مشعل هدایت برای دعوتگران (3)

الحديث الثالث

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَا لِيْ وَلِلدُّنْيَا، ومَا لِلدُّنْيَا وَمَا لِيْ وَالَّذِيْ نَفْسِي بِيَدِهِ مَا مَثَلِي، وَمَثَلُ الدُّنْيَا إِلا كَرَاكِبٍ سَارَ فِي يَوْمٍ صَائِفٍ فَاسْتَظَلَّ تَحْتَ شَجَرَةٍ سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ ثُمَّ رَاحْ وَتَرْكَهَا».

 

حدیث سوم:

رسول خداص فرمودند: «نه من به دنیا تعلقی دارم و نه دنیا به من، به خدا قسم مثال من و دنیا به مسافری شباهت دارد که در روز گرمی سفر می‌کند و در راه ساعتی زیر درختی به استراحت می‌نشیند، سپس به سفر خود ادامه می‌دهد»([1]).

 

شرح حدیث:

خداوند انسان را آفرید، و او را خلیفه خود بر زمین مقرر داشت، تا به آبادانی آن بپردازد و از منافعش طبق دستورات و برنامه‌ای که برایش تعیین کرده و جهت ابلاغ آن پیامبرانی فرستاده استفاده کند و هرچه در انجام این مسئولیت به او کمک می‌کند از قبیل خورشید، ماه، ستارگان، کوه‌ها، درختان، چهارپایان، آسمان و زمین، و آب و هوا را در اختیار او قرار داده و اعلام داشت که زندگی وی در دنیا محدود است و بعد از این زندگی محدود دنیا سرای آخرت در انتظارش می‌باشد تا در آنجا جزای اعمال خوب و بد خود را دریافت کند و روانه بهشت یا دوزخ گردد.

با توجه به موارد بالا انسان عاقل باید جاذبه‌های دنیا را رها سازد و همیشه آخرت را در نظر داشته باشد، از هر گفتار و کرداری که او را به آخرت نزدیک کند دریغ نورزد و اگر لازم باشد تا از حق خود در دنیا بهره‌مند گردد، سعی کند به اندازه و طبق دستور دین خدا باشد، تا یکسره به دنیا تکیه نکند و بدان مشغول نگردد و عمل برای آخرت را به فراموشی نسپارد، چنانچه پیامبرص فرموده است: عمر دنیا در مقایسه با آخرت ساعتی بیش نیست، و برای این که این حقیقت در نفس انسان مستقر شود، آن را به صورت مثال بیان کرده و گفته نه من به دنیا تعلقی دارم نه دنیا به من و چگونه می‌خواهم بدان تعلقی داشته باشم، در حالی که من در دنیا مانند مسافری هستم که در روز بسیار گرمی مسافرت می‌کند و خستگی او را مجبور می‌سازد تا ساعتی در سایه درختی بیاساید و خستگی خود را برطرف نماید، سپس به سفر خود ادامه دهد.

پیامبرص این حقیقت را طوری در نفس‌ها جای داده که دیگر فراموش‌شدنی نیست، و استفاده از مَثَل سنت خداوندی است، چنانکه خود می‌فرماید: (وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ) سورة حشر، آیة 21. «و این مثل‌هائی است که برای مردم می‌زنیم تا بیندیشند».

(وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ) سورة ابراهیم، آیة 25. «خداوند مثل‌ها را برای مردم می‌زند تا پند پذیرند».

این است مفهوم درست حدیث بالا، ولی از جائی که ظاهر حدیث مؤید این امر است که باید دنیا را به طور کلی ترک گفت، لازم است تا از دو جهت ذیل با تفصیل بیشتری در این موضوع بحث شود.

 

1- موضع‌گیری مسلمانان در قبال دنیا

با رعایت‌کردن دو شرط برای مسلمان جائز است، به هراندازه که بخواهد از دنیا بهره‌مند گردد.

شرط اول این که دنیا را از راه حلال به دست آورد، شرط دوم این که دنیا در دست مسلمان باشد نه در قلب او به طوری که هروقت دین خدا به مال او احتیاج پیدا کرد، آن را در راه رضای پروردگارش بدون هیچ دغدغه‌ای تقدیم کند، و تمام آیات و احادیثی که در تمجید و تحسین دنیا وارد شده است، بر همین اساس استوار است.

خداوند می‌فرماید: (يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (87) وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ (88)) مائده. «ای اهل ایمان چیزهای پاکیزه‌ای که خداوند برای شما حلال کرده بر خود حرام نکنید و در استفاده از آنها از حدود تعیین شده تجاوز ننمائید که خداوند متجاوزان را دوست ندارد، و بخورید از رزق حلال و پاکی که خداوند به شما ارزانی داشته و تقوی خدائی را پیشه سازید که به آن ایمان دارید».

و می‌فرماید: (فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ) سورة نحل، آیة 114. «بخورید از رزق حلال و پاکی که خداوند به شما داده و شکر نعمت خدا را به جا آورید، اگر واقعاً شما مخلصانه او را عبادت می‌کنید».

و پیامبرص فرموده: چقدر خوب است مال نیکو برای بنده نیکو([2])، و نیز فرموده: دنیا کالائی است و بهترین کالای آن زن شایسته است([3])، فرمودند: دنیا با همه آنچه در آن است نفرین شده، مگر ذکر خدا و متعلقات آن یا دانشمندان و یا دانش‌پژوهان([4]).

بسیاری از بزرگان گذشته امت اسلامی نیز ثروتمند بودند، ولی دنیا در دست آنها بود نه در قلب‌شان، به طوری که در موقع جهاد و قربانی آن را فدای دین می‌کردند و در بخشش آن بخل نمی‌ورزیدند. حضرت ابوبکر صدیق t روزی تمام مال خود را خیرات کرد و وقتی از او پرسیدند: برای خانواده‌ات چه گذاشتی، گفت: خدا و رسولش را گذاشتم([5]). و حضرت عثمان در یکی از جنگ‌ها تمام لشکر را از مال شخصی خود مجهز و به قدری موجبات رضای خدای خود را فراهم کرد که پیامبرص فرمود: پس از این هرکاری از عثمان t سر زند بخشیده است([6]). و حضرت عمرس نصف مال خود را خیرات کرد([7]). و حضرت صهیبس در وقت هجرت تمام مال خود را فدا کرد، تا بتواند هجرت کند و پیامبرص فرمود: صهیب در معامله خود سود زیادی برد([8]).

 

2- آیات و احادیث دیگر در مذمت دنیا

آیات و احادیث بسیاری غیر از حدیث مورد بحث وجود دارد که انسان را از دنیا و اعتماد به آن برحذر می‌دارد، و ما بعضی از آنها را اینجا می‌آوریم:

(إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلًا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ). سورة یونس، آیة 24. «محققاً در مثل زندگی دنیا به آبی ماند که از آسمان‌ها فرو فرستادیم، تا با آن باران انواع مختلف گیاه زمین را از آنچه آدمیان و حیوانات تعذیه کنند بروید، تا آنگاه که زمین از خرمی و سبزی به خود زیور بسته و آرایش کند و مردمش خود را برآن قادر و متصرف پندارند که ناگهان فرمان ما به شب یا روز دررسد و آن همه زینت و زیور زمین را درو کند، و زمین چنان خشک شو که گوئی دیروز در آن هیچ نبود».

اینگونه خدا آیاتش را با مثال روشن برای اهل فکر بیان می‌کند.

(وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِرًا) سورة کهف، آیة 45. «ای پیامبر! برای امت چنین زندگانی دنیا را مثال بزن که ما آب بارانی از آسمان نازل کردیم، و با آن آب درختان و نباتات گوناگون زمین درهم پیچیده و خرم بروید، سپس صبحگاهی همه درهم شکسته و خشک شود و به دست بادها زیر و زبر و فانی گردد و خدا بر هرچیز در عالم اقتدار کامل دارد».

(اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ). سورة حدید، آیة 20. «بدانید که زندگی دنیا به حقیقت بازیچه‌ای است طفلانه، و لهو و عیاشی و آرایش و خودستائی میان یکدیگر و حرص افزودن مال و فرزندان این حقیقت دنیاست و در مثل مانند بارانیست که به موقع ببارد و گیاهی در پی آن بروید که کفار را به شگفت آرد، سپس بنگری که زرد و خشک شود و بپوسد و در عالم آخرت عذاب سخت جهنم و آمرزش و خشنودی حق است و بدانید که دنیا جز متاع فریب و غرور چیزی نیست».

(زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ) سورة آل عمران: 14. «مردم ظاهر بین دنیاپرست را محبت و آرایش شهوات که عبارت از میل به زن‌ها و فرزندان و همیان‌های زر و سیم و اسب‌های نشانه‌دار نیکو و چهارپایان و مزارع و املاک است، در نظر زیبا و دلفریب است، لیکن اینها همه متاع زندگی فانی دنیا است، و نزد خدا است همان منزل بازگشت نیکو».

 (إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ). سورة لقمان، آیة 33. «همانا وعده خداوند حق است، پس برحذر زندگی دنیا شما را نفریبد، و شیطان به عفو و کرم خداوند شما را مغرور نسازد».

و پیامبرص نیز می‌فرماید: دنیا در مقابل آخرت به اندازه مقدار آبی است که چون انگشت خود را در آب داخل کنید با خود برمی‌دارید([9]). و فرمودند: در دنیا چنان باش که گویا غریب یا مسافر هستی([10]).

و در حدیث دیگری آمده: «اگر دنیا به اندازه پر مگسی ارزش می‌داشت، خداوند به کفار یک لیوان آب هم نمی‌داد»([11]).

آیات و احادیث بسیاری در این مورد هست که مراد همه آنها مذمت دوستی و تعلق‌گرفتن به دنیاست، به طوری که خدا و آخرت به فراموشی سپرده شود، چنانچه خداوند می‌فرماید: (إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَرَضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ (7) أُولَئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (8)) یونس، آیة 7 و 8. «آنانی که امید ملاقات ما را ندارند، و به زندگی دنیا راضی و مطمئن شدند و از آیات ما غافل گشته اند، آنان به سبب اعمال خود در آتش جا می‌گیرند».

(مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا) سورة اسراء، آیة 18. «هرکس طالب متاع زودگذر باشد در دنیا هرقدر بخواهد بهر که خواسته باشیم می‌دهیم، سپس جهنم را نصیب او می‌کنیم که با نکوهش و مردودی به آن درآید».

 

توشه دعوتگران و مربیان

1- برحذر داشتن از اعتماد و توکل بر دنیا به طوری که از خدا و آخرت غافل شویم، زیرا دنیا سرای ماندن نیست، چنانکه قرآن از زبان مؤمن قوم فرعون نقل می‌کند: (يَاقَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ) غافر: 39. «ای قوم! من بدون شک زندگی دنیا متاعی بیش نیست، و آخرت سرای ابدی است» و خداوند به پیامبرش حضرت محمد r می‌گوید: (قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى).  نساء: 77. «بگو: کالای دنیا کم است، و آخرت بهتر و پایدارتر برای متقیان است».

(فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ). توبه: 38. «پس متاع زندگی دنیا در مقابل آخرت خیلی کم است».

2- صبر و استقامت بر مشکلات زندگی تا وقت ملاقات خدا، پیامبر در حدیث به این نکته اشاره کرده، آنجا که خود را به مسافری مانند نموده که در روز بسیار گرمی به مسافرت می‌پردازد و چون خسته می‌شود، برای یک ساعت از سواری خود فرود می‌آید، و استراحت می‌کند، سپس با تحمل مشقت‌های سفر به راهش ادامه می‌دهد، تا به مقصد رسد، و اینگونه مسلمان زحمت‌های و مشقت‌های زیادی را در زندگی خود تحمل می‌کند، و گاهی دچار مصیبت‌ها و بلاها می‌شود، در این میان وظیفه او این است که صبر کند و از خدای خود کمک بگیرد، و هرگاه خسته شد مقدار کمی استراحت کند، و سپس به راه پرمقت خود ادامه دهد تا به ملاقات خداوند نایل آید.

3- استفاده زیاد از مثل در دعوت و تبلیغ و تربیت، زیرا موقعی که انسان از مثل در سخن خود استفاده کند، شنوندگان زود خسته نمی‌شوند، و معنای سخن را بهتر درک می‌کنند، به همین مناسبت خداوند می‌گوید: (وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ). سورة عنکبوت، آیة 43. «و این مثال‌هایی است که برای مردم می‌زنیم که به جز علماء کسی آنها را درک نمی‌کند».

==============================================

مشعل ‌های  هدایت برای راهروان راه دعوت

مؤلف: دکتر سید محمد نوح

مترجم: حسین تیموری

منبع: islahnet.com

منابع:

([1])- حدیث را امام احمد در مسند خود 1 / 301 از عبدالله بن عباسب روایت کرده که روزی حضرت عمرس نزد رسول الله ص رسید و مشاهده کرد حصیری که روی آن خوابیده اند، از درشتی بر بدن مبارک‌شان اثر گذاشته است، سپس گفت: چه خوب بود فرش نرمتری می‌داشتید، رسول خدا ص فرمود: ما لی و للدنیا … تا آخر حدیث. ترمذی نیز حدیث را در سنن خود – ابواب – الزهد – از عبدالله ابن مسعودt روایت کرده که حضرت پیامبرص بر حصیری درشتی خوابیدند که اثر آن بر بدن مبارکشان ظاهر شد، گفتیم: ای رسول خدا، ای کاش فرش نرمتری اختیار می‌کردید، فرمودند: ما لی و للدنیا … تا آخر حدیث. «صحیح الترمذی بشرح ابن العربی المالکی 22319» و ابن ماجه در سنن خود کتاب الزهد باب مثل الدنیا 2 / 1376 شماره 4109 با عبارت دیگری حدیث را روایت کرده است.

امام نووی این حدیث را در ریاض الصالحین فضل الزهد … از ابن مسعودس نقل کرده و از قول ترمذی گفته: حدیث حسن و صحیح است.

علامه آلبانی نیز آن را در صحیح الجامع الصغیر 5 / 154 شماره 5545 از عبدالله بن عباسب آورده است.

([2])- این حدیث را امام احمد در مسند خود 40 / 197 – 202 از عمرو بن العاص روایت کرده که پیامبرص به من سفارش کرد که لباس و سلاح خود را برگیر و نزدم بیا. خدمت مبارک رسیدم، در حالی که وضوء می‌گرفتند، به قامتم نگاهی عمیق انداختند، سپس فرمودند: می‌خواهم ترا به امارت لشکری روانه‌ای جهاد سازم که خداوند تو را سالم نگه می‌دارد و غنائم بسیاری نصیبت می‌سازد و قسمت بزرگی از غنائم را به تو خواهم داد. عمرو می‌گوید، گفتم: ای رسول خداص من برای به دست‌آوردن مال مسلمان نشدم، بلکه از قلب اسلام را پسندیدم و همراهی رسول خدا را دوست داشتم، آنگاه رسول خداص فرمودند: ای عمرو چقدر خوب است مال نیکو برای مرد صالح.

([3])- حدیث را امام مسلم در کتاب الرضاع باب: خیر متاع الدنیا المرأة الصالحة 2 / 1090 شماره 1467 از عبدالله بن عمروب آورده است.

و ابن ماجه در کتاب نکاح باب افضل النساء 1 / 596 شمار 1855 با عبارتی دیگر آورده است و امام احمد در مسند خود 2 / 168 آورده و در الفتح الکبیر 2 / 116 آمده است.

([4])- این حدیث را ترمذی در کتاب الزهد 9 / 198 از ابوهریره روایت کرده است.

و ابن ماجه در کتاب الزهد باب مثل الدنیا 2 / 1377 شماره 4112 آورده است، و در الفتح الکبیر 2 / 116 نیز آمده است.

([5])- این حدیث را عمر بن خطابب روایت کرده، او می‌گوید: پیامبر خداص روزی دستور داد تا مال خود را صدقه کنیم آن روز من مال زیادی داشتم با خود گفتم: اگر روزی بتوانم از ابوبکرس صدیق سبقت جویم، آن روز همین امروز است، پس نصف مال خود را آوردم، پیامبر ص فرمود: چقدر برای فرزندان خود گذاشتی، گفتم: به همین اندازه، سپس ابوبکرس با همه دارائی خود آمد، پیامبرص فرمود: چقدر برای فرزندان خود گذاشتی، گفت: الله و رسولش را گذاشتم. گفتم: ای ابوبکر هرگز از تو سبقت نخواهم کرد. (ترمذی این حدیث را در باب مناقب ابوبکر و عمرب آورده است، دارمی در کتاب زکات باب الرجل یتصدق بجمیع ما عنده 1 / 391، 392 آورده است.

([6])- این حدیث را امام احمد در مسند خود از عبدالرحمن بن خباب اسلمی و عبدالرحمن بن سحر به طور مرفوع نقل کرده است (الفتح الربان للساعتی 21 / 193).

([7])- صحبت در این مورد قبلاً گذشت.

([8])- مراجعه شود به سیرت پیامبرص از ابن کثیر 2 / 223، 224 به نقل از ابن هشام.

([9])- این حدیث را امام مسلم در صحیح خود کتاب: الجنة وصفة نعیمها واهلها. باب فناء الدنیا و بیان الحشر یوم القیامة» 4 / 2193 شماره 2858 آورده است، و ترمذی در سننش کتاب الزهد [صحیح الترمذی بشرح (امام ابن العربی المالکی) 9 / 199] آورده.

و ابن ماجه در سننش کتاب الزهد باب مثل الدنیا 2 / 1376 شماره 4108 تقریباً با همین الفاظ آورده است.

و امام احمد در مسندش 4 / 229، 230 آورده است و در الفتح الکبیر 3 / 300 و در ریاض الصالحین باب فضل الزهد فی الدنیا ص 214 آمده است.

([10])- این حدیث را بخاری در صحیح خود کتاب الرقاق باب قول النبی ص کن فی الدنیا… 8 / 110 از عبدالله بن عمرب روایت کرده است، و ترمذی در سننش کتاب الزهد باب ما جاء فی قصر الامل آورده است.

و ابن ماجه در سننش کتاب الزهد باب مثل الدنیا 2 / 1378 شماره 4114 آورده و عبارت: «وَعُدَّ نَفْسَكَ مِنْ أَهْلِ الْقُبُورِ» را برآن افزوده است.

و امام احمد در مسندش 2 / 24، 41، 132 تقریباً با همین الفاظ آورده است، و در فتح الکبیر 2 / 333 و در ریاض الصالحین باب فضل الزهد ص 216 آمده است، و بخاری در المقاصد الحسنه ص 329 شماره 847 آورده است.

([11])- حدیث را ترمذی در سننش کتاب الزهد باب ما جاء فی هوان الدنیا علی الله عزوجل از سهل بن سعد آورده است، و ابن ماجه در سنن کتاب الزهر باب مثل الدنیا 2 / 1377 شماره 410 با لفظی دیگر آورده است، و در الفتح الکبیر 3 / 47 و در کشف الخفاء 2 / 207 و در ریاض الصالحین باب فضل الزهد فی الدنیا ص 218 آمده است.

یک دیدگاه