستگير شدن اخلاق:

فساد در اخلاق چنين کسان ايجاد می گردد، طبيعت حالت ادراکی اش را از دست داده و توان فرق ميان حسن و قبح را ندارد، و در اثر کنش لواط قوت ارادی (آن قوهء محرکه که وقتاً فوقتاً وی را از قبايح آگاه می ساخت) ختم می شود، و ضميرش اخلاق شايسته را نمی شناسد. اين گروه ديگر  ارتکاب فظاعت و رسوائی را معيوب نمی دانند و نه در کالبد خود فطرت سليم دارند که اوشان را از ارتباط فظيع با پسران و امردان باز دارد، آنها پيوسته اين فعل شرمگين را مرتکب می شوند و خواهشات خود را از اين راه محظور تسکين می سازند.

وجه صحی:

بدکاری موجب اضطراب و خفقان جسم، و نيز حالت افسردگی و دلتنگی ببار می آرد و بدن را ناتوان می سازد و مورد حملات بيماری های مختلف قرار می دهد.

متأثر شدن مواد منوی:

عمل لواط چنانکه آله ها را تضعيف می کند در عين حال مواد منوی را نيز اختتام می بخشد. در اثر ارتکاب اين عملکرد فضيحت بار آن جانوران زنده که در آب پشت وجود دارند به زندگی خود خاتمه می دهند، و بعد از عرصهء مختصر سترونی غالب می گردد که بطور ابد از اولاد محروم می ماند و مدال عقيم را بخود اختصاص می دهد.

خطر تيفوئيد Typhoid:

تيفوئيد، مطبقه، در اصطلاح عوام دامنه، مرضی است واگير که بواسطهء ميکروب مخصوصی بنام باسيل ابرت توليد می شود. اين ميکروب از راه جهاز هضم با خوردن آب يا سبزی يا ميوهء آلوده وارد روده می شود، سپس از جگر می گذرد و داخل خون می گردد. عوارض آن درد سر، تب شديد، اسهال، استفراغ، ورم شکم، خون ريزی روده ها، بعد از پانزده روز مرض شديدتر می شود. مريض بيهوده و هذيان می گويد و حرارت بدنش به 41 درجه می رسد. لکه های سرخ رنگ باندازهء عدس روی شکم و سينه پيدا می شود، ممکن است در شب 19 يا 21 حالت بحران پيدا شود.

تجاوز جنسی موجد مرضی چون تيفوئيد که حامل تب شديد است، می گردد. ميکروب های در مواد غائطی انسان وجود دارند که در اثر عمل لواط به بدن فاعل منتقل می شنوند و امراض مهلک از آن توليد می گردد.

جناب صفوت نورالدين برايم بيان نمود که ميکروب های مقعد منی فاعل را می چوشد. در نتيجهء آن فساد عريضی در خون پيدا می شود. خون دارای ميکروب های خورد و ريزی است که ميکروب های مضر و نقصان ده را قتل می کنند. در اثر فعل لواط آن جانوران ريزه مقتول می گردند و مرض در مقياس 100% ايجاد می گردد، بلا شبه ارادهء صفوت نورالدين ايدز است. در نتيجهء اين فعل امراض خونی، انسان را تهديد می کنند.

(لازم می دانم که اينجا قدری احوال ميکروب ها را مورد بحث قرار دهم تا مسئله بيشتر واضح گردد. ميکروب (Microbe) کلمهء فرانسوی است بمعنی جانور نهايت خورد که آن را بجز ذره بين و ميکروسکوب نتواند ديد. خون انسان دارای ميکروب های دفاعی است تقليل و تکثير آنها سبب امراض شديد می گردد، از قبيل سرطان خون، ايدز و ديگر امراض مهلک، ميکروب های دفاعی که در خون موجود اند يک قسم آنها را بنام گلبول (Globule) ياد می کنند. اين گلبولها به دو قسم اند: سرخ و سفيد. آنها توسط طحال و مغز استخوان ساخته می شوند.

تعداد گلبولهای سرخ در هر ميليمتر مکعب خون پنج ميليون است و تعداد گلبولهای سفيد در هر ميليمتر مکعب خون تقريباً از شش تا هفت هزار می باشد. گلبولهای سفيد مادّهء مخصوصی در مقابل ميکروبهای که داخل خون می شوند توليد می کنند و از بدن انسان در برابر ميکروبها دفاع می کنند.

تعداد گلبولهای سفيد هنگاميکه از حد اعتدال افزايش يابد، انسان به مرض سرطان خون ، لوسمی (Leukemia) مبتلا می گردد. مثلاً در يک ميليمتر مکعب خون تعداد آنها به صد هزار برسد، علايم مرض اينکه طحال ورم می کند، حجم مغز استخوان زياد می گردد و درد ظاهر می شود.

ميکروبهای ديگری در خون بنام پلاکت (Plaquette) گلوبلن (Globulin) موجود است. اين ذرّات خورد و ريز در هر ميليمتر مکعب خون دونيم لک (دويست و پنجاه هزار) وجود دارند و عمل گلبولنها ايجاد مادهء است بنام “ترومبوکيناز” که در انعقاد خون مؤثر است. وقتيکه تعداد گلبولهای سفيد زياد می شود، مقدار پلاکت ها کاهش می يابد، تقليل اين گلبولنها سبب مرض سرطان خون می گردد. مترجم)

 

توبهء لوطی پذيرفته می شود بعد توبهء دخول جنت محظور نيست

علامه ابن قيم رحمه الله می فرمايد: لوطی اگر توبهء راستين و نصوح کند، و اعمال نيکو را پيشهء خود سازد، عهد پيری بهتر از دور جوانی شود و جای سيئات و بدبختی ها را حسنات اشغال نمايد و نگاه خويش را حفاظت کند، و لکهء لواط را محو سازد، شرمگاهش را مصئون دارد، حقوق الله را صادقانه تعميل کند، بخشوده خواهد شد و جنت نصيبش خواهد گرديد. چونکه توبهء ماحی هر نوع گناه است و ذات اقدس نيز غفار الذنوب است تا حدی که اگر مشرک از عقيدهء خويش باز آيد و با دست نياز آيد، بعيد نيست که محرم راز آيد هم چنين قتل انبياء، جادو و کفر همه گناه های وخيم اند. ليک توبه همگی را محو می سازد بايد تأخير در توبه نکرد، بارش رحمت هنگاميکه انسان را در چادر خود می پيچاند، اوساخ و چرکی ها از آن کس چنان زايل می شود که گويا گناه نکرده باشد. (بطور عموم تجربه شده است که کسيکه به سيمای فعل شنيع معروف می گردد، مسلسل مورد غيبت مردم قرار می گيرد، باشد که وی توبه کند و مردم با پيوسته غيبت خود از گناه های او بکاهند و اين سرزنش ها سبب رفع درجات گردد. مترجم).

رب جليل بطور ضمانت اعلام نموده است کسيکه از شرک، قتل نفس و يا زنا توبه کند، سيئات آن را مبدل بر حسنات گردانيده می شود، اين اعلام خداوندی هر تايب را شامل می گردد.

آيات قرآنی:

{قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ }الزمر53

ترجمه: ای پيغمبر از طرف من بر بندگانم بگو، هر کسيکه مرتکب خسران و زيان گشته است، نوميد از رحمت من نگردد، الله همگی گناه هان را می بخشد، الله غفّار و مهربان است. زمر

اين عموم تنها شامل حال تايبين می شود، ليکن بر خلاف مزبور اگر کسی در پيری هم خصلت های جوانی را ترک نمی کند، بلکه ترقی روز افزون در معاصی دارد، توبهء نصوح نصيب آن شخص نخواهد گرديده و نه فعل صالح، و نه عمر ضياعش را تلافی توان کرد ونه جای بدبختی ها را نکويی توان گرفت. توقع داشتن حسن خاتمه بعيد بنظر می خورد، حالا که دخول جنت بر حسن خاتمه نگاه دارد، موجب اين همه افسردگی ها عامل آن کردار است، چنانکه خداوند بسبب بعض نيکی ها اجر نيکی های ديگر را افزون می سازد، همچنين به انگيزهء بعض سيئات سزای بدی های ديگر را نيز زياد می کند.

 

=======================================

إنسان و کردار ناشایست او.

مؤلف: جمال بن عبد الرحمن اسماعيل

مترجم: عبد البصير امين بدخشانی

منبع: islahnet.com

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی