فکر و دعوت

مثلث ویرانگر

نویسنده: دکتر سلمان بن فهد العوده

مترجم: رحمت الله خردنیا

بی‎گمان دین اسلام برای قضاوت و رعایت عدالت در مورد آحاد افراد جامعه، قواعد و اصول اخلاقی ویژه‎ایی وضع کرده است و در این راستا از خود شخص مؤمن و خانواده‎ی وی شروع می‌‎کند و می‌‎فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّـهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ (۱۳۵ نسا) ای کسانی که ایمان آورده‎اید! دادگری پیشه سازید و در اقامه عدل و داد بکوشید، و به خاطر خدا شهادت دهید (و از این سو و آن سو جانبداری نکنید) هر چند که شهادتتان به زیان خودتان یا پدر و مادر و خویشاوندان بوده باشد، و در گام بعدی به عدالت در مورد خویشاوندان دستور می‌‎دهد و می‌‎فرماید : وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ َا قُرْبَىٰ… (۱۵۲ انعام) و هنگامی که سخنی (در کار داوری یا گواهی و یا راجع به روایت و خبری) گفتید، دادگری کنید (و از حق منحرف نشوید) هر چند (کسی که سخن به نفع یا به زیان او گفته می‌‎شود) از خویشاوندان باشد، و گام بعدی را فرا‌تر نهاده و به عدالت در مورد کسانی که در حق انسان مؤمن جفا ورزیده‎اند و بغض و اندوه نسبت به آن‌ها در دل دارد، دستور می‌‎دهد و می‌‎فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّـهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (۸ مائده) ای مؤمنان! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری گواهی دهید، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که (با ایشان) دادگری نکنید. دادگری کنید که دادگری (به ویژه با دشمنان) به پرهیزگاری نزدیک‎تر (و کوتاه‎ترین راه به تقوا و بهترین وسیله برای دوری از خشم خدا) است. از خدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌‎دهید، و حتی به رعایت ‌‌نهایت عدالت در مورد مشرکانی که پیامبر صلی الله علیه و سلم و همراهانش را از دیارشان بیرون راندند و آنان را از زیارت و طواف مسجد الحرام باز داشتند، فرمان می‌‎دهد و می‌‎فرماید: وَلَا يَجْرِمَنَّكمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُوا ۘ وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۖإِنَّ اللَّـهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ (۲ مائده) دشمنیِ قومی که شما را از آمدن به مسجدالحرام باز داشتند، شما را بر آن ندارد که تعدّی و تجاوز کنید. در راه نیکی و پرهیزگاری همدیگر را یاری و پشتیبانی نمائید، و همدیگر را در راه تجاوز و ستمکاری یاری و پشتیبانی مکنید. از خدا بترسید. بیگمان خداوند دارای مجازات شدیدی است، و شگفت‎انگیز‌تر اینکه درباره‎ی کسانی که با مسلمانان سر جنگ دارند، فقط به جنگ با آن‌ها و جلوگیری از ظلم و تجاوز آن‌ها دستور داده و از زیاده‎‎روی و تجاوز نابجا به شدت نهی فرموده است، چرا که این رفتار منافی عدالت است و می‌‎فرماید: وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ الَّذِنيَ يقَاتِلُونَكمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّـهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (۱۹۰ بقره) و در راه خدا بجنگید با کسانی که با شما می‌‎جنگند. و تجاوز و تعدّی نکنید. (شما جنگ افروزی نکنید و بی‎گناهان و بی‎خبران و زنانی که نمی‌‎جنگند، و کودکان و پیرمردان و بیماران و امان‎خواهان را نکشید و خانه‎ها و کشتزار‌ها را ویران نسازید)، زیرا خداوند تجاوزگران را دوست نمی‌‎دارد.

اساسا در دین اسلام، کلام حق و عادلانه یکی از مبانی ثابت و ویژه‎ی قضاوت در مورد مردم است که خداوند آن را مطلقا و در هر شرایط و زمانی و در مورد همگان واجب دانسته است، چه شخص موافق باشد و چه مخالف، چه خودم باشم و چه دیگران، چه مسلمان باشد و چه کافر، چه در مسایل کلی و بزرگ باشد و چی در مسایل جزئی و کوچک. ابن تیمیة رحمة الله علیه می‌‎فرماید: رعایت عدالت برای هر شخص و بر علیه هر شخص، در هر شرایط، مکان، زمان و حالتی واجب است، و ظلم و تعدی برای هر شخص و بر علیه هر شخص، در هر شرایط، مکان، زمان و حالتی حرام است.

 

  • مجمل‎گویی و عمومیت‎بخشی

یکی از مصادیق عدالت در باب قضاوت درباره‎ی مردم، پرهیز از مجمل‎گویی و عمومیت‎بخشی است. در لابلای احکام و قضاوت‎های عام و فراگیر، تفاوت‎ها و ناهمگونی‎های متعددی نهفته است که گوینده برای آن‌ها اعتباری قائل نمی‌‎شود، در حالی‎که اصل مهم مسئولیت فردی در اسلام، به روشنی ایجاب می‌‎کند که فرد مسلمان در مقابل خدا و در دنیا و آخرت، به تنهایی و مستقیما مسئول سخنان، نظرات، احکام و اعتقادات خودش است، و در قبال آرای قبیله، حزب و جماعتش مسئولیت به مراتب کمتری دارد و خداوند می‌‎فرماید: وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ ۖ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا (۱۳ اسرا) مال هرکسی را (همچون گردن‎بند) به گردنش آویخته‎ایم (و او را گروگان کردار و عهده‎دار رفتارش ساخته‎ایم) و در روز قیامت کتابی را (که کارنامه اعمال او است) برای وی بیرون می‌‎آوریم که گشوده به (دست) او می‌‎رسد، و باز می‌‎فرماید: كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ (۲۱ طور) هر کس در گروِ کارهایی است که کرده است.

خداوند خالق انسان مؤمن را به تعامل نیکو با مردم فرا خوانده است تا از این رهگذر مبارک گام‎های سریع‎تری برای تحقق عدالت در بین مردم برداشته باشد و در این راستا پند نیکو و سخن بی‎آلایش را مشروع و لازم دانسته است و فرموده است: وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ الشَّيطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا (۵۳ اسرا) (ای پیغمبر!) به بندگانم بگو: سخنی (در گفتار و نوشتار خود) بگویند که زیبا‌ترین (و نیکو‌ترین سخن‎ها) باشد. چرا که اهریمن (به وسیله سخن‎های زشت و ناشیرین) در میان ایشان فساد و تباهی به راه می‌‎اندازد، و بی‎گمان اهریمن (از دیر باز) دشمن آشکار انسان بوده است (و پیوسته درصدد برآمده تا آتش جنگ را با افروزینه وسوسه شعله ور سازد)، و دعوت به سوی خدا را با بیان نیکو معتبر می‌‎داند و می‌‎فرماید: ادْعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (۱۲۵ نحل) (ای پیغمبر!) مردمان را با سخنان استوار و بجا و اندرزهای نیکو و زیبا به راه پروردگارت فراخوان، و با ایشان به شیوه هرچه نیکو‌تر و بهتر گفتگو کن؛ چرا که (بر تو تبلیغ رسالت الهی است با سخنان حکیمانه و مستدلاّنه و آگاهانه، و به گونه بس زیبا و گیرا و پیدا، و بر ما هدایت و ضلال و حساب و کتاب و سزا و جزا است) بی‌گمان پروردگارت آگاه‎تر (از همگان) به حال کسانی است که از راه او منحرف و گمراه می‌‎شوند و یا اینکه رهنمود و راهیاب می‌‎گردند، و به کلام نیکو و عادلانه در میان همه‎ی اقشار مردم دستور داده است و فرموده است: وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا (۸۳ بقره) و به مردم نیک بگوئید، و این معانی، در نگاه و ذهن انسان مسلمان و ارتباطش با دیگران روحیه‎ی عدالت، اعتدال و انصاف را به ودیعه می‌‎گذارد، و خداوند علت ارسال پیامبر صلی الله علیه و سلم را گسترش رحمت و مهربانی برای هم مردم جهان معرفی نموده و فرموده: وَمَا أَرْسَلْنَاك إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ (۱۰۷ انبياء) (ای پیغمبر!) ما تو را جز به عنوان رحمت جهانیان نفرستاده‎ایم، پس رحمت و مهربانی اخلاقی بزرگ و ستودنی است که زینت‎بخش انسان‎های بزرگی همانند پیامبران و پیروان راستین‎شان که وارثان اخلاق، دعوت، مهربانی و رسالت آن‌ها هستند، می‌‎باشد، و اینگونه است که یکی از صفات بارز مسلمان واقعی این است که مهربان‎ترین آفریده‎ی خداوند نسبت به مخلوقات هستند، و هر آنکه مسلمانی به نور و هدایت خداوندی و راه راست او نزدیک شده، به‌‌ همان میزان به این صفات زیبا، دلنشین و خیره‎کننده آراسته خواهد شد: مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴﴾ إِيَّاك نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ (۳ تا ۶ فاتحه) بخشنده مهربان است* مالک روز سزا و جزا است* تنها تو را می‌‎پرستیم و تنها از تو یاری می‌‎طلبیم* ما را به راه راست راهنمائی فرما.

 

  • اتهام بر اساس ظن و گمان

تعرض کلامی بر علیه مردم و متهم کردن آنان بر اساس سوء‎ظن نه تنها هیچ ارتباطی با حقیقت دین ندارد، بلکه فرسنگ‎ها با حقیقت و نیکویی ذاتی دین فاصله دارد، و راه و روش ستمگران است و خداوند می‌‎فرماید: وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ ۖ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ ۖ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِ مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا (۲۸ نجم) ایشان در این باب چیزی نمی‌‎دانند (و از نر و ماده بودن فرشتگان کاملاً بی‎خبرند) و جز از ظن و گمان پیروی نمی‌‎کنند، و ظن و گمان هم (در بخش اعتقادات، به کسی سودی نمی‌‎رساند، و انسان را) بی‎نیاز از حق نمی‌‎گرداند، و در جای دیگر می‌‎فرماید: إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ ۖ وَلَقَدْ جَاءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَىٰ (۲۳ نجم) آنان جز از گمان‎های بی‎اساس و از هواهای نفس پیروی نمی‌‎کنند. در حالی که هدایت و رهنمود از سوی پروردگارشان برای ایشان آمده است (و در پرتو آن می‌‎توانند به ناچیزی بت‎ها پی‎ببرند و رضای خدای را بجویند و راه سعادت بپویند)، و در راستای تعامل بر اساس ظن و گمان می‌‎فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ (۱۲ حجرات) ای کسانی که ایمان آورده‎اید! از بسیاری از گمان‎ها بپرهیزید، که برخی از گمان‎ها گناه است، و منشأ بیشتر جرم‏‎های زبانی و تعرض‎های کلامی، ظن و گمان بی‎اساس و تصورات و برداشت‎های عمومی است که انسان برای آن دلیلی ندارد و اساسا نمی‌‎تواند دلیلی بیاورد.

ابن تیمیة رحمة الله علیه می‌‎فرماید: شایسته است که با شخص مبتدع و مخالف با مهربانی و احسان و نیکی رفتار کرد و نه با حس کینته‎توزی و انتقام.

پس شایسته است که با مخالف چه در مسایل کلی و چه در مسایل جزئی تعامل و رفتار نیکو داشته باشیم، به دلیل آیاتی که در سطور بالا به آن اشاره شد و شالوده‎ی اخلاق اسلامی را بنا نهاده بودند و همه‎ی آن آیات دستورات ثابت و لایتغیر الهی بودند، و حتی در تعامل و رفتار با دشمن نیز اصل بر احسان و نیکی است، تا خشم و تعصب مخالف تسکین یابد و به حقیقت نزدیک‎تر و راه شناخت و معرفتش آسان‎تر گردد و… این رفتار از اصیل‎ترین و درخشان‎ترین ویژگی‎های اخلاقی و از بارز‌ترین نشانه‎های شرافتمندی در دشمنی است، چرا که به فرموده‎ی پیامبر صلی الله علیه و سلم، فقط شخص منافق است که به هنگام دشمنی و خصومت، تمام روزنه‎های شرارت و فجور را می‌‎کاود تا راهی برای مقهور کردن دشمنش بیابد، و خدای مهربان می‌‎فرماید: وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيحَمِيمٌ ﴿٣۴﴾ وَمَا ُيلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ (۳۴ و۳۵ فصلت) نیکی و بدی یکسان نیست. (هرگز بدی را با بدی، و زشتی را با زشتی پاسخ مگوی. بلکه بدی و زشتی دیگران را) با زیبا‌ترین طریقه و بهترین شیوه پاسخ بده. نتیجه این کار، آن خواهد شد که کسی که میان تو و میان او دشمنانگی بوده است، به ناگاه همچون دوست صمیمی گردد* به این خوی (و خلق عظیم) نمی‌‎رسند مگر کسانی که دارای صبر و استقامت باشند، و بدان نمی‌‎رسند مگر کسانی که بهره بزرگی (از ایمان و تقوا و اخلاق ستوده) داشته باشند.

 

  • سوء استفاده از لغزش‎ها و خطا‌ها

تولید دشمن و یا دشمن‎تراشی با بدزبانی و تعرض کلامی، و برافروخته‎تر کردن آتش دشمنی با ناسزا و دشنام، و سوءاستفاده از اشتباهات و بزرگ‎نمایی آن، و بد‌تر از آن، بهره‎برداری نامشروع از آیات و احکام دین و فرموده‎ها و میراث پیشوایان مسلمانان در جهت توجیه و تایید تعرض و عدوان کلامی خود، ظلم و ستمی آشکار و بی‎مایه است، و هر چند که با آیات و نشانه‎های حق شاخ و برگ آن را تزیین کنیم و خود را در این کارزار بی‎طرف و دلسوز و ناصح جلوه دهیم. خدای عز وجل ما را از انحرافات و اختلافات پیروان ادیانی آسمانی دیگر بر حذر می‌‎دارد، کسانی که با اختلاف در کتاب خدا و تحریف و تغییر آن و ظلم و ستم بر مردم، آیات خدا را به بازیچه گرفتند و برای تمامی رفتار ناشایست خود از آیات روشن کتاب خدا دلیل و مدرک جعلی درست کردند، در حالی که از بیماری و پلیدی‎هایی که در عمق وجودشان ریشه دوانده بود و از تمایلات وسوسه‎انگیز شیطانی خود غافل بودند، و خداوند درباره‎ی اهل کتاب می‌‎فرماید: كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّـهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ ۚ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبيِّنَاتُ بَغْيا بَيْنَهُمْ ۖ فَهَدَى اللَّـهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ ۗ وَاللَّـهُ يَهْدِی مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ (۲۱۳ بقره) مردمان (برابر فطرت در آغاز از نظر اندیشه و صورت اجتماعی یک گونه و) یک دسته بودند. (کم‎کم دوره صِرف فطری به پایان رسید و جوامع و طبقات پدید آمدند و بنا به استعدادهای عقلی و شرائط اجتماعی، اختلافات و تضادهایی به وجود آمد و مرحله بلوغ و بیداری بشریّت فرا رسید) پس خداوند پیغمبران را برانگیخت تا (مردمان را به بهشت و دوزخ) بشارت دهند و بترسانند. و کتاب (آسمانی) که مشتمل بر حق بود و به سوی حقیقت (و عدالت) دعوت می‌کرد، بر آنان نازل کرد تا در میان مردمان راجع بدانچه اختلاف می‌‎ورزیدند داوری کند (و بدین وسیله مرحله نبوّت فرا رسید) آن‌گاه در (مطالب و حقّانیّت) کتاب (آسمانی) تنها کسانی اختلاف ورزیدند که در دسترسشان قرار داده شده بود، و به دنبال دریافت دلائل روشن، از روی ستمگری و کینه‎توزی (و خودخواهی و هواپرستی، در پذیرش و فهم و ابلاغ و اجرا کتاب) اختلاف نمودند (و مرحله اختلاف در دین و ظهور دینداران و دین‎سازان حرفه‎ای فرا رسید و زمینه بروز و سلطه طاغوت فراهم شد) پس خداوند کسانی را که ایمان آورده بودند، با اجازه خویش (که مایه رشد فکری و ایمان پاک و زمینه رستن از انگیزه‎های نفسانی و تمسّک کامل به کتاب آسمانی است) به آنچه که حق بود و در آن اختلاف ورزیده بودند، رهنمون شد، و خداوند هر کسی را که بخواهد به راه راست (که‌‌ همان راه حق است) رهنمود می‌‎نماید (تا حق را از میان انحراف‎ها و اختلاف‎ها دریابند، و مرحله برگشت به دین راستین و حاکمیّت کتاب و شریعت فرا رسد).

و هر آنکه مردم از اخلاق و رفتار نیکو و مهرورزی فاصله گرفتند، به انواع و اقسام طغیان و عدوان و تعرض کلامی نزدیک‎تر خواهند شد و قوانین اسلامی در باب رفتار نیکوی با موافق و مخالف را به دست فراموشی می‌‎سپارند و آرام آرام به سوی ستمگری و عدوان و تعرض کلامی متمایل می‌‎شوند و هشدارهای روشن و مکرر خداوند را نادیده می‌‎گیرند.

یقینا آیات سه‎گانه سوره‎ی انعام که حاوی وصایای دهگانه است، بخشی از وصایای ارزشمند و درخشان شریعت اسلامی است که در قالب آیاتی محکم، روشن، ثابت و لایتغیر آن را بیان نموده است که در بخشی از آن به عدالت در گفتار فراخوانده است و فرموده است: قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكمْ ۖ أَلَّا تُشْرِكوا بِهِ شَيئًا ۖ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا ۖ وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكم مِّنْ إِمْلَاقٍ ۖ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِياهُمْ ۖ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ ۖ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّـهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّمْ تَعْقِلُونَ ﴿١۵١﴾ وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّىٰ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ ۖ وَأَوْفُوا الْكيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ ۖ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۖ وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كانَ ذَا قُرْبَىٰ ۖ وَبِعَهْدِ اللَّـهِ أَوْفُوا ۚ ذَٰلِكمْ وَصَّاكم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿١۵٢﴾ وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ۚ ذَٰلِكمْ وَصَّاُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (۱۵۱ تا ۱۵۳ انعام) بگو: بیائید چیزهایی را برایتان بیان کنم که پروردگارتان بر شما حرام نموده است. اینکه هیچ چیزی را شریک خدا نکنید، و به پدر و مادر (بدی نکنید و بلکه تا آنجا که ممکن است بدیشان) نیکی کنید، و فرزندانتان را از ترس فقر و تنگدستی (کنونی یا آینده) مکشید (چرا که) ما به شما و ایشان روزی می‌‎دهیم (و روزی رسان همگان ماییم؛ نه شما)، و به گناهان کبیره (از جمله زنا) نزدیک نشوید، خواه (آن‌ها در وقت انجام برای مردم) آشکار باشد و خواه پنهان، و کسی را بدون حق (قصاص و اجرا فرمان الهی) مکشید که خداوند آن را حرام کرده است. این‌ها اموری هستند که خدا به گونه مؤکّد شما را بدان‎ها توصیه می‌‎کند تا آن‌ها را بفهمید و خردمندانه عمل کنید* مال یتیم جز به نحو احسن (و بهترین راهی که باعث حفظ و ازدیاد آن گردد) نزدیک مشوید (و بدین شیوه خداپسندانه ادامه دهید) تا آن‌گاه که یتیم به رُشد کامل خود می‌رسد (و در آن هنگام به گونه شایسته می‌‎تواند در مال خویش تصرّف کند. در این وقت اموالش را به خودش تسلیم کنید)، و پیمانه و ترازو را به تمام و کمال و دادگرانه مراعات دارید و (نه کم و زیاد بدهید و نه کم و زیاد دریافت کنید. در حدّ توانائی انسانی خود در این باره بکوشید و بدانید که) ما هیچ کسی را به انجام چیزی جز به اندازه تاب و توانش موظّف نمی‌‎سازیم. و هنگامی که سخنی (در کار داوری یا گواهی و یا راجع به روایت و خبری) گفتید، دادگری کنید (و از حق منحرف نشوید) هر چند (کسی که سخن به نفع یا به زیان او گفته می‌‎شود) از خویشاوندان باشد. و به عهد و پیمان خدا (که برای انجام تکالیف از شما گرفته است، و عهد و پیمان فیمابین خود درباره مسائل و مصالح مشروع) وفا کنید. این‌ها چیزهائی هستند که خداوند شما را به رعایت آن‌ها توصیه می‌‎کند، تا اینکه متذکّر شوید و پند گیرید. * این راه (که من آن را برایتان ترسیم و بیان کردم) راه مستقیم من است (و منتهی به سعادت هر دو جهان می‌گردد. پس) از آن پیروی کنید و از راه‎های (باطلی که شما را از آن نهی کرده‌ام) پیروی نکنید که شما را از راه خدا (منحرف و) پراکنده می‌‎سازد. این‎ها چیزهائی است که خداوند شما را بدان توصیه می‌‎کند تا پرهیزگار شوید (و از مخالفت با آن‌ها بپرهیزید).

سایت تابش
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی