خانه / فرهنگ و جامعه / فکر و دعوت / مفهوم و لزوم دگرپذیری

مفهوم و لزوم دگرپذیری

گفت و گو با دکتر عبدالرحمن پیرانی

  • یکی از ویژگی‎های جهانی که در آن زندگی می‎کنیم گونه‎گونی و تفاوت‎های فراوان است، چیزی که از آن در زبان دینی به «سنت‎اختلاف» تعبیر می‎شود. تلقی شما از سنت اختلاف چیست؟

 ‌ اختلاف و تفاوت، از سنت‎های انکارناپذیر خداوند متعال است، به همین خاطر انسان‎ها به لحاظ رنگ، شکل، استعدادها و توانایی‎های‌جسمی و عقلی   متفاوت‎اند، قرآن کریم در مورد اختلاف به عنوان قانونی در هستی می‎فرماید:«وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ»{ الروم آیه ۲۲} ؛ «و از نشانه‎های او آفرینش آسمان‎ها و زمین و اختلاف زبان‎های شما و رنگ‎های شماست قطعاً در این ( امر نیز) برای دانشوران نشانه‎هایی است.»

بنابراین ضرورت دارد به این تفاوت‎ها و اختلاف‎ها، نگاه انسانی و کونی و الهی داشته باشیم، و آن‎ها را وسیله‌ی رشد و تعالی قرار دهیم.

یکسان‎سازی تفاوت‎ها نه ممکن است و نه مطلوب، و ما در قبال این تفاوت‎ها با دو تکلیف مواجه می‎شویم:نخست: احترام و به رسمیت شناختن حقوق انسانی دیگران، و برخورداری آنها از حقوق و آزادی‎های شهروندی، صرف‌نظر از دین، مذهب، ملیَّت و غیره.

دوم: برقراری و تعمیق روابط اجتماعی و سیاسی و فرهنگی با دیگران، و بیان دیدگاه‎ها و نظرات خویش به‌دور از اکراه و تهدید و تخریب وهمراه با حفظ هم‎زیستی مسالمت‎آمیز، زیرا حفظ جامعه‎ی متعدد و متکثر از گزند بحران‎ها، مرهون و برخورداری از حقوق و انجام وظایف شهروندی است.

  • دگرپذیری چه اقتضائات و لوازمی دارد؟ به عبارت دیگر ما با دیگران چگونه رفتار کنیم، تا دگرپذیر باشیم؟

لازمه‎ی دگرپذیری فراهم کردن آمادگی‎های روحی و روانی، اجتماعی و اخلاقی برای بنا و تقویت روابطی سازنده و مستمر، بر اساس شناخت دیگری از طریق فهم و شناخت درست و منصفانه و به دور‌از تعصب، خود حق‎انگاری مطلق، دگماتیسم، بدبینی و پیش‎داوری است، تا امکان درک و شناخت متقابل از یکدیگر فراهم گردد و تفاوت و تمایز وسیله‎ای برای رقابت سالم و هم‎افزایی، و نه عداوت و دشمنی و خشونت باشد.

در واقع دگرپذیری تعامل با حقیقت اختلاف و تفاوت‎ها بر اساس اندیشه‎ی متمدّنانه‎ای است که در آن حذف و طرد و به حاشیه راندن  و تحقیر دیگری جایگاهی ندارد و تنها گفتگوی برابر وسیله‎ی انتقال دیدگاه‌ها، افکار و مواضع است.

  • میان تعابیر تحمل و مدارا و تسامح و نیز دگرپذیری، چه تفاوتی است؟ آیا همه دلالت بر معنایی واحد می‎کنند؟

این واژه‎ها گرچه هر کدام دلالت‎های خاص خود را نیز دارند، اما مشترکاً بر معانی‎ای همچون: برتافتن، بردباری، شکیبایی، چشم‎پوشی، آسان گرفتن و نرمی به خرج دادن دلالت می‎کنند، که از مصادیق دگرپذیری است، بنابراین زمانی که هر کدام از این واژه‎ها در این سیاق قرار بگیرند، به معنای دگرپذیری است.

  • ضرورت التزام به مدارا و دگرپذیری، از کجا ناشی می‎شود؟ آیا از ناتوانی ما نشأت می‎گیرد؟ آیا دگرپذیری از سرِ ناچاری است؟

در واقع ضرورت التزام به مدارا و دگرپذیری از وجود سنت و قانون الهی تعدد و اختلاف در هستی به ویژه جامعه انسانی ناشی می‎شود، چرا که انسان‎ها نسخه‎ی واحدی نیستند و بر این اساس، تنوّع برتمایز و دارا بودن ویژگی‎های خاص بنا شده است.

دگرپذیری نشان از واقع‎بینی و به رسمیت شناخت تفاوت‎ها و برتافتن دیگریِ متفاوت با ما دارد و منطبق با سنت الهی و سیر تاریخ بشریت است ونشانه‎ی ناتوانی و ناچاری نیست.

  • در تعابیری چون دگرپذیری و مدارا، همیشه از نوعی تعامل با «دیگری» حرف زده می‎شود. سؤال اینجاست آیا در تعریف «دیگری» حد و مرزی هست؟ مثلاً آیا با کسانی که مروّج دگرناپذیری و نارواداری هستند هم می‎شود دگرپذیر و روادار بود؟

زمانی که پیروان سایر ادیان همدیگر را نفی می‎کردند و غیر خود را نمی‎پذیرفتند، آنچنان که قرآن کریم می‎فرماید:«وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ  فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ »{بقره آیه۱۱۳} «یهودیان گفتند: مسیحیان بر چیزی نیستند و مسیحیان (نیز) گفتند: یهودیان بر چیزی نیستند در حالی که آنان کتاب (آسمانی) را می‎خوانند همچنین کسانی که نمی‎دانند (سخنی) همانند آنان گفتند. پس الله روز قیامت، در آنچه که در آن اختلاف داشتند میان آنان داوری می‎کند» فرمان دگرپذیری به عنوان هدیه‎ای الهی و ارزشمند خطاب به مؤمنان صادر شد:« قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»{بقره‎آیه۱۳۶} ؛«بگو به خداوند و آنچه بر ما و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل شده و آنچه به موسی و عیسی و آنچه به پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده، ایمان آورده‎ایم، و بین هیچ یک از آنان فرق نمی‎گذاریم و ما فرمانبردار او هستیم.»

بنابراین دگرپذیری یک وصف و یک وظیفه برای انسان‎ها و به ویژه مسلمانان است. اگرچه صاحبان ذهنیت‎های دشمن‎پرور و فرهنگ‎های دگرناپذیر بر این ظن و گمان بوده‎اند که حذف دیگران و یا نادیده گرفتن حقوق ومنافع آن‎ها و به حاشیه راندنشان ضامن مصالح و منافع آن‎ها خواهد بود، اما تجربه تاریخی به ما می‎آموزد که غالباً نادیده گرفتن و تضییع حقوق و به حاشیه راندن دیگران نه تنها حافظ مصالح افراد و مجموعه‎های دگرناپذیر نبوده، بلکه همگی را در دایره‎ی دشمنی و خشونتی لاینقطع قرار‌داده که نهایت آن نابودی ویا تضعیف همه‎ی اطراف قضیه بوده است.

  • تعبیر«پذیرش» دیگری نیاز به تبیین بیشتردارد. خصوصاً وقتی ازتعابیردیگری نظیر تحمل و مدارا استفاده کنیم ممکن است پذیرش دیگری بیشترجنبه سلبی داشته باشد. به این معنا که مانعش نمی‎شویم و درپی طرد و حذف او بر نمی‎آییم، اما می‎شود‎ از تعبیر«پذیرش» معنایی ایجابی‎تر هم برداشت کرد. اینکه دیگری نیز باید فرصت برابر با ما داشته باشد. دیگری هم حق دارد آیین و مرام خود را تبلیغ کند. دیگری در بهره‎مندی از حقوق و مزایای اجتماعی و سیاسی، برابر با من است. در تلقی شما از دگرپذیری و مدارا، کدامیک از این دو معناست؟

تلقی بنده این است که تعابیری نظیر دگرپذیری، تحمل و مدارا هم ناظر بر عدم طرد و به حاشیه راندن دیگری است، و هم ناظر بر این است که دیگری حق دارد، وضع ویژه‎ی خود را حفظ کند و در انجام فعایت‎های دینی، مذهبی، فکری و سیاسی خویش در چارچوب حقوق و آزادی‎های عمومی به شکلی برابر و متعادل عمل کند و هیچ کس حق ندارد حقوق و آزادی های دیگران را به بهانه‎ی متفاوت بودن، سلب کرده و یا در آن اخلال ایجاد کند.

  • به نظر می‎رسد برای پذیرفتن دیگری، ضرورتی ندارد باور کنیم که عقاید او نیز بر حق‎اند و دیگری از جهت حقانیت معرفتی با من برابر است. همین کافی است که بپذیریم او باید از حقوق و فرصت‎های برابر با من بهره‎مند باشد. اما سؤال دیگر این است که آیا دگرپذیری به این معناست که ما از جهت عاطفی و ارتباطی نیز، با همگان یکسان رفتار کنیم؟

بله همینطور است، دگرپذیری نه به معنای تحمیل یک شیوه‎ی واحد از اندیشه و معرفت و سلوک است و نه به معنای تنازل از باورها و مبادی و اصول خویش می‎باشد، بلکه لازم است، دیگری نیز از حقوق و آزادی‎ها و فرصت‎های برابر بهره‎مند شود.

اما اینکه از جهت عاطفی ایجاد روابط با همه یکسان رفتار کنیم، غیر ممکن است و اصولاً انسان، برخی افراد را قلباً و برخی را عقلاً دوست دارد. دوست داشتن عاطفی و برقراری روابط، برآیند مجموعه‎ای از عوامل و اسباب و مقتضیات است. انسان‎ها مشترکاتی دارند، نظیر اشتراک در انسانیت، دین، مذهب، ملیت، قومیت، قبیله، خانواده و غیره، هر چه میزان این مشترکات افزون شود، طبیعی است که نزدیکی هم بیشتر می‎شود.

  • ممکن است اشکال کنند دگرپذیری با وجود تشکیلات و شرایط عضوگیری و حرکت حزبی سازگار نیست و اگر شما دیگران را می‎پذیرید نمی‎توانید تنها افرادی را که حایز شرایط خاصی هستند، به عضویت در‎آوردید. چه پاسخی به این اشکال می‎توان داد؟

نخست ضرورت دارد تبیینی در مورد مفهوم تخصص و دگرپذیری صورت پذیرد. دگرپذیری به این معنا نیست که هر انسانی را بدون قید و شرط، در هر جایگاهی و برای هر مسؤولیتی بپذیریم. از آنجا که نهادها، شرکت‎ها، سازمان‎ها، احزاب و تشکل‎ها هر کدام برای خود اهدافی را دنبال می‎کنند، بسیار طبیعی است که تنها افرادی را به عضویت خود درآورند که حایز توانمندی‎ها، ویژگی‎‎ها و شرایط خاص مورد نظر خود در راستای تحقق اهدافشان باشند، و این امر هیچ منافاتی با دگرپذیری ندارد، بلکه لازمه اقامه‎ی عدل، قرار دادن هر کسی در جایگاه شایسته‎ی اوست.

قابل ذکر است بسیاری از احزاب و تشکل‎ها، شرط پذیرش را قبول اساسنامه و مرامنامه خود قرار داده‎اند، که افراد با پذیرش آن می‎توانند به عضویت دست یابند. البته ضرورت دارد احزاب و تشکل‎ها، هم از تعصب حزبی پرهیز کنند و هم در راستای نشر فرهنگ دگرپذیری ورواداری بکوشند.

  • آیا جریان‎ها و طیف‎هایی که در موضع اقلیت و ضعف و محرومیت از قدرت سیاسی هستند، به دلیل این اقلیت‎بودگی است که از دگرپذیری حرف می‎زنند، یا دگرپذیری، سیاست راهبُردی و ماندگار آنهاست که اگر در موضع قدرت و بر مسند مدیریت هم بودند، به لوازم آن پایبند خواهند بود؟ به تعبیر دیگر، آیا تأکید بر دگرپذیری به دلیل شرایط ویژه‎ی خود آنهاست، یا برآمده از نگاهی است که به آن قناعت فکری و استراتژیک پیدا کرده‎اند؟

بدون تردید جریانات و طیف‎ها، چه آن‎هایی که در اقلیت و محروم از قدرت سیاسی هستند، و چه آنهایی که اکثریت و در مسند قدرت هستند، نگاه واحدی به دگرپذیری ندارند، و برخی از آن‎ها دگرپذیری را به عنوان یک استراتژی ماندگار برای خود بر‎نگزیده‎اند.

بر‎اساس آموزه‎‎های دین مبین اسلام و نیز اصول دموکراسی ضرورت دارد تمامی تشکل‎ها و جریان‎‎ها مسأله‎ی تنوع و اختلاف را به عنوان یک ارزش، و دگرپذیری را به عنوان یک اصل و استراتژی ماندگار تلقی نمایند. اصولاً نشانه‎ی سلامت یک جریان و تشکل، این است که تنوع را به عنوان یک ارزش بپذیرد.

متأسفانه برخی از جمعیت‎ها و جریان‎ها به دلیل عدم توجه به قانون تنوع و اختلاف، دچار آسیب‎های فراوان شده‎اند، و هزینه‎های سنگینی را بر جوامع خود نیز تحمیل کرده‎اند.

نادیده گرفتن حقوق دیگران و یا حذف آنان، آسیب‎های جبران‎ناپذیری بر جوامع انسانی وارد ساخته است.

لازم به ذکر است که جماعت دعوت و اصلاح از بدو شکل‎گیری،با لحاظ کردن تنوع جامعه ایرانی، تلاش کرده است از تنوع‎های موجود، پلی به سوی تعاون و همیاری و هم‎پذیری بزند، و دگرپذیری را به عنوان یک استراتژی برخاسته از اصول و باورهای خود برگزیده است و به حول و قوه‎ی الهی در هر وضعیت و شرایطی به آن پایبند خواهد ماند.

به نظر می‎رسد وقتی از دگرپذیری حرف می‎زنیم عمدتاً خطاب‎مان نهادهای قدرت و بازیگران عرصه‎ی سیاست است. گویا بیشتر از نهاد حاکمیت مطالبه می‎کنیم که با انواع طیف‎های اجتماعی، ارتباطی برابر برقرار کند.

  • آیا ظرفیت‎سازی‎های فرهنگی لازم برای دگرپذیری فراهم هست؟ دگرپذیری تا چه حد در لایه‎های اجتماعی نهادینه شده و به عنوان یک فرهنگ ارزشمند، پذیرفته شده است؟

بدون تردید نهادهای قدرت و بازیگران عرصه‎ی سیاست، بیشترین نقش را در رابطه با دگرپذیری بر عهده دارند،زیرا گوهر دگرپذیری فراهم کردن برخورداری شهروندان از حقوق  و‎آزادی‎های برابر است، و در این زمینه بیشترین مسؤولیت متوجه نهادهای حکومتی است.

و در عصر حاظر، تحقق همبستگی و وفاق ملی معطوف به تحقق حقوق شهروندی است. متأسفانه علی‎رغم اهمیت و ضرورت فراهم کردن زمینه‎های فرهنگ دگرپذیری در لایه‏های مختلف اجتماعی، آنگونه که باید و شاید ظرفیت‎سازی صورت نگرفته است، به همین خاطر جا دارد نهادها، احزاب، تشکل‎ها، جریانات و شخصیت‎ها مجدّانه در تعمیق بیش از پیش رواداری، تسامح و دگرپذیری، تلاش نمایند.

  • به نظرتان چه عواملی به تقویت فرهنگ دگرپذیری در سطح جامعه کمک می‎کند؟

از جمله عواملی که به تقویت فرهنگ دگرپذیری کمک کند، می‎توان به موارد ذیل اشاره کرد:

_  بالا بردن سطح آگاهی شهروندان به نسبت حقیقت تنوع و اختلاف، و تبیین جایگاه آن به عنوان یک ارزش لازم برای رشد و تعالی جامعه از طریق وسایل ارتباط جمعی.

_  بالا بردن درک و فهم شهروندان از مشترکات در مقایسه با موارد اختلاف.

_  مدیریت اختلاف و تنوع از جانب همه‎ی نهادهای حکومتی، احزاب، جریانات، شخصیت‎ها و مراجع تأثیر‎گذار در چارچوب قوانین و آزادی‎های عمومی و حقوق شهروندی، و حفظ و تقویت وحدت و وفاق ملی.

_  نهادینه کردن فرهنگ اختلاف و دگرپذیری از طریق نظام‎های آموزشی کشور.

_  ایجاد بستر مناسب برای گفتگوی برابر و احترام متقابل.

_  وضع قوانینی به منظور جرم‎انگاری اهانت به مقدسات دیگران.

_  اجتناب از تحقیر و نشر فرهنگ نفرت و کینه و دشمنی نسبت به دیگران.

بدیهی است که استقرار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جز با مبارزه با فرهنگ خشنونت و تعصب، تفرقه و دشمنی، تشدد و استبداد و حاکم نمودن ارزش‎های آزادی، مسؤولیت‎پذیری، کرامت ذاتی انسان، حقوق بشر و وفاق و هم‎افزایی میسر نمی‎شود.

می‎دانیم که قرائت‎های دگرستیزانه و افراط‎آمیزی از دین شکل گرفته و می‎گیرد،‎ غفلت و بی‎توجهی به چه مواردی، سبب‎ساز چنین قرائت‎هایی است؟

وجود قرائت‎ها و برداشت‎هایی متفاوت از متون دینی امری بسیار طبیعی است، اما نادیده گرفتن و غفلت از پاره‎ای امور موجب شکل‎گیری نگاهی افراطی و دگرستیزانه می‎شود، که ذیلاً به برخی از این عوامل و اسباب اشاره می‎شود:

_ تعامل  گزینشی و عدم نگاه همه جانبه به نصوص و متون دینی و لحاظ نکردن مقاصد اصلی شریعت.

_  تفسیر نادرست متون دینی تحت تأثیر اوضاع نا‎به‎سامان و باورهای نا‎به‎هنجار حاکم بر فرد و جامعه.

_ تفسیر و تحلیل متون دینی تحت تأثیر پیش‎فرض‎ها و پیش‎داوری‎های حاکم بر ذهن افراد.

_ تفسیر متعصبانه، جانب‎دارانه و دگرستیزانه از متون دینی، غافل از اینکه اصل رسالت دین بر زدودن ریشه‎های عداوت و دشمنی و تحقق مودت و محبت و اقامه‎ی قسط و عدل میان مسلمانان و غیر مسلمانان بنا شده است، همانگونه که قرآن می‎فرماید:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ  وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ  إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» {مائده آیه۸}؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید!همواره برای الله قیام کنید و به عدالت گواهی دهید، دشمنی با گروهی شما را بر آن ندارد که عدالت نکنید؛ عدالت کنید که به پرهیزگاری نزدیک‌تر است و از الله بترسید، همانا الله به آنچه می‌کنید؛آگاه است»

«عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً  وَاللَّهُ قَدِيرٌ  وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»{الممتحنه آیه ۷}؛ «امید است که الله میان شما و کسانی از مشرکین که با آن‎ها دشمنی داشته‎اید پیوند دوستی و محبت برقرار کند، و الله تواناست، و الله آمرزنده‎ی مهربان است»

چنانکه  هویداست در حالی که خداوند عزوجل پیامبران را مأمور تبلیغ رسالت خود کرده است، اما آنها را از اعمال هرگونه اکراه در پذیرش دین بازداشته، و مشیتش بر اکراه در ایمان تعلق نگرفته است، بلکه اختلاف و تنوع را وسیله‎ای برای تعارف و تمایز و سبقت در انجام کارهای خیر و نوآوری قرار داده است، همانگونه که می‎فرماید:« وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا  أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»{یونس آیه ۹۹}؛ «و اگر پروردگار تو می‎خواست، مسلماً تمام کسانی‎که در روی زمین هستند، همگی ایمان می‎آوردند، آیا تو می‎خواهی مردم را مجبور کنی تا که ایمان بیاورند؟!» و یا می‎فرماید:« وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ* إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ…»{هود آیه ۱۱۸-۱۱۹}؛ «و اگر پروردگارت می‎خواست، همه مردم را یک امت قرار می‎داد، ولی آن‎ها همواره مختلف‎اند؛ مگر کسی‎که پرورگارت بر او رحم کند،و برای همین آن‎ها افریده است.»

علی‎رغم وضوع این آیات و امثال آنها، افراد و گروه‎هایی وجود دارند که برای تحمیل باورها و قناعت‎های خویش، بر إعمال اکراه و خشونت علیه دیگران به بهانه‎ی تبلیغ دین و اجرای احکام الهی اصرار می‎ورزند.

  • مهم‎ترین دلالت‎ها و تعالیم دینی که می‎توانند پشتوانه‎ی نظری دگرپذیری به شمار آیند کدامند؟

می‎توان از مهم‎ترین پشتوانه‎های فکری دگرپذیری موارد زیر را بر‎شمرد:

_ به رسمیت شناختن تنوع و اختلاف به عنوان سنت و قانون الهی حاکم بر هستی.

_ تأکید بر وحدت منشأ و اصل خلقت همه‎ی انسان‎ها و اعتراف به کرامت ذاتی  آنها و حقوق و‎آزادی‎هایشان.

-تأکید دین بر اقامه قسط و عدل و دوری از ظلم و ستمگری.

_ تأکید اسلام بر تعارف و تعاون و نشر  محبت و مودت و صلح و دوستی و دوری از دشمنی و نزاغ و تفرقه.

_ تأکید اسلام بر قانون «تدافع» حتی در مقابل دشمنان به جای صراع و کشمکش، به منظور ایجاد تعادل و توازن(زیرا تدافع برخلاف صراع  به معنای بازداشتن متجاوز و او را سر جای خود نشاندن است، اما «صراع» زمین زدن و حذف طرف مقابل است).

_ تأکید اسلام بر قاعده‎ی «لَهُم مَا لَنَا، وعَلَیهِم مَا عَلَینَا»مستنبط از اولین میثاق و قانون اساسی مدینه‎النبی(ص) که دلالت دارد بر اینکه در جامعه اسلامی، مسلمانان و غیر مسلمانان امتیازات و وظایف مساوی دارند.

_ تأکید اسلام برصبر و شکیبایی و رواداری و عفو و گذشت و اجتناب از آزار و اذیت و اهانت دیگران.

  • در مشی و منش پیامبر اکرم (ص)، چه خطوط چشمگیری را می‎شودنشان داد که تعلیم‎گر دگرپذیری است؟

در سنت و سیره پیامبراسلام(ص) و خلفای‌راشدین(رض) آموزه‎های گران‎سنگی در زمینه‎ی دگرپذیری وجود دارد که برای مسلمانان هدایت‎گر است،از جمله:

_ پیامبر اسلام(ص) به محض ورود به مدینه به تدوین میثاقی به مثابه قانون اساسی و قراردادی اجتماعی میان مسلمانان و قوم یهود و هم‎پیمانانشان از مشرکین پرداخت و در آن تمام قبایل یهود را بر‎شمرد: «وإن یهود أمه مع المؤمنین،للیهود دینهم وللمسلمین دینهم،وبینهم النصح والنصیحه والبر دون الإثم». همانا یهودیان با مسلمانان یک ملت را تشکیل می‎دهند، یهودی‎ها و مسلمانان هر کدام دین خود را حفظ می‎کنند، و‎هیچ کسی به روی‎گردانی از عقیده خویش وادار نخواهد شد، و‎روابط‎شان بر اساس نُصح و خیرخواهی و نیکی برای یکدیگر و نه گناه و معصیت استوار خواهد بود.

این قرارداد اجتماعی، حقوق و آزادی‎های برابر ساکنان مدینه؛ مسلمانان، یهودی‎ها و مشرکان را به رسمیت شناخت.

_ پیامبر خدا(ص) در فتح مکه که آن‎زمان مرکز شرک و بت‎پرستی و دشمنی و جنگ با مسلمانان بود، بجای هر گونه انتقام‎گیری و مجازات، فرمان عفو عمومی را صادر کرد و فرمود: «اذهَبُوا فَأَنتُمُ الطُّلَقَاءُ»بروید که شما آزادید.

_ تأکید پیامبر(ص) بر وجوب رعایت حقوق اقلیت‎ها و اجتناب از هر گونه آزار و اذیت و ظلم در حق آنان، تا آنجا که فرمود: «أَیَا مَن ظَلَمَ مُعَاهَدًا أَوِ انتَقَصَهُ أَو کَلَّفَهُ فَوقَ طَاقَتِهِ، أشو أَخَذَ مِنهُ شَیئًا بِغشیرِ طِیبِ نَفسٍ، فَأَنَا حَجِیجُهُ یَومَ القِیَامَهِ» یعنی :کسی که به مُعاهِد(اقلیت دینی که در جامعه‎ی اسلامی زندگی می‎کند) ظلم کند، یا از حق او بکاهد، یا بیش از توانش از او کار بکشد، یا چیزی را بدون رضایت، از او بگیرد، من در روز قیامت خصم او خواهم بود.

_ صدور فرمان حکومتی از جانب عمر بن الخطاب(رض) مبنی بر پرداخت زکات به پیرمرد یهودی نابینا که در شهر گدایی می‎کرد و تعمیم آن به همه فقرای اهل کتاب، همانگونه که در کتاب «الخراج» قاضی ابویوسف آمده است.

  • چند آموزه‎ی دینی هستند که دستاویز دگرستیزان قرار گرفته‎اند: وجوب امر به معروف و نهی از منکر، جهاد برای اعلای کلمه‎الله، رسالت الهیِ اصلاح زمین و قلع فساد، گمراهی و هوی و هوس‎زدگی اکثر انسان‎ها، توصیه‎ی دین به عدم تبعیت از اکثر انسان‎ها و…. چگونه می‎شود‎این آموزه‎ها را با لوازم دگرپذیری سازگار دانست؟

این آموزه‎ها با لوازم دگرپذیری ناسازگار نیستند؛ امر به معروف و نهی از منکر در اسلام در واقع ادامه‎ی راه انبیاست و اساس و گوهر آن خیرخواهی برای انسان است. زیرا معروف، همه‎ی خوبی‎ها و نیکی‎ها و هر آنچه در صلاح انسان است، را در بر می‎گیرد، کما اینکه منکر، شامل همه‎ی بدی‎ها، پلشتی‎ها و فسادها می‎شود.

بر اساس آموزه‎های دینی، مسؤولیت انسان مسلمان هم به نسبت خود و هم نسبت جامعه و دیگران، مبتنی خیرخواهی و تلاش در راستای نشر و گسترش دایره‎ی خوبی‎ها و نیکی‎ها و مبارزه با بدی‎ها و زشتی‎هاست، زیرا همان گونه که شر، بدی، ظلم و فساد مروّجانی دارد، طبیعی است که لازم است خیر، عدالت و صلاح و نیکی نیز یاوران و مبلغانی داشته باشد، همانگونه که خداوند متعال می‎فرماید: « وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ  وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»{آل‎عمران آیه ۱۰۴}؛«و باید از میان شما گروهی{مردم را} به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتی بازدارند و آنان همان رستگارانند»

از آنجا که در اسلام، عمل صالح تنها زمانی مورد قبول خداوند واقع می‎شود که آگاهانه، مخلصانه و برخاسته از قناعت قلبی و در چارچوب قواعد شرع انجام گیرد، پس امر به معروف و نهی از منکر، تحمیل عقیده و باورها بر دیگران نیست و با لوازم دگرپذیری تعارضی ندارد.

مشروعیت جهاد به مفهوم جنگ در راه خدا، نیز برای تحمیل عقیده و اکراه در دین و یکسان‎سازی باورها و‎قناعت‎ها و تعلقات و تجاوز به حقوق دیگران نیست، بلکه برای دفاع از دین، آزادی، عدالت، سرزمین، ثروت و استقلال ملت‎هاست.

زمانی که سرزمین مسلمانان مورد تجاوز قرار بگیرد، طبیعی است در آن صورت دفاع، امری مشروع و واجب است، همان‎گونه که خداوند می‎فرماید:« وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا  إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»

{البقره آیه ۱۹۰}؛ «و در راه خدا با کسانی که با شما می‎جنگند بجنگید ولی از اندازه در‎نگذرید زیرا خداوند تجاوز کاران را دوست نمی‎دارد.»

به لحاظ تاریخی، تمامی تمدن‎ها و ملت‎های قدیم و جدید بقایشان در گرو قدرتی بوده که آنها را حفظ کند.

بر اساس آموزه‎های دین مبین اسلام، اصل بر صلح و آشتی و زندگی مسالمت‎آمیز است و جنگ یک ضرورت استثنایی است، به فرموده خداوند:«فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا»{النسا آیه ۹۰}؛ «پس اگر از شما کناره‎گیری کردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند{دیگر} خدا برای شما راهی {برای تجاوز} برآنان قرار نداده است.»

با یک بررسی دقیق و همه جانبه در غزوات پیامبر(ص) می‎توان گفت که تمامی آنها یا جنبه‎ی دفاعی داشته و یا یک اقدام پیشگیرانه‎ی تاکتیکی، برای جلوگیری از حمله دشمنان به مسلمانان بوده است.

خلاصه کلام اینکه مفهوم جهاد بسیار گسترده است و شامل هر تلاشی فکری، اجتماعی، فرهنگی، تربیتی، اقتصادی، سیاسی و نظامی می‎شودو از ضروریات حیات و زندگی است و در تعارض با دگرپذیری نیست.

  • اگر بخواهیم به شکل کاربردی و مصداقی، از ویژگی‎های ملموس و قابل اشاره‎ی یک شهروند دگرپذیر حرف بزنیم، چه نشانه‎های بارزی می‎توان برشمرد؟

یک شهروند دگرپذیر این ویژگی‎ها را دارا است:

_ نگاهی درست به تنوع‎ها و تفاوت‎ها به عنوان یک ارزش و فرصت برای رقابتی سالم و رشد و بالندگی.

_ قبول زندگی و معاشرت با دیگران در یک جامعه‎ی متنوع و متکثر و تلاش برای تعاون، هم‎یاری و هم‎پذیری.

_ آشنایی با حقوق و وظایف خود و انجام آن‎ها و مراعات حقوق و حدود دیگران.

_ احترام به عقاید و باورها و افکار دیگران و مراعات انصاف و عدل و قسط در تعامل با آنها.

_ پرهیز از پیش‎داوری و آزار و اذیت و اهانت به مقدسات دیگران و دوری از نشر فرهنگ دشمنی و خصومت در جامعه.

_ داشتن احساس مسؤولیت نسبت به سرنوشت خود و دیگران و آینده‎ی کشور و مشارکت مؤثر و مفید در فعالیت‎های عمومی برای بهبود اوضاع.

 

 منبع: دگرپذیری، چرایی و چیستی

درباره ی اصلاح نت

همچنین ببینید

فتنهء سلاح برای حرکت اسلامی – 3‏

باید آماده سازی سالم و ریشه ای باشد: بدیهی است که در اسلام کیفیت بر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *