خانه / مقالات / فرقه ها و گروه ها / مراحل فکری و عقیدتی امام ابو الحسن اشعری رحمه الله

مراحل فکری و عقیدتی امام ابو الحسن اشعری رحمه الله

جُستاری پیرامون مراحل فکری وعقیدتی امام ابوالحسن اشعری رحمه الله

 

نوشته: عبدالرحمن فاتح

 

بسم الله الرحمن الرحیم

این مقاله ی کوتاه به شرح مراحل فکری در زندگی امام ابوالحسن اشعری )که فرقه ی اشعری خودشان را منتسب به وی میکنند( میپردازد.

خیلی مهم است؛ تا بدانیم امام ابوالحسن اشعری دارای چه فکری بوده؟ و آیا فرقه ی اشعری ارتباطی به این امام بزرگوار دارد یا خیر؟

چرا که دیده میشود برخی ها در حق این امام بزرگوار اجحاف نموده و بدون تحقیق گاهی تاخت و تاز مینمایند.

امیدوارم دانش پژوهان علوم اسلامی، از این مقاله ی هرچند کوتاه، مستفید گردند.

امام ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری رحمه الله ( 270 – 330 هجری، براساس یکی از اقوال ) در زندگی علمی خود، سه دوره ی فکری و عقیدتی را طی نموده است:

 

مرحله ی اول: دوره ی اعتزال؛ او تا چهل سالگی پیرو فکر اعتزال بوده است، در این دوره او از فکر ابوعلی محمدجُبائی معتزلی (235– 303 هجری ) متأثر گشته بود.

ابوعلی محمدجُبائی، یکی از سران فرقه ی اعتزال در بغداد بوده تا جائیکه یکی از فروع فرقه ی اعتزالی که مسمی به فرقه ی جبائیه است، منسوب به اوست.

بعد از آنکه ابوعلی با مادر ابوالحسن اشعری رحمه الله ازدواج میکند، کفالت و تربیت امام اشعری را بدوش میگیرد، و این اتفاق در زندگی ابوالحسن رحمه الله اولین جرقه ی فکری که همانا بزرگ شدن در فکر اعتزال است، بوجود میآورد.

 

دوره ی دوم: امام ابوالحسن اشعری رحمه الله در چهل سالگی دچار تردید در افکار و اعتقاداتش شد. او با استاد خود، جُبایی، بحث‌های بسیار کرد، تاجائیکه همین بحث‌ها دوستی آن دو را برهم زد و باعث شد اشعری معتزلیان را ترک کند.

او حدود دو هفته در منزلِ خویش خلوت گزید و به تفکر در اعتقاداتش پرداخت. وی پس از این دو هفته، خلوت خویش را شکست و زمانی که مردم در مسجدِ جامع بصره برای خواندن نماز گرد آمده‌ بودند، خطاب به مردم گفت:

هر کس مرا می‌شناسد، که می‌شناسد، و هر کس نمی‌شناسد اکنون خود را به او معرفی میکنم. من، علی بن اسماعیل اشعری هستم. قبل از این، اصول عقاید معتزله را تدریس می‌کردم، و به حدوث قرآن و انکارِ رؤیت الله در آخرت، و سلب هر صفت ثبوته‌ ای از خداوند عقیده ‌مند بودم. اینک همه شاهد باشید که من از این اصول عقاید رو گردانیده‌ ام وبه‌ طور قطع همه ی آنها را رها کرده‌ام [1].

در این دوره روی میآورد به اندیشه و باور ابومحمد، عبدالله بن سعید بن کُلّاب ( متولد 218 هجری چون سال وفات ایشان مورد اختلاف است، از ذکر آن صرف نظر نمودم ) که طریقه و مذهبش به کُلاّبیه، مسمّی است. و این مذهب اسمای الهی را اثبات نموده و هفت تا از صفات الله را نیز، اثبات میکنند که عبارت اند از ( علم، حیات، قدرت، اراده، سمع، بصر و کلام ). این صفات را، صفات عقلی یا معانی مینامند و بقیه صفات الله متعال را تأویل ( تحریف ) و یا هم تفویض میکنند و آنها را صفات اختیاری نامگذاری نموده اند [2].

یاداشت: در این دوره طوری که بیان گردید اشکالاتی وجود دارد، از جمله: تأویل و یا به اصطلاح مناسب تر (تحریف) و نیز تفویض در جمع کثیری از صفات پروردگارمتعال.

 

دوره سوم: در این دوره که سه یا چهارسال قبل از وفات امام ابوالحسن رحمه الله  است، به مذهب اهل حدیث و سلف صالح رحمهم الله، روی میآورد.

در این مرحله عقیده و باورش در مورد صفات پروردگار اینست که: تمام صفات پروردگار را بدون تکییف و تشبیه براساس عقیده ی سلف صالح، اثبات نموده است [3].

در این مرحله است که دو کتاب مهم را به رشته ی تحریر در میآورد.

1 – الإبانة عن اصول الدیانة

2 – مقالات الإسلاميين واختلاف المصلين

او در کتاب ( مقالات الإسلاميين واختلاف المصلين ) بعد از آنکه اعتقاد و باور اهل حدیث و اهل سنت را با عنوان ( حكاية جملة قول اصحاب الحديث واهل السنة ) نقل میکند، در اخیر این مبحث، میگوید: « فهذه جملة ما يأمرون به ويستعملونه ويرونه وبكل ما ذكرنا من قولهم نقول واليه نذهب وما توفيقنا الا بالله وهو حسبنا ونعم الوكيل وبه نستعين وعليه نتوكل واليه المصير » [4].

« وبكل ما ذكرنا من قولهم نقول واليه نذهب ».

ترجمه: و به تمام آنچه ( از عقاید و باور اهل حدیث و اهل سنت ) یادآور شدیم، به آن عقیده و باور داریم و روش و منهج ما هم، همان است.

و نیز در کتاب الإبانة عن اصول الدین در فصلی تحت عنوان (فصل في إبانة قول أهل الحق والسنة ) در مقدمه این فصل میگوید: « قولنا الذي نقول به، وديانتنا التي ندين بها، التمسك بكتاب الله ربنا عز وجل، وبسنة نبينا محمد صلى الله عليه وسلم، وما روى عن السادة الصحابة والتابعين وأئمة الحديث، ونحن بذلك معتصمون، وبما كان يقول به أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل – نضر الله وجهه ورفع درجته وأجزل مثوبته – قائلون، ولما خالف قوله مخالفون؛ لأنه الإمام الفاضل، والرئيس الكامل، الذي أبان الله به الحق، ودفع به الضلال، وأوضح به المنهاج، وقمع به بدع المبتدعين، وزيغ الزائغين، وشك الشاكين، فرحمة الله عليه من إمام مقدم، وجليل معظم، وكبير مفهم »[5].

نوت: مع الأسف، اکثر اشعری های امروزی به مذهب مرحله ی دوم امام ابوالحسن رحمه الله هستند. و آنچه در دوره ی سوم و کتب موجود از امام ابوالحسن رحمه الله است، پشت نموده و به آن توجهی ندارند، در حالیکه در دوره ی سوم از دوران فکری امام رحمه الله، اکثر باورهای خودش را نقض نموده و به آنها پشت کرده است.

===========================

[1] نگاه: فِرَق معاصرة تنتسب الی الإسلام 3/1207 و تاریخ المذاهب الإسلامیة 1/181 و نیز رساله: « ابوالحسن الأشعری » نوشته ی شیخ حماد انصاری رحمه الله ( شیخ مشایخ و اساتید بزرگوارم ) در این باره مطالعه گردد، مفید خواهد بود.

[2] نگاه: اصول الفِرَق ص 147، مدارالوطن للنشر، چاپ: اول .

[3] فِرَق معاصرة تنتسب الی الإسلام 3/1209 و تبیین کذب المفتري فیما نسب إلی أبی الحسن الأشعري ص: 152 و نیز رساله: ابوالحسن الأشعري ص: 214.

[4] مقالات الإسلاميين واختلاف المصلين 1/297، دار إحياء التراث العربي – بيروت، چاپ سوم، با تحقیق: هلموت ريتر.

[5]  الإبانة عن اصول الدین 1/20، 21. دار الأنصار – القاهرة، چاپ: اول، تحقیق: د. فوقية حسين محمود.

 

منبع: اصلاح نت

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

آئین زرتشت از دیدگاه اسلام (بخش اول)

اسلام و آئین مجوس ما اگر از دلالت قرآن و روایت پیامبران صرف‌نظر کنیم، هرگز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *