خانه / مقالات / جادو و جادوگری / معالجۀ مسنون ‏سحر و چشم بد – 4

معالجۀ مسنون ‏سحر و چشم بد – 4

استفاده از جادو و طلسم:

آويزان کردن طلسم و جادو و يا هر چيز ديگري از قبيل آنها با اعتقاد بر اينکه از بلا جلوگيري مي نمايد، يا موجب خوشبختي مي شود، و يا درد کسي را دوا مي کند، مانند جادو حرام است. در قرن بيست و يکم ميلادي هنوز هستند کسانيکه نعل اسب را بمنظور رفع بلا بر سر منزل خويش آويزان مي نمايند، سر گاو را در مزرعهء خود نصب مي کنند و يا هم مهرهء آبي رنگ را بمنظور دفع چشم بد، بر گردن اولاد و اموال مورد علاقهء خود آويزان مي کنند. هنوز هم در اکثر ممالک جهان هستند کسانيکه با استفاده از بي خبري مردم چيزهايي مي نويسند و جدولهاي مي کشند و خطوط مستقيم و منحني مي کشند و طلسمهاي در آنها رسم و منقوش مي کنند و افسونهاي گوناگوني را بر روي آنها مي خوانند و ميپندارند، کسيکه اين طلسم را به خود آويزان نمايد و يا آنرا همراه خود داشته باشد، از شر جن، شياطين، چشم بد و غيره مصئون خواهد ماند.

ميدانيم براي جلوگيري و علاج هر درد و بلا و مشکلي راه حلهاي اساسي وجود دارند که اسلام آنها را تأييد نموده است و کسانيکه اين راه حلهاي روشن و منطقي را ناديده مي گيرند و به طلسم وجادو و حقه بازيها متوسل مي شوند، مورد توبيخ و سرزنش اسلام مي باشند. پيامبر صلي الله عليه وسلم مي فرمايند:

مَا أَنْزَلَ اللَّهُ دَاءً إِلاَّ أَنْزَلَ لَهُ شِفَاءً. بخاري با فتح الباري کتاب الطب باب ما انزل الله داء الا انزل له شفاء

الله جل جلاله هيچ مرضي را نفرستاده، مگر اينکه دوا اش را هم آفريده است.

چنانچه قبلاً گفته شد، آويزان کردن نعل اسب و مهره هاي آبي رنگ، طلسم و خواندن افسون، معالجه نيست، بلکه جهل وگمراهي و عدم آشنايي با سنت و نظام الهي است و مخالف توحيد و يکتا پرستي مي باشد.

از عقبه پسر عامر روايت شده که يک جماعت ده نفري نزد پيامبر صلي الله عليه وسلم آمدند، پيامبر صلي الله عليه وسلم با نه نفر از ايشان بيعت نمودند و از بيعت با يکي از آنها خود داري کردند. گفتند: چرا با او بيعت نمي کنيد؟

فرمودند: نوشتهء طلسمي بر بازو دارد. آنمرد آن طلسم را از بازوي خود درآورد، آنگاه پيامبر صلي الله عليه وسلم با او بيعت کردند.

از عمران بن حصين رضي الله عنه روايت شده که رسول الله صلي الله عليه وسلم  بر بازوي مردي حلقهء طلايي يا مسي را ديدند و برايش فرمودند: اين چيست؟

آنمرد جواب داد: بخاطر جلوگيري از شر چيزهاي مؤذي و کسل کننده، اين حلقه را بسته ام.

پيامبر صلي الله عليه وسلم برايش فرمودند: آنرا دور بينداز، چون اين حلقه جز اينکه تو را بيشتر کسل کند، هيچ فائدهء ديگري برايت نمي رساند:

عَنْ عِمْرَانَ بْنِ الْحُصَيْنِ، أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَأَى رَجُلًا فِي يَدِهِ حَلْقَةٌ مِنْ صُفْرٍ فَقَالَ مَا هَذِهِ الْحَلْقَةُ؟ قَالَ هَذِهِ مِنْ الْوَاهِنَةِ. قَالَ انْزِعْهَا فَإِنَّهَا لَا تَزِيدُكَ إِلَّا وَهْنًا. ابن ماجه: کتاب الطب، باب تعليق التمائم

اين تعليمات در روحيهء اصحاب پيامبر صلي الله عليه وسلم بحد کافي مؤثر واقع شده بودند تا جاييکه روح پاک شان بلندتر از آن گرديده بود؛ که اين نوع خرافات را قبول و يا تأييد نمايند.

از عيسي بن حمزه رحمه الله روايت شده: نزد عبد الله عکيم رفتم که پوست بدنش قرمز شده بود، گفتم: چرا طلسم بخود نمي بندي؟

گفت: به خدا پناه مي برم از اين عمل. و در روايتي گفت: مرگ براي من بهتر از اين کار است. چون نبي کريم صلي الله عليه وسلم فرموده اند:

«مَنْ عَلَّقَ شَيْئًا وُكِلَ إِلَيْهِ». المعجم الکبیر للطبرانی، سنن ترمذی و سنن ابن ماجه.

 کسيکه براي دفع بلا چيزي بر خود بندد، خداوند او را بحال خود رها مي کند (خداوند متعال از وي بيزار مي کند).

از ابن مسعود رضي الله عنه روايت شده است که بر زنش وارد شد ديد چيز گره خورده اي را بر گردن دارد، فوراً آنرا کشيد و پاره اش کرد و گفت: خانوادهء عبد الله نيازي ندارند که براي خدا شريکي قايل شوند که خداوند جل جلاله هيچ دليلي بر حقانيت آن قرار نداده است.

سپس عبد الله گفت: از پيامبر صلي الله عليه وسلم شنيدم که فرمودند:

« إِنَّ الرُّقَى وَالتَّمَائِمَ وَالتِّوَلَةَ شِرْكٌ ». ابوداود کتاب الطب باب تعليق التمائم

همانا افسون، تعويذ و عمليات حب، شرک است.

از عبد الله پرسيدند: اي ابا عبد الرحمن! رقي و تمائم را مي شناسيم، ولي توله چيست؟

وي گفت: چيزيست که زنها آنرا انجام مي دهند تا نزد شوهرانشان محبوبتر شوند و اينکار نوعي از انواع جادو مي باشد.

علماء فرموده اند: رقي که از آن نهي شده است، آنست که بزبان عربي نباشد، و معناي آن مفهوم نشود که در اينصورت احتمال جادو و کفر در آن وجود دارد، اما اگر معني آن مفهوم و روشن باشد، و اسم الله در آن ذکر شده باشد، جادو نيست، بلکه در اينصورت مستحب و حالت دعا و تمنا را از خداوند دارد و از افسون که بعنوان علاج و دواي مشکل بکار مي رود، خارج مي شود.

معمولاً افسونهاي دوران جاهليت با جادو، شرک و طلسم آميخته بودند و معناي آنها مفهوم و مشخص نبود.

از ابن مسعود رضي الله عنه روايت شده که زنش را از خواندن افسونهاي جاهليت منع نمود. وقتيکه زنش به او گفت: من روزي از منزل خارج شدم، همينکه فلان مرد مرا ديد، چشمانم ناراحت گرديده و آب از آنها جاري شد، (منظورش اين بود که در اثر اصابت چشم بد آنمرد، ناراحت شده) وقتي افسون را مي خواندم آب چشمم خشک مي شد، و وقتي آنرا قطع مي کردم، مجدداً آب از آنها جاري مي گرديد.

ابن مسعود رضي الله عنه برايش گفت: اين شيطان بوده که هرگاه از او پيروي مي کردي، تو را ترک مي کرد، و اگر مخالفتش مي نمودي، انگشتش را به چشمانت فرو مي کرد. اما اگر بجاي اين افسون عملي را انجام ميدادي که رسول الله صلي الله عليه وسلم  مي نمودند، برايت خيلي بهتر بود و زودتر شفاء مي يافتي. به اينصورت که آب را به چشمت ميپاشيدي و اين دعاء را مي خواندي:

اللَّهُمَّ رَبَّ النَّاسِ أَذْهِبْ الْبَاسَ اشْفِهِ وَأَنْتَ الشَّافِي لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ شِفَاءً لَا يُغَادِرُ سَقَمًا. صحيح بخاري 5743

اي پروردگار عالم، ناراحتي را از بين ببر، شفا ده شفا دهنده تويي، هيچ شفاء نيست جز شفاي تو، شفا اي ده که هيچ ناراحتي بعد از آن باقي نماند.

شيخ ابن باز رحمه الله مي فرمايد که: رسول الله صلي الله عليه وسلم  اصحابشان را به دعاي مذکور دم مي کردند.

خوانندگان گرامي، الحمد لله معالجهء شرعي اين امراض موجود بوده، ليکن متأسفانه اکثر مردم ما از آن بي خبر اند.

مسلمانهاي عام بر اين معتقد اند که جادو و چشم بد بالاي انسان تأثير مي کند، مگر فرقهء جهميه و فرقهء معتزله مخالف اين امر (قرآن و سنت محمدي صلي الله عليه وسلم) مي باشند.

در قرآن مجيد، بخاري، مسلم، وکتب ديگري آثار و تأثير جادو و چشم بد به صراحت بيان گريده است و طبعاً اين کار آنها اشتباه است. بياييد به يک حقيقيت عظيم مراجعه کنيم.

 

منبع:                                معالجهء مسنون سحر و چشم بد

نوشته:                              ابو عبد الله احمد شاه حسيني افغاني

تحقيق:                             فرهاد عظيمي

بازبینی و ویرایش:              وبسایت اصلاح نت (http://islahnet.com/)

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

معالجۀ مسنون ‏سحر و چشم بد – 7

معالجهء مسنون جادو   معالجهء جادو بر دو نوع است: قسم اول آن قبل از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *