پاسخ به شبهات

مناظرۀ امام شافعی رحمه الله با يكى از منكرين حديث (1)

مناظرۀ امام شافعی رحمه الله با يكى از منكرين حديث

قسمت اول
امام شافعي رحمه الله قديمی ترين شخصيت علمي است كه بحث هاىي پیرامون حجیت حدیث ونقد دیگاههای منحرف درین مسأله، از او بجا مانده است.
امام شافعی رحمه الله می‌فرماید: یکی از کسانی که معتقد به نپذیرفتن روایات است، خطاب به من گفت: تو خود، عرب هستی قرآن نیز به زبان عربی نازل شده و یقیناً نسبت به قرآن از من آگاهتری. در قرآن فرائضی وجود دارد که اگر کسی در مورد یکی از آن‌ها به جهت التباس شک نماید، از وی درخواست توبه می‌نمایی؛ اگر توبه کرد، او را می‌بخشی و گرنه، حکم قتلش را صادر می‌کنی، حالا الله تعالی در مورد قرآن کریم می‌گوید: ﴿تِبۡيَٰنٗا لِّكُلِّ شَيۡءٖ﴾ [النحل: 89] یعنی: «قرآن، توضیح دهنده و بیانگر هر چیزی است».
پس چگونه برای تو و دیگران جائز شد تا در مورد اموری که خداوند فرض نموده است، گاهی بگویید: این امر عام است، وگاهی بگوئید: این امر خاص خاص است، باری بگویید: امر در این برای فرضیت است، بار دیگری: امر درین برای مطلق ارشاد ورهنمائی است والزام امری را در نظر ندارد، واگر بخواهید میگوئید: امر اباحه (وبرای بیان مباح بودن) است.


و در اغلب، مواردی که این احکام متفاوت را صادر میکنید، استنادتان به یک یا دو یا سه روایتی میباشد که با سه واسطه از رسول‌ خدا صلی الله علیه و سلّم روایت میکنید. و من، شما و هم مسلکان تان را تا کنون بدین سان دیده‌ام که از جمله اساتید خود که در صداقت و حفظ آنها را مقدم و پیشتاز دانسته اید، و یا عام اساتیدی که من و شما مشترک از آنها درس آموخته ایم، هیچ یکی را از سهو و خطا و یا فراموشی در حدیثش، تبرئه نمی‌کنید، بلکه می بینم راجع به اشخاص مختلف آنها میگوئید: «فلانی، در فلان حدیث، این اشتباه را کرده، و فلان دیگر، در فلان حدیث، چنین اشتباه را کرده»، وهمچنان می بینم که اگر کسی، یکی از احادیثی را که شما با آن حکم حلال بودن و یا حرام بودن چیزی را ثابت کرده‌اید، زیر سؤال ببرد و بگوید: پیامبر صلی الله علیه و سلّم چنین نگفته است، ولی شما اشتباه نقل کرده اید، ویا استاد تان اشتباه نموده است، ویا هم بگوید که این دورغ ساخت شما و یا اساتید شما است؛ شما از چنین فردی درخواست توبه نمی کنید و فقط به این سخن اکتفا می کنید که: سخن بدی گفته‌ای؛ آیا جائز است که شنونده بر مبنای اخبار وروایات کسانی که به اعتراف خود شما چنین احتمال سهو و غلط در روایات شان وجود دارد، در میان فرمان هاي قرآني كه ظاهرا همسان هستند، اینگونه تفاوت قائل شود؟ بعید ازینکه شما، اخبارشان را در ردیف قرآن قرار می‌دهید و با استناد به آن، داد و ستد میکنید و حقوقی را واجب و دیگری را ممنوع قرار میدهید!!
امام شافعی می‌گوید: آنچه ما، بر مبناي آن به صدور حکم و فتوا می پردازیم، به چند نوع تقسیم میشوند: یا مبتنی بر علم یقین است، یا بر اساس روایت صادق و راستین است، و یا هم بنابر قیاس مسأله بر حکم ثابت دیگری. البته هرچند با همه‌ی آن‌ها حکم صادر می‌کنیم، ولی مراتب ثبوتی آن‌ها فرق می‌کند، و معیار ثبوتی برخی بالاتر از برخی دیگر است.
گفت: چگونه؟

گفتم: مثلاً من بر اساس هر یکی از اقرار، شاهد و گواه، انکار از سوگند یاد کردن برای مدعای خود، و با سوگند طرف مقابل فیصله میکنم، و اینجا باید توجه داشت که اقرار از گواه قویتر است، و گواه نسبت به انکار از سوگند ویا قسم مدعا علیه قویتر می‌باشد. بنابراین اگرچه ما احکام را بر اساس این اخبار ثابت می‌کنیم، ولی مراتب آن‌ها متفاوت است و به اعتبار قوت با یکدیگر فرق دارند.
منکر حدیث گفت: در صورتیکه شما با وجود اشکالی که راجع به احتمال سهو وخطا در روایات آنها، یاد آور شدم؛ به قبول روایات آنان اقدام میکنید، اگر کسی این اخبار را نپذیرفت، چه دلیلی برایش دارید؟
سپس افزود: از آنجا که در اخبارشان امکان سهو و خطا وجود دارد، من هیچ یک از روايات شان را نمی پذیرم، و نميتوانم چیزی را بپذیرم مگر اینکه از لحاظ ثبوتی در حدی باشد که بتوانم همانند قرآن مجید که کسی نمیتواند در حرفی از آن شک داشته باشد؛ در موردش گواهی بدهم که حتما از جانب الله تعالی و حکم قطعی صادر کردۀ اوست.
و یا میشود چیز دیگری هم که در حد تواتر و نقل قطعی نیست، قائم مقام آن شود؟
امام شافعی می‌گوید، من در جوابش گفتم: کسی که به زبان قرآن و احکام الهی، علم داشته باشد، علم و آگاهی، او را بر آن می‌دارد تا روايات انسانهای صادق از رسول‌خدا صلی الله علیه و سلّم را، بپذیرد. و آن فرق ها را که رسول الله صلی الله علیه و سلّم نسبت به احكام و فرمان های الهی بیان داشته اند، پذیرا باشد، و خواهد دانست که در صورت عدم دیدار رسول الله صلی الله علیه و سلّم جایگزین او همانا روایات منقول از طریق نقل همگانی، ویا نقل فردی، از ایشان است.
منكر حديث گفت: بله.
گفتم: اگر به آنچه گفته بودی باورمند باشی؛ اینها را که نپذیرفته ای!
گفت: آیا میتوانی مانند این دلیل معتبر دیگری برای قبول احادیث ذکر کنی؟ تا دلیلت بیشتر واضح شود، و حجت بر مخالفت ثبوت مستحكم تری پیدا کند، و دل کسی که از قول خود به قول تو برمیگردد مطمئن تر و راحت تر باشد.
گفتم: اگر در پی راه انصاف بوده باشی؛ درین گفته هایت اشاره هائیست به اینکه به قناعت هائی رسیده ای که بر اساس آن باید از دیدگاه خود رجوع نمائی، وبه این پی برده ای که غفلتت راجع به امور مهم دینی ات که نباید مورد غفلت باشند؛ خیلی طولانی شده است.
گفت: درست، دلائل دیگری بخاطر داشته باشی، بفرما!
گفتم: الله تعالی میفرماید: ﴿هُوَ ٱلَّذِي بَعَثَ فِي ٱلۡأُمِّيِّ‍ۧنَ رَسُولٗا مِّنۡهُمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ﴾ [الجمعة: 2] یعنی: «خدا، ذاتی است که از میان درس‌نخواندگان، پیغمبری را برانگیخته و به سویشان گسیل داشته است تا آیات خدا را برای ایشان بخواند و آنان را پاک بگرداند. او، بدیشان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد».
منکر حدیث گفت: منظور از کتاب در آیه را می‌دانیم که کتاب الله است، اما منظور از حکمت چیست؟
گفتم: منظور از حکمت، سنت رسول‌خدا صلی الله علیه و سلّم است.
گفت: شاید منظور از تعلیم کتاب؛ آموزش عمومی قرآن، و منظور از تعلیم حکمت، آموزش ویژۀ احکام آن باشد!
من گفتم: منظورت، این است که آن چنانکه در شماری از فرائض مانند نماز، زکات، حج و غیره از جانب الله تعالی توضیحات داده اند، بیان نمایند؟ پس چنین میشود که خداوند تعالی شماری از فرائض را به حکم قطعی در قرآن کریم ذکر نموده، و کیفیت آنها را به زبان پیامبرش تشریح داده است؟.
گفت: بدرستی، این احتمال را دارد.
گفتم: اگر اعتقادت، همین باشد، پس مانند آنچه قبلا ذکر گردید، راهی برای دسترسی به آن وجود ندارد؛ جز از طریق احادیث روایت شده از رسول‌خدا صلی الله علیه و سلّم.
گفت: شاید منظور از حکمت، نیز همان کتاب باشد، وتنها برای تأکید تکرار شده است؟.
گفتم: به نظر شما وقتی دو واژه مانند کتاب و حکمت، پشت سر هم ذکر شده باشند، آیا بهتر است که یک چیز قلمداد شوند یا دو چیز؟
گفت: هر دو احتمال می‌رود؟

گفتم: هر احتمالی که واضحتر است، باید مد نظر قرار بگیرد. ضمناً در قرآن کریم دلائلی براى گفتۀ ما وبر خلاف نظر شما وجود دارد.
گفت: کجا؟
گفتم: خدای متعال، می‌فرماید: ﴿وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا٣٤٤﴾ [الأحزاب: 34] یعنی: « آیات خدا و سخنان حکمت انگیز را که در خانه‌هایتان خوانده می‌شود، بخاطر داشته باشید، بی‌گمان خداوند، دقیق و آگاه است».
درین آیت آمده که در خانه‌های شان دو چیز خوانده می‌شد؛ یکی قرآن، دیگری حکمت.
گفت: تلاوت قرآن را می‌پذیرم، اما حکمت، چگونه خوانده می‌شود؟
گفتم: منظور از تلاوت و خواندن، نطق به آن دو است.
گفت: این نسبت به استدلال قبلی، این مطلب را واضحتر میسازد که مراد از حکمت غیر قرآن است، و دو چیزی از هم جدا هستند.
سپس ادامه دادم و گفتم: نکتۀ دیگر اینکه خداوند پیروی پیامبرش را بالای ما فرض گردانیده است.
گفت: کجا؟
گفتم: الله می‌گوید: ﴿فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤۡمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيۡنَهُمۡ ثُمَّ لَا يَجِدُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَرَجٗا مِّمَّا قَضَيۡتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسۡلِيمٗا﴾ [النساء: 65]. یعنی: «اما نه! به پروردگارت سوگند که آن‌ها مؤمن نمی‌شوند تا تو را در اختلافات و درگیریهای خود به داوری نطلبند و سپس ملالی در دل خود از داوری تو نداشته و کاملاً تسلیم ( قضاوت تو) باشند».
همچنین می فرماید: ﴿مَّن يُطِعِ ٱلرَّسُولَ فَقَدۡ أَطَاعَ ٱللَّهَۖ﴾ [النساء: 800]. یعنی: «هرکه از پیغمبر اطاعت کند، در حقیقت از خدا اطاعت کرده است».
و نیز می‌فرماید: ﴿فَلۡيَحۡذَرِ ٱلَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنۡ أَمۡرِهِۦٓ أَن تُصِيبَهُمۡ فِتۡنَةٌ أَوۡ يُصِيبَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ٦٣﴾ [النور: 633]. یعنی: «آنان که با فرمان او مخالفت می‌کنند، باید از این بترسند که بلایی، گریبانگیرشان گردد یا اینکه عذابی دردناک، به آنان برسد».
گفت: با این وصف، پس هیچ احتمالی برتر ازین نیست که منظور از حکمت سنت باشد، و اگر موضوع همچون گفتۀ برخی یاران ما باشد که خداوند، به ما دستور داده تا در برابر حکم رسول‌خدا صلی الله علیه و سلّم تسلیم شویم، و مراد ازین حکم و حکمت فرمان های صادر شده در قرآن نازل کرده اش باشد، کسی که این مطلب شما در خصوص احادیث را نپذیرد هم میشود که تسلیم شده و تابعدار حکم رسول الله صلی الله علیه و سلّم بشمار رود؟.
گفتم: خداوند متعال، پیروی از دستور رسول‌الله صلی الله علیه و سلّم را نیز فرض گردانیده و فرموده است: ﴿وَمَآ ءَاتَىٰكُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰكُمۡ عَنۡهُ فَٱنتَهُواْۚ﴾ [الحشر: 7]. یعنی: «چیزهایی را که پیغمبر (به عنوان حکم خدا و سنت شرعی) به شما داده است، اجرا نمایید و از چیزهایی که شما را از آن باز داشته است، بازآیید».
گفت: آری؛ در دستورات قرآن کاملاً واضح است که باید از دستورات رسول‌الله صلی الله علیه و سلّم اطاعت نمود و از آنچه که بازداشته، باز آمد.
گفتم: آیا فرضیت آن بر ما و گذشتگان و آیندگان، همه یکسان است؟.
گفت: بلی.
گفتم: پس زمانیکه پیروی و تابعداری از فرمان رسول خدا صلی الله علیه و سلّم بر ما فرض باشد، آیا این را هم یقینی درک میکنیم که خداوند وقتی چیزی را بر ما فرض میگرداند، حتما راه رسیدن به آن و فرا گرفتن آن را به ما بيان داشته است؟
گفت: بلی.
گفتم: پس آیا برای خود و همه پیشینیان و آیندگان که دیدار مباشر رسول الله صلی الله علیه و سلّم به آنان میسر نگشته، جز اینکه از اخبار و روایات استفاده کنند، راه دیگری برای ادای این فریضۀ اطاعت از اوامر رسول‌الله صلی الله علیه و سلّم، سراغ داری؟ و يقينا در اینکه راهی برای بدست آوردن آن جز از طریق روایت نباشد، بیانگر آنست که الله تعالی قبول این روایات صادقین را بر ما فرض گردانیده است.
افزودم: این الزام در ناسخ و منسوخ قرآن نيز وارد میگردد، که اگر ما بر روایات حدیثی اعتماد نکنیم، تشخیص داده نمیتوانیم که ناسخ کدام است و منسوخ کدام؟ و اگر کسی عکس کند، و ناسخ را منسوخ و منسوخ را ناسخ قرار بدهد، دلیلی بر او نخواهیم داشت، جز از طریق احادیث روایت شده از رسول الله  صلی الله علیه و سلّم آنگاه امام شافعی، آیاتی ازین قبیل را یاد آور شدند.
آن شخص، گفت: این هم در قوت اقناعی شبیه دلیل تشریحی کتاب وحکمت است، وحجت تو ثابت شد که قبول احادیث روایت شده از رسول الله صلی الله علیه و سلّم برما فرض است، من هم به این رأی برمیگردم که قبول احادیث نبوی بر مسلمانان لازم است، بنابر اين دلائلی که ذکر نمودی و امثال آنها که در قرآنکریم وجود دارد، ومن این را کسر شان نمیدانم که تصحیح اشتباه خود و رجوع به حقی که مدلل بودنش برایم ثابت شد را اظهار کنم، بلکه جزو دین خویش میدانم که باید از رأی خود به حقی که برایم نمایان شد رجوع کنم.
منبع: الأم للشافعي (7/ 287-2888 ، كتاب جماع العلم، بَابُ حِكَايَةِ قَوْلِ الطَّائِفَةِ الَّتِي رَدَّتْ الْأَخْبَارَ كُلَّهَا ).

به نقل از صفحۀ فیس بوک: دکتر احسان الله مبارز دروازی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
خرید مدرک دیپلم خرید مدرک فوق دیپلم خرید مدرک لیسانس خرید مدرک دکتری خرید مدرک خرید مدرک دانشگاهی قانونی خرید مدرک دانشگاهی مدرک دانشگاهی قانونی مدرک دانشگاهی خرید مدرک معتبر خرید مدرک معتبر دانشگاهی مدرک معتبر مدرک معتبر دانشگاهی مدرک تحصیلی معتبر چگونه مدرک تحصیلی بگیریم از کجا مدرک تحصیلی بگیریم قیمت مدرک تحصیلی سایت خرید مدرک تحصیلی