خانه / مقالات / رسول الله صلی الله علیه وسلم / محمد ﷺ و جوانان خطاکار (قسمت اول)

محمد ﷺ و جوانان خطاکار (قسمت اول)

برگرفته از برنامه *لو کان بیننا* (احمد الشقیری)

عبدالحمید صدیقی

ابو الیُسِر (رضی الله عنه) یکی از جوان های مدینه قصه ی عجیبی را حکایت می کند. می گوید: زنی پیش من آمد تا از من خرما بخرد، به او گفتم در خانه خرمای خوشمزه تری دارم و آن زن را به خانه بردم. ابوالیسف می گوید داخل خانه که رفتیم بوسیدمش.

بعد از اینکه او را بوسید و زن از آنجا خارج شد، پشیمان شد. به نزد ابوبکر رفت و ماجرا را برایش تعریف کرد، ابوبکر رضی الله عنه گفت: توبه کن و بر نفست غلبه کن و به کسی چیزی نگو.

ابوالیسر نمی توانست تحمل کند وجدانش او را سرزنش می کرد. پس به نزد عمر رضی الله عنه رفت و ماجرا را برایش بازگو کرد، عمر رضی الله عنه گفت: پیش خدا استغفار کن و کسی را از این موضوع مطلع نکن و آن را کتمان کن.

ابوالیسر می گوید نمی توانستم تحمل کنم، به نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم رفتم. از کارم پشیمان بودم. ماجرا را برایشان تعریف کردم. پیامبر سرش را پایین انداخت و گفت آیا با زن یک مجاهد این کار را کردی؟ (اشاره به این دارد که زن ازدواج کرده و شوهرش در جهاد مبارزه می کند.) پیامبر صلی الله علیه وسلم برای مدت طولانی سرش را پایین انداخت و بعد این آیه نازل شد: وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ (هود/114) (و در دو طرف روز و نخستين ساعات شب نماز را برپا دار زيرا خوبيها بديها را از ميان مى ‏برد)

و در روایتی دیگر آمده است که پیامبر به ابوالیسر فرمودند: آیا با ما نماز خواندی؟ گفت بله. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: همانا خداوند گناهت را بخشید.

تعامل پیامبر صلی الله علیه و سلم با جوانان را ببینید چگونه بوده است.

داستان جالب دیگری در حج برای فضل بن عباس عموزاده ی پیامبر اتفاق افتاد. او در کنار پیامبر نشسته بود و زنی آمد تا از پیامبر صلی الله علیه وسلم سوال کند، فضل در حالیکه کنار پیامبر نشسته بود به آن زن نگاه می کرد. پیامبر چیزی نگفت و فقط صورت فضل را با دستانش به سمت دیگری برگرداند. و در روایتی آمده است دستش را جلو چشمان فضل می گرفت و فضل سرش را تکان می داد تا او را ببیند و پیامبر دستش را جلو چشم فضل می گرفت و او سرش را جابجا می کرد.

بشر و انسان بودن صحابه و مهربانی پیامبر را ببینید. سپس پیامبر گفت: دختر و پسر جوانی را دیدم ترسیدم شیطان بر آن ها غلبه کند.

بشر بودند و خطا می کردند، و پیامبر با مهربانی و دوستی و نرمش آن ها را به سمت خود جذب می کرد.

از حرف هایم بد برداشت نشود، همه ی ما خواهان اصلاح هستیم و همه ی ما می خوهیم این اختلالات کم شود و همه می خواهیم جوانان صالح ومصلحی داشته باشیم. اما سوال اینست که چگونه؟

یک اسلوب وجود دارد که شعله اختلالات را زیاد می کند، اسلوب نفرت و تندی. و یک اسلوب دیگر وجود دارد که ممکن است جوانان را به سمت اصلاح جذب کند و آن اسلوب نبوی است.

صحبت و پیام من این است که هر کسی که می خواهد با جوانان تعامل داشته باشد سیره ی پیامبر را بخواند، خصوصا درمورد جوانان، و اینکه ایشان صلی الله علیه و سلم چگونه دل جوانان را به سمت خودش جذب می کرد.

سایت تابش

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

محمد ﷺ و مسجد

برگرفته از برنامه *لو کان بیننا* (احمد الشقیری) عبدالحمید صدیقی عایشه رضی الله عنها تعریف …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *