Uncategorized

مرض چند شخصیتی بودن یک شخص

سلسلهٔ مضامین امراض ساری درجامعه!

﴿مرض نزدهم﴾

﴿ شخصیتِ کاذب﴾:

﴿بخش پنجم﴾:

همانطوریکه در بخش های گذشته گفته آمدیم یکی از بحث انگیز ترین بیماری های کنونی در جامعه مرض چند شخصیتی بودن یک شخص است.

فیصدی بیشتری از افراد در جامعه شخصیت اصلی خویش را صرف و صرف برای خودشان حفظ کرده اند، و حتی نفرِ دوم شخصیت شاخص او را نمیدانند.

با والدین وفامیل شخصیت متفاوتی، با کارمندان در محل کار یک شخصیت بکلی دیگری، با همسر کاملاً بشکل دیگری خود شان را جلوه میدهند.

چرا انسانها آنچه هستند، برای دیگران آن را به مظاهره نمیگذارند؟

مرضِ چند شخصیتی که نام دیگر آن ” هویت تجزیه ای” است، یک بیماری وخیم روانی است که زیر مجموعه اختلالات تجزیه ای است.

دنیا پرستی، تمایل بیش از حد به مادیات، ماده پرستی، تفاخر و جلب توجه ی دیگران به خود، جاه طلبی، تکبر، غرور، حُبِّ شهوات، کمرنگی در دین، ایمانِ متزلزل و یا نبود ایمان کامل، دلایل خاصِ بروز شخصیت کاذب در یک شخص است.

یک انسان نیک و خوش خُلق با مردم، ولی بد اخلاق و بد رویه با همسرش، ویا با خانواده اش، نمایندگی از یک شخصیت مریض و مصاب میکند که به تداوی و معالجه نیاز دارد.

بهترین شخصیت همان کسی است که طرز رفتار و برخورد نیکِ وی با همه یکسان باشد و تحت هیچ فشار، و در هیچ شرایطی شخصیت دروغین و کاذبی را برایش درست نکند.

دلیل بی ثباتی، درهم و برهم شدن ارتباطات میان اقوام و اقشار مختلف در یک جامعه، موجودیت تعداد زیادی از این بیماران در میان ملت میباشد.

متأسفانه در نظام ها و جوامع امروزی، انسانهای دو رو و دوشخصیته، همیشه میخواهند زمامِ کار را در خودشان در قید خود داشته باشند، و دیگران را تحقیر نموده دست کم میزنند.

این صاحبانِ شخصیت های کاذب است که امانت را خیانت میکنند، خاک بر چشم ملت میزنند، صاحبانِ حق را در چشمان دیگران ذلیل کرده، حق را ناحق قلمداد میکنند، و ناحقِ خودشان را احسن میشمارند.

داستانِ چادر نشین اعرابی، شخصیت کاذب و نتیجه ی اعتماد به چنین اشخاص را برملأ میسازد.

چادرنشینِ مسلمان از صحرأ به شهر آمد، داخل مسجد شد، دید مردی با خشوع نماز می گذارد.

توجه اش به وی معطوف گردید. پس از نماز به او گفت: چه خوب نماز می خوانی،

جواب داد علاوه بر نماز، روزه هم دارم و اجر نماز گزار صائم دو برابر نمازگزار غیر صائم است.

مرد اعرابی که مجذوب او شده بود گفت: در شهر کاری دارم که باید آن را انجام دهم، بر من منت بگذار و قبول کن که شترم را نزد شما بگذارم تا بروم و برگردم. او پذیرفت و چادر نشین با اطمینان خاطر شتر به وی سپرد و از پی کار خود رفت.

نمازگزارِ ریاکار با دور شدن اعرابی بر شتر نشست و با سرعت آن محل را ترک گفت.

پس از ساعتی مرد چادرنشین برگشت ولی نه از نمازگزار اثری دید و نه از شتر.

در اطراف و نواحی مسجد جستجو کرد، نتیجه ای نگرفت.

بیچاره سخت ناراحت و متأثر گردید و یک شعر گفت که مفادش این بود:

﴿نمازش به شگفتم آورد و روزه اش مجذوبم ساخت، امّا نمازگزار روزه دار ناقه‎ی جوانم را با سرعت راند و برد.﴾

بعضی نماز ها و روزه های بیمار دلانِ دوشخصیته انسانها را مجذوب ساخته، جماعتی را در شگفت می آورد، ولی حقیتِ کار نه آن است که بمظاهره اش پرداخته اند، بلکه، چهره ی اصلی شخص، زمانیکه برملأ میشود، شدت و مضراتِ این بیماری را در صحنه ی حقیقت، به تصویر میکشد.

شاید شما نیز از نماز های بعضی نمازگزاران سخت شیفته ی شخصیت ایشان شده باشید.

اما، آیا، این شخصیت ظاهری، با شخصیتِ نهان در قلبش، که همان شخصیت اصلی فرد است تطابق دارد یاخیر؟

برای بدست آوردنِ جواب این سوال، بایستی ناقه ای را در معرضِ خطر قرار دهیم، و داستان چادر نشین اعرابی را تکرا کنیم.

متأسفانه، حقیقت امر چنین است!

وقتی فرد در حضور مردم برای کارهای نیک شاد و شتابان بوده و در تنهایی بی حال و کسل است، چنانچه از او تعریف کنند سعی و تلاش کرده و اگر از او بدبگویند کم کاری می نماید.

الله سبحانه و تعالی ویژگی های انسانهائی که شخصیت کاذب دارند و ریاکار، و منافق ند، را اینچنین بیان می کند:

إن المنافقین یخادعون الله و هو خادعهم و إذا قاموا إلى الصلاه قاموا کسالى. یراءون الناس و لا یذکرون الله إلا قلیلاً. [نساء: ۱۴۲]

منافقان با خدا نیرنگ میکنند و حال آنکه او با آنان نیرنگ خواهد کرد و چون به نماز ایستند با کسالت برخیزند با مردم ریا می‏کنند و خدا را جز اندکى یاد نمیکنند.

انسانهای که از مرض شخصیت کاذب و ریاکاری رنج میبرند، جزو منافقان بوده، و انسان مسلمان تا جاییکه ممکن است باید از آن دوری نماید و قلب و نیت درونی اش را پیوسته برای الله سبحانه و تعالی پاک و خالص نگه دارد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم فرمودند:

إن الله لا ینظر إلى أجسادکم و لا إلى صورکم، و لکن ینظر إلى قلوبکم [مسلم]

همانا خداوند به تن ها و پیکره های شما نمی نگرد، بلکه به دلها و اعمال شما می نگرد.

مسلمان ریا نمی ورزد، و شخصیت کاذب و دروغین را بخودش نمیپسندد، زیرا که ریا شریک قرار دادن با الله سبحانه و تعالی است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم می فرماید:

إن أَخْوَفَ ما أتخوَّف على أمتی الإشراک بالله، أما إنی لستُ أقول: یعبدون شمسًا و لا قمرًا و لا وَثَنًا، ولکن أعمالا لغیر الله و شهوه خفیه[ابن ماجه]

بیشترین ترس و نگرانی من برای امتم تنها شرک به خداست، منظور من این نیست که: آن ها خورشید یا ماه و یا بت خواهند پرستید، بلکه کارهایی بخاطر غیر خدا و شهوت و تمایل پنهانی.

و نیز در جای دیگری میفرمایند:

إن أخوف ما أخاف علیکم الشرک الأصغر. قالوا: و ما الشرک الأصغر یا رسول الله؟ قال صلى الله علیه و سلم: (الریاء، یقول الله -عز وجل- یوم القیامه -إذا جزی الناس بأعمالهم-: اذهبوا إلى الذین کنتم تراءون فی الدنیا؛ فانظروا هل تجدون عندهم جزاءً؟) [احمد]

بیشترین ترس من درباره ی شما شرکِ کوچکتر است.

گفتند: یا رسول الله ( صلی الله و علیه وسلم ) شرکِ کوچکتر چیست؟

آنحضرت صلی الله علیه و سلم فرمودند:

ریاء، خداوند عزوجل در روز قیامت و هنگام جزا و پاداش اعمال مردم می فرماید:

بروید نزد آنان که در دنیا برای آنان ریا می ورزیدید؛ ببینید آیا پاداشتان نزد آنان می یابید؟“

به این ترتیب فرد ریاکار پاداشی در برابر کاری که می کند دریافت نمی نماید؛ چون هدف او از آن عمل کسب خوشنودی مردم و مدح و ستایش آنان و دست یافتن به منزلت در بین دیگران بوده است و چیزی در قیامت به عنوان پاداش نخواهد داشت.

برادر و خواهر مسلمان!

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.

جزاکم الله خیراً!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن